دقایق زبانی
Open in Telegram
در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبانهای دیگر، به نکتههای ظریف زبان فارسی میپردازم Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter @A_parsazadeh
Show more567
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
567
گمان میکنم اسم جدید شهر قمشه را بهتر است با نیمفاصله نوشت: شهرضا (= شاه رضا / شاهزاده رضا).
یکی از دلایلی که بسیاری بهاشتباه تصور میکنند «شهرضا» صورت کوتاهشدهٔ «شهررضا» است، صورت نوشتاری معمول آن (= شهرضا) است.
#نیمفاصله #نگارش
567
Repost from گزینگویهها (جدید)
دربارۀ شهرزاد
شهرزاد یکی از نامهای دخترانۀ زیبا و اصیلِ ایرانی است.
عموماً تصور میشود که این نام از دو جزءِ شهر + زاد تشکیل شده و به معنیِ «زادۀ شهر» است.
اما حقیقت چیزِ دیگری است.
شهرزاد در اصل چهرآزاد بوده.
چهر به معنیِ ذات و طبیعت و سرشت است.
بنا بر این شهرزاد یعنی آزادهسرشت.
#نامشناسی
567
آیا با بهکارگیری «فکر میکنم» در معنای «تصور میکنم»، مانند مثال زیر، موافقید؟
فکر میکنم حق با شما باشد.
567
گمان میکنم برای اصطلاح Touch wood یا knock on wood در مواردی بهجای «بزنم به تخته» از اصطلاح «گوش شیطان کر» استفاده کرد.
touch wood
UK informal (US knock on wood)
said in order to avoid bad luck, either when you mention good luck that you have had in the past or when you mention hopes you have for the future:
The deal will be agreed on Wednesday, touch wood.
این توافق، گوش شیطان کر، روز چهارشنبه حاصل خواهد شد
567
فرهنگستان در کنار «موزه» واژهٔ «گنجینه» را نیز ارائه کرده است. نگارنده نیز «دیدنیگاه» را دو سال پیش در گروه دکتر پاژین برای موزه پیشنهاد کرده است.
567
Repost from احساننامه
🔸نتایج یک پژوهش در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا نشان داده که وقتی از هوش مصنوعی سؤال یکسانی با لحنهای مختلف پرسیده شود، سؤالات بیادبانه نتیجۀ بهتری میدهد. در این تحقیق، دقت پاسخهای ChatGPT به سؤالات مودبانه در سه زبان ۸۰.۸٪ بود، درحالیکه وقتی همان سؤالی بسیار بیادبانه پرسیده میشد، دقت پاسخها به ۸۴.۸٪ میرسید. خب این البته نظر یک مقالۀ علمی است و شما میتوانید حرف دانشمندها را قبول بفرمایید. من اما به تخیل رماننویسهای علمی-تخیلی اعتماد بیشتری دارم و فکر میکنم باید به فکر فرداروزی که کار دنیا دست هوش مصنوعی میافتد هم باشیم. چند درصد دقت بالا و پایین به دربدریاش نمیارزد، آن هم با این موجوداتی که هیچ چیز را از یاد نمیبرند. ری بردبری ماجرای روباتی را تعریف کرده (در داستان کوتاه «شهر» از کتاب «مرد مصور») که ۲۰هزار سال انتظار میکشد تا نوع بشر را از بین ببرد. @ehsanname
567
بهنام خدای زبانآفربن
اگر «فرگشت» را برابر سره برای تکامل در نظر بگیریم، آیا نمیتوانیم «نیستگشت» را برابری سره برای «انقراض» دانست؟
🔷 پیشنهاد نگارنده «نیستگشت» برای انقراض (extinction) و «نیستگشته» برای منقرض (extinct) است.
مثالها:
۱) نیستگشت (= انقراض) دایناسورها در سالیان دور اتفاق افتاده است.
۲) دایناسورها حیواناتی نیستگشته (= منقرضشده) هستند.
۳) خرس پاندا جزو حیوانهای رو به/ در لبهٔ نیستگشت (= در معرض انقراض) است.
#انقراض #نیستگشت #نیستگشته #سرهگرایی #نوواژه
#extinction #extinct
Telegram: https://t.me/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
567
اسم این حیوان افسانهای «شیردال» است. دال همان عقاب است. در انگلیسی به آن Griffin میگویند.
567
برخی از ویراستاران با کاربرد «پیرامون» در معنای «درباره» موافق نیستند، چراکه معتقدند پیرامون موضوعی صحبت کردن به معنای دربارهٔ موضوعی صحبت کردن نیست، بلکه پیرامون بیشتر به حاشیهٔ موضوع نزدیک است.
🔷 به نظر نگارنده، کماحتمال نیست که «پیرامون» گردهبرداری از «حَول» عربی در بافتار ادبی و رسمی باشد.
أُرِيدُ التَّحَدُّثَ عن / فی/ بخصوص/ حَوْلَ هَذَا الْمَوْضُوعِ.
میخواهم دربارهٔ / راجعبه / در خصوص / پیرامون این موضوع صحبت کنم.
گذشته از آن، واژهٔ پیرامون در فارسی رسمی پربسامد شده است و به غنای واژگان فارسی افزوده است. از این رو، نگارنده با کاربرد پیرامون در این معنا موافق است.
#گردهبرداری #حول #پیرامون #عربی
567
مصوب فعلی فرهنگستان برای league «تیمگان» است. اگر «دسته» را برابر تیم در نظر بگیریم و سردسته را برای کاپیتان، برای league هم میتوان «دستگان» را در نظر گرفت.
#تیمگان #دستگان #لیگ
#league
567
برای معادل فارسیِ captain در معنای ورزشیاش، چه واژهای را بیشتر میپسندید؟
567
دیدگاه استاد صلحجو دربارهٔ دربارهٔ رایج «فکر کردن» برای think در معنای «گمان کردن یا تصور کردن».
567
Repost from واژهگردی 🎒
هامی برابر
میگه:
تو ترکیه، وقتی برای کسی آرزوی خیر میکنی، پاسخ میده: «هامی برابر»، یعنی انشاءالله برای همه. این گواه درکی عمیق از ماهیت جمعیِ خوشبختیه؛ اینکه سعادت، پدیدهی اجتماعیه نه فردی.
از گفتوگوی علی ضیا با موسی غنینژاد
@WordTourCh
567
با توجه به نقد و نظر دوستان، به نظرم، بد نیست نکتهای به فرستهٔ بالا افزوده شود.
ذهنیت فعلی این است که اگر شخص که نام خانوادگی مانند فرهادی دارد و میخواهد به کشور انگلیسیزبانی مهاجرت کند و در چنین کشوری چندان مشخص نباشد خارجی نیست، املای Farhadi ارجح است. در غیر این صورت، املای Farhadi ترجیح دارد.
567
Which spelling of the surname seems more anglicized: Farhady or Farhadi? Please strengthen your answer by providing some common spellings of English surnames.
Gemini:
The spelling Farhady seems more anglicized than Farhadi.
This is due to a common transliteration pattern where the long "ee" sound at the end of a non-English name (often represented by an "i" in standard transliteration) is replaced by the letter y to conform to typical English spelling conventions.
Comparison of Transliteration
The original name (likely Persian, based on Farhad) ends with a vowel sound often transcribed as -i (as in Farhadi).
Farhadi: This is the most common and standard modern transliteration. It uses the letter 'i', which often has a distinct, clear vowel sound in its language of origin.
Farhady: The use of a final -y in place of -i is a strong indicator of anglicization because it mimics common English surname endings.
Common English Surname Endings
The preference for a final -y is reinforced by the high frequency of this letter at the end of authentic English surnames, particularly those derived from place names or diminutives (pet forms of names).
Examples of very common English surnames that end in -y include:
Place-names/Locative: Ackerley, Bradley, Conway, Ellery, Wembley
Diminutives/Patronymics: Harvey, Perry, Darby
Descriptive: Garry
While many names also end in -i (e.g., Ali, Ravi, or names like Bellini which are direct Italian imports), the replacement of a foreign -i with an -y is the specific linguistic trick often used to "naturalize" a foreign surname into an English-speaking environment.
567
یکی از چالشهای رایج در میان فارسیزبانان نوشتن نام و نام خانوادگیشان به انگلیسی است. بدیهی است این چالش بسیار عمیقتر از آن است که راهحل سرراست، جامع یا قاطعی برای آن یافت. در نظر دارم تا در فرستههایی هرازگاهی به این موضوع بپردازم.
🔷 برای نام یا نام خانوادگیای که مانند «فرهادی» است دو گرایش پربسامد برای ترانویسی وجود دارد: i مانند Farhadi یا y مانند Farhady.
با آنکه i رایجتر است، ولی بهنظر میرسد y کمحاشیهتر است، چراکه احتمال بدخوانی با y کمتر است. شاید به این علت باشد که بسیاری از نامهای روسی مانند Dostoyevsky که به y ختم میشوند در انگلیسی رایجاند و به صورت /i/ (ایی) تلفظ میشوند. گفتنی است i در انتهای چنین واژههایی ممکن است /aɪ/ («آی») خوانده شود.
#ترانویسی
#transcription
