دقایق زبانی
Open in Telegram
در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبانهای دیگر، به نکتههای ظریف زبان فارسی میپردازم Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter @A_parsazadeh
Show more567
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
567
با جستوجوی این هشتکها، دسترسی آسانتری به فرستههای دقایق زبانی خواهید داشت:
#سرهگرایی
#اصطلاح
#ترجمه
#نوواژه
#زبانشناسی
#فرهنگ_و_زبان
#چیستان
#کیستان
#انگلیسی
#عربی
#ترجمه
#سره
#داستاننویسی
#داستانخوانی
#کپیرایتینگ
#آزفا
567
کتواک (catwalk) همان سکوی باریکی است که معمولاً بالاتر از سطحِ زمین قرار دارد و نمونپوشها/نمونهپوشها (= مانکنها/مدلها) روی آن راه میرود تا لباسهای خود را به نمایش بگذارند.
Catwalk
the long, narrow stage that models walk along in a fashion show
(The Cambridge Dictionary)
🔷 برای معادل catwalk، گزینههای زیر را پیشنهاد میکنم:
بَرخرام (جایی که بر روی آن میخرامند)؛
راهپنجه؛
پنجهراه،
پنجهگذر،
گذرپنجه.
🔷 دوستان همراه اگر پیشنهادی دارند، بفرمایند.
#کتواک
#catwalk
567
Repost from میرشمسالدین ادیبسلطانی
در اینجا فرضیّه یا نگرهی دیگری نیز میتواند پیش کشیده شود، و آن اینکه «جیغ بنفش» در اصل ترجمهی یک عبارتِ سادهی انگلیسی بوده است: violent scream : «جیغ شدید»، «جیغ وحشتناک»، «جیغ فجیع»، «جیغ پرخاشگرانه»، و مانند آنها. در این عبارت در فتادی یا violent بنادرست violet چاپ شده بوده، یا مترجم محترم آن، حرف «n» در violent را ندیده و عبارت را violet scream خوانده و به «جیغ بنفش» برگردانده است.
ادیبسلطانی، پیشگفتار بر ویراست دوّم برگردان پارسیی سنجش خرد ناب.
@adibsoltanik
567
علت اینکه احتمال دوم را برای «جیغ نفش» مطرح کردم این قطعه از جورچین است که گواه و مدرکی برای آن ندیدهام. دوستان گرامی اگر برای این قسمت از جورچین برای فرضیهٔ نخست مدرک و گواهی دارند، متشکر میشوم، بفرمایند. برای نگارنده این تحول معنایی از «اعتراض نامتعارف» به «جیغ زنان» جای سؤال دارد.
🌱🌻
567
برای معادل سرهٔ «مجسمهٔ متحرک فرهنگ» میتوان گفت «تندیس زندهٔ فرهنگ».
روح این استاد فرهنگ و ادب قرین رحمت الهی باشد. 🖤
پ.ن.: کانال احساننامه را دوست دارم و فرستههای آن را میپسندم. در این فرسته صرفاً خواستم معادل سره ارائه کنم. 🌱
567
Repost from احساننامه
🔹در خبرها بود که شورای شهر اجازۀ تدفین عالیجناب کامران فانی در قطعۀ نامآوران را نداده است و معاون وزیر ارشاد زنگ زده به رییس شورای شهر تا ماجرا حل شود. از این خلاصهتر و نمادینتر نمیشود چیزی در باب اوضاع فرهنگ در این مملکت سراغ کرد. فانی البته نیازی به مجوز و آییننامه و تبصره ندارد، «در سینههای مردم عارف» مزار اوست، ما وضعمان به جایی رسیده که برای سپاسگزاری و قدرشناسی از بزرگانمان نیاز به توصیه و پادرمیانی داریم. آن هم چه کسی؟ کامران فانی. نویسنده و مترجم و نسخهشناس و کتابدار و کتابشناس و دایرةالمعارفنویس و مجسمۀ متحرک فرهنگ و آقا، آقا، آقای تمام. «برفت شوکت محمود، در زمانه نماند / جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»
@ehsanname
567
رفیق بابی نیست.
دوست براهی نیست.
رفیق نابابی است.
دوست ناجوری است.
#پارسی #سره #سرهگرایی #باب #براه #ناباب #ناجور
567
داستان نویسی
میکروفیکشن با موضوع آزاد
داستانچه زیر ۱۰۰ کلمه
۱۰ میلیون ۱۰ برنده
ارسال آثار تا ۲۵ آذرماه ۴۰۴ :
@Ssssalizadeh
@Rainyday011
اسامی برندگان و اطلاع رسانی در گروه ادبی مینیمالیسم:
@minimalwriters
دوره بعدی این مسابقات در نوروز ۱۴۰۵ با جوایز فوقالعاده برگزار خواهد شد.
567
داستان نویسی
میکروفیکشن با موضوع آزاد
داستانچه زیر ۱۰۰ کلمه
۱۰ میلیون ۱۰ برنده
ارسال آثار تا ۲۵ آذرماه ۴۰۴ :
@Ssssalizadeh
@Rainyday011
اسامی برندگان و اطلاع رسانی در گروه ادبی مینیمالیسم:
@minimalwriters
دوره بعدی این مسابقات در نوروز ۱۴۰۵ با جوایز فوقالعاده برگزار خواهد شد.
567
بهنام خدای زبانآفرین
دنیای رنگارنگ فارسی
بهنظر میرسد فارسیزبانان تمایل ویژهای به استفاده از استعاره بههمراه رنگ دارند.
طلای سرخ (زعفران)
طلای سفید (پنبه)
طلای سیاه (نفت)
گنبد آبی / مینو (آسمان)
مروارید سیاه (خاویار)
سم سفید (نمک)
پردهٔ نقرهای (گرده برداری از silver screen؛ سینما)
🔷 شما هم میتوانید به این فهرست بیفزایید؟
#استعاره
Telegram: https://t.me/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
567
شایسته است گفته شود که Fall در انگلیسی آمریکایی به معنای پاییز نیز هست. از این رو، این پیشنهاد را با یادآوریای که یکی از همراهان گرامی داشتند، ارائه کردیم.
567
لطفاً با پسند 👍 و نهپسند 👎 به این ترجمه پاسخ دهید:
The leaves of friendship fall.
برگهای دوستی خزانزده میشود.
567
کدام ترجمه را برای جملهٔ زیر میپسندید؟
The leaves of friendship fall.
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
567
“Youth fades; love droops; the leaves of friendship fall; A mother’s secret hope outlives them all.” —Oliver Wendell Holmes
567
به نظر نگارنده،، عبارت جلوی ویترین منطقیتر است. اما چرا عبارت پشت ویترین هم طبیعی به نظر نمیرسد؟ احتمالاً به دو دلیل:
۱) در فارسی، گاهی بهجای ویترین از شیشه استفاده میشود (که البته معادل دقیقی نیست) و چون برای شیشه (در معنای اصلیاش) انتخاب پشت و جلو به نوع نگاه بستگی دارد، این تداخل ایجاد شده است؛
۲) در برخی بافتارها، در نقش قید، عبارت «از پشت ویترین» (خریدن) را داریم که «از پشت» در اینجا هم در مقابل اینترنتی و مجازی است هم در مقابل از دستفروش. اما این معنی متفاوت از معنای جملهٔ نظرسنجی است.
567
برای معادل نوستالژیک و نوستالژی، پیشنهادهای زیر را نیز ارائه میکنم:
رفتخواسته، رفتخواستگی؛
زودرفته، زودرفتگی
پیشنهادهای قبلی اینجاست.
