- عابر
Open in Telegram
«به همهی آنچه رفت... و آنچه هنوز مانده. عابر بودیم، هستیم، میرویم.» t.me/HidenChat_Bot?start=630062893
Show more317
Subscribers
No data24 hours
+37 days
-230 days
Posts Archive
317
بحث هالووین ایرانیها شد تو اتاق، داداشم گفت مگه امروز نبود؟ گفتیم آره،
گفت پس چرا یه جا هست من هرشب که راهم میخوره رد میشم میبینم هالووینه اونجا یه عالمه آدمم هست، خواهرم پرسید کجارو میگی؟ اونم جواب داد خیابون فلان(که محل تجمعات شبانه هست). منظورش این پرچمیها بود :)))
317
زمان خلوتی که داشتم مشغول فکر کردن بودم حین کارم؛
داشتم فکر میکردم که درواقع من الان فکر آزاد ندارم، دارم به این فکر میکنم که چجوری باید فکر کنم.
یه مشکل خیلی بزرگ که بخش عظیم جامعه درگیرش هستند.
بجای فکر کردن، چجوری فکر کردن یادمون دادند...
317
ما برای دیدن نقاط کور خودمون، به نگاه کسی نیاز داریم که دقیقا از همون زاویه به ما نگاه کنه؛ ما از تفاوتها میترسیم چون تفاوت، «ناشناخته» هست. اما حقیقت اینه که اگر کسی کاملا شبیه ما بود، ما فقط با خودمون در یک اتاق بسته، درحال تکرار هم بودیم. تفاوتها، همون دیوارهایی هستن که به فضای مشترک ما شکل میدن.
درک سخت دیگری، درواقع همون لحظهی برخورد با «خودِ غیرِ من» هست...
بنظر من شکافها باید محل ورود نور باشن و درک تفاوتها، یعنی پذیرش این حقیقت.
317
من در دنیای موازی درحالی که یک ماهی هستم و با عدم رضایت در یک شرکت دریایی مشغول هستم اما با این حال برای خودم چایی میریزم:
317
Repost from N/a
حالا بشر یاد گرفته چگونه در هوا مثل پرنده پرواز کند و چگونه در دریا مثل ماهی شنا کند. تنها یک چیز مانده که هنوز بلد نیستیم؛
اینکه چگونه روی زمین مثل آدم زندگی کنیم.
-جورج برنارد شاو.
