سماع ستاره
Open in Telegram
درود دوستان عزیز. مطالب کانال حذف شد. شاید در آینده دوباره کانال جون تازه بگیره اما فعلا در خاموشی به سر میبره.
Show more530
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
530
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟
نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورت است که درد سر خمار کشم
«سعدی»
530
تو در کلمههای من پنهانی. در همهی کلماتی که نوشته میشود. در کلمههایی که نوشته نمیشود حتا. تو در قلب من پنهانی. لابهلای شیارهای مغزم خانه داری. تو در من ریشه کردهای، گل دادهای. تو در منی، در خونم، رگم، استخوانم، خندهام، گریهام. حتا نمیدانم این منم یا تو. این کلمههای من است یا تو؟
#316
@noor_setare
530
من از بدو تولد دوستت داشتم!
وگرنه محال است كسي بتواند در مدتي كوتاه اين چنين در قلب كسي بنشيند...
تو از بدو تولد با من بودي..
بزرگ كه ميشدم عشق تو هم بزرگ ميشد،
دوست داشتنت در من رشد كرد و هم قد
من شد..
تو الآن كسي ديگر نيستي كه با مني،تو خود من هستي...خودِ خودِ من!
حال تو بگو كسي در اين دنيا قادر است بتواند خودش را از خودش جدا كند؟!
@noor_setare
530
به دیدارم بیا هر شب،
در این تنهاییِ تنها و تاریکِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،
ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن
در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است...
#اخوان_ثالث
@noor_setare
530
روزی فرا میرسد که شما در حال خوردن آخرین وعده غذایتان هستید، برای آخرین بار گُلهایتان رو بو میکشید، عزیزی را بغل خواهید کرد و خبر ندارید که آخرین بار هست. روزی فرا میرسد که برای آخرین بار با معشوقتان دیدار میکنید اما خبر ندارید که آخرین بار هست.
پس در لحظه زندگی کنید و هرکاری را با ذوق و شوق انجام دهید
@noor_setare
530
خیال من قاتل من است.
و الا ممکن نبود من به این زودیها اینطور از پای درآمده و از دست بروم.
مرا خیال کشت.
- از نامهی عارف قزوینی به زندخت شیرازی
@noor_setare
530
«و عشق، هر کسی را به خود راه ندهد.
و به همه جایی مأوا نکند و به هر دیده روی ننماید.»
#شهاب_الدین_سهروردی
@noor_setare
530
پاییزی که شروعش با سالگردِ تولد استاد شجریان باشد، بی شک پادشاه فصل هاست.
🕊یکم مهرماه زادروز خسرو آواز ایران محمدرضا شجریان
@noor_setare
530
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را بر ملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد ـ خدا کند ـ
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند…
شاعر: علیرضا بدیع
@noor_setare
