en
Feedback
Dardchin

Dardchin

Open in Telegram

IG:dardchin /dardčin/ - ص. فـا. (دَ. دْ) کسی که از فرط مهر و محبت آرزو کند که دردِ محبوبش بــِجان وی افتــد و بلاگـــردان او شود. 🖤 https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTI0OTU5OTgzOQ لینک ناشناس☝️

Show more
516
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
« هرچیزی که بدان عشق میورزی، شاید روزی از دست بدهی، اما عشق به شکل های دیگر به تو باز خواهد گشت...» 👤کافکا

شبت بخیر عزیزم. غم نیز هم✨

من میدونم. هنوزم تو چشمای بقیه دنبال نگاه من میگردی.

تو اخرین کسی بودی که بهت اعتماد کردم. اخرین باری که یکیو نگاه کردم و باور کردم که ادم‌ خوبیه.

«کل‌زندگی‌با جسارت میچرخه پروانه‌ کوچولو دستاتو بذار رو زانوهاتو کاری که همیشه دلت میخاسته رو امتحان کن.»

همیشه ‏لازم نیست آدم خوشحال باشه تا از نو شروع کنه. ‌ 📗طاعون 👤آلبرکامو #تکه_کتاب

چراغو خاموش میکنم و تو تاریکی یاد بابا بزرگ میوفتم که میگفت : «این دنیا برای کثرت ساخته نشده بابا جون هیچوقت زیاد اعتماد نکن، زیاد عاشق نباش، زیاد اهمیت نده که خیلی خیلی ضربه میخوری.» راست میگفت‌ حالا میفهمم.

دلم میخواد بدونم وقتی چشاتو بستیو به همه اون روزا فکر میکنی ته دلت میگی ارزشش رو داشت؟

یادت نره که ناراحت بودن جزئی از انسان بودنه قهرمان کوچولو.

‏این خیلی مهارت باارزشیه که تشخیص بدی کی باید رها کنی و کی باید صبور باشی و ادامه بدی.

الان باید هرجوری هست ادامه بدم. بعدا یادم بیار برات تعریف کنم چقد سخت بود دوییدن و رسیدن به چیزایی که بابای بقیه دو دستی تقدیمشون میکرد.

تمامِ چیزی رو که لازم بود بدونم، فهمیدم. از این‌جا به بعدش تنها چیزی که دارم، امیده.

هاشم کنارم دراز میکشه و در جواب به سوال تکراریم میگه: «یادت نره زندگی همون رنگی میشه که تو نقاشیش کردی پروانه کوچولو.✨»

حزین لاهیجی با غم نوشته و با حسرت وفادار بوده : «اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد کشیده ایم در آغوش، آرزوی تو را»❤️‍🩹

تو از تمایل به بقا برای من مهمتری . اینو دیشب وقتی خاکی و خونی از رو زمین بلند شدم فهمیدم.🙂

من شیفته‌ی عمقم؛ چه در نگاه، چه در حرف، چه در عشق.

یادت بمونه هیچکس بیشتر از کسایی که ازت خوششون نمیاد نگاهت نمیکنه. پس بهشون نمایشی نشون بده که هیچ وقت فراموشش نکنن.😉

آدم وقتی با رنج خودش آشتی نکنه، همه‌ی دنیا براش بهانه‌ی درد می‌شه.

بیا مست کنیم و به هم چیزایی رو بگیم که در حالت عادی میترسیم به زبون بیاریمشون.
بیا مست کنیم و به هم چیزایی رو بگیم که در حالت عادی میترسیم به زبون بیاریمشون.

یالوم تو کتاب وقتی نیچه گریست میگه: «رویای عشقی رو دارم که فراتر از اشتیاق پیوستن دو تن باشه...» منم همینطور.