Dardchin
Open in Telegram
IG:dardchin /dardčin/ - ص. فـا. (دَ. دْ) کسی که از فرط مهر و محبت آرزو کند که دردِ محبوبش بــِجان وی افتــد و بلاگـــردان او شود. 🖤 https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTI0OTU5OTgzOQ لینک ناشناس☝️
Show more516
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
516
دیگه بزرگ شدی عزیزم؛ نمیشه فرار کنی.
باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.
516
دنیای تو، توی عمیق ترین نقطه ای که داری تسلیم میشی تموم میشه .
نه توی اون نقطه ای ک داری مبارزه میکنی!
516
هاشم دستشو میذاره روی قلبم و میگه :
«گریه نکن کوچولو .
هرچیزی که در حال غرق کردن تو بود ، داشت بهت شنا کردن رو یاد میداد.»
516
توان انسان برای جنگیدن توی زندگی محدوده ؛ مهمه که بدونی چطوری بجنگی و مهمتر اینه که تشخیص بدی کدوم میدون محل مبارزه تو نیست و ازش خارج شی تا احساس شکست و بازنده بودن نکنی.
516
عزیزم تو که غریبه نیستی؛ گاهی از جنگیدن برای چیزهایی که دیگران بدون ذرهای تلاش اونها رو در اختیار دارن، خیلی خسته میشم.
516
تو میدونی راههای مختلفی وجود داره که میتونی یکیو که دوست داری بُکشی، کندترین راه اینه که هرگز به اندازه کافی اونو دوسش نداشته باشی.
516
ماکارونی رو میریزه تو اب جوش و میگه :
«اونی ک قلبتو شکونده از کارش پشیمون نیست، اون فقط میخواد یکبار دیگه به خودش ثابت کنه که میتونه با وجود له کردن احساس تو بهت نزدیک بشه، فقط چون هنوز دوستش داری.
اما عزیز من عشق ، خیلی وقتها دوطرفه نیست.
یک سمتش فقط به خودخواهی منتهی میشه.»
516
وقتی زخمهای عمیق روحت ترمیم نکنی حتی اگر عشق رو در خالصترین حالتش پیدا کنی نمیتونی لمسش کنی؛ میپرسی چرا؟
”چون در عمق وجودت باور داری که لیاقتش رو نداری“
516
«𝑉𝑒𝑟𝑎𝑚𝑎»
-واژه ی المانی-
به معنی وقتی چیزی رو میخوای، ولی نمیخوای دیگه بخوای.
انگار داری از خواستن خسته میشی.
مثل که وقتی هنوز دلت برای داشتن چیزی یا کسی میتپه، ولی دعا میکنی دیگه نکوبه.
516
میخواستم خانهی روشنی داشته باشم.
با پنجرههای بزرگ و آفتابی که صبح اردیبهشت بر تن برهنهات بتابد و مجابم کند زنده بمانم. اما عزیزم، حالا نگاه کن چطور در تاریکی اقامت دارم و بوسیدن را از یاد برده ام...❤️🩹
516
«طریقه درست عشق ورزیدن همین بود، بیهراس، بیحد و مرز، بیاندیشهی فردا و سپس شاید بدون پشیمانی.»
📗هیاهویزمان
- جولینبارنز
#تکه_کتاب
516
عزیزدلم
زندگی درمورد این نیست که بیشتر شاد باشی، بلکه درمورد اینه که چیکار میکنی تا کمتر رنج ببری.
516
ماریا تو چشمام نگاه کرد و حقیقت رو میخوند:
«تو میترسی که اجازه بدی دیگران دوستت داشته باشن چون فکر میکنی یه روز تنها میشی.»
