597
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1430 days
Posts Archive
597
غَمَت ناخوانده مهمانیست
هر شب در سرایِ من
اگر یک شب تو خود مهمانِ من باشی
چه خواهد شد !؟
#عماد_خراسانی
597
و اما؛
نیمه شبی من خواهم رفت
از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که؛
مرا بیهوده بِدان بسته اند...
#احمدشاملو
597
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم
چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم
ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
#فاضل_نظری
597
چنان دَر قِید مِهرَت پای بَندَم
که گویی آهوی سَر دَر کَمَندَم
گَهی بَر دَرد بی دَرمان بگریَم
گَهی بَر حالِ بی سامان بِخندَم
#سعدی
