خُرده جآن
Open in Telegram
اینجا همون this moment 𐭩ᡣ سابقه :) . گاهی مینویسم تا دوام بیارم..🍃 . . . اینجا حرف بزنیم؟! @thismoment_ghafbot
Show more449
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
460
• قدرت جنگیدن و خسته نشدنم سر هر چیزی که برام مفهوم «حقم» بودن داره.
•فکر میکنم انسان حسودی نیستم و این رو دوست دارم.
•مقادیری هنر توی وجودم هست و اینو هم دوست دارم هم بابتش شکرگزارم.
•جزئی نگرم و این خصوصیت بهم این فرصت رو میده که تا بینهایت زیبایی های دنیارو ببینم.
•تو خیلی از موضوعات و اتفاقات شجاعت دارم و این شجاعت رو بی نهایت دوست دارم.
•از ظاهرم؟!
اندامم :))))))
460
اکنون که به روزها و ماه ها و سال آخر دههی سوم زندگی نزدیک میشوم، بیش از هر چیز فهمیدهام زیستن شبیه آدمهای دیگر تو را اغنا نخواهد کرد. هر آدمی راه خودش، مسیر خودش و لذت خودش را دارد.
سالها طول میکشد تا بفهمی بعضی رویاها فقط برای دیگران زیبا هستند و بعضی مقصدها، هرچقدر هم پرزرقوبرق، سهم تو نیستند. طول میکشد تا دست از اندازه گرفتن زندگیات با خطکش آدمهای دیگر برداری و بپذیری خوشبختی، نسخهای واحد برای همه ندارد.
حالا میدانم آرامش صدای بلندی ندارد. آرامش گاهی در یک غروب معمولی پنهان میشود، در بوی چای تازهدم، در سکوت اتاقی که پنجرهاش رو به آسمان باز است، یا در آغوش چند آدم معدود که حضورت را همانگونه که هستی دوست دارند.
حالا بیشتر از قبل میدانم که لازم نیست همهچیز بزرگ و چشمگیر باشد. گاهی تمام معنای یک روز خوب در گفتوگویی صمیمی خلاصه میشود. گاهی آرامش، همان چیزی است که سالها به اشتباه آن را بیاهمیت میپنداشتی.
دیگر کمتر تلاش میکنم شبیه کسی باشم و بیشتر تلاش میکنم خودم را بفهمم. بفهمم چه چیز مرا سر ذوق میآورد، چه چیز خستهام میکند و چه چیز، حتی در سختترین روزها، هنوز دلیلی برای ادامه دادن به من میدهد.
شاید پختگی همین باشد؛ اینکه به جای دویدن در مسیرهای امتحانشدهی دیگران، جرئت کنی رد پای خودت را دنبال کنی، حتی اگر به جایی برسد که هیچکس پیش از تو نرفته باشد.
ف.قاف
460
گل سرخم چرا پژمرده حالی بیا قسمت کنیم دردی که داری بیا قسمت کنیم بیشش به من ده که تو کوچک دلی طاقت نداری...•|بابا طاهر
460
داشت ذوق عجیب و شدیدی برای این گلا نشون میداد، اون یکی بهش گفت خیلی نازن، اگر دوست داری تخته بگیر بده برات بکشه.
اون چشمای قلبی و نیش تا پس کله باز در لحظه نا پدید شد و جاشو داد به لب کج و فرمود: اینا به خونهی من نمیاد!
یه مدل ذوقم داریم که من بهشون میگم ذوق تو خالی!
مثل مورد مذکور در بالا :)
460
به نظرم
شستن لباسا با دست یه تراپی جدید و اقتصادیه.
هم چنگ میزنی هم میتونی لگد بزنی هم میتونی مشت بزنی
تهشم تمیزی میبینی روحت آروم میشه
از اون مهم تر به ماشین لباسشویی هم کمک کردی تو این وضعیت :))))
460
آقاهه تو خیابون داشت پشت فرمون با گوشی کارت به کارت انجام میداد، رسید به مرحلهی رمز پویا، نمیتونست تایپش کنه همونجا وسط خیابون(یک طرفه و کوچیک) ترمز گرفت ایستاد کارشو انجام داد و مجددا راه افتاد و رفت.
کاااملا خونسرررد :))))
460
باید منه ۱۰ سال پیشم جلوم نشسته باشه که ازش تشکر کنم بابت جنگای نا تمومی که کرد و تجربه هایی که چشید و پی ریزی منه الانو کرد.
منه ۵ سال پیشم به جای تشکر یه بغل امن میخواد و یه سیلی محکم!
چون که به خودش نمیومد :)
460
نوشته بود در جواب بی اعتنایی و بی احترامی فاصله بگیر
و من اونقدر فاصله گرفتم که خودم رو هم گم کردم ...
