en
Feedback
تا شقايق هست زندگي بايد كرد…😌🌺

تا شقايق هست زندگي بايد كرد…😌🌺

Open in Telegram
1 329
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
نوشته بود ؛ برعکس خیلی‌ها که میگن آدم‌ها رو تو سفر میشه شناخت من میگم آدم‌ها رو در موقعیت‌های آنی و یهویی میشه شناخت. سفر که برنامه ریزی شده‌است. آدم‌ها رو باید تو واکنش‌های ناگهانی‌شون نسبت به مسائل شناخت. وقتی تو رستوران نوشیدنی‌ات می‌ریزه، وقتی کلیدت رو جا می‌ذاری، وقتی اشتباهی می‌کنی، چیزی رو فراموش میکنی دقیقا زندگی همین‌ جاهاست و هنر اصلی، پاسخ درست به این موقعیت‌های پیش بینی نشده است...😉

دخترها بیرحمانه‌ترین تصمیمات زندگیشون رو درست بعد از کور شدن ذوقشون میگیرن.

@RapRelease - Arta - Mano To.mp37.04 MB

هیچوقت تا این اندازه از بی‌مصرف بودن خودم حالم بهم نخورده. نشستم تا «خواهم دید چه می‌شود»!

چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم؟ به اختیار،که از اختیار بیرون است. " حافظ

«من به یه چیزی برای ادامه دادن نیاز دارم نمیدونم چی، دارویی، دراگی، آدمی، اتفاقی.»🥲

به قول صابر ابر: چه عجیب. هنوز هم امید دارم….🥲

آغوش وا کردیم اگرچه ترس هر سو بود... @mimism

شب همگی بخیر. اگر دیگه بین ما نیستید، شب شما هم بخیر. زمان با رفتن شما ایستاد. همه‌ی ما هنوز جایی اواخر دی ماه هستیم نه اواسط بهمن. زمان ایستاد و ما هرروز هوایی رو نفس کشیدیم که بوی خون پاک شمارو می‌داد. نمی‌دونم می‌بینید یا نه، احتمالا نه، اما ما شمارو می‌بینیم. زمان ایستاده و ثانیه‌ها کش میان و ما در تک‌تک لحظات این ثانیه‌های طولانی شمارو می‌بینیم و در مورد شما می‌شنویم و از شما میگیم. امیدوارم خوب بخوابید، ما خیلی وقته که نمی‌تونیم خوب بخوابیم. دوستتون دارم. ببخشید…😔🖤

Ali Zarei - We Touched each other.mp317.54 MB

زندگی‌م هیچ فرقی با کسی که توی زندانه نداره. من تاحالا زندان نرفتم، ولی حسش رو انگار با بندبندِ وجودم می‌تونم بفهمم. دیوارام اسم ندارن، اما بلندن. پنجره هست، ولی رو به هیچ‌جا باز نمی‌شه. هوا میاد تو، ولی نفس کشیدن سخته. اینجا نگهبان لازم نداره؛ خودم حواسم رو جمع می‌کنم که زیاد خوشحال نشم، زیاد امیدوار نشم. ساعت‌ها کش می‌آن، دقیقه‌ها دندون نشون می‌دن، و شب‌ها حکمِ خاموشی دارن، حتی وقتی چشمام بازه. تنهایی‌م مرخصی نداره. فقط گاهی توی آینه با خودم حرف می‌زنم، همون چند ثانیه‌ای که یادم میاد هنوز زنده‌ام، نه آزاد. بعد دوباره برمی‌گردم سرِ حبسی که اسمش زندگیه، بی‌میله، ولی با حکم ابد، هر از گاهی برام ملاقاتی میاد و به محضِ اینکه می‌ره، به محضِ اینکه با خودم تنها می‌شم، این چرخه ادامه پیدا می‌کنه.😔

قلبم دیگه تحمل یه ذره ناراحت شدن و نداره…🥲

ما حیف بودیم عزیز من ؛ امیدوار بودیم ، مسئولیت‌‌پذیر بودیم ، زیبا بودیم ، شادی را بلد بودیم ، از خودگذشتگی داشتیم ، ولی حیف بودیم ؛ انگار این زمانه و این خاک قدر مارا ندانست ؛ ما حیف بودیم …

و دیگر جوان نمی‌شوم(1).mp32.03 MB