MeiAn「明暗」
Open in Telegram
مِیآن (MeiAn) هستم. "فقط خلق کن..!" http://t.me/Chevalet_bot?start=7xdAJ3exSMhy
Show more612
Subscribers
+1524 hours
+377 days
+15430 days
Posts Archive
612
دقیقااا! میشه نزدیکش شد ولی هیچوقت نمیشه لمسش کرد😔😂
کلا خود بحث خلاقیت و الهام به شدت جالبه دوست دارم یه روز با هم بحث کنیم.
612
دقیقا
خود پروسه خلاقیتو هیچ جوره نمیشه زور کرد
مثلا میشه یه چیزایی بگی به کانسپت آرتیست که الهام بخشش بشن، ولی بازم دقیقا نمیتونی زورش کنی، میتونی تا یه حدی بهش جهت بدی ولی کاملا نه
اگه دیگه خیلی پیگیری کنی میتونی با آزمون و خطا نزدیک ترین نتیجه رو به چیزی که میخوای بگیری
کلا بحث الهام بخشیدن واسم جالبه
اینکه همه ما داریم به هم حالا به طریقی الهام میبخشیم
612
به نظرم این یه مرزی داره
میشه با زور افراد رو مجبور به خلق کرد. میتونی هزاران انسان رو مجبور به خلق وسیله و هنر و... بکنی.
ولی برای خلاقیت در خلق نه.
خلاقیت رو نمیشه زور کرد. چه انسان برای خودش، چه انسان برای دیگری.
میشه که با ساختن یه شرایط احتمال بروز خلاقیت در خلق کردن رو بیشتر کرد، ولی نمیشه فرمان مستقیم داد.
612
در ادامه بحثمون ما فقط داریم راجب خلق هنر حرف میزنیم
ولی بار ها خوندم که خیلی از بدرد بخور ترین اختراعات بشر اصلا واسه یه هدف دیگه خلق شده بودن
بنظرم تو هنر ام صدق میکنه، فرص کن مثلا یه ایده ای که فکر میکردی به کار نمیاد یه جا تو یکی دیگه از پروژه هات بکار میاد
فقط باید ذهنتو باز نگه داشته باشی
612
دقیقا خود خلق کردن شاخه های دیگه و انگیزه های دیگه میگیره که اینطوری بحث خیلی سنگین میشه=)
612
بنظرم تنها راه اینکه تو سیاه چاله توجه نیوفتی
اینکه واسه دل خودت در نهایت خلق کنی، و در نهایت اونایی که مایندست شبیه به خودت دارن پیدا میشن که از چیزایی که خلق کردی لذت ببرن ( آخرش همه چیز بر میگرده به اجتماعی شدن )
612
دلایل دیگه بنظرم:
برای فهمیدن جهان اطرافش، کنترل بهتر.
برونریزی احساسی به شکل های مختلف.
تعامل با هم نوع. ارسال اطلاعات از طریق چیزهایی که خلق شده.
انسان میتونه با چیز هایی که خلق کرده هم با انسان های دیگه ارتباط برقرار کنه.
612
موفقیت. حس عزت نفس و انگیزه.
فکر میکنم موفقیت از خلق کردن برای ذهن انسان میتونه نمادی از موفقیت در بقا باشه.
612
جدا از اینایی که گفتم، خلق کردن بنظرم دیگه تهشه
یعنی دیگه کار از این بهتر نداریم
وقتی طعمشو بچشی، وقتی یه اثری بزاری هرچقد کوچیک یا بزرگ
اون حس خوب میاد، یه حسی که انگار یه کاری کردی، انگار همه چیز بی هدف نیست، حس زنده بودن میده
حالا هرچقد اثری که میذاری بیشتر باشه و ری اکشنی که میگیری ازش بیشتر باشه اون حسه ام بهتره
این قطعا یکی از دلایلشه ولی اگه آدم فقط رو اینا پیش بره تاثیر منفیش بیشتره، اینکه معتاد این توجه بشی
612
همش برمیگرده به اون سوال بزرگ
که دلیلش چی بود؟
بنظرم وقتی با وجودیت خودت کنار میای و دیگه هر روز از خودت نمیپرسی که چی
ناخودآگاه واسه خودت هدف میسازی، حالا اون هدف از کجا میاد خودش عمیقا تو زندگی ما ریشه داره، ولی معمولا به یه حسی ربط داره که باهاش یه جور دیگه ارتباط گرفتیم، یا حداقل فکر میکنیم گرفتیم چون اون خاطره ای که ازش داشتیم کم کم ماهیت واقعیشو از دست میده و به یه چیز دیگه تبدیل میشه، هر روز داریم تغییرات کوچیک میکنیم و تا بیایم به خودمون بیایم میبینیم داریم یه کار دیگه میکنیم، دنبال یه هدف دیگه افتادیم
612
دقیقا!!! یکی دیگه از دلایلش همینه.
خلق یه دنیای کوچیک برای آزمون و خطا یا شناختن خود یا جهان اطرافمون. با ایده آل های خودمون.
هررر چیزی میتونه یه دنیای کوچیک باشه که انسان خلق کرده. حتی یه تخت.
612
من خودم از مهمترین دلایلی که از هنر و نوشتن خوشم میاد خلق کردن دنیاییه که همه چیزش رو از رنگ ها تا قوانینش خودم خلق کردم. یه جورایی مثل حقیقی کردن و به تصویر کشیدن احساسات، افکار ، خیال و خواسته هامه. شاید خلق کردن یکی از راه های ارضا کردن روحمونه
612
به نظرم بخاطر همین احساس وجود داشتنه که دوستمون گفت
اینکه یک جایی یک نفر به چیزی که خلق کردیم نگاه کنه و بفهمه یک نفر یک زمانی اینجا وجود داشته و افکاری داشته که منتهی به خلق این اثر (حالا هر چیزی میتونه باشه) شده
یه جورایی احساس جاودانگی میده(؟)
