en
Feedback
‌ “دربار | 𝗗𝗮𝗿𝗯𝗮𝗿

‌ “دربار | 𝗗𝗮𝗿𝗯𝗮𝗿

Open in Telegram
433
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
اکنون که دل خریدی رد کردنش روا نیست.

گریه نمیکرد ولی تمام روز می‌خوابید .

اعتمادی نیست بر کار جهان.

یوقتاییم تکلیف مشخصه ولی آدم دلش نمیخواد بپذیره .

دل جای توست گرچه دل از ما گرفته ای.

ما را از همه چیزی تهی ساخت.
ما را از همه چیزی تهی ساخت.

مگذار که غصه در میانت گیرد.

با جور و جفای تو نسازیم چه سازیم.

مجال خلوتی پیدا شود از حرف لبریزم.

« زخم ها را پنهان كن جز نمك در مشت دنيا هيچ نيست » -صابر

نمی دانم چه خواهد شد و‌ راستش را بخواهی دیگر برایم اهمیتی ندارد من برای تمام احتمالات زندگی خسته ام …

تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو.

من در پی خویشم به تو بر می‌خورم اما.

اونجا که ابتهاج میگه: در من کسی آهسته می‌گرید.

کاش انقدر بهم فشار نیارید ، تا الان هیچی اونجوری که می‌خواستم پیش نرفته، به یه مو وصلم، به یه مو .

عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد.

جز عشق گناهی نیست در نامه ی اعمالم.

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود.

گم نشو دور نشو بی تو جهانم خالیست.

مرا تا دلی هست جانم تویی.