en
Feedback
شرحِ‌حال

شرحِ‌حال

Open in Telegram

من جُز یک انسانِ سرگشته‌ی خویش گُم‌کرده‌ی خارِمغیلان در پا لنگ‌لنگان تشنه و گرسنه در جست‌وجو، هیچ‌کس نیستم. ــــــــــــــــــــــــــــــ تزریق‌ابیات🤍 @mafar01

Show more
215
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
آدم هر چی بزرگ‌تر میشه دلش بیشتر و زودتر برای مامانش تنگ میشه.

ولی خب دیشب سرد و برفی و جاده یخ امروز خاطره شد، از اون خاطره‌ها که از یاد نمیره مخصوصا اینکه گره خورد به یلدا.🍉

من بهش ترکی یاد میدم، اون آهنگ‌های کردی رو ترجمه میکنه واسم؛ اصالت و زبان شیرین محلی>>>

آمییین یا رب العالمین

خداروشکر برای تموم شدن امروز، به امید اینکه فردا روز آروم‌تری باشه..

آبان‌ماهی که گذشت.
+9
آبان‌ماهی که گذشت.

برای‌امشب‌و‌سکوت‌پر‌از‌غمش. @sinein_f

مراسم مخصوص خانم‌ها بود، هر چقدر گشتم یه نفر تنها اومده باشه، نبود. همه یا دوستی یا کسی از اعضای خانواده همراهی‌شون کرده بودن. ولی خب حس بدی نداشتم، خجالت یا شرمی همراهم نبود. واقعیتش برای تجربه‌ها خیلی برام دغدغه نیست کسی باشه، بود باهم میریم نبود خودم تنهایی میرم‌.

دیروز شش صبح از خونه زدیم بیرون تا ساعت دوازده شب که رسیدم خونه مدام در حال حرف زدن بودم، (البته جز اون یک ساعت و نیمی که پای فیلم مجنون بودم) اخر شب می‌گفتم برای هضم این روز باید تا یک هفته با کسی نزنم تا به تعادل برسم. حالا امروز بعد سه ساعت و نیم بی‌وفقه صحبت و جلسه، دارم این متن رو می‌نویسم. انگار از یه جایی به بعد وقت استراحت نداری و فقط پیش میری، قشنگ هم هست. دو روز اومدیم اینجا اگه نجنگیم اگه حرکت نکنیم که چی؟ خسته میشیم! نوش جون‌مون لذتشم می‌بریم. اگر برنامه‌ها ثمر نده حتی اگر اون کار به شسکت منجر بشه و هزار حتی دیگه، بازم میگم تلاش ارزش داره به یکجانشینی. سعدی یه بیتی داره میگن که به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ گر مراد نیابم به حد وسع بکوشم.

دیروز شش صبح از خونه زدیم بیرون تا ساعت ۱۲ شب که رسیدم خونه مدام در حال حرف زدن بودم، (البته جز اون یک ساعت و نیمی که پای فیلم مجنون بودم) اخر شب می‌گفتم برای هضم این روز باید تا یک هفته با کسی نزنم تا به تعادل برسم. حالا امروز بعد سه ساعت و نیم بی‌وفقه صحبت و جلسه، دارم این متن رو می‌نویسم. انگار از یه جایی به بعد وقت استراحت نداری و فقط پیش میری، قشنگ هم هست. دو روز اومدیم اینجا اگه نجنگیم اگه حرکت نکنیم که چی؟ خسته میشیم! نوش جون‌مون لذتشم می‌بریم. اگر برنامه‌ها ثمر نده حتی اگر اون کار به شسکت منجر بشه و هزار حتی دیگه، بازم میگم تلاش ارزش داره به یکجانشینی. سعدی یه بیتی داره میگن که به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ گر مراد نیابم به حد وسع بکوشم.

برای‌‌نوکران‌این خاندان. @sinein_f

برای‌سوز‌و‌اشک‌چشم‌ترک‌زبان‌ها. @sinein_f

از بیست و هفت عدد رسید به سی و دو تا و بیست‌و‌نه موردش پر شد شکر خدا.✅️ نگاه کردم آخرین مداحی اینجا رو ببینم دیدم از اول امسال کلا یدونه گذاشتم، تک خور شدم و حواسم نبود.

از بیست و هفت عدد رسید به سی و دو تا و بیست و نه موردش پر شد شکر خدا.✅️ نگاه کردم آخرین مداحی اینجا رو ببینم دیدم از اول امسال کلا یدونه گذاشتم، تک خور شدم و حواسم نبود.

بیست و هفت مورد شده لیست کارهای فردا. شب میام میگم چندتاش تیک خورده و اگه بالای بیست و پنج موردش تیک بخوره(که البته من داخلش رو پر میکنم) یه مداحی زیبا براتون میفرستم. فلذا دعا برای برکت وقت و توان و اعصاب‌.

مداحی‌قدیمی‌خاطره‌انگیز..

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که: غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت. -ازکتاب‌طبل‌حلبی

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که: غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت. -ازکتاب‌طبل‌حلبی

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که: غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت. -ازکتاب‌طبل‌حلبی

توی این دنیای وانفسا حربت و علیک یا زهرا..