255
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
از درک کردن شما و شرایطتون و منتظر بودن برای بهتر شدنش متنفرم. از صبر کردن برای اینکه منم ببینید متنفرم.
از اینکه احساسات خودمو نادیده بگیرم بخاطر شما هم متنفرم.
دلم یه رابطه خوب و اروم و پایدار میخواد؛ شروعشم دلم نمیخواد وسطاشو میخوام که همه چی سر و سامون گرفته و چندسال گذشته. واقعا به ادم هایی که رابطه های امن و اروم و طولانی مدت دارن حسودیم میشه و میترسم حسرتش بمونه رو دلم. میترسم هیچوقت دیگه عاشق کسی نشم و هیچکس عاشقم نشه…
«لو كانَ لي قلبان لعشت بواحدٍ
وأفردتُ قلباً في هواكَ يُعذَّبُ.»
«مرا دو قلب اگر میبود، با یکی میزیستم، و دیگری را رها میکردم در عشق تو عذاب بکشد.»
- قیس ابن الملوّح؛ فارسیِ محمّد حمادی
۳۱:
«با این همه حتّی در این سنوسال اگر دو سه ساعتی نمیدیدمش دلم برایش تنگ میشد و حال که دیگر دیدن او محال است خدا میداند چه دلِ تنگ و غمناکی دارم.»
- سوگ مادر؛ شاهرخ مسکوب.
بعضی جمله ها انقد غم انگیزن که تا مغز استخوون ادم رو میسوزونه؛ مثلا اینکه “کاش من و تو جای دیگه ای باهم اشنا شده بودیم…”
قرصامو باز شروع کنم
باشگاه برم
فیلم ببینم
درسامو بخونم
و برای همیشه غیب شم از زندگی اطرافیانم.
کاش بتونم
