Alireza.S
I’m nothing. A devoted believer in "The Future is Decentralized."
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel Alireza.S
Channel Alireza.S (@cryptobyalireza) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 38 875 subscribers, ranking 3 299 in the Cryptocurrencies category and 8 822 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 38 875 subscribers.
According to the latest data from 15 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -542 over the last 30 days and by -5 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 34.72%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 13 497 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as وقت, سونیک, نقدینگی, چیز, جا.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“I’m nothing.
A devoted believer in "The Future is Decentralized."”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 16 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Cryptocurrencies category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 15 June | +1 | |||
| 14 June | 0 | |||
| 13 June | 0 | |||
| 12 June | 0 | |||
| 11 June | 0 | |||
| 10 June | 0 | |||
| 09 June | 0 | |||
| 08 June | 0 | |||
| 07 June | 0 | |||
| 06 June | 0 | |||
| 05 June | 0 | |||
| 04 June | 0 | |||
| 03 June | 0 | |||
| 02 June | 0 | |||
| 01 June | 0 |
| 2 | سلام
مدتی است ننوشتهام؛ نه چون چیزی برای گفتن نبود، گاهی برای فهمیدن آنچه در حال رخ دادن است، باید مدتی از سر و صدا فاصله گرفت. بعضی روزها بیشتر از آنکه به تحلیل نیاز داشته باشند، به تأمل نیاز دارند.
در این مدت رنج و اندوه را دیدیم.
خشم را دیدیم.
جنگ را دیدیم.
ترس را دیدیم.
حجم بزرگی از احساسات متناقض که هر ایرانی به شکلی آن را تجربه کرده است و مثل همیشه عدهای تلاش کردند همه چیز را به دو انتخاب ساده تقلیل دهند:
یا این طرف.
یا آن طرف.
اما جهان واقعی اینقدر ساده نیست.
کسی که فلسفه ساختارهای غیرمتمرکز را فهمیده باشد میداند مسئله فقط یک حکومت، یک دولت یا یک دوره تاریخی نیست.
مسئله این است که هر جغرافیای تاثیرگذار و پراهمیتی که بتواند یا بخواهد مستقل فکر کند، مستقل بایستد و امید اجتماعی تولید کند، برای نظمهای متمرکز قدرت خطرناک میشود.
ایران، با همه زخمها و خطاها و بحرانهایش در طول تاریخ، هنوز یک ظرفیت تمدنی زنده است؛ ظرفیتی که اگر امیدش زنده بماند، قابل کنترل کامل نیست.
و آگاهی نظمهای متمرکز قدرت نسبت به این ظرفیت موضوع تازهای نیست که صرفاً مربوط به سالها و دهههای اخیر باشد.
برای همین من میان نقد داخلی و دفاع از ایران تضادی نمیبینم.
من میتوانم منتقد وضعیت اقتصادی، مدیریتی و ساختاری کشورم باشم؛ اما همزمان بفهمم که تضعیف امید، تکهتکهکردن جامعه و بیاعتبارکردن جغرافیای ایران، سالهاست پروژهای فراتر از اختلافات داخلی بوده و هست.
ایران برای من فقط خاک نیست. ایران یک شبکه تاریخی، فرهنگی و انسانی است. همانطور که مردم برای من فقط جمعیتی روی یک نقشه نیستند. ایران بدون مردمش معنایی ندارد. و مردم بدون امید به آینده این سرزمین، چیزی را از دست میدهند که بسیار فراتر از اقتصاد و سیاست است.
من منتقد بسیاری از وضعیتهای موجود هستم. شاید بیشتر از آنچه بسیاری تصور میکنند. دقیقاً به این خاطر که بزرگترین سرمایه یک ملت را هدف گرفتهاند:
امید
و همزمان به خوبی میفهمم چرا قدرتهای بزرگ تاریخ همیشه با جغرافیاهایی که ظرفیت تولید امید، هویت و استقلال دارند، مسئله داشتهاند.
مسئله فقط منابع نیست.
مسئله فقط سیاست نیست.
مسئله حتی این حاکمیت یا حاکمیتی دیگر نیست.
هیچ نظم متمرکزی از شبکههای زنده در جغرافیایی پر اهمیت خوشش نمیآید.
از جوامعی که هنوز میتوانند روی پای خود بایستند، از ملتهایی که هنوز میتوانند خودشان را بازسازی کنند، از مردمی که هنوز به آیندهای متفاوت فکر میکنند، در حالی که جغرافیایی در اختیارشان است که میتواند دنیا را تحت تاثیر قرار دهد.
پس سمت من همان جایی است که همیشه بوده:
سمت مردم.
سمت خاک.
سمت امید.
سمت جغرافیایی که با همه زخمهایش، ظرفیت ساختن آینده را دارد.
سمت من دقیقاً مقابل هر جریانی است که امید را در این سرزمین تضعیف کند؛ چه از درون، چه از بیرون.
و بدانید بزرگترین تهدید برای هر پروژه سلطه، مردمی نیستند که در یک جغرافیای کم اهمیت همه چیز دارند؛ مردمی هستند که در یک جغرافیای مهم با وجود همه زخمها، هنوز امید دارند.
البته من از هر امیدی دفاع نمیکنم.
امیدی که بهای آن از دست دادن هویت، استقلال یا جغرافیای یک ملت باشد، در نهایت شکل دیگری از ناامیدی است که فقط با ظاهری متفاوت عرضه شده است.
امیدی که بر پایه وابستگی، تحقیر یا تبدیل شدن به حاشیه یک نظم سلطه بنا شود، امیدی نیست که بتواند یک ملت را زنده نگه دارد.
امیدی که فراموش کند گاهی کسانی که خودشان را ناجی مردم معرفی میکنند، بیش از همه از ناامیدی مردم سود میبرند، امید واقعی نیست.
من به هر کسی که در یک جغرافیای به شدت استراتژیک شعار نجات مردم میدهد اعتماد نمیکنم.
پس چه باید کرد؟
به گمان من، قبل از هر چیز باید از دوگانههای دروغین عبور کرد.
نه میتوان به نام وطن، رنج مردم را نادیده گرفت.
و نه میتوان به نام مردم، جغرافیا، هویت و استقلال یک ملت را بیاهمیت دانست.
باید همزمان از هر دو دفاع کرد.
باید بتوان در برابر خطاهای داخلی با قاطعیت ایستاد، بدون آنکه به پروژه ناامیدسازی تبدیل شد.
باید بتوان در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی ایستاد، بدون آنکه چشم بر مشکلات داخلی بست.
باید بتوان اصول و سیاستهایی که هیچ دستاوردی جز ناامیدی ندارند را از ریشه تغییر داد، با علم به این موضوع که این جغرافیا هدف اصلی پروژههای ناامیدسازی از درون و بیرون است.
باید امید را حفظ کرد، اما نه هر امیدی را. امیدی که بر فراموشی، وابستگی یا تسلیم بنا شود، امید نیست. و مقاومتی که به نفی آینده و زندگی و امید مردم ختم شود نیز راهحل نیست.
و البته در این سالها یک چیز دیگر را هم فهمیدهام. | 13 187 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
