231
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+130 days
Posts Archive
231
🥀
به دست هایم شک نکن
به عاشقانه هایی که کشیده ام روی پوست تن ات
و به حرف هایی که
هر از چند گاهی نمی زنم
من اینجا یک فنجان نیم خورده دارم
یک صندلی کنار بی حوصله گی هایم
و صداهای زندانی که گاه گاه سر می کشند
از استخوانهایم
از موهایم
سینه ام
و
ریز ریز می شوند روی پیراهن غروب....
#ناهید_عرجونی
@shere_Sepeid
231
🥀
سکوتِ من
شکستن نداشت
آخرش تو
در دیگری عاقبت به خیر میشدی و
من بیتو
به عقوبتِ بیکسی دُچار میگشتم
میدانی.. گاهی
باید حرمت سکوت را نگهداشت
تا احساس و عشق
بیآبرو نشوند...
#حمیدرضا_هندی
@shere_Sepeid
231
🥀
در راهروهای بیزمان
هنگامی که خورشید
از پنجرهها سرریز میکند
سایهها روی دیوارها لم میدهند
در دستهایم
سنگریزههای خیس
و بوی خاکِ باران خورده
میان انگشتانم
در لایههای ژرف
میپیچد
صدای نفسها
در هوا
سَر می رود
کودکیِ درخت
از حوصلهی برگها
و هر برگ
لالایی میخواند
برای هیچ گنجشکی
مادر را میشنوم
در موجهای آب
در بی لحظه گی زمزمه های باد
من
با گامهای نه بلند
مسیر روزمرگی را
می پیمایم
دیوارها حرف میزنند
کتابها خاموشاند
اما
هنوز
پشت چشمها
در ازدحام شب
بیداری جهان را
در خواب میبینم
من!
#آلاءشریفیان
@shere_Sepeid
231
🥀
در راهروهای بیزمان
هنگامی که خورشید
از پنجرهها سرریز میکند
سایهها روی دیوارها لم میدهند
در دستهایم
سنگریزههای خیس
و بوی خاکِ باران خورده
میان انگشتانم
در لایههای ژرف
میپیچد
صدای نفسها
در هوا
سَر می رود
کودکیِ درخت
از حوصلهی برگها
و هر برگ
لالایی میخواند
برای هیچ گنجشکی
مادر را میشنوم
در موجهای آب
در بی لحظه گی زمزمه های باد
من
با گامهای نه بلند
مسیر روزمرگی را
می پیمایم
دیوارها حرف میزنند
کتابها خاموشاند
اما
هنوز
پشت چشمها
در ازدحام شب
بیداری جهان را
در خواب میبینم
من!
#آلاءشریفیان
231
🥀
من از پنجرهام
جشنِ غروب را دیدهام
سرِ تپههای دور
گاه مثلِ یک سکه
یک تکه آفتاب میانِ دستهای من میسوخت
تو را از تهِ دل به یاد میآوردم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست
پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامیِ عشق یکباره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس میکنم که غمگینم
و حس میکنم که تو دوری؟
#پابلو_نرودا
@shere_Sepeid
231
#نوحه_مادر
🥀
یوسفِ من ! پس چه شد پیراهنت ؟
بر چه خاکی ریخت خونِ روشنت ؟
بر زمینِ سرد ، خونِ گرمِ تو
ریخت آن گرگ و نبودش شرمِ تو
تا نپنداری ز یادت غافلم
گریه می جوشد شب و روز از دلم
داغِ ماتم هاست بر جانم بسی
در دلم پیوسته می گرید کسی
ای دریغا پارهِ دل ! جفتِ جان
بی جوانی ، مانده جاویدان جوان
بر سرِ گهواره لالا خواندمت
تا بجنبانی جهان ، جنباندمت
درسِ پیمان و وفا آموختی
جانِ مادر ! جانِ مادر سوختی
مژدهِ دامادیت می خواستم
حجله ات آخر ز خون آراستم
در بهارِ عمر ای سروِ جوان
ریختی چون برگریزِ اغوان
ارغوانم ! ارغوانم ! لاله ام
در غمت خون می چکد از ناله ام
در دلِ ویرانه ام گوری بکن
کاین شهیدانند بی گور وکفن
گورها در سینهِ خود کنده ایم
سوگوارانیم ما تا زنده ایم
این همه خون در دلِ ما می کنی
بشکنی ای دستِ خونی ، بشکنی
#هوشنگ_ابتهاج
@shere_Sepeid
231
🥀
آن که از سکوت نگوید
نمیتواند عشقام را
بسراید
آن که باد را به چشم نبیند
کوچِ مرا
نمیتواند بنگرد
آن که صدای سنگ را نشنود
نمیتواند
به آوای من
گوش سپارد
و آن که «شب» نگردد
چگونه میفهمد
تنهاییِ مرا؟
چگونه...
#شیرکو_بیکس
@shere_Sepeid
231
🥀
میوهی زیتون همیشه سبز بود
سبز، ای محبوبم
پنجاه شهید، هنگام غروب
به گرد زیتون، برکهی خونی برپا داشتند
محبوبم، آزارم مده
شهیدمان کردند
ما را کشتند...
#محمود_درویش
@shere_Sepeid
231
🥀
تلخ ماندم، تلخ
مثل زهری که چکید از شب ظلمانی شهر
مثل اندوه تو
مثل گل سرخ
که به دست طوفان پرپر شد
تلخ ماندم، تلخ
مثل عصری غمگین
که تو را بر حاشیهاش پیدا کردم
و زمین را
توپ گردان
پرت کردم به دل ظلمت
تلخ ماندم، تلخ
دیو از پنجره سر بیرون کرد
از دهانش
بوی خون میآمد...
#خسرو_گلسرخی
@shere_Sepeid
231
🥀
من و تو
سر از یک گلدان درآوردیم؛
مرا از ریشه درآوردند
تا جا براي تو باز شود
علف هرز نبودم؛
دوستت داشتم،
گل نمیدادم
تا تو بیشتر دیده شوی...
#جواد_گنجعلی
@shere_Sepeid
231
🥀
در سرزمین من
زیبایی و زشتی یکیست
و هر دو به یک اندازه
به درد نمیخورند
شعری به قلبم چسبیدهاست
که برای نوشتنش باید
قلبم را در بیاورم...
#گروس_عبدالملکیان
@shere_Sepeid
231
🥀
تو زادروز منی
و پیش از تو
یادم نمیآید که بوده باشم
«دوستت دارم، دوستت دارم »
و این جمله
امضای من است...
#نزار_قبانی
@shere_Sepeid
231
🥀
خیالت آرام!
وقتی طلوعت
تمثیل زیباترین آغازهاست
وقتی تشعشع نگاهت
پر مهرتر از تمام واژه هاست
من اینجا
صبحم زیباست
خیالت آرام!
#سیدمجتبی_موسوی
231
🥀
کاروانِ روز
زیر آفتابِ بلندِ دنیا پیش میرود
در تقویمِ روزهای نانوشته
نامت را کنارِ آینده مینویسم
مثل رویایی که دیر میرسد
اما میرسد...
#میلاد_آریانژاد
@shere_Sepeid
231
🥀
ای کوچه ی قدیمی دیدار ما ، سلام
دیوارهای خشت به خشت آشنا، سلام
ای بوی دوست درتو وزان تا همیشگان
دالان گل فشان نسیم صبا، سلام
#حسین_منزوى
@shere_Sepeid
231
🥀
آن قدر در نبودنت
خیالت را قدم زدم
که پاهایم به دلتنگی عادت کرد
و دلم به نیامدنت
اگر هنوز جایی برای دیدار مانده
بگذار جایی باشد
که گریه شرم نداشته باشد
جایی میان آسمان
و دل خسته ی من....
#لاادری
@shere_Sepeid
