[شبح محافظ کتابها]
Open in Telegram
https://t.me/HarfChatBot?start=35e0148bc5a4 سکوت و تاریکی و پنهان شدن. راه من همین است و طور دیگری نمیتوانم عمل کنم...
Show more211
Subscribers
-124 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
•چند روز پیش دلم میخواست افکارم را به سرعت روی کاغذ بیاورم اما حتی یک کلمه هم نیامد.
•آرزویم این بود که طوفانها را فقط در آن کرانههایی ببینم که با خروشانترین شدت میتازند...
•او: روشنایی
•تاریکی در من میدرخشد.
•انقلاب را زیستن.
•امروز: اشک، اشک، اشک.
فقط هنگام حرفزدن در تنهایی است که برای یک شنوندهی حقیقی حرف میزنیم که از او هراسی نداریم...
تو زندگی یه جاهایی باید صمیماتی گرفته بشه که نمیتونی بهطور همزمان همهی انسانهای اطرافت رو راضی نگهداری.
اینکه یه انسان برای گرفتن کوچیکترین تصمیمات احساس سردرگمی کنه و به خاطرش به دیگری پیوسته احساس گناه بده پدیدهی غریبی محسوب میشه.
چون شما بردهی راضی نگهداشتن بقیه نیستید، مگر اینکه انتخابش کرده باشید...
خمیر مایهی ما طوری است که همه چیز را با خود و خودمان را با همه چیز مقایسه میکنیم، از این رو خوشبختی یا بدبختیمان بستگی به چیزهایی
دارد که معیار مقایسه قرارشان میدهیم. با چنین روحیهای هیچ چیزی از تنهایی خطرناکتر نیست. در تنهایی ذهن و خیال ما که در ذات خودش میل تعالی دارد، ملهم از تصویرهای رؤیایی دنیای شعر و داستان، به تجسم انسانهایی رو میآورد که در میان آنها از همه بیمقدارتر خودِ ماییم. پس جز خودمان همه را بی نقص میانگاریم و کامل! چنین تصوری دلیل هم دارد. ما اغلب خود را از این یا آن قابلیت بیبهره میشمریم و دیگران را بر عکس از آن برخوردار.
به ملتی گرسنگی میدهند تا در نهایت از این طریق آنان را ریشهکن کنند...
امروز دیگر فلسطین بدل به سنجهای برای انسان و انسانیت شده است، و میزان دوری و نزدیکی آحاد انسانی با هر عقیدهای به آن، سرشت، ذات و ماهیت حقیقیِ انسان را نشان میدهد.
الان یه بچهی قشنگ بهم گفت خیلی دوستم داره و با اینکه منو ندیده دلش برام تنگ شده
خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تک پیرهنان را پیرهن بر تن میدرند؛ آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند؛ و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبه تیغ میدهند. این نیست آنچه ما میگفتیم. اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میافرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست...
