2 611
Subscribers
+524 hours
+477 days
+7930 days
Posts Archive
2 611
این استوری حدود یه هفته پیش احسانوئه. اینکه شما دوستان از کسانی که دوستشون دارید انتظار داشته باشید در مقابل اتفاقات اخیر واکنش نشون بدند انتظار به جاییه و من هم به عنوان ادمین این کانال مثل شما دوستان انتظار دارم که واکنش های بیشتری از احسانو ببینم ❤️
2 611
دوستان امروز ساعت 6 عصر کنترل تلویزیون رو بردارید و روشنش کنید. بزنید کانال دو. احتمالا آقای عبدی پور اونجا یه برنامه با نوجوونها داره.
میدونم که خیلی از ماها نگاه مثبتی به صدا و سیما نداریم که کاملا هم حق داریم. اما فکر کنم نمیشه هم این نتیجه رو گرفت که هر کی اونجا پاش باز شد حتما سمت حکومته. نمونه ش عادل فردوسی پور
گوشی احسانو خاموش بود که مطمئن بشم برنامه هست یا نه. حالا شما اون ساعت تلویزیون رو روشن کنید ضرر نداره.
2 611
@ehsanabdipoor
یه فیلمی که احسانو خوشش اومده بود ازش صرفا به خاطر همین موضوع، فیلم ٍ «دو روز، یک شب (به فرانسوی: Deux Jours, une nuit) بود.
2 611
@ehsanabdipoor
یه فیلمی که احسانو خوشش اومده بود ازش صرفا به خاطر همین موضوع، فیلم ٍ «دو روز، یک شب (به فرانسوی: Deux Jours, une nuit) بود.
2 611
@ehsanabdipoor
یه گفتگوی پربار با آقای عبدی پور که خوشتون خواهد اومد. اولاش کمی کیفیت مشکل داره اما درست میشه. ارزش شنیدن داره.
پ ن: یادم بندازید اون ضرب المثل رو از احسانو بپرسم😌 ( اگه این جمله گیج کننده است بعد از شنیدن این فایل صوتی متوجه میشید)
2 611
زلفای قجری رَ درهم و بشکسته مکن واز
درهای سلامت رَ به روم بسته مکن واز
گر ما رَ مِخِی ها نِمِخِی نه دو کلیمه
اینبار مو رَ مثل همه بار خسته مکن واز
♪♪♪
یار اینجیه امشو مَخَن آوازه موذن
تام، خادم مَچِد، در گلدسته مکن واز
از زلف کُتا ابروی پیوسته شو و روز
عمرُم رَ کُتا، رنجمَ پیوسته مکن واز
♪♪♪
زلفای قجری رَ درهم و بشکسته مکن واز
درهای سلامت رَ به روم بسته مکن واز
گر ما رَ مِخِی ها، نِمِخِی نه، دو کلیمه
اینبار مو رَ مثل همه بار خسته مکن واز
2 611
دوستان گرامی به هیچ وجه قصد تغییر کاربری این کانال رو ندارم اما تو این ایام کم کاری احسانو گفتم یه ترانه مشهدی از شجریان رو که از دیروز روش قفلی زدم فوروارد کنم شما هم گوش کنید. همین اتفاق هم دیگه تکرار نمیشه و این کانال مختص کارهای احسانوئه ❤️
2 611
تو روزهای آینده به زودی یه پادکست خیلی قشنگ رو از آقای عبدیپور خواهیم شنید. تا اون موقع هر کدوم از دوستان که داستانی در چنته دارند اگه تمایل داشتند بیان زیر این پست کامنت کنند. 🌺
2 611
امروز ظهر حالم خراب بود از شرکت بیرون زدم و تو راه خونه یه موتوری ازم آدرس کوچه نیلوفر رو پرسید. حالم خیلی خراب بود ولی بهش جواب دادم که "نمی دونم. کجا رو بهت گفتند؟" آخرش داشتم تبلتم رو در میاوردم که از رو نقشه نگاه کنم گفت نمیخواد حالا. گفتم ببخشید منم حالم خوب نیست برو از یه مغازه دار بپرس.
گفت کجا میری؟
- میرم مترو تا برم خونه
- بیا برسونمت
- نه ممنون میرم خودم
- بیا برسونمت یه عشق و حالی هم با هم بکنیم
- چه عشق و حالی؟؟
- سکس
- دستت درد نکنه من گی نیستم
-جسارت نباشه نمیگم گی هستی. همینجوری عشق و حالی بکنیم
- عجب میگم نمیخوام
-چرا؟
-چرا و زهرمار .
عصبانی نشدم. حتی با خنده حرف زدم. به قول احسان عبدی پور به دید یه داستان بهش نگاه کردم. حتی سرم درد نمی کرد ممکن بود بیشتر باهاش حرف بزنم. البته نه در حد رضایت دادن ( با شمام کامنت گذار محترم 😬) . فارغ از این اتفاق واقعا زندگی بدون داستانها جذاب نیست. حتی نگاه کردن به اتفاقات بد زندگی به دید داستان، باعث میشه تلخی اونها گرفته بشه.
