en
Feedback
درمانکده دانش و بینش

درمانکده دانش و بینش

Open in Telegram

مهم نیست باور من چیه مهم اینه حقیقت چیه پیج اینستاگرام: instagram.com/ali.taammoli

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 819
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بحران هویت اگر انسان به گونه ای تربیت شده باشد که "هویت و احساس امنیت" را نه فقط از قدرت، دانش و توانایی خود، بلکه لااقل بخش عمده ای از آن را از تعلق به گروه یا قبیله ای خاص بگیرد، هر گونه خطری برای دسته خود را تهدیدی علیه هویت و امنیت خود می پندارد و برای محافظت از گروه، ممکن است از جان خود و دیگران و حتی اطرافیان نیز بگذرد. این نوع تربیت(تربیت قبیله ای)، چند ویژگی یا شاخصه مهم دارد: ۱-تحمیق افراد گروه و صغیر نگه داشتن آنها نهادینه کردن احساس زبونی و خواری در افراد گروه، که آنها را به ماندن در گروه و سر سپردگی در مقابل قواعد آن محتاج می کند. ۲-تحمیل هزینه به اعضا هزینه دادن، منجر به وفاداری می شود. اگر افراد، متحمل هزینه شوند، سختتر واقعیات متناقض را در نظر می گیرند. هزینه میتواند روانی، جسمی و مالی باشد. تحمیل هزینه، قرارست با افراد چنان کند که به محض شک، فورا در درون به خود بگویند: "چطور به تاول های کف پایم بگویم که تمام مسیری که آمده ام اشتباه بوده؟!" قواعد گروه ممکن است شامل خودآزاری و دگرآزاری باشد. منع و نهی و محدودیت امیال طبیعی نمونه ای از تحمیل هزینه سنگین بر اعضا است. ۳- القای داشتن برتری ماهیتیِ گروه خودی ها نسبت به غیر آنها طوری تربیت می شوند که جهان را بر اساس آنچه بهشان دیکته می شود، به خوبها و بدها و یا خودیها و غیرخودیها تقسیم کنند و خودشان در دسته خوب ها قرار بگیرند. سواستفاده از واژه های موجه و متعالی برای خود(بعضا در شرایطی که سزاوار صفاتی کاملا مخالف آن هستند) و خوار کردن بقیه، در تلقین برتر بودن نقش دارد. توهم برتری، التیام بخش احساس خواری و تاولهای کف پاست و توهم دانش مانعی کلیدی برای اندیشیدن به چیزی غیر از تلقین های گروه. نمود توهم دانش، همان نام بردن از مفاهیم متعالی است، در عین فقدان ذره ای دانش از آنها. ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش هشتم و پایانی مردم معمولاً هنگامی كه به مبارزه فرا خوانده می شوند ابداً دوست ندارند كه حقیر، ناسازگار، تندخو یا احمق جلوه كنند. این نبردی است برای بقاء. تنها راه مؤثر برای كنار آمدن با این نوع از حالت تدافعی كاستن از شدت نبرد است و نه شعله ورتر كردن آتش آن. كنایه پرانی و رفتار طعنه آمیز یا به نحو تحقیر آمیز رفتار كردن با دیگری صرفاً به حالت تدافعی او جای پای مطمئنی می بخشد تا در جر و بحثی تلافی جویانه درگیر شود، یعنی آنچه احساس آنها را مبنی بر اینكه مورد تهدید قرار گرفته اند توجیه می كند. اهل شک و خِرد، فقط هنگامی در نبرد برای باورهای خردگرایانه به پیروزی خواهند رسید كه حتی در برابر واكنش های تدافعی دیگران به رفتاری ادامه دهند كه به طور مستمر بزرگ‌منشانه و سنجیده باشد، یعنی شیوهٔ برخوردی که حاكی از ملاحظه كاری و احترام متقابل است. و در نهایت اینكه باید برای تمامی شک اندیشان به خاطر آوردن این موضوع دلگرم كننده باشد كه بخش واقعاً حیرت انگیز ماجرا این نیست كه تعداد اندكی از باورها تغییر می كنند یا اینكه مردم می توانند تا این اندازه رفتاری غیر منطقی داشته باشند، بلكه این واقعیت است که به هر حال باورهای هر انسانی زمانی تغییر می کند. توانایی شک اندیشان در تغییر دادن عقاید شخصی خود در واكنش به داده ها حقیقتاً خود یک موهبت است، در واقع استعدادی بی مانند، نیرومند و گران قدر. این در حقیقت همان "عملكرد والاتر مغز" ماست كه در آن برخلاف بعضی از طبیعی ترین و بنیادی ترین و بدوی ترین نیازهای زیست شناختی عمل می شود. اهل شک باید توان و به ویژه مخاطراتی را كه این استعداد به آنها ارزانی داشته ارج نهند. آنها در تملک خود مهارتی دارند كه می تواند در عین حال مهیب، دارای قابلیت تغییر زندگی و توانا برای ایجاد رنج باشد. به هنگام متوجه ساختن این توانایی به سوی دیگران باید از روی احتیاط و خرد عمل شود. به مبارزه طلبیدن عقاید و باورهای دیگران باید پیوسته از سر مسئولیت و دلسوزی انجام گردد. شک اندیشان باید به خاطر بسپرند كه همیشه چشم به هدف اصلی خود داشته باشند. آنها باید توجه خود را به چشم انداز آینده معطوف گردانند و باید برای پیروزی در جنگ صرفاً به خاطر باورهای خردمندانه تلاش كنند و نه در نبردی تا سرحد مرگ برای غلبه یافتن در هر رزمی که شد، یا بر هر فرد یا باوری که بود.| پایان ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش هفتم اشاره های ضمنی برای روشنگران: اهل خرد لازم است همیشه از این مسئله آگاه باشند كه برای مردم چقدر دشوار است وقتی می بینند كه عقایدشان به چالش کشیده می شود. مایهٔ تأسف است كه چنین چالشی می تواند به رفتاری از طرف آنها بیانجامد كه خصمانه و حتی شرورانه است. توجه کنید که مخاطب قرار دادن کل نظام عقیدتی بیش از اندازه پیچیده تر و اضطراب آورتر است تا صرفاً مطرح كردن شواهد ضد و نقیض. روشنگران باید معنا و مفهوم داده هایشان را در برابر نیاز مغز جهت حفظ و نگهداری نظام عقیدتی خود مورد بحث قرار دهند تا بتوانند مفهومی از انسجام، ثبات و نظارت در زندگی را همچنان پابرجا نگه دارند.| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد جان سخت‌اند؟ "ریشه های علمی تعصب در باورها بخش ششم هر باوری هرچقدر هم كوچک و احمقانه به نظر آید، تلاش برای تغییر دادنش می تواند به تشنج در كل نظام باورهای فرد منجر شود و در نهایت تجربهٔ مغزی بقا را به خطر بیافكند. به همین خاطر است كه مردم اغلب به دفاع كردن از باورهای در ظاهر كوچک و بی اهمیت خود را مجبور می بینند. چون تغییر دادن حتی یک باور که با باورهای اساسی تر مرتبط است در كلِ نظام باورهای چنین شخصی شكاف می اندازد، یعنی بر جهان بینی بنیادین او و سرانجام بر تجربهٔ مغزی او از بقاء.| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش پنجم هنگامی كه داده ها و باورها با یكدیگر در تعارض قرار می گیرند مغز به طور خودكار برتری را به انتخاب داده ها نمی دهد. به همین خاطر است كه باورها، حتی باورهای نامعقول، كودكانه و احمقانه، اغلب در برابر شواهد متناقض دوام می آورند. مغز ابداً اهمیت نمی دهد كه آیا باورها با داده ها مطابقت دارند یا نه. در حالیكه بخش علمی و معقول مغز ما شاید چنین اندیشه كند كه داده ها باید باورهای متناقض را از دور خارج كنند، اما در سطحی بنیادین تر، مغز ما چنین پیش داوری هایی ندارد. مغز برای دورریختن باورهای خود به شدت خاموش می ماند. همچون سربازی پیر با تفنگی كهنه كه هنوز هم به پایان یافتن جنگ اطمینان كامل ندارد، مغز اغلب از تسلیم كردن سلاح خود امتناع می ورزد، حتی با وجودی كه داده ها به او چنین فرمان می دهند| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد، جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش چهارم توانایی باورها در وسعت دادن به ارتباط با جهان و آنهم فراتر از محدودهٔ داده های حسی بی واسطهٔ ما به میزان چشمگیری توانایی ما در ادامهٔ زندگی را بهبود می بخشد. یک انسان غارنشین قابلیت بسیار بیشتری برای ادامهٔ حیات خواهد داشت چنانچه بتواند بر این باور خود باقی بماند كه مخاطرات در جنگل حتی آن هنگام كه داده های حسی او هیچگونه خطر مستقیمی را نشان نمی دهند همواره وجود دارند. این به آن معنا است كه باورها از داده های حسی مستقل عمل می كنند. در واقع تمامی ارزش های مبتنی بر بقاء باورها بر این اساس قرار گرفته است که بتوانند در برابر شواهد نقض کنندهٔ یکدیگر همچنان باقی بمانند. قرار بر این نیست که باورها به سهولت تغییر کنند و یا در واكنش به شواهد تكذیب كننده عوض شوند. اگر چنین می کردند در عمل دیگر به عنوان ابزاری مفید برای بقاء مطرح نمی بودند. اگر باور غارنشین ما به خطرات بالقوه در جنگل هر زمان كه اطلاعات حسی او به او گزارش می دادند كه دراطراف او خطری در كمین نیست از بین می رفت آنگاه عمر وی چندان دوامی نمی آورد.| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد، جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش سوم حس‌ها و باورها یكی از ابزار های اصلی مغز برای حفظ و مراقبت از ادامهٔ حیات حس های پنجگانه ما هستند و دیگری، باورها. این کاملاً بدیهی به نظر می رسد که انسان برای هرگونه اقدام در حفظ ایمنی خود باید بتواند به طور دقیق از وجود خطرات موجود اطلاع حاصل کند. همین كه می خواهیم از غاری كه در آن زندگی می كنیم خارج شویم، برای آنكه همچنان زنده بمانیم، باید بتوانیم حیوان درنده ای را كه آمادهٔ حمله به ماست به خوبی تشخیص دهیم. با این وجود حس های ما به تنهایی به عنوان کشف کننده مؤثر خطرهای احتمالی كافی نیستند، زیرا چه از جهت برد و گستردگی و چه از نظر توانایی به شدت محدود می باشند. داخل شدن به محیطی كه ما قبلاً هیچ گونه تجربه ای از آن نداریم ما را در شرایط خطرناكی قرار می دهد زیرا از خطر های احتمالی این محیط جدید هیچگونه هشدار از پیش معلومی نداریم. باور، نامی است كه ما به ابزاری حیاتی از مغز خود داده ایم كه برای افزایش کارکرد تشخیص خطر طراحی شده است. باورها دامنه تشخیص ما را افزایش می دهند به طوری كه می توانیم خطر را بهتر تشخیص دهیم و بدین ترتیب احتمال بقاء خود را هنگامی كه به محیط های ناآشنا داخل می شویم بهبود بخشیم.| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد، جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها بخش دوم به این دلیل كه هرگونه فعالیت مغزی هدف بنیادینش ادامهٔ حیات است، تنها راه برای درک درست از كاركرد مغز، بررسی اهمیت و فایدهٔ آن به مثابه ابزاری جهت ادامهٔ زندگی و بقا است. حتی دشواری درمان اختلال های رفتاری، مانند چاقی و اعتیاد فقط توسط بررسی ارتباط آن ها با مسئلهٔ بقاء قابل درک است. هرگونه كاهش در مصرف كالری یا در امكان دسترسی به ماده ای كه شخصی به آن معتاد است توسط مغز همیشه به عنوان تهدیدی علیه بقاء پنداشته می شود. در نتیجه مغز با قدرت تمام از مصرف زیاده از حد یا سوء استفاده از آن ماده دفاع خواهد كرد و باعث ایجاد دروغ گویی، كش رفتن، تكذیب كردن، معقول جلوه دادن و توجیه كردن های متداول توسط كسانی كه از چنین اختلال هایی رنج می برند، می گردد| ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

🔴چرا عقایدِ بد، جان سخت‌اند؟ ریشه های علمی تعصب در باورها (گرگوری دبلیو لستر| برگردان: علی محمد طباطبایی| با دخل و تصرف و تخلیص) بخش نخست اغلب برای اهل علم و خِرد، گیج كننده و آزارنده است كه باور های بسیاری از مردم در برابر شواهدی حاكی از عدم صحت آنها همچنان بدون تغییر باقی می مانند. تعجب می كنیم از اینكه مردم چگونه قادر هستند به باورهایی كه با حقایق موجود در تناقض قرار گرفته اند همچنان وفادار بمانند. این تحیر و شگفتی در اندیشمندان ممكن است به ایجاد تمایل برای تحقیر و کوچک جلوه دادن افرادی بینجامد كه عقایدشان در واكنش به شواهد و مدارک موجود همچنان بدون تغییر می مانند. چنین افرادی شاید به عنوان اشخاصی فرومایه، نادان و یا مجنون نگریسته شوند. درک و دریافت اهداف زیست شناختی باورها می تواند به خردمندان كمک كند تا در چالش با عقاید غیر معقول و همچنین انتقال نتایج علمی بسیار مفید تر و مؤثرتر باشند|ادامه دارد... ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

حیوانات چگونه با استفاده از میدان مغناطیسی جهت یابی میکنند.pdf

برگزیده تحقیقات و گردآوری های دانش آموزانم پیرامون چند موضوع جذاب پاپ ساینس گردآورنده برتر: آقای دانیال دارابی (هیچگونه مسئولیتی در باب انتشار، متوجه دبیرستان نمیباشد و صرفا با صلاحدید شخص من صورت میگیرد)

لیست موسسات و جوایز آنها برای اثبات کنندگان ادعاهای ماورایی (هر آنچه که علم از توضیحش ناتوان باشد) گفتنی است حدودا ۱۰۰ سال میگذره و کسی هیچ کدام از این جوایز رو نبرده معمولا هر موسسه، پس از چند سال، چالش رو پایان یافته اعلام میکنه و پول اختصاص یافته به جایزه رو صرف ترویج و پیشرفت علم میکنه اکنون بیش از ۲۰ موسسه در دنیا آماده بررسی ادعاها هستن ❇️درمانکده دانش بینش نگرش @kiapolyclinic

چطور ممکن است کسی بمیرد(مرگ قطعی توسط پزشک تایید شود) ولی در سردخانه یا ... زنده شود؟ پاسخ از دکتر کیمیایی اسدی متخصص مغز و اعصاب و فوق تخصص تشخیص الکتریکی ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiapolyclinic

Repost from تنیدگی
مسئله‌ی ذهن-بدن و تجربیات نزدیک به مرگ . مسئله‌ی ذهن-بدن یکی از دشوارترین مسائل علمی و فلسفیه و دیدگاه‌های متفاوتی در موردش وجود داره . توی این ویدیو دیدگاه فیزیکالیستی مسئله‌ی ذهن-بدن رو از زبان دکتر شان کارول (فیزیکدان) و استیون نوولا (عصب‌شناس) میشنویم . چند دیدگاه دیگه در مورد مسئله‌ی ذهن-بدن رو با عنوان مسئله‌ی سخت آگاهی میتونین توی پیج ببینین . Credit: intelligenceSquared Debates YouTube Channel . #tanidegi #science #mind #brain #physicalism #mindbodyproblem #conciousness #seancarroll #Stevennovella #neuroscience #علم #ذهن #عصب_شناسی #شان_کارول #استیون_نوولا #آگاهی #مغز #تنیدگی . @tanidegi

خاطرات عجیب کسانیکه از مرگ برمیگردند، از کجا می آید؟ توضیح از دکتر کیمیایی متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص تشخیص الکتریکی ❇️درمانکده دانش، بینش، نگرش @kiaployclinic

تجربه خروج از بدن یک رویداد ماورایی، روحی، عرفانی، متافیزیکی نیست، مربوط به بخش موقعیت یابی داخلی مغز است دانشمندان تجربه خروج از بدن و دیدن اطراف و خود بدن را بر روی 15 فرد اجرایی کردند https://www.sciencedaily.com/releases/2015/04/150430124107.htm https://images.sciencedaily.com/2015/04/150430124107_1_900x600.jpg

آیا مغز در حالت نباتی می تواند برخی از فعالیت های آگاهانه، شناختی را داشته باشد؟ حالت نباتی پایدار (Persistent vegetative state) وضعیتی است که به علت ضایعه مغزی شدید در برخی از بیمارانی که به اغما رفته‌اند، رخ می‌دهد به نحوی که بیمار در این حالت بیدار می‌گردد ولی هوشیاری و آگاهی خود را مجدداً به دست نمی‌آورد. این حالت، آلفا-کما نیز نامیده می‌شود.[ویکی پدیا] درصورت مراقبت صحیح از این بیماران، احتمال زنده ماندن برای چندین سال وجود دارد. در طی چندین سال اخیر دانشمندان توانسته اند با استفاده از تکنیکی fMRI روشی را برای بر قراری ارتباط با این افراد بیابند، یکی از پیشگامان این روش دکتر Adrian M. Owen دانشمند عصب شناس انگلیس است که در یکی از پژوهش هایش در سال 2010 این روش را برای برقراری ارتباط با 54 بیمار که کاملا در حالت نباتی بودند به کار برد. او ابتدا از بیمارن درخواست کرد که به بازی کردن تنیس فکر کنند، زمانی که بیمار به بازی تنیس فکر می کند مقدار جریان خون در قسمتی از مغز افزایش میابد و با استفاده از دستگاه اسکن fMRI قابل مشاهده است، سپس از بیمار خواسته شد در مورد راه رفتن در خانه خود فکر کنند،فکر کردن به این قسمت باعث می شدجریان خون در بخش متفاوتی افزایش یابد. نتایج نشان داد 5 بیمار از 54 بیمار قادر بودند فعالیت ارادی در بخش هایی از مغزشان بودند، 3 بیمار برخی از نشانه های آگاهی را داشتند ولی دو بیمار دیگه هیچ رفتار قابل ارزیابی کلینیکی نداشتند. یکی از بیماران توانست به سوالات بله/خیر که از او پرسیده شد به درستی پاسخ دهد، به این صورت که اگر جواب مثبت بود به بازی تنیس فکر می کرد و اگر منفی بود به حرکت در خانه فکر. این نتایج نشان داد در عین حال که امکان هیچ گونه روش ارتباطی و تکلمی با فرد وجود نداشت است، ولی می توان با این روش با سیستم تفکر فرد ارتباط برقرار کرد. سروش سارابی http://www.nejm.org/doi/full/10.1056/NEJMoa0905370 @daneshagahi