هارمونیهای ورکمایستر
Open in Telegram
494
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
Repost from CinematiC
فیلم شجاع دل 1995
Braveheart 1995
🔶خلاصه داستان :
اواخر قرن سیزدهم. «ادوارد اول» (مک گوهان)، شاه انگلستان نسبت به سرزمین اسکاتلند ادعای مالکیت دارد. «ویلیام والاس» (گیبسن) که نسبت به زادگاهش تعصب نشان می دهد، پس از این که سربازان انگلیسی همسر تازه عروسش را به قتل می رسانند، برای خون خواهی و نیز آزادی اسکاتلند به مبارزه برمی خیزد....
Repost from CinematiC
Braveheart.1995.1080p
با #دوبله فوق العاده جذاب
🆔https://t.me/+DO4UiDR3D_MzMTlk
Repost from Samuel Beckett
خودم را زنده میبینم، نه فقط درون یک سر خیالی، بلکه ریگی، ماسهی آیندهای، زیر آسمانی بیقرار، بیقرار بر ساحل، با جابجاییهایی مختصر، هر روز، هرشب،
انگار فایدهای داشته باشد، کمتر شدن، کمتر شدن و هیچگاه از بین نرفتن.
هرچه باشد مهم نیست، میگویم هرچه باشد؛ به امید فرسودن آوایی، فرسودن سَری، یا بیامید، بیدلیل، هرچه باشد، بیدلیل.
بکت
متنهایی برای هیچ
گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
تاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی
سایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکار
تو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی
جانت در توحید دایم معتکف بنشسته است
تو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی
بودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پس
این زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شوی
چون نداری ز اول و آخر خبر جز بیخودی
گر بکوشی در میانه بیخود اکنون هم شوی
رنگ دریا گیر چون شبنم ز خود بیخود شده
تا شوی همرنگ دریا گرچه یک شبنم شوی
چیست شبنم یک نم از دریاست ناآمیخته
گر بیامیزی تو هم در بحر کل بی غم شوی
ور در آمیزی ز غفلت با هزاران تفرقه
چون نتابد بحر صحبت بو که تو محرم شوی
دل پراکنده روی از جام جم در آینه
جز پراکنده نبینی از پی ماتم شوی
هیچ بودی هیچ خواهی شد کنون هم هیچ باش
زانکه گر تو هیچ گردی تو ز هیچی کم شوی
گر تو ای عطار هیچ آیی همه گردی مدام
ور همه خواهی چو مردان هیچ در یک دم شوی
عطار نیشابوری
لحظاتی میرسد که دیگر توان گنجاندن چیزی را در کلهتان ندارید... کهکشان را نگاه کنید، ستارگانی را که میدرخشند، ميلياردها ستاره پر از صورت فلکی را که خودنمایی میکنند... آنها میلیاردها سال است که مردهاند!... ناپدید شدهاند!... مبادا اخترشناسانی که ابزارهای خود را به سمت آسمان نشانه میروند، تا فضاهای خالی را محاسبه و اندازهگیری کنند به باد تمسخر بگیرید... آنها هم مثل شما هستند، باید اموراتشان بگذرد...
فردینان سلین
ریگودون
ترجمه: افتخار نبوی نژاد
