DMT In The Mind
Open in Telegram
999
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
راه خروج از هیپنوتیزم
وقتی در این مقاله میگم یک فرد هیپنوتیزم شده، به طور کلی منظورم خیلی عمومی تره.
مثلا وقتی کسی عاشق میشه، یا ناگهان عصبانی میشه، یا همش منفی فکر میکنه، یا حتی وقتی کسی بدون دلیل بدترین کارها رو بهت میکنه و با اشتیاق از خودش دفاع میکنه!
علت اینه که این فرد هیپنوتیزم شده، و در واقع داره تونل واقعیت خاص خودش رو تجربه میکنه.
ولی چطور میشه این فرد رو از هیپنوتیزم خارج کرد؟
بازگردوندن هوشیاری به فرد
وقتی افراد هیپنوتیزم شدن و دارن تونل واقعیت خاص خودشون رو تجربه میکنن، هوشیاریشون از بین میره و دست و پا میزنن تو تونل واقعیتی که دارن تجربه میکنن. برای خروجشون از این تونل واقعیت، باید دوباره قدرت نظارت رو بهشون برگردوند. روش های زیادی برای این کار وجود داره، ولی تو این مقاله یک روش خیلی ساده و قدرتمند بهت آموزش میدم که بتونی به سرعت افراد رو از تونلی که دارن تجربه میکنن، خارج کنی.
وقتی یک فرد داره تو یک تونل خاص فرو میره، بدترین کار اینه که تو هم شروع کنی به بحث باهاش درباره تونلی که داره تجربه میکنه یا وارد بازی تونل واقعیتی که خودش ساخته، بشی.
هر چقدر تو این بازی، بیشتر باهاش هماهنگ بشی و یا حتی با تونل واقعیت فعلی اون فرد، جنگ کنی، بازم بازی رو براش حقیقی میکنی و هوشیاریش رو بیشتر از خودش دور میکنی.
پس راه حل چیه؟ یک راه حل استفاده از تکنیک های هیپنوتیزم گفتاری و عبور از مقاومت خودآگاهه، ولی روش خیلی موثر دیگه ای هم وجود داره!
(سکوت، عاملی که افراد رو از تونل واقعیتشون خارج میکنه)
وقتی یک فرد بی دلیل فریاد میزنه، یا کسی بد رفتاری میکنه یا بهت بدی میکنه یا حتی زندگی رو تیره و تار میبینه، تو این شرایط، ساختن سکوت و آرامش کامل در خودت، میتونه هوشیاری رو بهش برگردونه.
وقتی تو نسبت به رفتار های ناشی از هیپنوتیزم دیگران، ساکت میمونی، در سطح ناخودآگاه بهشون میگی که هوشیاریشون از بین رفته و وقتی این سکوت و آرامش و نظارت رو در خودت برای یه مدت و در کنارشون حفظ میکنی، اونا رو از تونل واقعیت منفی فعلیشون، خارج میکنی. این بهترین کمکیه که میتونی بهشون بکنی.
مقاله اختصاصی مرتبط برای علاقهمندان به یادگیری بیشتر:
چگونه در یک گفتگوی روزمره، افراد را هیپنوتیزم کنید؟
500,000 تومان
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
20 درصد تخفیف ویژه برای تهیه مقالات آموزشی (هیپنوتیزم، جذب متافیزیکی، از ناخودآگاه کار بکشید و...)
برای دریافت لیست مقالات آموزشی لینک پایین را لمس کنید
💎 مقالات اختصاصی روان پنهان
https://vrgl.ir/MKJMy
آیدی جهت سفارش:
@Mr0_0lsd
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
چرا حیوانات قوی مطیع انسان هستند
هیپنوتیزم، یه علم برای فهمیدن حقیقت واقعی دنیا تو هر لحظه و چجوری شکل گرفتن، و همچنین آشنایی عمیق با روش کار آفرینش و همه موجودات، نه فقط انسان، حتی حیوانات و جانداران هم، بر اساس قوانین واقعیتی که هر لحظه براشون ساخته میشه عمل میکنه. شاید تو سیرک ها دیده باشید که حیوانات خطرناک مثل خرس و شیر آموزش داده میشن و حتی بعضی افراد سگهای خطرناک و قوی دارن که کاملاً تحت کنترل خودشونن. چیزی که باید بدونید اینه که تربیت یک حیوان خطرناک و وحشی هم به واقعیت هیپنوتیزم مربوط میشه.
تو تربیت حیوانات قوی و پرانرژی از نظر قدرت فیزیکی هم، یه خرس یا سگ قوی و وحشی میتونه با چند حرکت یه آدم رو تکه تکه کنه! به این معنا که از نظر منطقی و بر اساس قوانین زور و قانون جنگل، هیچ دلیلی نداره که یه سگ یا شیر یا خرس با صاحبش کنار بیاد و به حرفاش گوش کنه. پس چطور ممکنه یه شیر تسلیم بشه و به آموزش و دستورات فرد آموزش دهنده گوش کنه؟
جواب تو هنر شکل دادن به واقعیت ها و توانایی شکل دادن به تونل های واقعیت برای ذهن و وجود حیوانات مربوط میشه. در واقع یه مربی میتونه حیوان رو هیپنوتیزم کنه و اون رو وارد تونل واقعیتی کنه که در اون، همه چیز برای حیوان مثل اینکه حیوان کاملاً مطیعه. اگه تونل های واقعیت نبودن و نمیشد با هیپنوتیزم شکل بگیرن، یه خرس یا سگ قوی همچین حماقتی نمیکرد که به خاطر یه تکه جایزه کوچولوی بی ارزش، هزار حرکت عجیب و غریب بزنه و حتی قدرت خودش رو فراموش کنه! و جالب اینه که مربی، مثلاً ۸۰ کیلو گوشت خالص داره، نه چند گرم جایزه بی ارزش!
در واقع یه مربی خوب میتونه حیوان رو وارد تونل واقعیتی کنه و تجربه ای از واقعیت رو براش شکل بده که حیوان از خودش فراموش کنه که چقدر قوی و پرقدرته، و حتی از خودش فراموش کنه که اون تکه جایزه چند گرمی بی ارزش، ارزش دویدن رو نداره! و این اتفاق حتی تو زندگی انسانهای عادی هم میوفته و بدون اینکه بدونن، به خاطر چیزای خیلی کوچک، کنترل میشن و قدرت درونی خودشون رو فراموش میکنن.
جالبه که تسلط به همه جزئیات هیپنوتیزم چقدر مهمه که مثلاً یه حیوان وحشی که مدتها مطیع و فرمانبرده، به یکباره به فرد آموزش دهنده حمله میکنه! علتش اینه که تو اون لحظه، رفتارهای ناخودآگاه مربی باعث شده که حیوان از تونل واقعیتی که براش ساخته شده بود، خارج بشه و نتیجه اینکه رفتار دیگه ای نشون بده. اینجا دیده میشه که تسلط به همه جزئیات هنر هیپنوتیزم چقدر مهمه.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
روش از بین بردن مقاومت ناخودآگاه
هیپنوتیزم یا خودهیپنوتیزم یعنی ارسال پیغام به ضمیر ناخودآگاه بدون مقاومت.
ضمیر ناخودآگاه یعنی بخشی از وجودت که الان بهش آگاه نیستی، اون بخش جادویی و قدرتمند تو هست که بیشترین قدرت وجودت رو داره.
اگه تونستی این صدای منطقی درونی رو دور بزنی، هر پیغامی که بفرستی به ناخودآگاه میرسه.
ولی بخش خودآگاه، ممکنه مانع عبور از پیغامهای مثل "من ثروتمند هستم" بشه و از قبول کردنش و ارسال به ناخودآگاهت جلوگیری کنه. بخش ناخودآگاه شامل چیزای دیگهای هم هست که فعلاً بهش ضمیر ناخودآگاه میگیم.
اگه مثلاً جمله "من ثروتمند هستم" به حقیقتی خیلی بدیهی در ذهن ناخودآگاهت تبدیل بشه که حتی بهش فکر نکنی، اون چیز به سرعت تو زندگیت ظاهر میشه.
خوشبختانه این حرف رو از مرجعی میشنوی که تجربههای عملی و درونی خودش رو داره و نه بر اساس کتاب و تئوری حرف میزنه.
تکنیک استفاده از مصدر به جای جملات کامل، یکی از قویترین تکنیکهاست که خودهیپنوتیزم رو قویتر و سادهتر میکنه.
مصادر مقاومت کمتری در ذهن ناخودآگاه ایجاد میکنن. وقتی به آرامی به خودت میگی "آرامش دارم، درآمد دارم، در حال حاضر آرامش دارم، همین الان فلان چیز رو دارم" و ...، با تکرار این مصادر، به هیپنوتیزم رسیدگی میکنی.
مصادر هم الگوهای رفتاری و افکار ناخودآگاه رو تسهیل میکنن. این تکنیک مقاوت ناخودآگاه تقریبا به صفر میرسونه.
اگه ارزش این تکنیک و آچارهای داخل مقاله رو درک کرده باشی، بهترین چیزی که برای زندگیت پیدا کردی.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
جامعه بهمون یاد داده که با حلوا حلوا گفتن، دهنت شیرین نمیشه. اما حقیقت اینه که خودت هر روز با اینکه تو ذهنت هزاران بار دروغایی رو تکرار میکنی که واقعیت ندارن، زندگیتو میسازی.
🔸️ هیپنوتیزم چیه؟ به زبان ساده میگم، هیپنوتیزم یعنی ساخت واقعیت برای چیزایی که در واقع حقیقت ندارن. مثلا وقتی یه نفر بعد از اتمام رابطه عاشقانش، همش به خودش میگه "من دیگه عاشق نمیشم و زندگیم تاریک شده"، در واقع با تکرار این جمله در ذهنش، خودشو هیپنوتیزم میکنه و یه واقعیت جعلی برای خودش میسازه. یعنی وقتی وارد این تونل واقعیت میشه و واقعیتی رو برای خودش ساخته، همه چیز به همون شکلی که تصور کرده میشه. و این کار رو هر روز و در ذهنتش انجام میده. یه دروغ رو تکرار میکنه تا تبدیل به حقیقتی قابل تجربه براش بشه.
🔹️ سختی اینجاست که وقتی هیپنوتیزم شدی و دروغایی که برای خودت تکرار میکنی تا حقیقت زندگیت بشن، دیگه به نظر دروغ نمیان و واقعیت قابل تجربه برات میشن. حتی ذهنت هم ازشون دفاع میکنه و شواهد زیادی براشون میاره. جامعه بهت یاد میده که "با حلوا حلوا گفتن، دهن شیرین نمیشه". اما هیپنوتیزم میخواد بهت بگه که اگه حلوا حلوا گفتنت قوانین خاصی داشته باشه و هیپنوتیزمی باشه، دهنت واقعا شیرین میشه و حتی با اینکه دروغ باشه، باز هم از نظر قانون جذب، شیرینی حقیقی رو جذب میکنی.
یه تجربه عملی: الان برای چند لحظه رو "لیموترش آبدار و لواشک آلوی خیلی ترش" تمرکز کن و چند بار این جمله رو بخون. میبینی چقدر حتی فقط حرف زدن درباره یه چیز میتونه تو رو هیپنوتیزم کنه و مثلا دهنت آب میفته، هرچند که لیمو یا لواشکی در کار نباشه!
💠 اینجاست که یادگیری هیپنوتیزم مهم میشه و تاثیرات هیپنوتیزم به دو شکل خواهد بود. یکی اینکه واقعا تجربه زندگیت رو تغییر میده و دیگری اینکه بهت کمک میکنه تو تونلهای واقعیتی بری که قوانین دیگه ای براشون حاکمه، مثلا خوندن فکر دیگران به هیچ وجه چیز عادی و نرمالی نیست. اما با تمرکز روش میتونی وارد تونل واقعیتی بشی که توش میتونی این کار رو به راحتی انجام بدی. این همون قدرت هیپنوتیزم و تونلهای واقعیته.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
برای طی کردن مسیر رشد نیازمند دریافت راهنمای صحیح و تجربه محور هستید.
برای دریافت لیست مقالات آموزشی لینک پایین را لمس کرده و برای سفارش مقالات آموزشی به این آیدی پیام دهید.👇🏼👇🏼
@Mr0_0lsd
💎 مقالات اختصاصی روان پنهان
https://vrgl.ir/MKJMy
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
پیش انگاره چیست؟
فکرها و باورهایی که در ذهنمون داریم، واقعیت هایی هستن که الان داریم توشون زندگی میکنیم.
مثلا اگه فکر کنیم که پول درآوردن سخته، یا برای ثروتمند شدن باید خیلی تلاش کنیم، این فکرها و باورها باعث میشن که همینطور زندگی کنیم و نتونیم تغییر کنیم.
مشکل اینجاست که این فکرها و باورها از ناخودآگاهمون عمل میکنن و برای تغییرشون باید خیلی دقت کنیم.
اگه میپرسین چرا تو زندگیتون خیلی تلاش میکنید ولی چیزها عوض نمیشن، دلیلش همین فکرها و باورهاتونه.
هرقدر هم تلاش کنید و خودتون رو به خطر بندازید، نمیتونید از این فکرها و باورها فرار کنید تا زمانی که شناسایی و بعدش تغییرشون بدین.
مثلا اگه هدفی برای آینده دارید، این پیش انگاره رو دارید که هنوز به هدفتون نرسیدید و در آیندهای نامعلوم قراره بهش برسید.
یا اگه تو رابطه عاشقانهات میگی "بیا مشکلاتمون رو حل کنیم"، یعنی این پیش انگاره داری که مشکلات زیادی وجود داره و زندگیت همیشه پر از مشکلات خواهد بود.
اگر فکر میکنی فقط با تماس گرفتن میتونی با یکی صحبت کنی، یعنی باور داری تله پاتی ممکن نیست، دقیقا به همین علت بیشتر آدمها قدرت تله پاتی ندارن.
این فقط چند مثال بود و خیلی موارد دیگه هم میشه ذکر کرد.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
برای متقاعد کردن ضمیر ناخودآگاهت که به اهدافت باور کند، میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید:
1. تصور و تصویرسازی موفقیت: به خودت اجازه بده تا تصویری از خودت در حال رسیدن به هدفت را تصور کنی. این تصویرسازی قوی میتواند به ضمیر ناخودآگاهت پیام دهد که توانایی داری و قادر به رسیدن به هدفت هستی.
2. استفاده از تجربههای گذشته: به یاد آوری تجربههای مثبت گذشته خود بپردازید. این تجربهها نشان میدهد که توانستید در گذشته به هدفهای خود برسید و این میتواند ضمیر ناخودآگاهت را متقاعد کند که باز هم میتوانید موفق شوید.
3. تغییر نگرش: بررسی و تغییر نگرش منفی خود نسبت به هدفت میتواند به ضمیر ناخودآگاهت پیام دهد که به هدفت باور کند. برای این کار، میتوانید از تمرینات روانشناسی مثبت انگیزی مانند تمرینات تمرکز بر امید و شکرگزاری استفاده کنید.
4. هدفگذاری هوشمند: برای متقاعد کردن ضمیر ناخودآگاهت به هدفت باور کنید، میتوانید اهداف را به صورت هوشمند و قابل اندازهگیری تعریف کنید. این به ضمیر ناخودآگاهت نشان میدهد که پیشرفت و رسیدن به هدف قابل اندازهگیری است و این میتواند انگیزه بیشتری را برای رسیدن به هدف به وجود آورد.
5. تکرار و تثبیت: تکرار و تثبیت اهداف و پیامهای مثبت میتواند ضمیر ناخودآگاهت را متقاعد کند که به هدفت باور کند. این را میتوانید با استفاده از جملات تثبیت کننده، تمرینات روزانه و تمرینات تکراری انجام دهید.
به طور خلاصه، برای متقاعد کردن ضمیر ناخودآگاهت که به اهدافت باور کند، باید از تصویرسازی، تجربههای گذشته، تغییر نگرش، هدفگذاری هوشمند و تکرار و تثبیت استفاده کنید.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
چطور میشه از جذب متافیزیکی استفاده کرد و نتیجه گرفت، بدون اینکه جزئیات دقیقش رو بدونیم؟
🔺️ ببینید، برای رسیدن به آرزوهاتون، ایمان و اطمینان خیلی مهمه. استفاده عملی و فهم درست از قوانین جذب و فرکانسها، و نحوه استفاده ازشون، کار ساده ای نیست و زمان میبره. شما باید وقت بذارید و از منابع معتبر مطالعه کنید، بعد هم باید شروع کنید به استفاده عملی و تجربه کردن اونچه که خوندید. همچنین باید در طول زمان از تجربیاتتون یاد بگیرید و مشکلاتتون رو حل کنید.
این مراحل حتما باید انجام بشن، وگرنه استفاده از قانون جذب ساده نیست. چون خیلی جزئیات داره.
🔻 حالا فرض کنید یک فردی که هیچی نمیدونه و حتی نمیخواد چیزی بیشتر بدونه، میخواد از این قانون استفاده کنه. چطور میشه اینکارو کرد؟ تاریخ نشون داده که چطور افرادی که هیچی نمیدونستن، معجزات رو به وجود آوردن!
⭕️ راه حلش اینه که ایمان و اطمینان بالایی داشته باشید. اگر شما به هر طریقی، خیلی ایمان و اطمینان داشته باشید، بهتره. حتی اگر هیچی نمیدونید و از هیچ چیز سر در نمیارید، نیروهای زندگی شما رو حمایت میکنن و تاریخ نشون داده که افراد با ایمان به چیزای مختلف (حتی خدایان مختلف در فرهنگشون)، معجزات رقم زده اند.
وقتی شما ایمان و اطمینان داشته باشید، کارها به خدا و کائنات واگذار میشه و نیازی به دانستن جزئیات ندارید.
🌟 البته مشکل اصلی اینجاست که الان کمتر کسی میتونه به چیزی که ازش سر در نمیاره، ایمان داشته باشه و دوست داره حتما منطقی تحلیلش کنه.
اگر شما به هر شکلی به خدا یا هر چیز دیگه ای که در فرهنگتون وجود داره باور داشته باشید، اون چیز براتون معجزه آسا خواهد بود. پس ایمان و باور و اطمینان رو از یاد نبرید.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
زندگی شما چگونه وارد واقعیت های موازی مختلف میشود ؟
حقیقت اینه که زندگی ما مثل حرکت در واقعیت های مختلفه. تو همین لحظه، تمام حالات و راه های ممکن برای زندگیمون وجود دارن و ما تو این واقعیت های موازی حرکت میکنیم. واقعیت های موازی، همه چینش های ممکن برای انرژی و همه حالات ممکن برای رخ دادن هر چیزی تو دنیا هستن و همه اینا الآن در کنار هم وجود دارن. با توجه به فرکانس و انرژی و احساسات و تمرکزمون، کم کم وارد واقعیت های موازی مختلف میشیم.
بعضی روزا بدبختی عجیب و غریبی پیش میاد. اتفاقات بد میوفته، دستگاه خودپرداز کار نمیکنه، مشکلات عجیب و غریب پیش میاد و حتی پرنده ای که از بالای ماشین رد میشه، شیشه ماشینو خراب میکنه و زمان هم گویی تغییر میکنه! این موضوع خیلی رایجه که تو فیلم ها و سریال ها و طنز ها هم دیده شده و عبارت "روز بد" خیلی شناخته شده ست. از طرف دیگه، بعضی روزا از صبح که بیدار میشین، همه چی خوب پیش میره و اتفاقات خوب رخ میدن.
حالا تصور کنین که تو همه حالات ممکن تو زندگیتون قرار دارین. مثلا اگه سکه رو به هوا میندازین و خط میاد، یه حالت دیگه هم هست که شیر میاد! اگه الآن رابطه عاشقانه خوبی دارین، یه حالت دیگه هم هست که رابطه بدی دارین. اگه فقیرید، یه حالت دیگه هم هست که ثروتمندید. همین الآن تو واقعیت موازی دیگه ای این حالات همش وجود دارن. و شما بین این حالات جابجا میشین.
حالا سوالاشو مطرح میکنیم: اولش چجوری متوجه شیم که تو یه واقعیت موازی هستیم؟ و دومش چجوری واقعیت موازی خودمونو عوض کنیم؟ برای متوجه شدن کافیه به احساسات و انرژی درونیمون و به اینکه چی برامون "واقعی به نظر میرسه" توجه کنیم. مثلا آیا برامون کاملا واضحه که هرگز ثروتمند نخواهیم شد؟ یا آیا برامون کاملا واضحه که رابطه عاشقانه خوب یا بدی داریم؟ چه احساساتی داریم؟ آیا برامون کاملا واضحه که جهان تیره و تار و نا امنه، یا آیا برامون واضحه که جهان زیبا و عالیه؟
برای تغییر واقعیت موازی، دو مرحله هست. اول باید شک و تردید به واقعیت موازی فعلی ایجاد کنیم و بعد وارد تونل واقعیت جدید بشیم. برای این کار، از خودهیپنوتیزم استفاده میشه. یعنی تمرکزمون رو روی وضعیتی که میخوایم ببریمش بذاریم و از واقعیت فعلی دور بشیم. در نهایت، این تمرکز و انرژی که جمع شده، ما رو وارد یه تونل واقعیت میکنه.
علاقه مندان به یادگیری بیشتر درباره واقعیت های موازی و نحوه حرکت توشون، میتونن محصولات مرتبط با خودهیپنوتیزم و جذب ذهن رو بررسی کنن.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
ساخت واقعیت های هیپنوتیزمی دلخواه (Hypnotic Reality) برای بهره بری از آنها در زندگیتان
یادگیری هیپنوتیزم یکی از مهارتهاییه که میتونه زندگیت رو کاملاً تغییر بده. همونطور که شاید قبلاً و در مقالات قبلی خوندی، هیپنوتیزم به معنی شکل دادن به واقعیتهای خاص و مطلوب و سپس استفاده از اونهاست.
تسلط به هیپنوتیزم یا بهتر بگم خودهیپنوتیزم، مزایای زیادی داره و یکی از این مزایا اینه که میتونی واقعیت دلخواهت رو در زندگیت بسازی. هر فردی در هر لحظه، زندگیش رو در واقعیتی جدا و موازی پیش میبره و قوانین و شرایط واقعیت هر جای دیگهای کاملاً با واقعیت اصلی فرق داره.
سرعت گذر زمان، دمای بدن، افرادی که میبینی، رابطه عاشقانهای که داری، و حتی طول عمرت، ثروتت و... همه به واقعیت موازی که درش هستی وابستهان. و شناخت بهتر علم هیپنوتیزم میتونه ابزاری باشه برای جابجایی بین این واقعیتهای موازی.
به طور ساده، هدف هیپنوتیزم اینه که با استفاده از روشهای مختلف، یک جمله یا تلقینی رو به یک حقیقت بدیهی در ذهن ناخودآگاه تبدیل کنه، چون زمانی که این اتفاق میفته، واقعیت هم عوض میشه. در هیپنوتیزم از جریانها و عملکردهای ذهنی مثل تصویرسازی، همراستاسازی فیزیولوژی با واقعیت نهایی و استفاده از شواهد به ذهن ناخودآگاه استفاده میشه تا باور عمیق شکل بگیره و واقعیت جدید ساخته بشه.
نکته جالب اینه که میتونی هر واقعیتی رو بسازی و واقعیتی که بسازی، هر قانون دلخواهی رو داشته باشه! مثلاً میتونی وارد واقعیتی بشی که توش تلپاتی داری. یا وارد واقعیتی بشی که اجسام رو حرکت بدی، یا خوش شانس باشی، یا ثروتمند باشی و... در واقع هیچ محدودیتی نیست، اما اگه برای اولین بار به این قدرتهایی که در تو هستن مطلع شدی و تعجب کردی، بهتره با تغییرات کوچک شروع کنی و بعداً اون رو گسترش بدی. و راه ورود به این مسیر، افزایش دانشت درباره خودهیپنوتیزمه.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
توی مقالات زیادی درباره مدیتیشن و خالی کردن ذهن و اهمیتشون صحبت کردیم. این موضوع خیلی مهمه و خیلیا رویش تمرکز کردن، به همین دلیل ممکنه فکر کنن مقصد نهایی، خالی شدن و خالی ماندنه! ولی واقعیت اینه که خالی شدن فقط یه مبداست نه مقصد!
فقط خالی شدیم!؟
خیلی از چیزا هست که به شما القا میکنن که اگه مدیتیشن کنید و ذهنتون رو خالی کنید و تو خلا زندگی کنید، به ته دنیا و هدف آفرینش رسیدید و دیگه لازم نیست چیز دیگهای بکنید.
به خاطر اینکه مدیتیشن و خالی شدن ذهن خیلی مهمه و خیلیا در این مورد حرف زدن، خیلیا ممکنه فکر کنن مقصد نهایی، تو خلا زندگی کردنه. ولی باید نکات دیگهای هم درباره این موضوع بشنوید، به همین خاطر روان پنهان اینجاست.
خالی کردن ذهن و مدیتیشن و ساختن سکوت درونی و ...، مقصد نیست! بلکه مبداست.
اینکه شما الان و تو این لحظه و ثانیهای که چشم باز کردید و دیدید از هیچ، هست شدید و به شکل عجیبی به دنیا اومدید، همین مبداست که شما مثل خدا، با قدرت و اراده، روی زمین هستید. یعنی موجودی با قدرت اختیار و توانایی انتخاب، که میتونه هرچیزی رو خلق کنه، تغییر بده و داستان زندگیش رو دقیقا همونطور که دوست داره پیش ببره و بسازه. وقتی خیلی رو خلا ذهنی و خالی بودن تاکید میکنیم، نه به این معنا که خالی شدن و مدیتیشن مقصده، بلکه به این دلیل که هیچ و خالی شدن، راهی برای اتصال به مبدا آفرینشه یا به عبارتی تبدیل شدن به یه تابلوی نقاشی خالیه و بعد از اون، شما میتونید رو تابلوی خالی ذهن و زندگیتون، دقیقا همون چیزایی رو که دوست دارید رسم کنید.
دلیل اینکه خیلی رو خالی شدن تاکید میکنیم به این دلیله که ذهن افراد خیلی پره فکره و انرژیها و قدرتهای ذهنشون همش به چیزای مختلف و پراکنده صرف میشه و این باعث میشه نتونن دقیقا نقاشی که دوست دارن رو رو تابلوی زندگیشون بکشن.
پس اگه موفق شدین ذهنتون رو خالی کنید، تازه در گام اول هستین.
گام بعدی اینه که خداگونه روی تابلوی زندگیتون نقاشی کنید! چون حضورتون تو این لحظه، فقط به این دلیله که قراره خداگونه زندگی کنید و خدایی کنید.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
شاید تا حالا دیده باشید که وسط یه مکالمه، یهو چیزی از ذهنتون میره و هر چقدر سعی میکنید به یاد بیارید، نمیتونید! واقعا این اتفاق چطوری میفته؟ آیا واقعا ممکنه که فراموشی لحظهای رو عمدا تولید کنیم؟
تو هیپنوتیزم گفتاری، یه تئوری کامل درباره فراموشی و ایجادش وجود داره. البته تو یه مقاله جداگانه به این موضوع پرداخته شده، ولی به طور کلی، تعداد زیادی قانون وجود داره که میشه برای تولید فراموشی در فرد استفاده کرد. یکی از رایجترین علل فراموشی لحظهای تو مکالمات رو میشه شکستن الگو گفت. یعنی وقتی کسی حرف شما رو قطع میکنه یا یهو چیزی اتفاق میفته، شما فراموش میکنید. همچنین وقتی ذهنتون با اطلاعات زیادی بمبارون میشه هم ممکنه فراموشی رخ بده. همچنین روشهای پیچیدهتری هم وجود دارن که میتونن فراموشی لحظهای یا حتی دائم درباره یه موضوع خاص رو تولید کنن. ولی در هر صورت، این مهمه که با تسلط به هیپنوتیزم گفتاری، میتونید حتی تو مکالمات روزمره هم فراموشیهای موقت ایجاد کنید یا بفهمید دقیقا چرا تو زمانهای مختلف فراموشی داشتید.
پس به طور خلاصه، وقتی چیزی به یکباره از ذهنتون میره، یعنی الگوی حرف زدن یا رفتارتون شکسته شده، یا با اطلاعات زیادی بمبارون شدید، یا به دلیل جملهای یا رفتاری، گیج شدید. خیلی از سارقا هم از همین تکنیکها استفاده میکنن و نقاط ضعف ذهنتون رو میشناسن و ازشون بهره میبرن. (دقیقا کاری که در ویدیوهای قبلی به وضوح بهتون نشون دادیم)
به همین دلیله که آگاهی از نقاط ضعف ذهن انسان خیلی مهمه و بهتون کمک میکنه تو دام نقاط ضعف ذهن خودتون نیفتید!
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
هیپنوتیزم با راه رفتن
هیپنوتیزم با راه رفتن یعنی اینکه رفتارتو با دیگران هماهنگ کنی تا بتونی رهبری و تأثیرگذاری روشون داشته باشی.
این روش بهت کمک میکنه که اعتماد دیگران رو به دست بیاری و به راحتی ازت پیروی کنن. پیمایش و رهبری خصوصاً برای افراد در موقعیت های رهبری قدرتمنده، ولی در هر موقعیت دیگه ای هم میتونی ازش استفاده کنی تا رفتار دیگران رو تحت تأثیر قرار بدی.
برای استفاده از این ترفند هیپنوتیزمی، اول باید رفتارتو با دیگران هماهنگ کنی.
میتونی این کارو با تقلید از روش صحبت کردن، ایستادن، ظاهر و غیره انجام بدی. همچنین میتونی جنبه های کمتر قابل تلفیق مثل رفتار و حالت عاطفی آدما رو تقلید کنی. بعد با تنظیم سرعتت با آدما، اونا رو به هدف یا رفتاری که میخوای ازشون بگیری، هدایت کنی.
این ترفند هیپنوتیزمی به این خاطر کار میکنه که وقتی با یک فرد دیگه هماهنگ میشی، اون فرد اعتماد و علاقه ای بهت پیدا میکنه.
این فرآیند ناخودآگاهه و باعث افزایش علاقه و تأثیرگذاری بر رفتار دیگران میشه.
مثال هایی برای استفاده این ترفند هیپنوتیزمی میتونه شامل:
- تو تبلیغات و فروش، نشون دادن شباهت های پتانسیل مشتریان با خودت و مشتریان موجود، بعد توضیح دادن اینکه چرا محصول یا خدمات تو گام طبیعی بعدیه.
- تو پیشنهاد به مشتری، با هماهنگ کردن زبان، قرارگیری و سبک ارتباط با اونا، بعد بحث کردن درباره بهترین منافعشون.
- تو راهنمایی رفتار، حدس زدن درباره فکر یا احساس فرد دیگه و بعد هدایت رفتار واقعیش.
- تو برنامه های کار، ایجاد پتانسیل شباهت با مصاحبه کننده تو قرارگیری، سبک صحبت و غیره، بعد نشون دادن تصویر کار کردن تو تا اونا به فکر فروش هم بیفتن.
- تو مذاکره، هماهنگ شدن با دیدگاه فرد دیگه و استفاده از همون دیدگاه تو صحبت کردن.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
4 روش خواندن هاله
پس از مدتی که شما در درک زمینههای هاله ای خوب عمل میکنید، متوجه میشوید که هاله ها را حتی بدون تلاش میتوانید ببینید ممکن است هاله شخصی را که مشغول خرید است یا هاله همسایه خود را هنگام خروج از خانه مشاهده کنید.
با احترام رفتار کن
تماشای هاله شخصی به معنای تماشای یک فضای خصوصی است، به ویژه اگر اجازه ای به شما داده نشده است. در این صورت ، آنچه را که میبینید به هیچ کس نگویید.
با توجه به رنگهای موجود در هاله آنها درباره آنها قضاوت نکنید یا پیش داوری نکنید. به یاد داشته باشید ، بسیاری از رنگها زودگذر هستند ، بنابراین چیزی که می بینید ممکن است به دلیل بحث کوچک با همسر خود یا بد خوابیدن در شب گذشته باشد.
1. به یک استودیوی عکاسی کریلیان رفته و با تجهیزات مخصوص عکس بگیرید و به راحتی رنگ هاله خود را ببینید.
2. ذهن را آرام کنید و یک دقیقه به دستان خود خیره شوید. تمرکز خود را حفظ کنید و بدون حرکت دادن سر یا چشم لایه بیرونی را اسکن کنید.
درخششی که دور دستان خود میبینید رنگ قالب هاله شماست.
3. جلوی آینه بایستید به طوری که پشت شما دیوار یا صفحه ای سفید رنگ باشد. به وسط پیشانی خیره شده و بدون حرکت دادن سر یا چشم دور سر و گردن خود را اسکن کنید رنگی که در حاشیه سر و گردن خود میبینید رنگ هاله شماست و با حفظ تمرکز بیشتر میشود امکان دارد که در ابتدا رنگ سفید یا فقط تشعشعات نور ببینید که با حفظ تمرکز رنگ هاله شما نمایان میشود.
اما نکته مهم این است که با قضاوت و فکر کردن هاله از بین میرود و نیاز به انجام آن از ابتدا دارید.
4. من فکر می کنم راه ساده تری برای یادگیری وجود داره.
فقط دست و پس زمینه رنگ روشن لازمه!
اول باید مدتی به خودتون وقت بدید و تمرین کنید. ممکنه برای شما زمان بیشتری ببره از آدمای دیگه، ولی ناامید نشید. تنها چیزی که لازمه پشتکار و تمرینه و به زودی میتونید هاله خودتون رو ببینید.
حالا باید جلوی یه دیوار سفید یا کتاب رنگ روشن بنشینید. من فکر می کنم اگر روبروی یه رنگ خنثی بنشینید، راحت تر رنگ هاله تون نمایان میشه.
دستتون رو بالا بگیرید و پشت دست رو به سمت خودتون بگیرید و به فضای بین دو انگشت خودتون خیره شید. اول کار سخته، ولی قول میدم حرفه ای میشید!
به فضای بین انگشتاتون تمرکز کنید نه به چیزی که می بینید. ممکنه 1-2 دقیقه طول بکشه، ولی بعداً یه طرح کلی از رنگ انگشتاتون میبینید.
اولین بار که من هاله خودم رو دیدم، خیلی هیجان زده شدم و 5 دقیقه طول کشید تا دوباره پیداش کنم، چون سعی کردم مستقیم بهش نگاه کنم. ولی بعد فهمیدم که با تمرین، دیدنش راحت تر میشه و نیازی به جستجو ندارید.
بعد از اینکه حرفهای شدید، میتونید تمرین کنید که هاله های دیگران رو ببینید. مثلاً با شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده تمرین کنید.
@PsyRamin
Repost from روان پنهان, هوشیاری پس از آگاهی
🌟 قضاوت دیگران راهی برای خودشناسی
چطور خودتون رو میشناسین؟
به چیزی که دیگران درباره شما میگن گوش میدین؟
یا به چیزی که درباره دیگران میگین گوش میدین؟
قضاوت دیگران یه راه خوب برای خودشناسیه
چجوری میتونیم از قضاوت دیگران برای شناخت خودمون استفاده کنیم؟
🟠 جواب این سوال اینه: باید به چیزی که درباره دیگران میگین گوش بدین. نحوه تفکر شما درباره دیگران میتونه چیزای زیادی رو درباره خودتون نشون بده و بهتون کمک کنه تا خودتون رو بهتر بشناسین. اینطوری خودتون رو کشف میکنین.
چیزایی که از نحوه قضاوت درباره دیگران یاد میگیریم:
نحوه قضاوت ما درباره دیگران میتونه چیزای زیادی رو درباره خودمون نشون بده، از جمله ارزش ها، تعصبات و ناامنی های خودمون. با فکر کردن به قضاوت هامون درباره دیگران، میتونیم بینشی درباره فرآیندهای ذهنی خودمون و زمینه هایی که ممکنه نیاز به کار روی رشد شخصی داشته باشن به دست بیاریم.
پس اگه از خودتون بپرسین چجوری باید خودمون رو بشناسیم، به درون خودتون نگاه کنین؛ ولی این به چه معناست؟
🟢 یکی از چیزایی که از نحوه قضاوت دیگران یاد میگیریم اینه که برای خودمون ارزش قائل باشیم. مثلا اگه دوست دارین دیگران رو به خاطر مهربونی یا دلسوزیشون قضاوت مثبت کنین، ممکنه به این دلیل باشه که خودتون هم ارزش این ویژگی ها رو دارین.
البته برعکسش هم درسته، اگه دوست دارین دیگران رو به خاطر خودخواهی یا ناامیدی قضاوت منفی کنین، ممکنه به این دلیل باشه که خودمون این ویژگی ها رو منفی میبینیم و سعی میکنیم ازشون در خودمون دوری کنیم.
از طرف دیگه، قضاوت های ما درباره دیگران میتونه تعصبات و ناامنی های ما رو نشون بده. به عنوان مثال، اگه ما یه نفر رو به خاطر ظاهر یا پیشینه اش قضاوت منفی کنیم، ممکنه به این دلیل باشه که تعصبات خاصی داریم که باید روشون کار کنیم.
علاوه بر این، اگه دوست دارین دیگران رو به خاطر اشتباهات یا نقص هاشون به شدت قضاوت کنین، ممکنه به این دلیل باشه که بیش از حد از خودتون انتقاد میکنین و باید روی شفقت و همدلی خودتون کار کنین.
🟣 کلیتش اینه که فکر کردن به قضاوت هامون درباره دیگران میتونه بهمون کمک کنه تا خودآگاه تر بشیم و دیدگاه مثبت و دلسوزانه تری نسبت به خودمون و دیگران داشته باشیم. تو این فرآیند، شما همچنین یاد میگیرین چجوری ارزش خودتون رو پیدا کنین. با شناخت تعصبات و ارزش های خودتون، میتونین برای رشد شخصی تلاش کنین و اطرافیانتون رو بیشتر بپذیرین و درک کنین.
@PsyRamin
