Violetnovell
Open in Telegram
وایولت رمان💕 🌿𝐕𝐈𝐎𝐋𝐄𝐓𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐋 کتاب های ترجمه و زبان اصلی،کتاب صوتی زندگی کوتاه است،ما تمامش میکنیم،پادشاه پریان، بازی میراث،عشق پیچیده،و کلی کتاب دیگه❤️🔥✨ پیج اینستا @violetnovell
Show more1 104
Subscribers
No data24 hours
+257 days
+5830 days
Posts Archive
1 104
کتاب دامینیک👥
👄Dominic
جلد اول مجموعه برادران اسلیتر
نویسنده ال.ای کیسی
شاید همه '' نیک '' صداش کنن و خودش هم اینجوری ترجیح بده . اما من همه نبودم ! بنابراین اگه یه روزی مجبور بشم صداش کنم حتما دامینیک یا عن چهره صداش میزنم ، البته به احتمال زیاد دومی رو بگم !
جذابیت دامینیک همه دخترهای اطرافش رو تحت تاثیر قرار میده ، اما '' برونا '' ن تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره ! و همین انگیزه ای میشه برای دامینیک تا با اذیت ها و شیطنت هاش توجهشو جلب کنه تا جایی که وسط یکی از کلکل های همیشگیشون وقتی به خودشون میان که دارن همو میبوسن و ...
@novencsty🫧
1 104
+1
سنگ کاغذ قیچی✂️
🪨Rock Paper Scissors
نویسنده آلیس فینی
«آملیا» و «آدام رایت»، زوجی که در مرکز این داستان قرار دارند، در حال گذراندن آخرهفته خود در ارتفاعات اسکاتلند هستند، با این احتمال که شاید بتوانند ازدواج ده ساله خود را از نابودی نجات دهند. آن ها همسایه ای مرموز و انزواطلب به نام «رابین» دارند که باعث وحشت «آملیا» می شود وقتی او می بیند که «رابین» پشت پنجره خانه ایستاده و به آن ها خیره شده است. داستان خیلی زود پیچ و خم هایی خطرناک به خود می گیرد و روایت هر کدام از این سه شخصیت، «جعبه پاندروایی» را می گشاید که سرشار از اسرار، دروغ ها و خیانت های ریز و درشت است.
@novencsty
1 104
+1
من میدانم تو کی هستی🌪️
👥i know who you are
آلیس فینی
وقتی «ایمی» به خانه بازمی گردد و درمی یابد که همسرش گم شده، به نظر می رسد که نمی داند باید چه کاری انجام دهد. پلیس ها اعتقاد دارند او در حال مخفی کردن چیزی است، که همینطور هم هست، اما نه چیزی که آن ها تصور می کنند. «ایمی» رازی در دل دارد که تا کنون به هیچکس نگفته، اما با این حال احساس می کند که کسی از رازش خبردار شده است. همزمان با این که «ایمی» تلاش می کند شغل و سلامت روانش را حفظ کند، گذشته ی او به سراغش می آید—البته با خطرهایی که خودش هیچ وقت نمی توانست تصور کند.
@novencsty
1 104
عشق زشت💙
🧑✈️Ugly love
نویسنده کالین هوور
وقتی «تیت کالینز» با خلبانی به نام «مایلز آرچر» آشنا می شود، فکر نمی کند که این ملاقات، عشق در نگاه اول باشد. در حقیقت آن ها حتی هنوز یکدیگر را دوست خود نیز در نظر نمی گیرند. تنها نقطه ی اشتراک میان «تیت» و «مایلز»، علاقه ای ناگهانی، دوطرفه و غیر قابل انکار است. به محض این که هر کدام از آن ها خواسته هایشان را بیان می کنند، متوجه می شوند که انگار درست برای هم ساخته شده اند. «مایلز» به دنبال عشق نیست و «تیت» نیز وقتی برای عشق و عاشقی ندارد. رابطه ی آن ها می تواند بی نقص از آب درآید، البته تا زمانی که «تیت» دو قانونی را که «مایلز» به او گفته، رعایت کند: هیچ وقت درباره ی گذشته نپرس؛ توقع آینده ای مشترک را نداشته باش.
@novencsty🫧
1 104
+1
هردو در نهایت میمیرند🫂
🌬️They both die at the end
نویسنده آدام سیلورا
قاصد مرگ پیغامی برای دو پسر نوجوان دارد: آنها فقط یک روز دیگر زنده هستند. آدام سیلورا در کتاب هر دو در نهایت میمیرند از آخرین روز زندگی دو پسری میگوید که همدیگر را نمیشناسند اما سرنوشت مشترکی دارند. این کتاب از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز بوده و به انتخاب بسیاری از مجلات و وبسایتها، بهترین کتاب سال لقب گرفته است.
@novencsty 🫧
1 104
زندگی از مرگ پرسید: چرا همه منو دوست دارن اما از تو متنفرن؟
مرگ پاسخ داد: چون تو یک دروغ زیبا هستی و من یک حقیقت دردناک!💔
1 104
- عشق همهچیز است و واقعاً ارزشش را دارد که برایش بجنگی، برایش شجاعت به خرج بدهی و همهچیز را به خطر بیندازی... و اگر چیزی را برایش به خطر نینداختی، بزرگترین خطر را کردهای. (اریکا جونگ)
قسمتی از کتاب«محکم در آغوشم بگیر»🌿
1 104
- آنچه اهمیت دارد، درستکردنِ اشتباهات است، حتا اگر فقط در حد تمایل به تلاشِ دوباره باشد. (دبورا بلوم)
قسمتی از کتاب«محکم در آغوشم بگیر»🌿
