Violetnovell
Open in Telegram
وایولت رمان💕 🌿𝐕𝐈𝐎𝐋𝐄𝐓𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐋 کتاب های ترجمه و زبان اصلی،کتاب صوتی زندگی کوتاه است،ما تمامش میکنیم،پادشاه پریان، بازی میراث،عشق پیچیده،و کلی کتاب دیگه❤️🔥✨ پیج اینستا @violetnovell
Show more1 104
Subscribers
No data24 hours
+257 days
+5830 days
Posts Archive
1 104
+1
گیشا«تباهی و خیزش»🔥
Ruin and rising
جلد سوم🩸
نویسنده لی باردوگو
پایتخت سقوط کرده است.
تارین از سریر سایهی خود بر راوکا حکم میراند. اکنون سرنوشت ملت در دستان خورشیدخوانی درهمشکسته، ردیابی سرافکنده و بازماندگان ارتشی جادویی است.
در اعماق شبکهی کهن نقبها و غارها، آلینای تضعیفشده باید تن به حمایت مشکوک آپارات و متعصبانی بدهد که او را در جایگاه قدیسی میپرستند. اما او خیال دیگری در سر دارد. نقشهی شکار مرغ آتش گریزان را میکشد و امیدوار است شاهزادهای یاغی همچنان زنده باشد.
آلینا که همراه مَل برای یافتن آخرینِ فزونسازهای موروزوا میشتابد، باید اتحادهای تازهای بسازد و رقابتهای قدیمی را کنار بگذارد؛ اما همان هنگام که کمکم از رازهای تارین پرده برمیدارد، گذشتهای را فاش میکند که تا ابد ادراک او از پیوند میانشان و قدرت خود را دگرگون خواهد ساخت. مرغ آتش تنها چیزی است که میان راوکا و ویرانی ایستاده… و تصاحب آن ممکن است برای آلینا به بهای همان آیندهای تمام بشود که برای آن میجنگد.
@novencsty✨
1 104
+1
گیشا«محاصره و طوفان»🌪️
🌬️Siege and storm
جلد دوم
نویسنده لی باردوگو
وِرهادِر پهلوگاهش را یافت. پل تختهای را پایین آوردند. کارگران بارانداز و خدمه با فریاد به هم خوشآمد گفتند، طنابها را بستند و محموله را آماده ساختند.
پسر و دختر اسکلهها را از نظر گذراندند و میان جمعیت دنبال یک نظر دیدن جامهی سرخ قلبدرانها یا آبی احضارگران و دنبال برق خورشید روی تفنگهای راوکایی گشتند.
زمانش بود. پسر دست در دستش برد. پس از روزها سروکار داشتن با طنابها، کف دستانش زمخت شده بود و پینهبسته. پایشان را که روی تختههای اسکله گذاشتند، زمین انگار زیرشان جنبید و غلتید.
ملوانان زدند زیر خنده و فریاد کردند: «واروِل، فنتومن!»
پسر و دختر جلو رفتند و در دنیای تازه، نخستین گامهای لرزانشان را برداشتند.
دخترک در دل به درگاه هر قدیسی که امکان داشت گوش بدهد، دعا کرد که خواهش میکنم، بگذار در امان باشیم. بگذار در خانه باشیم.
@novencsty✨
1 104
+1
مجموعه سه جلدی گریشا🌿
جلد اول «سایه و استخوان»👤
Shadow and bone
نویسنده لی باردوگو
راوکا زمانی کشوری مقتدر بود. اما حالا در محصارهی دشمنان است و سِتر سایه قرار گرفته. نواری از جنس تاریکی رسوخناپذیر که که هیولاهای انسانخوار در آن جولان میدهند، کشور را دو پاره کرده است. حالا سرنوشت کشور در دستان پناهندهای تنها و بیکس است.
آلینا استارکوف هرگز در هیچ کاری خوب نبوده است. اما زمانی که درون سِتر به هنگ او حمله میشود و صمیمیترین دوستش زخم برمیدارد، قدرتی خفته در وجود آلینا بیدار میشود. قدرتي که جان دوستش را نجات میدهد. قدرتی که میتواند کلید آزادسازی کشور جنگزدهاش باشد.
آلینا را هرآنچه میشناسد دور میکنند و به دربار سلطنتی میبرند تا تعلیم ببیند و عضو گریشاها و نخبگانی جادوپیشه بشود که تارین مرموز رهبریشان میکند.
بااینهمه در این دنیای پرزرقوبرق، هیچ چیز آنی نیست که به نظر میرسد. اینک که تاریکی در تلاطم است و تمام پادشاهی به قدرت چموش آلینا چشم دوختهاند، او باید با رازهای فرقهی گریشا و با رازهای قلب خویش روبهرو بشود
@novencsty✨
1 104
+1
کتاب دیزی دارکر🌊
🌱daisy darker
نویسنده آلیس فینی
من با قلب شکسته به دنیا آمدم» جملهای است که شخصیت اصلی داستان و راوی این معمای قتل، داستان خود را با آن آغاز میکند. دیزی خوشحال است که هشتادمین سالگرد نانا، مادربزرگ دوستداشتنیاش را جشن میگیرد. نانا نویسندهای برای کودکان است که چندین دهه پیش با کتابی به نام راز کوچک دیزی دارکر به ثروت زیادی دست یافته بود.
خانواده او برای برگزاری جشن تولدش در سیگلاس، خانه قدیمی نانا در سواحل کورنیش و در جزیرهای دور افتاده گرد هم میآیند. همانطور که جزر و مد ارتباط آنها را به مدت 8 ساعت با کل دنیا قطع میکند، نانا در جشن تولدش وصیتنامه خود را میخواند و دیری نمیگذرد که بدن بی جان او را با فرا رسیدن نیمهشب پیدا میکنند! در این جزیره دور افتاده شخصی یکی پس از دیگری آنها را میکشد!
حالا عمرت سیگلاس به زندانی در یک جزیره تبدیل شده است، همراه با قاتلی که قصد جان تک تکشان را دارد. اعضای خانواده قبل از اینکه آب دریا پایین برود و همه چیز آشکار شود، باید هم راز قتلها و هم رازهای گذشته را کشف کنند.
@novencsty🍃
1 104
+1
کتاب درمانگر✂️
⚕️The therapist
نویسنده بی.ای.پاریس
وقتی آلیس و لئو به خانهای تازه بازسازیشده در محلهای کوچک با تنها دوازده خانه نقل مکان میکنند، این همهی چیزی است که آنها در آن لحظه آرزویش را داشتند. اما ظاهر میتواند فریبنده باشد! در حالی که آلیس برای آشنایی با همسایگان جدید خود یک مهمانی ترتیب میدهد، رازی ویرانگر را در مورد گذشتهی تاریک این خانه کشف میکند.
آلیس با مردی غریبه آشنا میشود که بر روی پرونده قتل دختری به نام نینا کار میکند. دختری که یک سال پیش در همین خانه به طرز فجیعی کشته شده است. آیا به همین دلیل این خانه نسبت به بقیه خانهها ارزانتر بود؟ چرا لئو به آلیس چیزی نگفته بود؟ چرا علاقه نداشت که آلیس به همسایهها نزدیک شود؟ همسایگان او رازهایی را پنهان میکنند و همه چیز آنقدرها هم که به نظر میرسد عالی نیست.
@novencsty🌿
1 104
چیزهایی که پشت سر گذاشتیم💜
Things we left behind🪻
نویسنده لوسی اسکور
کادن ، لوسیان رولینز یک غول لاغر و پست انتقام جو است.
در تلاشی برای پاک کردن نشان پدر بداخلاقش بر روی نام خانوادگی،
او هر دقیقه بیداری را صرف کشیدن رشته ها و ساختن امپراتوری خود می کند.
هر چه پول و قدرت بیشتری به دست آورد، احساس امنیت بیشتری می کند.
به جز زمانی که صحبت از یک کتابدار پر جنب و جوش در شهر کوچک باشد…
اسلون والتون که توسط یک راز قدیمی و تاریک از گذشته و تحقیر متقابل فعلی آنها پیوند خورده است،
تا جایی که می تواند بدن او را که با لباس طراح طراحی شده است، به لوسین اعتماد می کند.
وقتی مشاجره به طور تصادفی به پیش بازی تبدیل می شود،
شعله ها شعله ور می شوند و خاموش کردن دوباره آن غیرممکن است.
اما با وجود آمادگی اسلون برای تشکیل خانواده و امتناع لوسیان حتی از در نظر گرفتن ایده ازدواج و فرزندان،
این دشمنان عاشق در بن بست گیر کرده اند.
تا زمانی که لوسیان به سختی یاد می گیرد که ترک اسلون غیرممکن است –
حداقل کاری که می تواند انجام دهد این است که
او را ایمن نگه دارد.
@novencsty🫧
