en
Feedback
📛 شعر ممنوعه ⛔️

📛 شعر ممنوعه ⛔️

Open in Telegram

ارتباط با ما» ارسال اشعار @mr_Mantern

Show more
1 844
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-230 days
Posts Archive
من، دستِ تو را به همدلی می‌گیرم هرچه به سرم بیاید آن بپْذیرم تا میهنم آزاد نگردد، این دان؛ با جان و دل از برایِ تو می‌میرم #ت
من، دستِ تو را به همدلی می‌گیرم هرچه به سرم بیاید آن بپْذیرم تا میهنم آزاد نگردد، این دان؛ با جان و دل از برایِ تو می‌میرم #تورج_آریامنش

حکایت روباه و طعمه و کلاغ عقل را داده ایم دست یک الاغ انسان از جهل و خرافات داغ کرم خورده اس میوه های باغ آفت زده به جان ریشه
حکایت روباه و طعمه و کلاغ عقل را داده ایم دست یک الاغ انسان از جهل و خرافات داغ  کرم خورده اس میوه های باغ آفت زده به جان ریشه و ساق شیخ از این همه دروغ شده چاق هدف بذر دشمنی کینه و نفاق سیاست دین و مذهب در یک اتاق انقلاب پنجاه و هفت خریت یا اتفاق ارزش و اعتبار شاه در یک اسکناس #علی_آتشبت

به نام یزدان پاک رندی آموز که تا خام حریفان نشوی دانش آموز که تا بنده ی دیوان نشوی مار گر خرقه کند نو نشود چون برّه چشم بگشا که دگر زخمیِ ماران نشوی لابه چون دشمن دیرینه کند تزویر است رحم بر خصم مکن دشمن یاران نشوی دیو در خرقه سالوس مسیحا نفس است بر حذر باش که تا طعمه شیطان نشوی چاه غفلت به دل راه نهادست حریف چشم دل باز نگه دار که حیران نشوی اهرمن صورت خود نقش خدا بنمودست خام انجیل و زبور و ره قرآن نشوی آنکه گوید ز خدا بود سخن بر لب من خودِ شیطان بُوَد او گوش به فرمان نشوی گر ندانی ره مقصد سخن پیر شنو پابرهنه به ره خار مغیلان نشوی وعده حور و برین از سخن اهرمن است چون خموش است خدا رام پلیدان نشوی #صادق_مبارکی

بی تفاوتی رنج و عذاب و سکوت زمین غیر قابل سکونت برهوت جنگ و آتش غبار و دود آسمون زخم خورده و کبود قانون مثل تارهای عنکبوت سیا
بی تفاوتی رنج و عذاب و سکوت زمین غیر قابل سکونت برهوت جنگ و آتش غبار و دود آسمون زخم خورده و کبود قانون مثل تارهای عنکبوت سیاست ابزار ترس و سکوت عدالت سالها شده سرکوب انسانها برده های خوب بت پرستی در راستای اهداف و سود پول انسانیت و وجدان را میکند کور جهل انسان را از عقل و خرد میکند دور احمقانه اس پرستش مرده گان در گور آدم و حوا با خوردن میوه ممنوعه مشهور انسان بد ذات و ناسپاس شد و شرور  انسان بذر ناشناخته آدم و حوا بود میوه ممنوعه ای که خوردنش گناه بود خلقت انسان از اول یک اشتباه بود جبر خوب و بد امتحان خدا بود #علی_آتشبت

پزشکیان عروسکی در یک مهمانی روحانی روباه مکار سیاست سازمانی قالیباف دروغگوی پر حرف جنتی خرس قطبی زیر برف ظریف فعل همه‌جا به صرف پوچ و بی اساس وبی مصرف سلامی فرمانده یا غلامی سلاح فقط قدرت کلامی عراقچی نپخته یا که خامی اهل بصره یا اعراق یا شامی خاتمی پیر و خرفت دم دمی سیاست فریب وضد مردمی موسوی لوگوی قلابی جنبش آزادی لباسی برای تعویض در عزا و شادی احمدی نژاد کارت جدال و رسوایی خامنه ای شیطان تو حتما خدایی اسی و مسی و نرگس تپل رهبران مجازی خدای ج.ا. چه قشنگ به مردم میکند بازی شاهزاده رضا پهلوی یعنی تاریخ معنوی چه شد تاریخ و هویت ایرانی شد عربی در سیاست خوب و بد همگی همکار ماهیگیر طعمه را می‌اندازد برای شکار انسان با اندیشه نیک میشود بیدار آگاهی چراغ راه جامعه هوشیار مردمی که از دروغ شده اند مست همگی بی تفاوت ذهن ها بت پرست #علی_آتشبت

اگر گفت با تو کسی این چنین که من گشته‌ام با خدا همنشین خدا گوید هر روزه با من سخن مرا کرده پیغمبرِ خویشتن یقین دان که مغزش بُ
اگر گفت با تو کسی این چنین که من گشته‌ام با خدا همنشین خدا گوید هر روزه  با من سخن مرا کرده  پیغمبرِ خویشتن یقین دان که  مغزش بُوَد پُر شتاب روانش پریش است و حالش خراب                #غلامعلی_سینا

رمضان رفت و ایکاش نیاید دیگر بشود دور برای ابد از هر منظر بشود محو از ایران همه‌ی زشتی هاش باد نابود مسلمانی و بدبختی هاش #غل
رمضان رفت و ایکاش نیاید دیگر بشود دور برای ابد از هر منظر بشود محو از ایران همه‌ی زشتی هاش باد نابود  مسلمانی و بدبختی هاش                             #غلامعلی_سینا

خدای که داده عقل و هوش ذهن انسان از جهل مخدوش زندگی دروغ است و پاپوش اعتقاد و باور فضله موش تاریخ و هویت انسانی فراموش شده ای
خدای که داده عقل و هوش ذهن انسان از جهل مخدوش زندگی دروغ است و پاپوش اعتقاد و باور فضله موش تاریخ و هویت انسانی فراموش شده ایم برده های خودجوش پارازیت تفکرات تهران شوش فعالین سیاسی خود فروش جامعه بیمار مردم شل گوش دین و مذهب اصالت هوش انسان در قاب حیوان درازگوش شیخ با جهل خویش کرده جادوش پیامبران واهی خدا رو به تباهی کشتن انسانها در اوج بی گناهی    خفه کردن آزادی نبود رهایی ریختن خون برای آرامش الهی سیاست ج.ا.تمام ترکیب جنایی مسئولین کشور پیرو تفکرات ولایی فقر و بدبختی ملت کاسه گدایی کجا رفت انسانیت در عصر طلایی راه نجات کشور حکومت پادشاهی منشور کوروش خود میدهد گواهی #علی-آتشبت

نه فضل ترا که مدح عالیت کنم نه فهم ترا که حرف حالیت کنم نه ریش ترا که ریشخندت سازم نه خایه ترا که خایه‌مالیت کنم #ملا_پناه_واقف

در کشور ما که مثل ماه است کلّاً همه چیز روبراه است قانون و مقررات کشکی ست اینجا همه چیز دلبخواه است هر چیز بد و غلط،درست است هر چیز درست، اشتباه است هر کرده ی بد ثواب دارد هر کرده ی خوب هم گناه است هرجا که نوشته راه، چاه است هرجا که نوشته چاه، راه است چیزی به سرت اگر فرو رفت! اصلا نگران نشو، کلاه است چون مورچه می برند یکریز این روزی خلق بی پناه است این توده که بر فراز شهر است مانند غبار!، نصفش آه است در شهر عجایب و غرایب کار من و تو فقط نگاه است دنبال دکل مکل نگردید پیدا نشود، خدا گواه است این مصرع زیر مال من نیست "دزد نگرفته پادشاه است" * #خلیل_جوادی * #ایرج_میرا اجرا: صبا اکبری

به نام یزدان پاک ای مسلمان اندکی اندیشه از بهر خدا کی خدا نازل کند احکام پُر قهر و جفا دائماََ گوئی که الله مهربانُ الراحمین از چه رو اینجا و آنجا بد کند با ظالمین او اگر آگاه باشد عاقبت من کافرم آفریدن را چه حاجت گر که خواهد کیفرم یا که او را دانش از فرجام مخلوقات نیست یا اگر داند چنین ظلمی از او در ذات چیست گر که او گوید که من مختارم اندر کرد و کار پس نداند عاقبت من کافرم یا رستگار آن خدایی که ندارد دانش از بدو و ابد بر چه مبنایی خدای آگه و قادر بُوَد این خدایی که شما بر در گهش در سجده اید خالقش خود بوده اید گوئی به چاه افتاده اید چاه مذهب را نباشد انتها ای با خِرد چون شوی غافل از آن عمر گرانت میبرد گر که مذهب آمد از بهر هدایت در جهان یا که آمد تا کند آگاه ما را از نهان این تناقضهای فاحش اندر آن از بهر چیست این خدای پُر غضب را حاجتش در کار چیست گر کتاب آسمانی سِرّ گیتی وا نمود در پی دانش دویدن را دگر برما چه سود این جهان تکلیف گر باشد فقط ذکر و سجود اینهمه اسرار در گیتی دگر بهر چه بود گر خِرد داری در اینها اندکی اندیشه کن این تعصب را رها، علم و خِرد را پیشه کن گر خدایی باشد و گفتار گر خواهد کند او نه از موسی نه از عیسی نه از احمد کند بشنو از بیجان و باجان کائنات و از جهان دائما  پیغام آید  آشکار و  از نهان #صادق_مبارکی

به نام یزدان پاک جشن نوروز همایون و چه فرخنده بُوَد ریشه ظالم ازین خاک کهن کَنده بُوَد یاد یاران وطن خواه گرامی بادا غم هجران عزیزان به دل آکنده بُوَد آنکه بر ناله ما روز عزا خندیده است روز اجرای عدالت چه سرافکنده بُوَد مُزد این صبر گران بر همه نیک اندیشان شادی و عشق و صفا قهقه ی خنده بُوَد بَه چه خوش باد که ظالم به تقلای بقا میکَند جان و مثالِ مرغ سرکنده بُوَد ظالمی جهد به بدنامیِ نیکان کُنَدی نیک بنگر که درین کار چه شرمنده بُوَد کور سویی که به دل روشنیِ شبها بود بس فروزان شده چون اختر رخشنده بُوَد صبح امّید وطن از دل و از سینه ماست این هیاهو ز ستم عاقبت ارمنده بُوَد مژده ای آمده از اوج سعادت ز هما نام ایران تا ابد زنده و پاینده بُوَد #صادق_مبارکی

✨جشن نوروز بر ملت شریف و شجاعدل ایران همایون باد امسال سال آزادی هست سپاس

sticker.webp0.46 KB

عده ای سود از شکر،بعضی از آهن می خورند عده ای هم نفت را همراهِ مخزن می خورند با زمین خواری اگر جیبِ مبارک پر نشد پولها را تحتِ نامِ وام مسکن می خورند کم کم از یارانه ها سی روز را خوردند و رفت ذره ذره حقمان را روزِ روشن می خورند اهل شهرستان که باشی عده ای در پایتخت حق امثالِ تو را چون آب خوردن،می خورند زحمت اصلی به دوشِ کارگرها هست و بعد ما حصل را چند تن نادانِ لمپن می خورند از یتیم از کارگر،از کارتن خواب از فقیر از حقوقِ مردمِ در حال مردن می خورند حق ما را در حسابِ خویش میریزند و با اولین پرواز آن را تویِ لندن می خورند عده ای هم نانشان در مرگ بر اینست و آن نانشان را اصلا از بالایِ دشمن می خورند طبعِ سیری ناپذیر و خوشه با هم جور نیست این جماعت چند سالی هست خرمن می خورند شاعر از دستِ تو کاری بر نمی آید،برو چون که اینها کارشان این است،کلا می خورند #مصطفی_علوی

مبنایِ امور بر فساد است اینجا اوضاع شبیه قبل،حاد است اینجا امری که تحققش به کل ممکن نیست برنامه ی رشد اقتصاد است اینجا دریا و زمین و کوه را می بلعند از بس که گلویشان گشاد است اینجا چیزی که به زعم ادعا،دنبالش گشتیم و نبود،اعتقاد است اینجا بر گُرده ی شاخه ها سوار است به زور افسارِ درخت دست باد است اینجا کمتر کسی از میان این مدعیان بافهم و شعور و باسواد است اینجا نیروی جوان پس از فراغت از درس سرگرم به کار اعتیاد است اینجا خان زاده و خان لباس دین پوشیدند ارواحُ له الفدا زیاد است اینجا منظورِ ردیف شعرِ من ایران نیست یو اس اِیِ ناخلف مراد است اینجا #مصطفی_علوی

مکُن از انقلابِ ما گلایه! مزن بر شیخ و‌ ملا هِی کنایه! مبادا کافرِ این دین بگردی که افکنده ست بر این خاک، سایه که من سرمایه ا
مکُن از انقلابِ ما گلایه! مزن بر شیخ و‌ ملا هِی کنایه! مبادا کافرِ این دین بگردی که افکنده ست بر این خاک، سایه که من سرمایه ام از غفلتِ توست زکاتت تیله شد، خمسِ تو مایه شده دنیا بهشتم حور و غِلمان به مسجد کرده ام تحت الحمایه محمدوار، تنها شیر نوشم هم از مادر، هم از پستان دایه گَهی قاری صفت، کبکم بخواند چو دارم مجلسِ تَرتیلِ آیه خدا و خانه اش را هر دو دربست به شیطان میدهم هر شب کرایه چو دستی داشتم در پاچه خواری گرفتم ارج و قرب و پُست و پایه هزاران "داشته" دارم خودِ من فقط با مالشِ یک جفت خایه! #فریبا_صفری‌نژاد

به نام یزدان پاک ای شاه جهان آرا دریاب غم مارا سرچشمه رحم و جود بگذر زگنه یارا از آه دلت مارا افتاد سیه بختی خونابه ز دل آید از رنج و غم و سختی با رفتنِ خود بردی عشق و منش و هستی این درد چه جانکاه است رفت از دلِ می مستی از دیده پُر اشکت سِیلی به وطن آمد شاهینِ وطن بودی رفتی و زغن آمد جانم به فدایت شاه بهتر ز پدر بودی در ظلمت و تاریکی خورشید و قمر بودی بر سینه پُر زخمت مرحم نشود پیدا بر میهن خود بودی فریاد رس و شیدا صد جانم اگر بودی ارزانیِ اشکت بود در خاطر ما هر دم غمناکیِ چشمت بود تاریخ نهان کردند بدتر ز ددان کردند کشتند شریفان را این ظلم عیان کردند سنگینیِ این وحشت تا شام ابد ماند این ظلم که میدارند هر نوحه گری خواند جان آمده بر لبها آتش کشد از دلها آن نسل که شوریدند بنشسته به محنتها بهتر ز پدر بر ما بگذر زگناه ما ای عشق خداوندی شاهنشه و شاه ما بر سینه دریایَت سوگند که سربازیم با شاه رضای جان ایرانِ دگر سازیم از خبط و خطا بگذر درهم شکن این ظلمت بیداریِ ما بنگر ای صاحب هر حشمت تا پیکر پاک تو ناید به دل این خاک از دامن این ملت این ننگ نگردد پاک #صادق_مبارکی

قـدم خیـرست خوشـآمـد گو ؛ صفای ماه فـروردیـن به رویِ فرش و میزت باز بچینی"سفرهٔ هفت سین" بـنـام سـیـن اول : سـالـم و سـرزنـده بـاشـی دوسـت نـبـینـم غـم ، نِـشـینـد بـر وجـودت شـوقْ پـاورچـیـن بــنــام سـیــن دوم : ســربـلـنــد بـاشـی تـمـام عــمــر کُـنی کاری شِـگفـت آور ؛ بـپیـچـد بر زبـان تـحـسیـن بـنام سـیـن سـوم : سـادگـی هـم سـازش و یک رنـگ زنــد فــوّاره در هـسـتـی ، بــمـانــد زیــر ســر بـالـیـن چهارمْ سیـن : سعادتمندی وخوشبختی و نیکی‌ست کـمان از آسـمان پـاشـد به سـویـت هـفتمیـن رنگـین بـنام سیـن پـنجـم  هـم : سـبکـباریـسـت میـخواهـم بــرایــت ؛؛ تـا بــمـانـی در تــرازوی وقــار سـنـگــیــن و در سیـن ششم : بـاشـد همیشه سـازِ بختـت کـوک نـزن تـاری ز گـیـتـارِ غــم و مـوسـیـقـیِ غـمـگـیـن !! بـنـام سـیـن هـفتـم : سـایـهٔ حـق بـر سـرت بـاشـد .. اگر خواهی که هفت‌سینت قشنگ باشد بگو "آمین" #هفت‌سین‌تقدیر #یزدان_ماماهانی _🎹♥️ اُرگ سرخ ♥️🎹_