en
Feedback
اشعار کوتاه

اشعار کوتاه

Open in Telegram
193
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-630 days
Posts Archive
سوال این بود : به کجا چنین شتابان ؟ مرگ در ساحل به عشق باشد زیباست به درد باشد، غوغاست کاش نهنگ قلب ها هیچگاه به درد، به ساحل ننشیند روزی همه ما اینگونه به مرگ می رسیم کاش آن لحظه حسرت اگر بر دل داریم حسرت بر دل نگذاشته باشیم که درد به توان ابدیت، انتظارت را می کشد خوشا آنکه به مناعت، تن به ساحل مرگ می دهد که موج های سرمستی زندگیت روزی به تمسخر بر تنت شلاق خواهند شد

من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست که پر بازم اگر هست دل بازم نیست شهریار

دِل‌خوش بِه آنَم اَز سَرِ خاکَم گَذرَ کُنَد گیرَم بَرایِ فاتِحِه‌‌یِ ما نیامده است...

Desert - Keyhan Kalhor.mp35.98 MB

این صبر ک من میکنم افشردن جان است...

Desert - Keyhan Kalhor.mp35.98 MB

youtube_GXmMbklLp2o_bestaudio.mp32.75 MB

خون می چکد از دیده در این کنج صبوری...

Nafas.mp39.18 MB

سکوتت می‌شکنه بارون می‌گیره...

برای درکنار هم موندن باید خیلی چیزارو بخشید. خیلی حرفارو نشنیده گرفت. از خیلی کارها عبور کرد. برای در کنار هم موندن باید بخشنده ترین و قوی ترین بود نه زیباترین و باهوش ترین. آدما وقتی میتونن مدت های طولانی کنار هم بمونن که یاد بگیرن چطور باهم کنار بیان. اگه گاهی تو حال خوب هم شریک نمیشن دستی هم به حال بد هم نکشن. هیچ حال بدی موندگار نمیمونه همونطور که حال خوب هم، همیشگی نیست. عزیز میگفت: اول از هر چیزی برای در کنار هم موندن باید یاد بگیری چطور میشه با کوچیکترین چیزها، از زندگی لذت برد، خندید و شاد بود...

زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم...

نوشته بود آدما هیچوقت از بین نمیرن؛ تاونا تبدیل میشن به یه. آهنگ و میرن تو پلی لیستت...

4_5841615479197664836.mp37.59 MB

بقول طالب آملی ک میگه: «گرهِ گریه ز بیرون گلويم پیداست».

پر حرف بودم؛ نوشتم و پاک کردم، سکوت کردم و دور شدم.

‌ ‌ علیرضا آذر میگه : ‌یک گام دگر مانده، در معرض تابوتم کبریت بکش بانو، من بشکه باروتم

شب بود، شمع بود، من بودم و غم شب رفت، شمع سوخت، من ماندم و غم...!

سر بی کسی سلامت...