en
Feedback
پداگوژی فرودستان

پداگوژی فرودستان

Open in Telegram

حرف کتاب، پروانه خشک لای کتاب بود. درس در من خالی می شد! ‌آموزش جدا بود از زندگی! @taskoh22

Show more
824
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1130 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
March '25
March '25
+4
in 0 channels
February '25
+17
in 0 channels
Get PRO
January '25
+20
in 2 channels
Get PRO
December '24
+24
in 1 channels
Get PRO
November '24
+113
in 5 channels
Get PRO
October '24
+56
in 3 channels
Get PRO
September '24
+35
in 2 channels
Get PRO
August '24
+23
in 0 channels
Get PRO
July '24
+11
in 2 channels
Get PRO
June '24
+23
in 1 channels
Get PRO
May '24
+29
in 1 channels
Get PRO
April '24
+28
in 1 channels
Get PRO
March '24
+33
in 0 channels
Get PRO
February '24
+25
in 0 channels
Get PRO
January '24
+19
in 1 channels
Get PRO
December '23
+49
in 6 channels
Get PRO
November '23
+32
in 2 channels
Get PRO
October '23
+41
in 5 channels
Get PRO
September '23
+20
in 0 channels
Get PRO
August '23
+6
in 0 channels
Get PRO
July '23
+13
in 0 channels
Get PRO
June '23
+14
in 0 channels
Get PRO
May '23
+4
in 0 channels
Get PRO
April '23
+9
in 0 channels
Get PRO
March '23
+6
in 0 channels
Get PRO
February '23
+21
in 0 channels
Get PRO
January '23
+5
in 0 channels
Get PRO
December '22
+24
in 0 channels
Get PRO
November '22
+12
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+4
in 0 channels
Get PRO
August '22
+9
in 0 channels
Get PRO
July '22
+16
in 0 channels
Get PRO
June '22
+20
in 0 channels
Get PRO
May '22
+16
in 0 channels
Get PRO
April '22
+12
in 0 channels
Get PRO
March '22
+11
in 0 channels
Get PRO
February '22
+6
in 0 channels
Get PRO
January '22
+10
in 0 channels
Get PRO
December '21
+14
in 0 channels
Get PRO
November '21
+47
in 0 channels
Get PRO
October '21
+2
in 0 channels
Get PRO
September '21
+7
in 0 channels
Get PRO
August '21
+9
in 0 channels
Get PRO
July '21
+34
in 0 channels
Get PRO
June '21
+25
in 0 channels
Get PRO
May '21
+6
in 0 channels
Get PRO
April '21
+2
in 0 channels
Get PRO
March '21
+9
in 0 channels
Get PRO
February '21
+9
in 0 channels
Get PRO
January '21
+306
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 March0
27 March0
26 March0
25 March0
24 March+1
23 March0
22 March0
21 March0
20 March0
19 March0
18 March0
17 March0
16 March+1
15 March0
14 March0
13 March0
12 March0
11 March0
10 March+1
09 March0
08 March0
07 March+1
06 March0
05 March0
04 March0
03 March0
02 March0
01 March0
Channel Posts
تا ادبیات زنده است، اندیشه زنده است! 📺 گزارش تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران از حضور دکتر شفیعی کدکنی، دکتر ژاله آموزگار و جمعی از اساتید ادبیات در شب فراموش نشدنی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان

2
✅ مصاحبه روز عدم شفافیت، مناسبت‌ها و جهت گیری‌های سیاسی در بعضی از دولت‌ها باعث شده تا فرایند جذب نخبگان شایسته تحت تاثیر قرار بگیرد. این عدم شفافیت باعث جذب افرادی با درجه ۳و۴ صلاحیت‌های علمی می‌شود که متناسب با ایدئولوژی همان دولت هستند. خورسندی با اشاره به اینکه فرایند جذب هیئت علمی در کشور براساس استانداردهای جهانی نیست، اظهار کرد: در نهایت دانشجویان و جوانان آینده این مرز و بوم ضرر می‌کنند و در مرحله دوم، برنامه‌های توسعه ملی با کندی مواجه می‌شود. برای توسعه ملی به دانش‌آموختگان باسواد، مولد و با انگیزه نیاز است. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان ادامه در لینک زیر: https://www.qudsonline.ir/news/1050060/جذب-هیئت-علمی-در-کشور-براساس-استاندارد-جهانی-نیست
0
3
🗓۱۴۰۳/۱۱/۱۸ «همایش ملی چالش‌های آموزش عالی در برنامه هفتم توسعه: از دغدغه تا بهبود» ■ سخنرانان ۲۹ بهمن‌ماه ○  دکتر محمد یمنی • با موضوع: "معرفی قطب علمی آموزش عالی و توسعه و‌ گزارشی از فرایند همایش" ○ دکتر مقصود فراستخواه • با موضوع: "دانشگاه، مرجعیت علمی و مسائل اجتماعی؛ از کلیشه تا حقیقت" ○ دکتر علی خورسندی طاسکوه • با موضوع: "الگوزدایی از آموزش عالی: فرصت ها و عوامل امتناع" ○ دکتر ابراهیم صالحی عمران • با موضوع: "آموزش عالی مهارتی: ظرفیت ها و محدودیت ها در برنامه هفتم" ○ دکتر محمدحسن پرداختچی • با موضوع: "دام های برنامه ریزی" ○ دکتر سعید غیاثی ندوشن • با موضوع: "جایگاه مراکز و موسسات پژوهشی در بخش علم و فناوری برنامه هفتم توسعه" ○  دکتر محمد روشن • با موضوع: "بررسی ابعاد حقوقی برنامه هفتم توسعه در ارتباط با آموزش عالی" ○ دکتر محمدتقی نظرپور • با موضوع: "طراحی فضاهای آموزشی هوشمند:نقش معماری و فناوری در بهبود بهره وری یادگیری" ■ سخنرانان ۳۰ بهمن‌ماه ○ دکتر محمدقهرمانی • با موضوع: "مسئولیت اجتماعی دانشگاه: نظریه ها، چالش ها و چشم اندازها" ○ دکتر رضا منیعی • با موضوع: "ضرورت تحول دیجیتال در آموزش عالی: تحلیل انتقادی برنامه هفتم توسعه" ○ دکتر حسین نصیری • با موضوع: "بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت؛ راه طی شده و افق آینده" • مکان: دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، تالار سیمرغ • نحوه برگزاری: حضوری • جهت کسب اطلاعات بیشتر و‌ ثبت‌نام به وبسایت همایش مراجعه فرمایید: 🌐 https://cehed.sbu.ac.ir/conf/ 🎓 آموزش و آموزش عالی اینستاگرام | وات سپ | تلگرام
0
4
🤢 سرقت هویت؛ ترفند متفاوت سارقان علم! در جایی‌که که الگوی زیست جمعی گرفتار بداخلاقي‌هاست، آيا جوانان جویای نام دانشگاهی در دانشگاه‌هایی که خیلی هم دانشگاه نیستند و ضوابط ترفیع و ارتقا مشوق داده‌سازی و مقوم رژیم شمارش در تولید دانش است، چگونه می‌توانند كنش اخلاقي داشته باشند و یا اخلاق حرفه‌ای در پژوهش و انتشار علمی را پاس بدارند؟! شیوع سرقت علمی، بیماری مشترک بسیاری از دانشگاهها ‌و موسسات پژوهشی است. اما پژوهشگران کشورهای جهان جنوب بویژه عربستان و پاکستان و روسیه و چین و مالزی و مصر و ایران و هند و از این قبیل کشورها بیشتر گرفتار این بیماری هستند. https://www.nature.com/articles/d41586-023-03974-8 متن پیوست نمونه‌ای از سرقت علمی متفاوت در دهه اخیر است. ☘☘☘ ☘☘☘ روش جدید تقلب برای چاپ مقالات: سرقت هویت! امروز در صفحه مجله معتبر 4OR (فصلنامه تحقیق در عملیات) که توسط Springer منتشر می‌شود، متوجه این مطلب تأسف‌بار شدم. قصه از این قرار است. مجله یک مقاله‌ای منتسب به اقتصاددانی مشهور از آلمان (فرض کنیم XXX) دریافت می‌کند که با ایمیل یاهو ارسال شده است. سردبیر مجله به دلیل نوع ایمیل و تفاوت جدی موضوع مقاله با زمینه کاری پروفسور XXX بلافاصله با ایمیل سازمانی وی مکاتبه می‌کنند و ایشان در جواب می‌گوید که این مقاله را به عمرش ندیده است و این سومین مورد است که چنین اتفاقی برای وی می‌افتد! سردبیر مجله به‌اتفاق همکاران تصمیم می‌گیرند طوری وانمود کنند که گویی مقاله وارد چرخه داوری شده است و پس از مدتی فهرستی از ایرادات جزئی را به همان ایمیل یاهو ارسال می‌کنند. نویسندگان هم در مدتی کوتاه ایرادات را رفع می‌کنند و ارسال می‌کنند. سردبیر متوجه می‌شود که در نسخه جدید مقاله دیگر نامی از آن اقتصاددان معروف نیست و بجای آن این اسامی قرار گرفته است: …… سردبیر تصمیم می‌گیرد که این موش و گربه بازی را کنار بگذارد و مستقیماً مطلب را نویسنده مسئول در میان بگذارد. سردبیر دلیل ناپدید شدن اسم آن اقتصاددان معروف را جویا می‌شود که نویسنده مسئول می‌گویند پس از ارسال مقاله پروفسور XXX از ادامه مقاله منصرف شدند و کار را به ما حواله کردند. باقی داستان هم که مشخص است.... این موضوع در جاهای مختلف منعکس شده است و شما هم می‌توانید جزئیات دقیق‌تر داستان را در آدرس زیر ملاحظه نمایید: http://link.springer.com/article/10.1007/s10288-016-0329-8 به‌جز مورد فوق، در صفحه مربوط به تقلب‌های این مجله، نام هفت هشت متقلب دیگر هم فهرست شده که دو نفر از آن هم مربوط به ایران و از دانشگاه تهران هستند. لینک زیر این فهرست را نشان می‌دهد: http://www.4or.be/Plagiarism.html نمی‌دانم تا کی باید شاهد این رویدادهای تأسف‌بار باشیم که حیثیت علمی و فرهنگی یک مملکت را در مخاطره می‌اندازد. کمترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که این نوشته را آن‌قدر در شبکه‌های اجتماعی بچرخانیم تا هزینه کار را برای این افراد که با آبروی یک کشور بازی می‌کنند، حسابی بالا ببریم. 🆔 @NaturalResources https://t.me/ekashkool/8396
0
5
🤢 سرقت هویت؛ ترفند متفاوت سارقان علم! در جایی‌که که الگوی زیست جمعی گرفتار بداخلاقي‌هاست، آيا جوانان جویای نام دانشگاهی در دانشگاه‌هایی که خیلی هم دانشگاه نیستند و ضوابط ترفیع و ارتقا مشوق داده‌سازی و مقوم رژیم شمارش در تولید دانش است، چگونه می‌توانند كنش اخلاقي داشته باشند و یا اخلاق حرفه‌ای در پژوهش و انتشار علمی را پاس بدارند؟! شیوع سرقت علمی، بیماری مشترک بسیاری از دانشگاهها ‌و موسسات پژوهشی است. اما پژوهشگران کشورهای جهان جنوب بویژه عربستان و پاکستان و روسیه و چین و مالزی و مصر و ایران و هند و از این قبیل کشورها بیشتر گرفتار این بیماری هستند. https://www.nature.com/articles/d41586-023-03974-8 متن پیوست نمونه‌ای از سرقت علمی متفاوت در دهه اخیر است. ☘☘☘ ☘☘☘ روش جدید تقلب برای چاپ مقالات: سرقت هویت! امروز در صفحه مجله معتبر 4OR (فصلنامه تحقیق در عملیات) که توسط Springer منتشر می‌شود، متوجه این مطلب تأسف‌بار شدم. قصه از این قرار است. مجله یک مقاله‌ای منتسب به اقتصاددانی مشهور از آلمان (فرض کنیم XXX) دریافت می‌کند که با ایمیل یاهو ارسال شده است. سردبیر مجله به دلیل نوع ایمیل و تفاوت جدی موضوع مقاله با زمینه کاری پروفسور XXX بلافاصله با ایمیل سازمانی وی مکاتبه می‌کنند و ایشان در جواب می‌گوید که این مقاله را به عمرش ندیده است و این سومین مورد است که چنین اتفاقی برای وی می‌افتد! سردبیر مجله به‌اتفاق همکاران تصمیم می‌گیرند طوری وانمود کنند که گویی مقاله وارد چرخه داوری شده است و پس از مدتی فهرستی از ایرادات جزئی را به همان ایمیل یاهو ارسال می‌کنند. نویسندگان هم در مدتی کوتاه ایرادات را رفع می‌کنند و ارسال می‌کنند. سردبیر متوجه می‌شود که در نسخه جدید مقاله دیگر نامی از آن اقتصاددان معروف نیست و بجای آن این اسامی قرار گرفته است: …… سردبیر تصمیم می‌گیرد که این موش و گربه بازی را کنار بگذارد و مستقیماً مطلب را نویسنده مسئول در میان بگذارد. سردبیر دلیل ناپدید شدن اسم آن اقتصاددان معروف را جویا می‌شود که نویسنده مسئول می‌گویند پس از ارسال مقاله پروفسور XXX از ادامه مقاله منصرف شدند و کار را به ما حواله کردند. باقی داستان هم که مشخص است.... این موضوع در جاهای مختلف منعکس شده است و شما هم می‌توانید جزئیات دقیق‌تر داستان را در آدرس زیر ملاحظه نمایید: http://link.springer.com/article/10.1007/s10288-016-0329-8 به‌جز مورد فوق، در صفحه مربوط به تقلب‌های این مجله، نام هفت هشت متقلب دیگر هم فهرست شده که دو نفر از آن هم مربوط به ایران و از دانشگاه تهران هستند. لینک زیر این فهرست را نشان می‌دهد: http://www.4or.be/Plagiarism.html نمی‌دانم تا کی باید شاهد این رویدادهای تأسف‌بار باشیم که حیثیت علمی و فرهنگی یک مملکت را در مخاطره می‌اندازد. کمترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که این نوشته را آن‌قدر در شبکه‌های اجتماعی بچرخانیم تا هزینه کار را برای این افراد که با آبروی یک کشور بازی می‌کنند، حسابی بالا ببریم. 🆔 @NaturalResources https://t.me/ekashkool/8396
0
6
🎥دانشگاه‌های ما با حوزه عمومی ارتباط ندارند علی خورسندی دانشیار دانشگاه علامه طبابایی در همایش مهاجرت نخبگان علمی در ایران ا
🎥دانشگاه‌های ما با حوزه عمومی ارتباط ندارند علی خورسندی دانشیار دانشگاه علامه طبابایی در همایش مهاجرت نخبگان علمی در ایران امروز : 🔹انصافاً برای مساله مهاجرت نخبگان اصلاً لازم نیست کاری کنیم یا طرح جدیدی در اندازیم بلکه باید کارهایی را انجام ندهیم و از یک سری ذهنیت‌های پرخطا و سیاست‌های پرمخاطره دست بکشیم. 🔹آبراها و شاهراه‌های دانشی و پژوهش نخبگان دانشگاه را مسدود نکنیم. یوتیوب بزرگترین دانشگاه جهان است یعنی «دانشگاه دانشگاه‌هاست» و هیچ مطلبی در این عالم نیست که در یوتیوب آنرا نبینید. با چه منطقی اساتید و نخبگان علمی از این شبکه محروم شده‌اند. 🔹دانشگاه‌های ما با حوزه عمومی ارتباط ندارند. شما در دانشگاههای جهان دیوار نمی‌بینید. در دانشگاههای آکسفورد یا تورنتو تنها چیزی نمی‌بینید دیوار است. @IRNA_1313
0
7
✅ زنده در آپارات، هم‌اکنون همایش مهاجرت نخبگان ⏱️ چهارشنبه و پنجشنبه، ۱۲ و‌ ۱۳ دی ماه ۱۴۰۳ 📍تهران، مرکز همایش‌های بین‌المللی پژوهشگاه صنعت نفت 🔹 کانال آپارات ▫️ https://www.aparat.com/iranethics ✅ انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
8
چالش‌های آموزش عالی؛ از دغدغه تا بهبود برگزارکننده: دانشگاه شهید بهشتی قطب علمی آموزش عالی و توسعه آخرین زمان پذیرش مقاله: ۱۵
چالش‌های آموزش عالی؛ از دغدغه تا بهبود برگزارکننده: دانشگاه شهید بهشتی قطب علمی آموزش عالی و توسعه آخرین زمان پذیرش مقاله: ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ زمان برگزاری: ۲۹ و ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
9
عجب دنیای وارونه‌ای است! ژاپن و کانادا و امریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه و ایتالیا هفت کشور صنعتی جهان (G7) هستند اما تهران
عجب دنیای وارونه‌ای است! ژاپن و کانادا و امریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه و ایتالیا هفت کشور صنعتی جهان (G7) هستند اما تهران و داکا و دهلی و لاهور و کلکته و بیشکک آلوده‌ترین شهرهای جهانند! و شاید «در دایره قسمت اوضاع چنین باشد»! 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
10
✅ شیوع «سندرم اردک» در دانشگاه ✍️ علی خورسندی دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی اردکی را تصور کنید که آرام روی آب حرکت می‌کند. گویا با خیال آسوده در آب شناور است. این وضعیت، قسمت آشکار اردک است. در قسمت پنهان اردک غوغایی در کار است. اردک داستان ما با پا زدن‌های مکرر تلاش می‌کند تعادل خود را روی آب حفظ کند. به این تقلای پنهان، «سندرم اردک استنفورد» Stanford Duck Syndrome می‌گویند. در حقیقت، «سندرم اردک» بیانگر تقلای پنهان آدم‌ها برای «دوام آوردن» و محارست از «عزت نفس» است. استعاره «سندرم اردک» موقعیت بخشی از اعضای هیات علمی دانشگاههای امروز ماست. بویژه بخشی از اساتیدی که تازه‌کار هستند. استادانی که آبرو و عزت نفس خود را در شرایط سخت اقتصادی و حرفه‌ای بالا نگه می‌دارند تا دوام بیاورند. گرفتار شدن در تنگناهای اقتصادی شکننده‌ترین قسمت ماجراست. اگر بپذیریم خط فقر یک خانواده سه نفره در شهر تهران ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان است، اکثریت استادان نوکار زیر خط فقر قرار دارند. با استناد به روایت‌های مختلف، ۴۰ تا ۶۰ درصد از اعضای هیات علمی تازه‌کار، فاقد مسکن هستند. میانگین اجاره مسکن تهران ۱.۵ برابر حداقل دستمزدها اعلام شده است. بنابراین، اگر استادی هیچ بدهی نداشته باشد و یا قسطی پرداخت نکند، تمام دریافتی‌اش صرف یکی از اقلام سبد هزینه زندگی(اجاره) می‌شود. مابقی اقلام این سبد از مایحتاج روزانه تا مصارف فرهنگی معطل می‌ماند. شعارها و تلاش‌های نمایشی گذشته به جایی نرسیده است! برای حل این معضل، سیاستگذار وام ودیعه مسکن اعضای هیات علمی را تا پانصد میلیون افزایش داده است. ظاهرا این یک راه‌حل است! اما با اقساط ۶۰ ماهه(۱۴ میلیون در ماه) دیون استاد برای بازپرداخت با «هفتاد» درصد سود به هشتصد و چهل میلیون می‌رسد!به عنوان «ضامن» یکی از همکاران علمی، شخصا شاهد این گردن‌زنی بانک در روز روشن بوده‌ام! این در حالیست که یک «دانشجوی» ایرانی در بانک‌ آن‌طرف اقیانوس‌ها بدون ضامن و فقط بخاطر کردیت اسکور و خوش‌حسابی، وام قابل ملاحظه و بلندمدت (Line of credit) با یک و نیم درصد سود دریافت می‌کند (حدیث نفس شد)! از همکاران علمی‌ باسابقه‌ترم شنیدم، مدتی پیش اتفاقی سوار خودروی اسنپی شده است که راننده آن از همکاران علمی تازه‌کارش بوده است!!! به راستی، استادی که دریافتی وی زیر خط فقر است و یا استادی که حقوق ماهیانه‌اش برابر حقوق «یک روز» یک استاد کشور همسایه است، و یا استادی که مجبور است مشاغل پرزحمت غیرآکادمیک را تجربه کند، چگونه می‌تواند در مرزهای دانش جهانی حرکت کند؟! چگونه می‌تواند پژوهش اصیل انجام دهد و یا دانش به‌روز تولید کند؟ و یا مقاله داده‌سازی‌نشده منتشر کند؟ به راستی، اگر یکی از بالاترین آمارهای سرقت علمی در جهان متعلق به دانشگاه‌های ایران است، واقعا بدلیل آمارسازی امپریالیسم علیه ماست؟! گمان می‌برید، مجله ساینس بی‌اساس تیتر می‌زند: «دانشگاه تهران، دانشگاهی است که در مقابلش پایان‌نامه و مقاله می‌فروشند!»؛ و یا روزنامه‌های داخلی بی‌دلیل تیتر می‌زنند «دکترهایی که در انقلاب پایان‌نامه‌ می‌فروشند»! در این آشفته‌بازار سرنوشت دانشجو چه می‌شود؟! استادی که در گیرودار چالش زنده‌مانی است، آیا حضور در کلاس درس برای رفع تکلیف و یا بجا آوردن مناسک آموزشی نیست؟! آیا خسارت و خسران نهایی این وضعیت متوجه توسعه ملی نیست؟ با ابتنا بر مطالعات استنفورد، رواج سندرم اردک در اجتماعات انسانی، سرآغازی برای افسردگی‌ها است. اما تداوم آن، شیوع بیماری‌های روحی است. در صورت چاره‌ناجویی، فرجام‌های ناخوشایندتری در انتظار است. شیوع خودکشی‌ها نمونه تجربه شده در اجتماع دانشجویان استنفورد است. به دولت موقر وفاق و حکمرانی محترم آموزش عالی توصیه‌ای داریم: بدیهی است که «مسئله» بر همگان آشکار است! راه‌حل‌های موثر در عرصه بین‌الملل و نیز نزد همسایگان کم نیستند! اگر نمی‌توانید دانشگاه‌داری را از نمونه‌های موفق غربی یاد بگیرید، از کشورهای دوست شرق یاد بگیرید! اگر الگوبرداری از شرق و غرب را ناپسند می‌دانید، از کشورهای مسلمان (عربستان، مالزی، امارات،…) الگوبرداری کنید! اگر الگوبرداری از نمونه‌های مسلمان موفق را دون‌ شان می‌دانید، حداقل از همسایگان در حاشیه یاد بگیرید! طنز تلخ ماجرا اینجاست: میانگین دریافتی اساتید پاکستانی PKR 319,167 است. این عدد معادل ۵ تا ۶ برابر دریافتی خالص یک استادیار ایرانی است! در آرزوی روزهای روشن! 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
11
اسطوره‌زدایی از مدرسه نیل تایسون، فیزیکدان مشهور، استعاره جالبی از آموزش رسمی دارد! می‌گوید، مدرسه و دانشگاه فراگیران را شبیه
اسطوره‌زدایی از مدرسه نیل تایسون، فیزیکدان مشهور، استعاره جالبی از آموزش رسمی دارد! می‌گوید، مدرسه و دانشگاه فراگیران را شبیه لوله‌های توخالی می‌بینند که باید با اطلاعات پر شوند! این استعاره بیانگر تحریف خلاقیت‌ها، کنجکاوی‌ها و بلندپروازی‌ها در مدارس است! در حقیقت، کارکرد بیشتر نهادهای رسمی شبیه برداشتی است که تایسون از آموزش رسمی دارد. با ابتنا بر ایده مدرسه‌زدایی از جامعه (ایلیچ)، کارکرد نهادهای رسمی اغلب تحریف آنچیزهایی است که برایش بوجود آمده‌اند!مثلا «کلیسا تحریف‌کننده دین و مذهب است! بیمارستان تخریب‌‌گر سلامت جسم و بهداشت روان است! و مدرسه عامل کشتن استعدادها و به حاشیه‌ رفتن آموزش اصیل است»! گفتمان اسطوره‌زدایی از آموزش در پاسخ به حس بی‌کفایتی و وضع ناخوشایندی است که نسل‌های جدید در مدارس تجربه می‌کنند. بوجود آمدن اشکال مختلف مدرسه مانند کریشنامورتی، مونتسوری، و آموزش مردمی در راستای اسطوره‌زدایی از مدارس رسمی است. در واقع، مدرسه‌رذایی در واکنش به تخریب‌هایی است که «رسما» و «رایگان» متوجه کنجکاوی‌های اصیل نسل‌های انسانی است. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
12
🪀 تحلیل گفتمان نسل Z ✍️ علی خورسندی پارت اول نامگذاری نسلی امری مدرن است (دوره دوم‌مدرن). نسل Z، هفتمین نسل از نسل‌های هشتگانه است. نسل گمشده، نسل بزرگ‌ G، نسل خاموش، نسل بیبی‌بومرز، نسل ایکس X، نسل هزاره Y، نسل زومرها Z و نسل آلفا هشت نسل اجتماعات انسانی از سال ۱۸۸۳ به این سو هستند! دامنه زمانی نسل Z از ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) تا ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) است. هم‌اکنون افراد با رنج سنی ۱۲ تا ۲۷ سال در حیطه نسل Z هستند. سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) سال ورود اولین نسل Z به دانشگاه است. شناخت و فهم نسل زد از منظر سیاستگذاری آموزش عالی بسیار حائز اهمیت است! غالب جمعیت دانشجویی بویژه کارشناسی و ارشد در بازه نسل Z قرار دارند. نسل زدها متغیرند! معاصر هم نیستند! اگرچه جهان‌وطنی‌اند و در یک دوره زمانی بسر می‌برند، ولی متعلق به یک عصر نیستند! به عبارتی، نسل‌ زدها ارزش‌های ناهمسان دارند! طبق پژوهش بنیاد وارکی، احساسات و ارزش‌های نسل زد در اجتماعات مختلف یکسان نیست. مثلا میانگین جهانی احساس خوشبختی در نسل زد ۵۹ درصد است! اما این نسبت در اندونزی ۹۰ درصد و در ژاپن ۲۸ درصد است. مثال دیگر اینکه در بخش اعظم کشورها عملکرد تحصیلی نسل زد نسبت به نسل Y پایین‌تر است. اما در آسیای شرقی این امر بر عکس است. اینترنت مجرای تنفس نسل Z نیست؛ بلکه اکسیژن این نسل است. هر کس یا نهادی که هوای اینترنت را از این نسل سلب کند از آن منزجر است. از دو گروه بیشتر عصبانی است. والدین و مدرسه. علت، کنترل دیوایس‌ها و فضای واقعیت مجازی است! یک سازمان یا سیستم باید هوش هیجانی بسیار پایینی داشته باشد که با بستن یا فیلترینگ اینترنت نسل Z را با خودش دشمن کند! در جامعه ما هم احتمالا اینگونه است. مهم‌ترین پیامد فیلترینگ و کنترل اینترنت نفرت و انزجار نسل زد از عاملیت‌ها است. نسل زد به میراث فرهنگی کم‌علاقه است. مصرف فرهنگی متفاوتی دارد. نسبت به موزه ‌و گالری و گذشته‌های مشعشع بی‌میل است. به تلویزیون کم‌میل است (کمتر از ۱۰ درصد) و وابسته به منابع آنلاین مانند نتفلیکس است (بالای ۷۰ درصد)! نسل زد از روزنامه و مجله و کتاب گریزان است. کمتر از ۲۰ درصد از اعضای خانواده Z کتاب را بخشی از هابی روزانه خود می‌دانند! نسل زد نسل کوتاه‌متن است! نسل Z خوش‌ رفتارتر و انسان‌گراتر است، اما غیرمذهبی‌ترین نسل تاریخ است! بیش از ۷۰ درصد نسل Z غیرمذهبی هستند! دو برابر نسل قبل خداناباورتر است! اسپیریچوال (معنویت‌گرا) است! در فرهنگ آنگلوساکسون دو سوم جوانان ۱۸ تا ۲۰ سال اساسا به هیچ مکان مذهبی نمی‌روند! این نسل مذهب را ملجا آشفتگی جهان می‌داند. نسل Z نرمال‌تر است. خودآگاه‌تر است. پرسشگر و مطالبه‌گر است. سوژه Z، سوژه مقاوم است، مطیع و بله قربان‌گو و سربه‌زیر نیست! نسبت به حقوق فردی و حقوق شهروندی حساس‌تر است. کمتر در گیرودار ایدئولوژی‌ است. بدنبال معمولی‌ترین امکانات است. اتمام مدرسه، خانه در حومه شهر، در حسرت جدیدترین ورژن گوشی، و اشتغال پایدار آرزوهایش است! در ایالات متحده، مهمترین مسئله نسل Z اقتصاد است؛ دغدغه تورم و هزینه مسکن دارد؛ برای مراقبت‌های بهداشتی و آموزش عالی تلاش می‌کند و نگران نابرابری درآمدها و افزایش مالیات است. باوجوداین، پول و سیستم آموزشی علت‌های اصلی استرس نسل Z هستند! نسل Z، نسل سکستینگ است. رد و بدل کردن محتوای جنسی قوی‌ترین هنجار روزمره‌اش است. علاقمند به صنعت پورنوگرافی است. صنعت هرزه‌نگاری را حتی به عنوان یک منبع اطلاعات و یادگیری می‌داند! قلدری سایبری پدیده اجتماعی جدیدی است که نسل زد را رنج می‌دهد! باوجوداین، مطالبه‌گر آزادی اینترنت است. نکته مهم، انقلابی بودن نسل Z است! اولین انقلاب نسل زد امسال در بنگلادش رخ داد و شیخ حسینه واجد را بخاطر تداوم نابرابری در سهمیه بندی ورودی دانشگاه‌ها و استخدام در دستگاههای دولتی سرنگون کرد! در عین حال، نسل کم‌‌جرمی است. در کشور کانادا کاهش سرقت این نسل نسبت به نسل Y محسوس است! بیشترین جرم نسل زد ترید و مصرف مواد است؛ سپس قلدری سایبری! بی ثباتی عاطفی ویژگی اکثر هستی‌وندان نسل زد است. کمتر در پی روابط رومانتیک هدفمند و درازمدت است. ازدواج را مرجع استرس و آشفتگی می‌داند! این امر در زنان بیشتر است. پنجاه درصد نسل زد ازدواج را هیچگاه اولویت خود نمی‌داند! تشکیل خانواده به شکل سنتی را مضحک می‌داند. استعداد ویژه‌ای در تغییر پارتنر دارد! علی‌رغم اینکه دختران با سن بلوغ زودرس‌تری مواجه می‌شوند اما نسبت به نسل قبل حاملگی‌های ناخواسته کمتری دارند. ۸۰ درصد دختران نسل زد از طریق رسانه‌های اجتماعی دوست پیدا می‌کنند! ادامه دارد …. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
13
♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟ علی خورسندی قول مشهوری است از ارنست همینگوی که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همنوایی با پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند. به‌راستی چرا اینگونه است؟ تحقیقا پاسخ به این پرسش و تایید پیش‌فرض‌هایی فوق نیازمند پژوهش‌های علمی است. اما بنظر می‌رسد علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند! علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست. علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است! علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های قوی و‌ موفق مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند. علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست! گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد آنها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک (ا)‌سکول است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
14
🔗فایل متن سخنرانی کلیدی در انجمن اموزش و توسعه منابع انسانی 🔹تحت عنوان دوران جدید در حرفه آموزش و یادگیری در پرتو تحولات سازمانی: گذار از منابع انسانی(HR) به حوزه افراد و فرهنگ(People and Culture)" 🗓️16 مهرماه 1403 تهران. دانشگاه شهید بهشتي @Dr_Kouroshfathivajarga
0
15
https://www.aparat.com/v/t380809 مناظره دکتر نعمت الله فاضلی در برنامه شیوه شبکه ۴
0
16
♦️ پایان سلطه مقالات دانشگاهی / علی خورسندی داده‌های در دسترس نشان می‌دهد، بیش از ۸۰/هشتاد درصد مقالات علمی و پژوهشی در حوزه علوم انسانی حتی یک ارجاع (citation) هم نمی‌گیرند! این مقدار برای علوم تربیتی، علوم اجتماعی، روانشناسی و مدیریت حدود چهل درصد است. مقالات علمی رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی وضعیت خیلی بهتری دارند. رشته‌های علوم پایه و مهندسی هم اگرچه شرایط ایدآلی ندارند ولی وضعیتشان از علوم انسانی به مراتب بهتر است. وقتی کمتر از بیست درصد مقالات علوم انسانی مطالعه می‌شوند و رفرنس داده می‌شوند، چرا باید این همه انرژی و سرمایه زمان برای نگارش و انتشار مقاله علمی صرف شود؟ به شکل سنتی مقاله‌نویسی در سرشت علوم انسانی نیست. کانت و دکارت و فروید و نیچه با کتاب‌هایشان شناخته می‌شوند! شاید به همین علت است که قبای مقاله‌نویسی بر تن علوم انسانی جدید ننشسته است. مقاله‌نویسی میراث علوم پایه و مهندسی است. اگر درست است، آیا نباید پایان عصر هژمونی مقالات علمی در حوزه علوم‌انسانی را اعلام‌کرد؟! علوم انسانی در جهان امروز به سمت رفلکشن و نت‌نویسی پیش می‌رود. در ایران هم این وضعیت کم‌و بیش صادق است. مثلا باوجود صیانت ظالمانه و تحقیرآمیز اینترنت، گاهی یک یادداشت علمی یا رفلکشن کوچک در تلگرام بعد از یک هفته ده‌ها هزار مشاهده‌کننده و خواننده دارد. اما تعداد دانلود (و نه ارجاع دهی!) بهترین مقاله یک فصلنامه علمی-پژوهشی بعد از سال‌ها، ممکن است یکهزار مشاهده و یا دانلود هم نگیرد‌! این وضعیت بیانگر اثر اجتماعی و اعتنای خوب حوزه عمومی به رفلکشن‌ها، نت‌ها و سخنرانی‌ها است. شخصا روزانه دست‌کم پنج تا ده رفلکشن و سخنرانی می‌خوانم یا گوش می‌کنم. اما زمانی به سمت مقالات علمی و پژوهشی می‌روم که برای نگارش کار علمی و رعایت مناسک آکادمیک به آنها نیاز دارم. در حقیقت، لذتی از مطالعه مقالات علمی-پژوهشی حاصل نمی‌شود! نگارش مقالات علمی و مطالعه آنها بیشتر شبیه احترام به مناسک علمی است تا تولید دانش! بنظر می‌رسد، عصر وزن‌دهی انحصاری و کارکرد وتویی مقالات علمی و دانشگاهی در سرنوشت تحصیلی و حرفه‌ای دانشجویان و استادان در حال بسر آمدن است. دوره سلطه «واس» و «اسکوپوس» نیز بسر خواهد آمد. در سیاستگذاری‌های اجتماعی و حوزه عمومی اصولا کسی وقعی به محتوای مقالات علمی و دانشگاهی نمی‌نهد! استادی که با افتخار خود را دانشمند دو درصد جهان معرفی می‌کند، تعداد استنادات و ارجاع‌دهی‌ها طی یکسال به تمام مقالات و آثار علمی عمرش سه رقمی است! پیش‌بینی می‌شود، بتدریج ملاک‌ها و معیارهای ارتقا و ارزشیابی اساتید و دانشجویان در دانشگاههای جهان به کلی تغییر کند. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان https://dahliaremler.com/2014/04/09/are-90-of-academic-papers-really-never-cited-searching-citations-about-academic-citations-reveals-the-good-the-bad-and-the-ugly/#:~:text=“Only”%2012%25%20of%20medicine,social%20science%20articles%20go%20uncited!
0
17
✅ تیپ‌شناسی شیفتگان خدمت! ✍️ علی خورسندی در سازمان‌ها نیروهای مختلفی اشخاص را برای رقابت در عرصه مدیریت سوق می‌دهند! به عبارتی، انگیزه‌های درونی و بیرونی مدیران برای کنشگری در استحصال پست‌های سازمانی متغیر است. مدیران را می‌توان بر اساس سبک‌های مدیریت، صفات رهبری و الگوهای رفتاری تیپ‌شناسی کرد. تیپ‌شناسی حاضر با ابتنا بر دو‌ دهه زیست سازمانی و برساخت نظری تقریر یافته است. تیپ اول، مدیر «ایده‌طلب» است. مدیر ایده‌طلب توسعه‌گراست؛ به دنبال خلق فرصت‌ها برای تغییر و اجرای ایده‌های نوست؛ هوش اجتماعی بالایی دارد و سرمایه عمر خود را معطوف ارتقای سیاست‌ها و بهبود فرایندها می‌کند. تغییرات بزرگ مشغله ذهنی‌اش است! مشارکت‌ گروهی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی را تشویق می‌کند. سناریومحور است و برای تعالی سازمان برنامه‌ دارد؛ آلوده فرصت‌های رانتی نیست؛ بندرت درگیر سفرهای خارجی‌ می‌شود؛ به ماموریت‌های سازمانی کم‌اعتناست و بجای «سرپرستی» و «مدیریت»، سازمان را «رهبری» می‌کند. برخلاف شایستگی‌هایش، آینده مدیر ایده‌‌طلب در یک سیستم ناسالم سقوط آزاد از نردبان عمودی سازمان (و قدرت) است! البته نام نیک باقی می‌گذارد و نوستالژی سازمان می‌شود! تیپ دوم، مدیر «اطاعت‌طلب» است. مدیر اطاعت‌طلب آئین‌نامه‌گرا است؛ برخلاف ظاهر امر، عمیقا اقتدارطلب است و نسبت به دیگران در سرپیچی از بفرموده‌ها سرسخت است. خودکامگی نهفته خصلت خاص مدیر اطاعت‌طلب است! جلسه‌نشین است و جلسات ممتد و منظم اداری الگوواره مدیریتی‌اش است! پروارسازی آئین‌نامه‌ها و نظارت مطلقه بر دستورالعمل‌های اجرایی تنها تکلیفش است. اگرچه سرمایه اجتماعی و محبوبیت پایینی دارد، اما در یک سیستم ناسالم صعود از نردبان عمودی سازمان (و قدرت) تا سرحدات ناشایستگی‌هایش در انتظار اوست! تیپ سوم، مدیر «خدمت‌طلب» است. سرباز آماده به خدمت سازمان است. الگوی رفتاری مدیر خدمت‌طلب این است: «فرمانده خوب آنست که سرباز خوبی باشد»! در پذیرش پست‌های مدیریتی تواضع دارد و برای تقبل پست‌ها آمادگی اورژانسی دارد. مهرطلب است و خدمت به خلق» و «در خدمت سازمان بودن» ایدئولوژی اوست. فوبیای طرد شدن دارد؛ به رسانه و مصاحبه علاقه دارد! آینده ایده‌آل مدیر خدمت‌طلب بازنشستگی با بالاترین پست سازمانی است تا از مزایای سبز بازنشستگی با پست مدیریتی بی‌نصیب نگردد! تیپ چهارم، مدیر «رانت‌طلب» است. مدیر رانت‌طلب پاسدار وضع موجود است. در تظاهر به تعهد و پایبندی به بالادست‌ها جان‌فداتر است. عوالم پنهان گسترده‌ای دارد! در لابی‌گری قهار است؛ آلوده گونه‌های مختلف رانت‌ است. با اصحاب «نفوذ»‌ (سیاسی، امنیتی و قضایی) مناسباتی دارد. حلقه‌محور است! حلقه‌ها پشتوانه امنیت روانی و رانتی شرکایش است! با هر تغییر و نوآوری مخالف است مگر اینکه خلافش ثابت شود! تغییر و نوآوری اگر در خدمت منافع شخصی و شرکا باشد، ثواب هم دارد! آینده اغلب مدیران رانت‌طلب بدنامی در سازمان، رسوایی در شبکه‌های اجتماعی، و بنگاه‌داری و مایه‌داری است. مقصد نهایی‌اش، هر جای دنجی است که از جان ‌‌و مال و اندوخته‌هایش مراقبت شود. تیپ پنجم، مدیر «عزت‌طلب» است. سائق‌ عمیق مدیر عزت‌طلب چسبندگی به صندلی است! خودمحور است. گرفتار سندرم خودمهم‌پنداری است! با اصحاب قدرت در همه دولت‌ها سازواری سیاسی دارد اما خودش را غیرسیاسی می‌نامد! در قبال رویدادهای پیرامونی به شکل تهوع‌آوری بی‌تفاوت است! چند‌نبش‌ است؛ همزمان احکام مدیریتی فراوان دارد؛ در شوراهای مختلف و در کمیته ‌های غیرمرتبط عضویت دارد! به دلیل توهم شناختی و احساس عزت کاذبی که از ایگوی خود دارد، آینده مدیر عزت‌طلب انزوای اجتماعی و طرد سیاسی است! در یک سیستم سالم که توسعه‌گراست و بر محور سعادت عمومی می‌چرخد، اغلب مدیران از جنس ایده‌طلب هستند. در یک سیستم استبدادی اغلب مدیران اطاعت‌طلب هستند! در یک سیستم ایدئولوژیک اکثر مدیران خدمت‌طلبند! در سیستمی که مرکزیت با واسطه‌گران ‌و دلالان است، عمده مدیران رانت‌طلب هستند! و در یک سیستم اسکیزوئید بیشتر مدیران عزت‌طلب هستند! به جز تیپ «ایده‌طلب»، سایر شیفتگان خدمت بر علیه توسعه‌ و مضل(انحراف دهنده) بهره‌وری سازمان هستند. مدیری که ایده دارد، برنامه هم دارد! چنین مدیری طبعا پاسدار وضع آشفته موجود نیست و جسارت خلاقیت و تغییر دارد! در یک سازمان سالم نه تنها به مدیر فاقد ایده و جسارت فرصت داده نمی‌شود، بلکه سزاوار رشد سازمانی هم نیست! افزون‌برآن، حکمرانان خوب «زاده» نمی‌شوند، بلکه «ساخته» می‌شوند! در یک سیستم سالم بکارگماری مدیران با ابتنا بر شایستگی‌های اکتسابی، هوش اجتماعی و دانش موقعیتی انجام می‌شود! 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
18
🌍 جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟ ✅«رِی کورزویل» ، نویسنده ، مخترع و آینده ‌پژوه آمریکایی ، وضعیت جهان را تا پایان قرن بیست‌ویکم پیش‌بینی کرده است. او کسی است که باور دارد نامیرایی انسان تا سال 2050 دست‌یافتنی می‌شود. ✅*رِی کورزویل (Ray Kurzweil) متولد 12 فوریه 1948 در نیویورک است. او قطعاً یک دیوانه نیست! بلکه یک تکنولوژیست بزرگ جهانی است که ازقابلیت‌های رو به رشد تکنولوژی به خوبی آگاه است ، تا جایی‌که بیل‌گیتس ، او را بهترین پیش‌بینی ‌کنندۀ آیندۀ هوش مصنوعی معرفی می‌کند.* ✅ری‌کورزویل تاکنون 20 دکترای افتخاری دریافت کرده ، 7 کتاب مهم و پرفروش در زمینه تکنولوژی دارد و اختراعاتی مثل اسکنرهای مسطح و ماشین‌های تبدیل چاپ به گفتار را در کارنامه خود دارد. او یکی از بنیان‌گذاران دانشگاه تکینگی (Singularity) است و مستقیماً توسط «لری پیج» برای توسعۀ هوش مصنوعی شرکت گوگل انتخاب شده است. ✅*ری‌کورزویل تأکید می‌کند که ما در برهۀ هیجان‌انگیزی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم و پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیزی از آینده دارد.* ✅پیش‌بینی‌های او حاصل درکی است که از قدرت «قانون مور» و به‌ویژه قانون بازده شتاب دارد. این قوانین بیان می‌کنند که فناوری اطلاعات خط سیر پیش‌بینی‌پذیری را دنبال می‌کند. ✅قانون بازده ‌شتاب ری‌کورزویل می‌گوید که رشد بی‌امان ، پیش‌بینی‌پذیر و نمایی‌ فناوری ، انسان‌ها را به دورانی می‌برد که کورزویل آن را سینگولاریتی (تکینگی) می‌نامد. ✅بسیاری از ما آن ‌چه را که ری‌کورزویل می‌بیند، نمی‌بینیم چراکه هنوز در مراحل آغازین این رشدِ نمایی هستیم. شاید خیلی از افراد نسبت به پیش‌بینی‌های کورزویل نگران باشند، اما خود او نسبت به دوران پیشِ رو امیدوار است و آینده خوبی را پیش‌بینی می‌کند. ✅*حال نگاهی می‌کنیم بر پیش‌بینی‌های "ری کورزویل" در مورد آیندۀ تکنولوژی:* ✅سال2019: خداحافظی کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی آن‌ها با کابل و سیم ✅سال2020: افزایش قدرت کامپیوترهای شخصی با امکان مقایسه آن‌ها با توان مغز انسان ✅سال2021: امکان دسترسی به اینترنت بی‌سیم در 85درصد از نقاط کره زمین ✅سال2022: وضع قانون رفتار انسان‌ها و ربات‌ها در آمریکا و اروپا (تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات‌ها) ✅سال2024: اجباری شدن هوش کامپیوتری در خودروها (قانون منع استفاده از خودروهای فاقد هوش مصنوعی) ✅سال2025: تشکیل بازارهای بزرگ عضوهای مصنوعی بدن انسان ✅سال2026: تمدید عمر به ازاء هر ثانیه به کمک پیشرفت علم ✅سال2027: تبدیل ربات‌های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت ، به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان ✅سال2028: ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین ✅سال2029: هوشمند شدن کامپیوترها در چارچوب مدل‌سازی کامپیوتری مغز انسان ✅سال2030: گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت ✅سال2031: استفاده از چاپگرهای سه‌ بعدی اعضاء بدن در تمام بیمارستان‌ها ✅سال2032: استفاده از نانوربات‌ها در علم پزشکی (حذف مواد زائد از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن ✅سال2034: نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی ✅سال2036: استفاده از روش‌های برنامه‌نویسی برای برنامه‌نویسی سلول‌ها و درمان بیماری‌ها ✅سال2038: ظهور ربات‌های انسان‌نما (مجهز به هوش مضاعف) ✅سال2039: کاشت مستقیم نانوماشین‌ها در مغز (غوطه‌ وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی) ✅سال2040: کاشت موتور جستجو در بدن انسان (مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص) ✅سال2041: افزایش توان اینترنت به میزان 500 برابر امروز ✅سال2042: نخستین مورد جاودانگی انسان ، ارتش نانوربات‌ها به کمک سامانۀ دفاعی بدن آمده و انواع بیماری‌ها را درمان می‌کند. ✅سال2043: بدن انسان می‌تواند به کمک نانوربات‌ها به هر شکلی که بخواهد دربیاید. ✅سال2044: توانایی هوش غیربیولوژیکی ، میلیاردها برابر هوش انسان ✅سال2045: آغاز عصر تکینگی یا برگشت‌ناپذیری فناوری، کره زمین به یک ابررایانه تبدیل خواهد شد. ✅ *سال2099: تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت.* ✅ *گفتنی است که پیش‌بینی‌های گذشتۀ ری کورزویل نیز در زمینه پیشرفت تکنولوژی تاکنون با دقت زیادی به وقوع پیوسته است.* @Dr_Kouroshfathivajargah 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان
0
19
🔶شماره ۶٠ مجله آموزش عالی ایران به سردبیری دکتر محمد یمنی دوزی سرخابی و مدیر مسئولی دکتر ابراهیم صالحی عمران منتشر شد: 🔶فهر
🔶شماره ۶٠ مجله آموزش عالی ایران به سردبیری دکتر محمد یمنی دوزی سرخابی و مدیر مسئولی دکتر ابراهیم صالحی عمران منتشر شد: 🔶فهرست مقالات ✅ *بررسی ضرورت مشارکت جامعه دانشجویی در ارتقای سلامت روان دانشجویان در نظرگاه مداخله­ ای: تحلیلی بر تجربیات جهانی* 🖋آمنه صدیقیان بیدگلی ✅ *شاخص‌ها و نشانگرهای کارآفرینی دیجیتالی در آموزش عالی* 🖋رسول دهقان صائین، سعیده عارفی ✅ *بررسی عوامل مؤثر در بین‌المللی شدن در خانه برای دانشگاه‌های تخصصی: مطالعه‌ای فرا ترکیب* 🖋سمانه خرِمی، علی خورسندی طاسکوه، عباس عباس پور، سعید غیاثی ندوشن، صمد برزوِیان ✅ *الگوهای حکمرانی آموزش عالی در تجارب جهانی: مرور واقعیت­ ها در آینه پژوهش­ ها* 🖋مهدیه دژبرد، داود قرونه ✅ *طراحی و اعتبارسنجی الگوی اثرگذاري جو سازماني در مديريت اشتراک دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي* 🖋اعظم واله، رویا افراسیابی، محبوبه سلیمان پور عمران ✅ *ارزیابی تطبیقی آموزش مشارکتی و خود راهبر دروس مکان پایه(مطالعه موردی: دانشجویان رشته جغرافیا)* 🖋اسماعیل دویران، سیما غایب لو 🌎http://ihej.ir/browse.php?mag_id=51&&slc_lang=fa&sid=1 🆔https://t.me/ebrahimsalehiomran
0
20
✅ تفکر فراسوی زبان دروغ‌ و خشونت‌های آخرالزمانی ✍️ هنری ژیرو / برداشت و تلخیص: علی خورسندی هنری ژیرو، به عنوان عضو افتخاری هیئت تحریریه جوپل، یادداشتی انتقادی از یک مسئله مهم حوزه عمومی برای ما فرستاده است که ارزش بسیاری برای نشر و مطالعه دارد. این یادداشت، اگرچه به اهداف اصلی مجله ارتباط کمتری دارد، ولی پیامدهای آن روی اجتماعات آموزش عالی اثرگذار است. چونکه مسائلی نظیر ترامپیسم به شکل گسترده‌ای بر حکمرانی‌ها و سیاست‌های آموزش عالی آینده جهان اثر می‌گذارد. ژیرو در سرمقاله‌اش نکات مهمی را در خصوص انتخابات ریاست جمهوری امریکا مطرح می‌کند تا به ذینفعان آموزش عالی یادآور شود نسبت به بالا بردن آگاهی خود از رویدادهای درون و بیرون حوزه عمومی حساس‌تر سازد. به عقیده هنری ژیرو، ترامپ با شعارهای میهن پرستی و با نشان دادن در باغ سبز امنیت، اجنداهای آشکار و پنهان پیچیده ای در سر می‌پروراند. ایده خالص‌سازی ترامپ، زن‌ستیزی و برتری‌طلبی نژادی وی (سفیدپوستان)، جملگی بر علیه دموکراسی و قراردادهای مدنی است. به عقیده ژیرو ایده «پاکسازی» ترامپ نشان‌دهنده استقبال عمیق‌تر وی از نظامی‌شدن حکمرانی و رهبری فاشیست‌ها است. به عبارتی، جامعه‌ای که قرار است با ترس اداره شود، جامعه‌ای است که مجری آن یک دولت پلیسی- امنیتی است. به عقید ژیرو، زبان و گفتمان ترامپ، شهروندان را علیه یکدیگر مسلح می‌کند و شرایط را برای جنگ داخلی و حکمرانی فاشیست‌ها مهیا می‌سازد. ترامپ مانند فاشیست‌ها مخالفان را خاموش می‌سازد، شکنجه را عادی می‌کند و وحشت اردوگاه های مرگ را بازتاب می‌دهد و بربریت سیاسی خود را به گونه ای تبلیغ می‌کند که در آن هر اثری از دموکراسی مورد تمسخر و حمله قرار می‌گیرد. در حقیقت، زبان و گفتمان ترامپ، شورش گسترده علیه دموکراسی و مسئولیت‌های اجتماعی و نهادهای مدنی است. ژیرو معتقد است ترامپ و بازیگران اطراف وی، روی روایت‌های ساختگی تمرکز کرده اند و دروغ های نژادپرستانه ترامپ بیش از هر چیزی خودنمایی می‌کند. ترامپ در مناظره با هریس، آشکارا مهاجران را وحشی توصیف می‌کند و می گوید «مهاجران در اسپرینگفیلد، اوهایو، حیوانات خانگی را می‌دزدند و می‌خورند!» ژیرو، با استناد به تونی موریسون، تاکید می کند که این دروغگویی‌ها یک نوع غارت زبان است؛ به عبارتی، غارت زبان فقط بیان خشونت نیست، بلکه خود خشونت است. هنری ژیرو رسانه‌های کنترل شده دوروبر ترامپ را هم به باد انتقاد می‌گیرد که استفاده از تکنولوژی‌های انفجاری ( پیجرها) و بی‌رحمی های اسرائیل در حق کودکان و مردم بی‌پناه کوچه بازار را توجیه می‌کنند. ترامپ حتی به بهانه ایجاد ترس عمومی در خصوص جمعیت مهاجران و افراد رنگین پوست که در حال افزایش است، زنان سفیدپوست را به زاد و والد بیشتر تشویق می‌کند. به عقیده هنری ژیرو، ریشه همه این مسائل در ناسیونالیسم سفید، کنترل پدرسالارانه و نظامی کردن زندگی روزمره برای حمله عمدی به پایه‌های دموکراسی است. و این یک دستور کار گسترده دارد که سلطه و کنترل نژادی و جنسیتی را توجیه می‌کند. به عبارتی، تلاقی سه گانه «ثروت»، «نفوذ سیاسی» و «اطلاعات نادرست» به همراه «دروغ»، «جهل» و «خشونت» ابزارهای کمپین پلیسی و فاشیستی ترامپ برای پیروزی در عرصه انتخابات است. ژیرو معتقد است ما در برابر فقر، سلب مالکیت، استثمار، رنج عمومی، فروپاشی فرهنگ مدنی و تضعیف دموکراسی با یک فرهنگ عمومی سکوت مواجه هستیم. به زعم ژیرو، دلخراش‌تر از همه، حمایت عمومی و آشکار افراد و گروه‌هایی از سیاست‌های فاشیستی ترامپ است. جایی که حتی ترامپ ابایی ندارد خود را یک روز یک دیکتاتور ببیند و به زندانی کردن منتقدان و مخالفانش افتخار کند. هنری ژیرو، در پایان نتیجه می‌گیرد که در عصر ترامپیسم زبان به سلاح تفرقه تبدیل شده است و لفاظی‌های نفرت آمیز و خشونت بار وی صرفا یک تئاتر سیاسی نیست، بلکه محاسبه شده است و باید در برابر آن ایستاد. چرا که ترامپیسم پایه‌های زندگی دموکراتیک را نشانه رفته است. گفتمان ایشان نه تنها شیوه‌ای برای گسترش حکومت استبدادی است، بلکه افق‌های آخرالزمانی ( apocalyptic vision ) وی برای از بین بردن همه چیز طراحی شده است! و این هشداری برای خطری بزرگ است! جمله پایانی هنری ژیرو اینگونه به پایان می‌رسد، «همانگونه که ایالات متحده در آستانه ورود به فاشیسم است، زبان به مثابه ابزار خشونت و نفرت تبدیل می‌شود و این دلالت بر یک بحران بزرگ است. بحران، چیزی کمتر از بقای خود دموکراسی نیست!». هنری ژیرو از پراستنادترین دانشگاهیان کانادایی است و در سال 2002، به عنوان پنجاه متفکر برتر آموزشی عصر مدرن لقب گرفته است. افتخار است که ژیرو همراه همیشگی جوپل است؛ نشست‌ها و سخنرانی‌هایش در دانشگاههای اونتاریو همواره بیادماندنی و الهام‌بخش هستند. 🆔@khorsanditaskoh 🔰 پداگوژی فرودستان https://johepal.com/article-1-863-en.html
0