●سایکوتایم●
Open in Telegram
564
Subscribers
No data24 hours
-67 days
No data30 days
Posts Archive
564
✅ چرا دائما به رفتارهایی دست میزنیم که با باورهایمان ناسازگار است؟
🔸 چقدر بد است اگر حرفهای ما با هم تناقض داشته باشد؟ فیلسوفان از زمان سقراط پاسخ روشنی به این سوال داشتهاند: «بسیار بد». بااینحال، هیچ قومی به اندازۀ فیلسوفان یکدیگر را به تناقضگویی متهم نمیکنند. بگذارید مثالی ساده بزنیم: پیتر سینگر، فیلسوف مشهور، نظریهای اخلاقی دارد که طبق آن حیات «آگاهانه» ارزشمندترین چیز است، و از پیامد منطقی حرفش نیز سر باز نمیزند که زندگیِ انسانی با اختلال ذهنی شدید از زندگی یک مرغ ارزش کمتری دارد. اما بعدها معلوم شد خود او پول زیادی را صرف مراقبت از مادرش میکند که دچار بیماری زوال عقل شدید است.
🔸 رسانهها و همکارانش این کار را مصداق تناقض عمل او با نظریهاش دانستند و بسیار به او تاختند. بااینهمه «مسئلۀ مراقبت سینگر از مادرش» بهانۀ خوبی است برای اندیشیدن به منشأ تناقضهای ما.
🔸 بسیاری از تناقضهای گفتاری و رفتاری ما ریشه در تناقضِ بزرگتری دارد که در تصور ما از چیستیِ «انسان» نهفته است. این تناقض را به صورت ساده میتوان در دو گزاره خلاصه کرد: اولا، انسانها موجوداتی معنادارند که زندگی و کارهایشان معنی دارد. ثانیا، انسانها هم مثل هر موجود دیگری تابع قوانین علت و معلولی طبیعتاند و از این لحاظ، همانقدر بیمعنایند که آتش یا سنگ بیمعناست. فلاسفه، از دکارت تا کانت تا دونالد دیویدسون به این ناسازگاری توجه کردهاند و کوشیدهاند نظریهای ارائه کنند که چگونه آدمیان میتوانند هم منبع معنا باشند و هم تابع قانون علیت.
🔸 از دیدگاه دکارت، آدمیان صرفاً دو چیز متفاوتاند که بهشیوهای رازآلود به هم بسته شدهاند، چنان که گویی یک کرگدن و یک کوسه را به هم بدوزید.
🔸 یک نگرانی دربارۀ همۀ نظریههایی که میخواهند تناقض میان «انسانِ معنادار» و «انسانِ ماشینی» را حل کنند، این است که خودشان سوالاتی حلنشدنی ایجاد میکنند. مثلاً باید از دکارت بپرسیم: چطور این دو جوهر متفاوت همزیستی دارند؟ در بیشتر مواقع، فاصلۀ انسان معنادار و ماشینی، به حال خود رها میشود. بدینترتیب، اگر فرد بدبینی باشید، احتمالاً به این نتیجه میرسید که آدمها وقتی پای خودشان در وسط باشد، از انسان معنادار حرف میزنند و خواستار درک و احترام میشوند، اما وقتی به دیگران میرسند، طرفدار انسان ماشینی میشوند و محاسبۀ سود و زیان میکنند.
🔸 اما شاید بتوانیم بهتر عمل کنیم. از نظر اریک کاپلان، فیلسوف و نویسندۀ آمریکایی، بهتر این است که امکان وجود «ناسازگاری» را بهمثابۀ نوعی فرهنگ بپذیریم. یعنی قبول کنیم که زندگی، چه بخواهیم چه نخواهیم، متناقض است.
🔸 کاپلان میگوید اگر دو مجموعه از سنتها داشته باشیم که اگرچه با هم سازگار نیستند، اما هر دو کار میکنند، با کنارگذاشتن هر یک از آنها چیزی را از دست خواهیم داد. نگریستن به آدمیان بهمثابۀ منابع معنا و همچنین نگریستن به آنها بهمثابۀ چیزهایی تابع قانون علیت، شانه به شانۀ هم، به موفقیت تمدن ما کمک میکند. تا هنگامی که چیزی بهتر در دست نداشته باشیم، با کنارگذاشتن هر یک از آنها در جستوجویی احمقانه برای سازگاری با خطر تضعیف مجموعه مهارتهای خودمان روبهرو هستیم.
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/s02714
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ فلسفۀ بهروزی (از دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد)
✍ نوشتۀ: راجر کریسپ
🔸 ترجمۀ: حسین محمدیزاده و بابک عباسی
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ هنر خوب زندگی کردن
♻️ قسمت اول
✍ نویسنده: رولف دوبِلی
📝 مترجم: عادل فردوسیپور و دیگران
🔅 خوانش: عادل فردوسیپور
🔸 در این کتاب رولف دوبِلی ۵۲ ابزار ذهنی برای خوب زندگی کردن را شرح میدهد و به چند خطای شناختی که مانع خوب زیستن هستند اشاره میکند.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ چطور بعضی از انسانها دست به خشونتهايی بینهايت سنگدلانه میزنند؟
🔸 اکثر ما دست به اقدامات بینهایت سنگدلانه نمیزنیم. شلیک نمیکنیم، چاقو نمیزنیم، یا در حد مرگ کسی را کتک نمیزنیم. هرگز به کسی تجاوز نمیکنیم یا انسان دیگری را در آتش نمیسوزانیم. بمب به خودمان نمیبندیم و در یک کافۀ پرازدحام خودمان را منفجر نمیکنیم. و بنابراین، وقتی این کارهای بیمعنا را میبینیم، سردرگم میشویم. هدف از این کارها چیست؟ اساساً چرا کسی باید به دیگران صدمه بزند یا آنها را بکشد؟
🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
B2n.ir/k14473
📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
b2n.ir/k22294
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ سوگیریهای شناختی که ما را در تله همستر کامبت میاندازند.
✍ حسین حسینی پناه
🔸 در دنیای پرهیاهوی ارزهای دیجیتال، بازی "همستر کامبت" (Hamster Kombat) با وعدهی کسب رمزارز رایگان، توجه میلیونها کاربر را به خود جلب کرده است. اما آیا این جذابیت صرفاً به دلیل پتانسیل درآمدی است یا عوامل دیگری نیز در این میان نقش دارند؟ در این جا، به بررسی برخی از سوگیریهای شناختی میپردازیم که میتوانند در تمایل افراد به انجام این بازی و تداوم حضورشان در آن موثر باشند:
🔅۱) اثر ارابه موسیقی (Bandwagon Effect): به طورکلی، زمانی که انسانها متوجه میشوند یا تصور میکنند افراد زیادی به دیدگاهی معتقدند یا اقدام خاصّی را انجام میدهند، احتمال این که بدون تحلیل و فکر کردن آن را بپذیرند یا آن کار را انجام دهند، بسیار افزایش مییابد. اثر ارابه موسیقی که به سوگیری رفتار گلهای نیز شناخته میشود، نوعی سوگیری شناختی است که باعث میشود افراد بدون توجه به باورهای خود و صرفا به دلیل دنبالهروی از دیگران، کاری را انجام دهند.
📌همستر کامبت بیش از 60 میلیون کاربر دارد. این تعداد زیاد میتواند وسوسهانگیز باشد و افراد را به پیوستن به این جمعیت ترغیب کند. مشاهدهی تعداد زیادی از افراد که عضو این بازی هستند، میتواند این باور را در شما ایجاد کند که این بازی باید ارزشمند باشد، حتی اگر شناختی از این که چگونه می توان از این طریق درآمد کسب کرد نداشته باشید.
۲) لنگر انداختن (Anchoring): بر اساس این سوگیری شناختی، ذهن در فرآیند تصمیمگیری به نخستین اطلاعاتی که به دست میآورد بیشتر تکیه میکند. در این حالت، اطلاعات اولیه نقش لنگر را دارند و ذهن ما از آن به نقطه مرجعی برای قضاوت و تصمیمگیریهای بعدی استفاده میکند.
📌 در بازی همستر کامبت، وعدهی دریافت رمزارز رایگان مانند لنگری عمل میکند که توجه ما را فقط به پاداش معطوف میکند. در این میان، ممکن است زمان صرف شده برای بازی، پیچیدگیهای آن و نوسانات بازار رمزارز برای کسب بازدهی قابل قبول را نادیده بگیریم.
۳) زیان گریزی (Loss Aversion): منظور از زیانگریزی این است که میزان نارضایتی که در نتیجۀ از دست دادن یک مبلغ پول یا کالا به فرد تحمیل میشود، بسیار بیشتر از میزان رضایتی است که وی از بهدستآوردن همان میزان مبلغ یا کالا کسب میکند. به بیان دیگر، ناراحتی ازدستدادن چیزی بسیار بیشتر از خوشحالی بهدستآوردن همان چیز با همان مقدار است.
📌در بازی همستر کامبت، ترس از دست دادنِ رمزارز رایگان، انگیزهی قدرتمندی برای بازی کردن ایجاد میکند، حتی اگر ارزش نهایی آن ناچیز باشد.
۴) اثر مواجهۀ صِرف (Mere Exposure Effect): «اثر مواجهۀ صِرف» پدیدهای روانشناختی است که در آن افراد چیزهایی را صرفاً بهدلیل اینکه به صورت مداوم با آن مواجه میشوند و برایشان آشنا هستند، ترجیح میدهند.
📌 مواجهه مداوم افراد با تبلیغات و لینک های این بازی در شبکه های اجتماعی و اخبار و اطلاعات فراوان مرتبط با آن باعث میشود تا نگرش مثبتتری به آن داشته باشند.
۵) سوگیری هزینه هدررفته (Sunk Cost Fallacy): این سوگیری شناختی تمایل ما را به ادامهی فعالیتی نشان میدهد که قبلاً برای آن زمان، پول یا تلاش صرف کردهایم، حتی اگر دیگر برایمان لذتبخش یا سودمند نباشد. افراد هنگامی دچار سوگیری هزینۀ هدررفته میشوند که تصمیمگیری فعلی و آتی آنها منوط به منابع (مالی، زمانی، انرژی و ...) و تلاشی باشد که در گذشته صرف کردهاند.
📌 در بازی همستر کامبت، کاربران با کلیکهای مکرر برای کسب رمزارز رایگان تشویق میشوند. با گذشت زمان، افراد ممکن است به دلیل زمانی که صرف بازی کردهاند، به آن تعلق خاطر پیدا کنند، حتی اگر دیگر از آن لذت نبرند یا متوجه شوند از این طریق درآمد قابل توجهی کسب نخواهند کرد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ فایل صوتی نشست علمی"آیا رفتاردرمانی منسوخ شده است؟"
🔸شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳
🔸 خانه اندیشمندان علوم انسانی
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ آموزش مهارتهای زندگی
🔸 سرفصل "مدیریت زمان"
🔅 تألیف: دکتر لادن فتی و دکتر فرشته موتابی
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ لایو اینستاگرامی با موضوع "عشق و طبیعت تخریبگر و سازنده آن"
🔸 دکتر علیرضا فرنام؛ استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز
⏰ جمعه ۲۵ خرداد سال ۱۴۰۳؛ ساعت ۱۹ الی ۲۰
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ سخنرانیهای علمی سهشنبههای بیمارستان روزبه
❇️ عنوان سخنرانی: Schizophasia
🔸 سخنران:
دکتر محمدعلی فلاحزاده
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
⏰ زمان: سهشنبه ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۳
ساعت:۱۱:۳۰ صبح
🏨 مکان: آمفی تـٔاتر بیمارستان روزبه.
📌 لینک ورود👇🏻
https://www.skyroom.online/ch/virtualtums/psychiatry
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ چرا این روزها همه میخواهند به «بهترین نسخه از خودشان» تبدیل شوند؟
🔸 در دنیای امروز، بیشترِ آدمها و علیالخصوص جوانها، فکر میکنند باید آنطوری باشند که دلشان میخواهد. آنها به خودشان میگویند: «در درونم قدرت این را دارم که خودم را به کسی تبدیل کنم که میخواهم باشم، فقط کافی است ارادهای برای فعالکردن این نیروی درونی پیدا کنم.» تارا ایزابلا برتون، در کتاب جدید خودش، خودساخته: ساختن هویت، از داوینچی تا کارداشیانها میگوید این ایده تنها وقتی مجال فراگیر شدن یافت که فرهنگ غرب به ایدۀ «خدای آفریننده» پشت کرد.
🔸 مشغولیت ذهنی ما نسبت به خودآفرینی به معنای آن است که قدرتی که زمانی باور داشتیم متعلق به خداست اکنون در اختیار خودمان قرار دارد: قدرتِ دوبارهساختنِ خود و واقعیتمان، آنهم از روی امیال خودمان.
🔸 پیش از مدرنیته، باورهای الاهیاتی در نظم اجتماعی و سیاسی ادغام شده بود: من خودم «نیستم»، و خودم را هم نساختهام؛ من بخشی از یک کل بزرگتر هستم، و هویت و هدف من، هر دو، در نقشی خلاصه میشود که خدا از طریق عوامل مختلفی که جهان من را تشکیل میدهند به من عطا کرده است. من فرزند اول خانواده، وارث تاجوتخت، کشاورز روستایی، شوهر، مادر، و از این قسم هستم. شاید در هر یک از این نقشهای بههمپیوسته کموبیش فاعلیتی داشته باشم، اما همۀ آنها به من «داده» شدهاند، بدون اینکه بتوانم به آنها نه بگویم.
🔸 سؤال این است که از آن دنیا، چطور به امروز رسیدهایم که بیش از نیمی از جوانان آرزو دارند «اینفلوئنسر» آنلاین باشند و یک چهرۀ عمومی از خودشان بسازند و آن را اداره کنند و از همان هم درآمدزایی داشته باشند؟
🔸 تاریخ خودآفرینی را میتوان تا دوران رنسانس و مفهوم «حرامزادگان الهی» عقب برد. در آن دوران آدمهایی مثل داوینچی را که استعدادهای خارقالعاده داشتند، «استثنایی بر قاعده» میدانستند. این آدمها دارای موهبتهای الهی ویژهای بودند که باعث میشد توانایی خودآفرینی عظیمی داشته باشند. بهشکلی تناقضوار، دقیقاً همین استثناها به الگویی برای جامعه هم تبدیل میشدند. برتون میگوید این ابهام که گرد شخصیت نابغهها شکل میگیرد، قرنها ادامه داشته است، اما مسئله آنجا حاد شد که طبق فرهنگ امروز «همه دارای استعدادهای ویژۀ خودشان هستند».
🔸 واقعیت این است که باشگاه «خودآفرینها» همیشه کوچک و انحصاری بوده است و مسئله در هر دورانی، از جمله دوران ما، این نیست که این باشگاه وجود دارد یا نه، این است که چطور میشود عضو آن شد.
🔸 برتون در مجموع رواج فرهنگ خودآفرینی را نامطلوب میداند. از نظر او خودآفرینی بهطور مداوم نوعی سلسلهمراتب اجتماعی ایجاد میکند. و از طرف دیگر، اسطورۀ خودآفرینی همیشه تقصیر را به گردن بازندگان جامعه میاندازد. ورد زبان اینفلوئنسرها این است که «اگر شما هم تلاش کنید، میتوانید مثل من شوید». گزارهای که آشکارا دروغ است. در نهایت، فرهنگ خودآفرینی به لحاظ اخلاقی غیرقابلدفاع است. از نظر برتون خودآفرینی «نوعی فانتزی تجربی بوده است، برای اینکه احساس کنید یک ابرانسان هستید، فارغ از اینکه واقعاً هستید یا نه».
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/a10057
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ اگر میخواهید شاد باشید هرگز دنبال شادی نروید.
✍ دکتر امید امانی
🔸 دکتر مارک تراورز (Travers)، روانشناس آمریکایی و از پژوهشگران حوزه شادکامی مقاله جالبی با عنوان: “اگه میخوای آدم شادی باشی، اصلا دنبال شادی نرو” منتشر کرده که در اون با مرور چند پژوهش قشنگ نشون میده که خوشبختی، واسه آدمهایی که دائم به دنبال خوشبختی هستن سختتر به دست میاد.
🔸 تراورز میگه: حجم انبوهی از مدارک و شواهد پژوهشی نشون میدن که تمرکز وسواسگونه روی شادی و اینکه از صبح به امید یه روز سراسر شاد بلند بشیم و در لحظه لحظه زندگی فقط به دنبال تجاربی بریم که بهمون حال خوش و خوبی رو هدیه بده، خودش به تنهایی یه مانع اصلی برای رسیدن به احساس خوشبختیه. مثلا تو یه بررسی به عنوان “پارادوکس شادکامی” دیدن آدمهایی که دائم در جستجوی شادکامی هستن اتفاقا حال بد بیشتر و سلامت روان پایینتری رو گزارش میکنن. چرا!!!؟
چون به دنبال چیزی بودن که در درجه اول این حقیقت رو تشدید میکنه که اون چیز رو نداری.
🔸 این همون چیزیه که فیلسوف معاصر آلن واتس (Watts) بهش میگه "قانون تلاش معکوس" و حرفشم اینه که هرچه بیشتر به دنبال حال بهتر باشی، کمتر راضی خواهی بود، چرا که در روان خودت اون چیز رو نداشته فرض میکنی و با تشدید نداشتنش اضطراب بیشتری رو تجربه میکنی. به قول مارک منسن، هرچی بیشتر برای پولدار شدن دست و پا بزنی، بیشتر احساس فقر و کم ارزشی میکنی، صرف نظر از اینکه چقدر پول تو حسابت داری. هرچی بیشتر بخوای سکسی و خواستنی جلوه کنی، بیشتر خودت رو زشت میبینی، صرفنظر از این که ظاهرت واقعا چجوریه.
🔸 هرچقدر بیشتر بخوای شاد و محبوب باشی، تنهاتر و نگرانتر میشی، صرفنظر از اینکه چه آدمهایی اطرافت هستن. هرچقدر بیشتر بخوای از لحاظ معنوی به روشنگری برسی، در مسیر رسیدن به اونجا خودمحورتر میشی. چرا؟ چون به دنبال چیزی بودن در درجه اول این حقیقت رو تشدید میکنه که اون چیز رو نداری. چیزی که در مورد قانون تلاش معکوس جالبه اینه که: بهش میگن «معکوس» چون در اولویت قرار ندادن اینها عملکرد معکوسی داره.
“اگه پیگیری مثبت خودش منفیه، پس پیگیری منفی اثرات مثبت به بار میاره“
🔸 مثلا دردی که در باشگاه به خودت تحمیل میکنی به سلامت و انرژی بیشتری منجر میشه. شکستهای کسب و کاری چیزهایی هستن که شما رو به درک بهتر عناصر لازم برای موفقیت میرسونن. روراست بودن و اعتراف به نقطه ضعفهاتون باعث میشه که در نهایت پیش بقیه اعتماد به نفس و کاریزمای بیشتری داشته باشید. درد رویارویی صادقانه چیزیه که تو روابط، احترام و اعتماد ایجاد میکنه.
🔸 رنج کشیدن از طریق ترسها و اضطرابها باعث میشه بتونید شهامت و تداوم رو در خودتون پرورش بدید. هرچیز با ارزشی تو زندگی وقتی به دست میاد که تجربه ی منفی مربوط به اون رو پشت سر بذاری. هر تلاشی واسه فرار کردن از تجربهی منفی، یا طفره رفتن ازش، یا سرکوب کردنش باعث میشه که ترکشهای انفجارش بره توی چشم خودت. فرار از رنج خودش یک نوع رنج کشیدنه. فرار از کشمکش خودش یک کشمکشه.انکار شکست یک شکسته. درد، تار و پود جدانشدنی از پارچه زندگیه و جداکردنش نه تنها غیرممکن، بلکه مخربه. تلاش کردن واسه بیرون کشیدن درد از زندگی همه چیزهای دیگه رو از هم باز میکنه.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ دریافت فایل PDF راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5-TR)
🔸 این فایل به صورت زبان انگلیسی و جهت استفاده همکاران متخصص میباشد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ ۸ ژوئن؛ به بهانه انتشار کتاب Walden two اثر روانشناس مشهور بی.اف. اسکینر (B.F. Skinner)
🔸 اسکینر یک روانشناس، رفتارشناس، نویسنده، مخترع و فیلسوف اجتماعی آمریکایی بود. او بیشتر به خاطر کارهایش در زمینه رفتارگرایی و توسعه نظریه شرطیسازی عامل شناخته شده است.
🔸 اسکینر در کتاب Walden two (۱۹۴۸) جامعهای آرمانی را توصیف میکند که در آن، دیدگاههای او که از آزمایشگاه بدست آمدند، در مورد مسائل اجتماعی پیاده میشوند.
🔸 اسکینر سخنگوی برجسته رفتارگرایی بود و میتوان او را پدر رویکرد رفتاری به روانشناسی دانست.
🔸 اسکینر مدافع رفتارگرایی رادیکال بود که عمدتا بر تاثیرات محیط بر رفتار تأکید میکند.
🔸 اسکینر جبرگرا نیز بود؛ او باور نداشت که انسانها انتخاب آزاد دارند.
🔸 اسکینر قبول داشت که احساسات و افکار وجود دارند، اما باور نداشت که آنها موجب اعمال و رفتار ما میشوند (جعبه سیاه). او در عوض، بر ارتباطهای علت و معلولی بین شرایط محیطی عینی و قابل مشاهده و رفتار تأکید کرد.
🔸 اسکینر به مفهوم تقویت خیلی علاقه داشت و آن را در زندگی خودش به کار برد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ سخنرانی برگی از تاریخ روانپزشکی ایران
🔸 سخنرانان: دکتر سید مهدی حسنزاده، دکتر مهدی نصر اصفهانی
⏰ زمان: بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳، مرکز آموزشی درمانی روانپزشکی ایران
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ دوپامین و همستر کامبت
دوپامین محرک انگیزشی که همگی تحت تأثیر آن قرار داریم.
✍ مهدی بیگلری
🔸 مغز ما از طریق سیستم پاداش دوپامین، ما را به دنبال کردن فعالیتهایی سوق میدهد که احساس پاداش را در ما ایجاد میکند و به نوعی به این چرخه وابسته میسازد.
همانطور که میدانیم، انگیزه حالتی است که با احساس پیشبینی مشتاقانه و نیروی محرکه قدرتمندی همراه است که ما را به سمت عملی سوق میدهد. احساس رضایت و سرخوشی اغلب با اوج حالات انگیزشی ما همراه است. با این حال، بستر اصلی این تجربه ذاتی انسانی چیست؟
🔸 هسته اصلی، انگیزه زمانی ایجاد میشود که نورونهای دوپامین در پاسخ به تجربهای که فرد آن را پاداشدهنده تلقی میکند، فعال میشوند . مثل بازی hamster combat یا گشت و گذار در اینستاگرام و اسکرول بیانتهای صفحات یا همین تلگرام که گویی انگشتان دست را مسخ خودش کرده است، خلاصه اینکه ما مسخ ابزارهای دیجیتال شدهایم .
🔸 با این حال، سطح بسیار بالای دوپامین میتواند تأثیری متناقضی داشته باشد به گونهای که انگیزه ما را کاهش داده و توانایی ما در خودتنظیمی را مختل میکند، این همان وضعیت اضافه بار دوپامینی است که مشخصه اعتیاد میباشد. با افزایش شدید سطح دوپامین و در نتیجه، ربوده شدن سیستم پاداش توسط ابزارهای دیجیتال مثل همین بازیها پاداشهای ظاهرا پیش پا افتادهای همچون فعالیتهای فیزیکی و تعاملات اجتماعی در مقایسه با آن کمرنگ و بیاهمیت جلوه میکند. ما انگیزه خود را برای این تقویتکنندههای پیشین از دست میدهیم، چرا که مغز به شکلی کوتهبینانه بر تهیهی مادهی محرک دوپامین تمرکز میکند.
🔸 پاداشهای هیجانانگیز hamster combat محرکهای قدرتمندی برای ترشح دوپامین هستند. با گذراندن هر مرحله و باز کردن نشانهای افتخار و کارتهای پنج میلیونی و افزایش پروفیت انگیزه برای ادامه بازی تقویت میشود و با این حال بیعلاقگی افراد به جنبههای دیگر زندگی مانند معاشرت و کار/تحصیل بیشتر میشود. چرا که مغز با این جریانهای غیرطبیعی بالای دوپامین بیشتحریک و بیحس میشود.
🔸 درنهایت، علوم اعصاب نشان میدهد که دوپامین برای انگیزه نقش اساسی دارد، اما این یک تیغ دولبه است. این نورومدولاتور در صورت به کارگیری بهینه، باعث افزایش انگیزه و دستیابی بهتر به اهداف میشود. اما سیل دوپامین بیش از حد، ما را از محرکهای اصلیمان جدا میکند و باعث میشود بیانگیزه شویم و درگیر تعقیب آن لذت شیمیایی مصنوعی بعدی باشیم.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ پیام مشاور شماره ۲۶۴ منتشر شد
🔸 ویژه دانشجویان
🔅 دراین شماره میخوانیــد:
⚜ روانشناسی مثبت راهی برای رسیدن به شکوفایی / ۲
⚜ مزایای مثبت اندیشی / ۹
⚜ نکات کلیدی برای جوانان در آستانـــه ازدواج / ۱۳
⚜ پیام بهداشتی اردیبهشت ماه / ۱۶
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ تکنیک DEEP برای تعامل موثر با افراد خودشیفته
🔸 این تکنیک یک روش استراتژیک است که برای تعامل موثر با افراد خودشیفته و سمی طراحی شده است.
🔅 این رویکرد شامل چهار اصل کلیدی است:
دفاع نکنید، درگیر نشوید، توضیح ندهید، و شخصی سازی نکنید.
🔅 با رعایت این دستورالعملها، میتوانید خونسردی خود را حفظ، و از سلامت روانی خود محافظت کنید؛ همچنین از دستکاری روانی یا درگیریهای غیرضروری جلوگیری به عمل آورید.
✴️ مثال:
شما یک همکار به نام الکس دارید که اغلب کار شما را ناعادلانه مورد انتقاد قرار میدهد، ایدههای شما را به حساب نمیآورد و سعی میکند جلوی رئیس و سایر اعضای تیم شما را تضعیف کند.
الکس به خودشیفتگی و خود محوری معروف است.
نحوه استفاده از تکنیک DEEP برای تعامل:
❗️ دفاع نکنید:
الکس: "گزارش شما وحشتناک بود. نمی دانم چرا رئیس شما را نگه داشته."
شما: "تو خوبی."
با گفتن "تو خوبی"، بدون دفاع کردن، از تشدید مشاجره جلوگیری میکنید، یعنی از اینکه الکس از دیدن حالت دفاعی شما لذت ببرد، جلوگیری میکنید.
❗️ درگیر نشوید:
الکس: "شما واقعا باید یاد بگیرید که چگونه کار خود را به درستی انجام دهید. شاید بهتر باشد از من یاد بگیرید."
شما: "من این پیشنهاد را در نظر خواهم گرفت."
با این پاسخ، بدون توافق یا بحث، گفتگو را قطع میکنید. شما وارد دیالوگ بیشتر نمیشوید، که این کار، شانس بحث کردن و دیدن برانگیخته شدن شما را از الکس سلب میکند.
❗️ توضیح ندهید:
الکس: "چرا پیشنهادهای من را در مورد این پروژه
دنبال نکردی؟ اصلاً میدانی چه کار میکنی؟"
شما: "من تصمیماتی را گرفتم که فکر میکردم بهترین هستند."
با بیان این پاسخ، از توضیح در مورد انتخابهای خود اجتناب میکنید. توضيحات اغلب باعث میشود فرد خودشیفته انتقادهای بيشتری کند كه شما این مکالمه را نمیخواهيد.
❗️ شخصیسازی نکنید:
الکس: "تو همیشه در حال خراب کردن کارها هستی."
شما: "این نظر شماست."
پاسخ دادن با "این نظر شماست" نشان میدهد که شما حمله را شخصیسازی نمیکنید. شما او را متوجه میکنید (و همزمان به خود یادآوری میکنید) که این فقط دیدگاه الکس است و ارزش یا شایستگی شما را مشخص نمی کند.
💢 نتیجه:
با استفاده از این تکنیکها، خونسردی خود را حفظ میکنید و از قدرت گرفتن الکس بر خودتان از طریق دستکاری روانی، جلوگیری میکنید. با گذشت زمان، الکس ممکن است متوجه شود که تاکتیکهایش روی شما کارساز نیست و شاید تلاشهای خود را برای تضعیف شما کاهش دهد.
به یاد داشته باشید، هدف این است که با برآورده نکردن نیازهای فرد خودشیفته یا سمی، که میخواهد شما را کنترل کند و یا در جمع نمایش دهد، از سلامت روحی و روانی خود محافظت کنید.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ هنر شادکامی: هنر درست رنجکشیدن
✍ محمد دخیلی
🔸 اگر یاد بگیریم حضور رنج و شادی را در کنار هم ببینیم و ماهرانه از آنها بهره ببریم آنگاه بیش از پیش در مسیر لذت از زندگی گام برمیداریم.
💢 رنج و شادی از هم جدا نیستند و هر دو ماهیتی طبیعی دارند یعنی:
1️⃣ناپایدار هستند
2️⃣مدام تغییر میکنند.
🔸 برخی به اشتباه فکر میکنند، برای شاد بودن باید از تمام رنجها دوری کنیم و به همین دلیل دائماً هوشیار و نگرانند که مبادا با رنجی مواجه شوند. آنها با این نگرانی آزادی و خودانگیختگی و لذتشان را از بین میبرند.
🔸 اگر بتوانید دردهایتان را شناسایی کنید و بپذیرید و از مواجه شدن با آنها فرار نکنید در مییابید که هرجا درد باشد، هم زمان لذت هم هست.
🔅 درست رنج کشیدن نیاز به مهارت دارد.
🔅 مراقبه ذهن آگاهی یکی از بهترین شیوهها برای کنار آمدن با رنجهاست.
ذهن آگاهی همان استعداد زیستن در لحظه حال است. با آن میفهمیم که «اکنون» و «اینجا» واقعاً چه چیزی در حال رخ دادن است و در آن لحظه به گذشته و آینده فکر نمیکنیم.
🔅 ذهن آگاهی(بهوشیاری، توجهآگاهی) همان نیرویی است که به ما کمک میکند بفهمیم که در لحظه حال چه چیزی در بدن، احساسات، ادراک و اطراف ما در حال رخ دادن است.میتوانیم رنجمان را همچنان در آغوش بگیریم. افراد «ذهن آگاه» میتوانند در شناسایی، پذیرفتن، و دگرگونسازی رنجها به یکدیگر یاری برسانند و از هم حمایت کنند.
🔅 با « مراقبه ذهنآگاهی» است که دیگر از روبرو شدن با رنجها و دردها هراسی نداریم. ما میتوانیم با بهرهگیری درست از رنجها برای درک و شفقتی که مایه التیام دردهایمان میشود نیرو بگیریم و به التیام دردهای خود و شادی دیگران کمک کنیم.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
