●سایکوتایم●
Open in Telegram
564
Subscribers
No data24 hours
-67 days
No data30 days
Posts Archive
564
✅ The potential effect of d-cycloserine on the development of anxiety during exposure sessions in patients with agoraphobia
Journal of psychiatric research Jan. 2025
🔸 این مقاله به بررسی اثر احتمالی داروی d-cycloserine (DCS) بر کاهش اضطراب در جلسات مواجهه درمانی بیماران مبتلا به آگورافوبیا میپردازد. آگورافوبیا نوعی اختلال اضطرابی است که بیماران از مکانهای باز و بسته یا حضور در جمع و در کل هر مکانی که نتوانند در آن کمک دریافت کنند میترسند و درمان رفتاری مبتنی بر مواجهه (Exposure Therapy) اصلیترین روش درمان آن محسوب میشود.
دی سیکلوسرین یک داروی آنتیبیوتیک است که به عنوان آگونیست ضعیف گیرنده NMDA در مغز عمل میکند و به تازگی به عنوان افزاینده اثربخشی مواجههدرمانی در اختلالات اضطرابی شناخته شده است. این دارو به نظر میرسد فرآیند کمشدن واکنشهای اضطرابی نسبت به محرکهای ترسناک را تسریع کند.🔸 مطالعات نشان دادهاند که تجویز DCS با دوزهای کم و در زمان نزدیک به جلسات مواجهه درمانی میتواند باعث کاهش سریعتر و مؤثرتر علائم اضطراب شود. در بیماران آگورافوبیک، اضافه کردن DCS به درمان رفتاری موجب تسریع فرآیند انقراض یادگیری ترس شده است، هرچند اثربخشی کلی درمان با DCS با گروه دارونما تفاوت معناداری نداشت. 🔸 این نتایج نشان میدهد که DCS میتواند به عنوان مکمل مواجهه درمانی در بیماران مقاوم یا با پاسخدهی ضعیف مفید باشد، اما محدودیتهایی مانند مقدار دوز و زمان تجویز در اثربخشی آن نقش مهم دارند. همچنین، مطالعات لازم است تا اثر طولانیمدت DCS و بهترین شرایط استفاده آن را مشخص کنند. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ معجون کورتیزول؛ پزشکان نسخه شبکههای اجتماعی را برای کاهش استرس تایید میکنند؟
🔸 این نوشیدنی معمولا قبل از خواب نوشیده میشود. دستورالعملهای رایج برای تهیه آن شامل آب نارگیل برای تامین الکترولیتها، آب پرتقال یا آب لیمو برای تامین ویتامین سی ، مقدار کمی نمک، و گاهی پودر منیزیم است.
🔸 یک نوشیدنی تقویت سلامتی که به «کوکتل کورتیزول» معروف شده است، در تیکتاک فراگیر شده، و همزمان سازندگان آن مدعیاند که این نوشیدنی استرس را کاهش میدهد، انرژی را بازمیگرداند و هورمونها را متعادل میکند؛ اما پزشکان چه میگویند؟
🔸 کورتیزول اغلب بهعنوان «هورمون استرس» شناخته میشود، اما نقشهایی اساسی در تنظیم سوختوساز، التهاب، فشار خون و چرخه خواب و بیداری ایفا میکند. کارشناسان تاکید میکنند که نوسانات سطح کورتیزول طبیعی و مفید است، مگر اینکه با استرس مزمن یا بیماری زمینهای همراه باشد.
🔸 این نوشیدنی معمولا قبل از خواب نوشیده میشود. دستورالعملهای رایج برای [تهیه] آن شامل آب نارگیل برای [تامین] الکترولیتها، آب پرتقال یا آب لیمو برای [تامین] ویتامین سی (C)، مقدار کمی نمک، و گاهی پودر منیزیم است. برخی نسخهها برای طعم و ایجاد گاز، به آن کرم تارتار یا آب گازدار اضافه میکنند.
🔸 هواداران این نوشیدنی پرطرفدار پیشنهاد میکنند که این ترکیب، با از دست رفتن مواد مغذی «در اثر استرس» مقابله میکند، اما اجماع پزشکی عمدتا [با این ادعا] مخالف است.
🔸 براساس مقالهای که اخیرا در وبسایت هلثلاین (Healthline) [منتشر شد]، خود این کوکتل مزایای سلامتی اثباتشدهای ندارد. کارشناسانی که با آنها مصاحبه شده است گفتند که اگرچه موادی مانند منیزیم، پتاسیم، سدیم و ویتامین سی ممکن است به سلامت کلی کمک کنند، اما وجود آنها در یک وعده، به احتمال زیاد تاثیر قابلتوجهی در کاهش کورتیزول یا استرس ندارد.
با این حال، یک ماده در مقایسه با بقیه جلب توجه میکند و متمایز است.
بث ادواردز، متخصص تغذیه، به این رسانه گفت: «منیزیم یک ماده مغذی بسیار قدرتمند است که مسئول صدها فرایند بیوشیمیایی در بدن است.»
او افزود: «وقتی ما دورههای پراسترس را تجربه میکنیم، بدنمان ذخایر منیزیم را سریعتر مصرف میکند و میسوزاند، بهعلاوه وقتی تحت استرس قرار داریم، منیزیم بیشتری را از طریق ادرار دفع میکنیم. بنابراین، جبران و پر کردن مجدد سطح آن مفید است.»
امی پریـجونز، متخصص تغذیه، افزود: «کورتیزول بالا میتواند به از دست رفتن الکترولیتها منجر شود. کمبود الکترولیت میتواند باعث برخی از علائم مرتبط با استرس شود.»
درنتیجه، برخی افراد ممکن است استفاده از مکمل منیزیم را مفید بدانند. با این حال، متخصصان تغذیه گفتند که مردم نباید کوکتل کورتیزول را بهمثابه درمانی کامل برای استرس در نظر بگیرند، بهویژه قبل از خواب، زیرا در حال حاضر هیچ مطالعه بالینی دقیقی این نوشیدنی را به کاهش قابلتوجه سطح کورتیزول مرتبط نکرده است.
پریـجونز گفت: «قندهای موجود در آب پرتقال، به دلیل جدا بودن از فیبر موجود در میوه کامل، بهسرعت وارد جریان خون میشوند. افزایش سریع قند خون قبل از خواب باعث افت بعدی [قند خون] میشود، زیرا بدن انسولین ترشح میکند.»
پریـ جونز افزود که خواب بد و بیکیفیت ممکن است سطح کورتیزول را در روز بعد افزایش دهد.
این کارشناس گفت، اگر قصد امتحان کردن کوکتل کورتیزول را دارید، بهتر است آن را در زمان زودتری در روز و همراه با یک وعده غذایی بنوشید تا خطر افزایش قند خون کاهش یابد. اما از عوارض جانبی احتمالی این نوشیدنی آگاه باشید.
پریـجونز گفت: «آب گازدار موجود در این دستورالعمل ممکن است باعث بروز علائم گوارشی مانند نفخ، رفلاکس یا گاز شود که آن هم ممکن است به خواب بد و با کیفیت پایین منجر شود.»
هر دو این متخصصان تغذیه، به کسانی که کنجکاو امتحان کردن این کوکتل هستند توصیه کردند که برای مدیریت استرس به روشهای دیگری روی بیاورند، ازجمله توجه به شکل کلی فعالیت و تحرک بدنی، رژیم غذایی و خواب.
💢https://www.independent.co.uk/life-style/cortisol-cocktail-magnesium-vitamin-c-sleep-stress-b2798971.html#:~:text=According%20to%20a%20recent%20Healthline,meaningfully%20reduce%20cortisol%20or%20stress
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ فعالیت بدنی - هرچه بیشتر، بهتر
🔸 تحقیقات اخیر، توصیه دیرینه پیادهروی روزانه ۱۰۰۰۰ قدم برای فواید سلامتی را به چالش میکشد. بررسی جامع ۵۷ مطالعه شامل بیش از ۱۶۰۰۰۰ بزرگسال نشان میدهد که پیادهروی حدود ۷۰۰۰ قدم در روز برای دستیابی به فواید قابل توجه سلامتی، از جمله کاهش قابل توجه خطر مرگ و میر، بیماریهای قلبی عروقی، زوال عقل، دیابت نوع ۲، افسردگی و حتی برخی سرطانها، کافی است.
🔺 یافتههای کلیدی عبارتند از:
🔅 پیادهروی روزانه ۷۰۰۰ قدم در مقایسه با پیادهروی تنها ۲۰۰۰ قدم، با ۴۷٪ کاهش خطر مرگ به هر دلیلی همراه است.
🔅 این اقدام با ۲۵٪ کاهش خطر بیماریهای قلبی عروقی، ۳۸٪ کاهش خطر زوال عقل و ۲۲٪ کاهش خطر افسردگی همراه است.
🔅 حتی مقادیر کم پیادهروی - حدود ۴۰۰۰ قدم در روز - در مقایسه با سطوح بسیار کم فعالیت، بهبود معناداری در سلامت را به همراه دارد.
🔅 هدف ۱۰۰۰۰ قدم که به طور گسترده مورد استناد قرار گرفته است، از یک کمپین بازاریابی در دهه ۱۹۶۰ برای یک گامشمار ژاپنی سرچشمه گرفته و فاقد پشتوانه علمی قوی است.
🔅 اگرچه افزایش بیش از ۷۰۰۰ قدم در روز میتواند مزایای بیشتری داشته باشد، اما این پیشرفتها پس از این مرحله به حالت ثابت میرسند و ۷۰۰۰ قدم را به هدفی واقعبینانه و قابل دستیابی برای بسیاری از افراد، به ویژه افرادی که سبک زندگی کمتحرکی دارند، تبدیل میکنند.
🔸 کارشناسان تأکید میکنند که فعالیت بدنی از همه مهمتر است و شمارش قدمها راهی در دسترس برای نظارت بر میزان فعالیت روزانه است. افزایش تدریجی حرکت از سطوح بسیار پایین، مزایای سلامتی قابل توجهی را به همراه دارد و تمرکز کمتر بر اعداد دلخواه و تمرکز بیشتر بر فعالیت روزانه مداوم، رویکرد بهتری است.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ مغز زنان و مردان به اشتباهات گذشته واکنش متفاوتی نشان میدهد
🔸 محققان دانشگاه ماونت سینای در پژوهشی جدید دریافتند که مغز زنان و مردان اشتباهات گذشته را به شکلی متفاوت ارزیابی میکند. این تفاوت ممکن است دلیل بالا بودن خطر ابتلا به افسردگی در زنان باشد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ مصرف همزمان سیگار و ماریجوانا باعث سرطان دهان میشود
🔸 پژوهش جدیدی که در دانشگاه کالیفرنیا، سندیگو، انجام شده نشان میدهد که ترکیب مصرف سیگار و ماریجوانا خطر ابتلا به سرطان دهان را به میزان چشمگیری افزایش میدهد.
🔅 طبق یافتههای این پژوهش، افرادی که همزمان سیگار میکشند و ماریجوانا مصرف میکنند تا ۶۲۴ درصد بیشتر از سایر مصرفکنندگان سیگار در معرض ابتلا به سرطان دهان قرار دارند.
🔅 این هشدار در شرایطی مطرح میشود که مصرف روزانه ماریجوانا رو به افزایش است و بسیاری از افراد از تاثیرات بالقوه آن بر سلامت دهان و بافتهای نرم دهانی آگاه نیستند.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ خواب نامنظم میتواند منشا بسیاری از بیماریها باشد
🔸 کارشناسان بر این باورند که برای اغلب بزرگسالان، هفت تا نه ساعت خواب در شبانهروز مطلوب است
🔅 خواب نامنظم ممکن است پنهانیترین تهدید برای سلامت باشد. پژوهشی گسترده با بررسی دادههای خواب ۸۸ هزار بزرگسال در بریتانیا نشان داد که اختلالات خواب و نه کمبود آن، خطر ابتلا به ۱۷۲ بیماری، ازجمله پارکینسون، دیابت نوع ۲ و نارسایی کلیوی را افزایش میدهد.
🔅 کارشناسان بر این باورند که برای بیشتر بزرگسالان هفت تا نه ساعت خواب در شبانهروز مطلوب است. اما زمانیکه موضوع به سلامت کلی بدن مربوط میشود، تنها شمار ساعتهای خواب تعیینکننده نیست و کیفیت و نظم خواب نقش بسیار مهمتری در پیشگیری از بیماریها ایفا کند.
🔅 در مطالعهای گسترده و تازه به سرپرستی پژوهشگران دانشگاه پکن و دانشگاه علوم پزشکی ارتش چین، مشخص شد که بینظمی در خواب با افزایش خطر ابتلا به ۱۷۲ بیماری مختلف مرتبط است. این پژوهش دادههای خواب ۸۸ هزار و۴۶۱ فرد بزرگسال با میانگین سنی ۶۲ سال را از پایگاه دادههای پزشکی بریتانیا طی نزدیک به هفت سال بررسی کرده است. نتایج نشان داد مواردی مانند مدت خواب شبانه، زمان شروع خواب، منظم یا نامنظم بودن چرخه خواب و میزان اختلال در پیوستگی خواب، همگی نقش قابلتوجهی در سلامت عمومی دارند.
🔅 محققان در ادامه دادهها را با اطلاعات مربوط به نتایج پزشکی افراد از منابعی مانند مرکز ملی بهداشت و سلامت بریتانیا (NHS)، تثبت سرطان و شاخص ملی مرگ و میر تطبیق دادند. نتایج نشان داد که درمورد ۹۲ بیماری، ازجمله پارکینسون و نارسایی حاد کلیه، حدود ۲۰ درصدِ خطر ابتلا به این بیماریها با رفتارهای ناسالم خواب مرتبط بود. همچنین بینظمی در خواب خطر ابتلا به ۴۲ بیماری دیگر را دستکم دو برابر کرده بود. بیماریهایی مانند ناتوانیهای ناشی از افزایش سن، قانقاریا، و فیبروز و سیروز کبدی ازجمله این موارد بودند. درمجموع، ویژگیهای ناسالم خواب با ۱.۵ برابر شدن خطر بروز ۱۲۲ بیماری ازجمله دیابت نوع ۲، نارسایی تنفسی، برخی شکستگیهای استخوان و بیاختیاری ادرار ارتباط داشت. به نظر میرسد التهاب هم در ارتباط میان بینظمی خواب و بیماری نقش داشته باشد.
🔅 طبق گفته پروفسور شِنگفِنگ وانگ، نویسنده ارشد این پژوهش، یافتهها از اهمیت نظم خواب و بیتوجهی به آن خبر میدهند و وقت آن رسیده که تعریف از خواب خوب را از صرفا مدتزمان آن فراتر ببریم و به کیفیت و ثبات آن هم توجه کنیم.
🔅 اشلی کرتیس، روانشناس و استادیار دانشگاه فلوریدای جنوبی که در این پژوهش مشارکت نداشت، در گفتگو با فاکس نیوز دیجیتال گفت: «این مطالعه به مجموعه شواهد رو به رشد درباره نقش مهم خواب بهعنوان یکی از عوامل خطر قابل اصلاح در بسیاری از بیماریها، بهویژه در دوره میانسالی و سالمندی، میافزاید.» این پژوهش نشان میدهد که نحوه سنجش کیفیت خواب بر سلامت افراد در طول زندگی تاثیر میگذارد.
🔅 البته کرتیس به تفاوت میان الگوهای خواب در خوداظهاری افراد و دادههای عینی ثبتشده در دستگاههای پوشیدنی اشاره کرد و گفت که میتواند اعتبارسنجی را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهشگران هم به چندین محدودیت عمده در این مطالعه اشاره کردند.
🔅 از جمله محدودیتهای این مطالعه این است که این آمار نماینده کل مردم جامعه نیست، زیرا اغلب شرکتکنندگان میانسال یا سالمند بودند و به همین دلیل احتمال ابتلای آنها به برخی از بیماریها از ابتدا بالا بود. همچنین دادههای مربوط به خواب تنها در یک مقطع زمانی مشخص جمعآوری شدهاند که این مسئله دقت تحلیلهای بلندمدت را کاهش میدهد. پژوهشگران همچنین به امکان وجود عوامل بیرونی و پدیدهای به نام «سوگیری معکوس علیت» اشاره کردهاند، به این معنا که در برخی موارد شاید خود بیماریها عامل بینظمی خواب بوده باشند، نه بالعکس.
🔅 اشلی کرتیس هم این محدودیتها را تایید کرد و توضیح داد که دادههای خواب فقط طی یک دوره هفتروزه ثبت شدهاند و به تغییرات احتمالی الگوی خواب در طول زمان توجه نشده است. او همچنین خاطرنشان کرد که در این مطالعه به اختلالات رایج خواب نظیر بیخوابی و وقفه تنفسی در خواب یا آپنه توجه نشده است، در حالی که هر دو در میان سالمندان بسیار شایعاند. به گفته کرتیس، برای بررسی دقیقتر رابطه اختلالات خواب و ابتلا به بیماریهای دیگر، در مطالعات آینده باید ارزیابیهای بالینی جامعتری انجام شود.
https://nypost.com/2025/07/31/health/hidden-sleep-danger-could-increase-risk-of-172-diseases/
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ دانشمندان نشانه جدیدی درباره احتمال ابتلا به آلزایمر کشف کردند
🔸 مرحله خواب REM که با حرکات سریع چشم و رویابینی همراه است با خطر ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد
🔅 آلزایمر یکی از بیماریهای پیچیده است که میلیونها خانواده را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده است. با وجود پیشرفتهای علمی، پژوهشگران همچنان میکوشند بفهمند چرا برخی افراد به این بیماری دچار میشوند و برخی دیگر نه. حالا نتایج مطالعهای جدید حاکی از آن است که الگوی خواب افراد شاید در این روند نقش مهمی داشته باشد.
🔅 نتایج این مطالعه که در مجله «آلزایمر و زوال عقل» (Alzheimer’s & Dementia) منتشر شد، به طور خاص به بررسی رابطه میان مرحله خواب REM (حالت خواب با حرکات سریع چشم) و بیماری آلزایمر پرداخت.
🔅 اینکه این رابطه دقیقا به چه شکل است و مهمتر اینکه چطور میتوان با استفاده از این اطلاعات، خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش داد، پرسشهاییاند که پریونشن در گزارشی به نقل از دکتر وی. کریستوفر وینتر متخصص مغز و اعصاب و پزشکی خواب از مرکز عصبشناسی شارلوتزویل، به آنها پاسخ میدهد.
🔅 محققان در پژوهش جدید، زمان لازم برای رسیدن به مرحله خواب REM یا مرحلهای از خواب عمیق را که با حرکات سریع چشم و رویا دیدن همراه است، در ۱۲۳ نفر اندازهگیری کردند و همزمان، چندین شاخص زیستی مرتبط با آلزایمر را هم در این افراد سنجیدند. از میان شرکتکنندگان، ۶۴ نفر به بیماری آلزایمر مبتلا بودند، ۴۱ نفر زوال عقل خفیف داشتند و عملکرد شناختی بقیه در حد عادی بود.
🔅 نتیجه تحقیق نشان داد افرادی که مدت زمان بیشتری طول میکشد تا به مرحله خواب REM برسند، بیشتر احتمال دارد که نشانگرهای زیستی بیماری آلزایمر را داشته باشند.
🔅 رابطه بین خواب و بیماری آلزایمر هنوز در حال بررسی است. انجمن آلزایمر اشاره میکند که افراد مبتلا به زوال عقل معمولا مشکل خواب دارند، اما شواهد کنونی نشان نمیدهد که خواب ضعیف یک عامل خطر برای این بیماری باشد. با این حال، برخی تحقیقات دریافتهاند که خواب بیکیفیت میتواند خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش دهد.
🔅 مطالعهای که در ماه نوامبر گذشته منتشر شد، نشان داد که ۳۵ درصد از افرادی که خواب بیکیفیتی داشتند (و در نتیجه در طول روز احساس خستگی زیاد میکردند) به سندرم خطر شناختیحرکتی (MCR) مبتلا شدند که پیشدرآمد زوال عقل شناخته میشود.
🔅 دکتر وینتر هم میگوید: «کیفیت خواب ضعیف با بیماری آلزایمر مرتبط است. به نظر میرسد در افرادی که خواب خوب، منظم و کافی دارند، خطر ابتلا به اختلالات شناختی کمتر است.»
🔺 آیا دیرتر وارد شدن به مرحله خواب REM خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش میدهد؟
🔅 در حال حاضر پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد اما محققان این مطالعه بر لزوم تحقیقات بیشتر تاکید میکنند و میگویند که تاخیر در رسیدن به خواب REM میتواند یک «نشانگر بالقوه» آلزایمر باشد.
🔅 چطور میتوان مرحله خواب REM را طولانی کرد؟
🔅 اغلب افراد در طول شب، چهار تا شش مرحله خواب را طی میکنند که خواب REM هم یکی از این مراحل است. متاسفانه نمیتوان زمان ورود به هر مرحله را شناسایی کرد، اما میتوان برای بهبود کلی کیفیت خواب تلاش کرد. دکتر وینتر در این زمینه توصیه میکند:
⚜ برای خواب و بیداری ساعت مشخصی داشته باشید و به آن پایبند باشید
⚜ مصرف الکل و کافئین (و به خصوص کافئین) را در ساعت پایانی روز محدود کنید
⚜ فعالیت بدنی منظم داشته باشید و ترجیحا صبحها ورزش کنید تا ساعت زیستی بدنتان تنظیم شود
⚜ برای خواب شبانه یک روال ثابت و آرامبخش ایجاد کنید
⚜ مراقب مصرف داروهای خوابآور باشید. برخی از آنها ممکن است مرحله خواب رم را مختل کنند.
🔺 چگونه میتوان خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش داد؟
🔅 محققان هنوز دقیقا نمیدانند چه عواملی باعث بیماری آلزایمر و زوال عقل میشود، بنابراین پیشگیری قطعی از آن دشوار است. با این حال مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده، برای کاهش این خطر توصیههایی ارائه داده است:
⚜ فعالیت بدنی منظم داشته باشید
⚜ از بروز یا پیشرفت دیابت جلوگیری کنید یا اینکه این بیماری را تحت کنترل نگه دارید
⚜ فشار خونتان را کنترل کنید
⚜ کمشنوایی را جدی بگیرید و در صورت نیاز آن را اصلاح کنید
⚜ مصرف الکل را محدود یا قطع کنید
⚜ سیگار نکشید یا اینکه آن را ترک کنید.
🔅 توصیه دکتر وینتر هم این است که اگر مشکل جدی خواب دارید، حتما در اسرع وقت به پزشک مراجعه کنید. آزمایشهای خواب به شما میگویند که مشکلتان دقیقا کجا است و متخصصان بر همین اساس درمانهای مناسب عرضه خواهند کرد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ توصیهی رواندرمانگران اکت را برای اجتناب از گیرافتادن در تلهی شادی چقدر جدی بگیریم؟
✍ دکتر هادی صمدی
🔸 در آخرین نوشتهی استیون هیز، رواندرمانگر نامآشنای اکت، آمده که هدف، دوری از شادی نیست، بلکه جستجوی خردمندانهی آن است. نویسنده به دو تلهی اصلی اشاره میکند که ما را از تجربهی واقعی شادی باز میدارند. در ادامه از منظری تکاملی توصیههای هیز را نقد خواهم کرد.
🔅 تله اول: اجتناب از درد (فرار از احساسات منفی)
تلاش برای سرکوب یا فرار از احساسات ناخوشایند مانند غم و اضطراب، نتیجهی معکوس دارد و آنها را قویتر میکند. نویسنده این کار را به تلاش برای پایین نگه داشتن یک توپ زیر آب تشبیه میکند که در نهایت با شدت بیشتری به سطح آب بازمیگردد.
🔅 تله دوم: وابستگی افراطی به لذت (چسبیدن به احساسات مثبت)
اصرار بر اینکه احساسات خوب باید دائمی باشند، عامل بدزیستی است. این کار مانند آن است که پروانهای را برای نگه داشتنش آنقدر محکم در دست بگیریم که بالهایش را خرد کنیم. احساسات، چه خوب و چه بد، طبیعتاً گذرا هستند و همین ماهیت زودگذر بودن آنهاست که آنها را ارزشمند میکند.
🔸 هیز به پژوهش جدیدی اشاره میکند که نشان میدهد جستجوی شادی از طریق اقدامات معنادار (مانند وقت گذراندن با دوستان) به افزایش خوشحالی کمک میکند اما مطالبهی دائمی احساسات مثبت و چسبیدن به آنها شادی را کاهش میدهد.
هیز نتیجه میگیرد که به جای فرار از درد یا چسبیدن به لذت، باید یاد بگیریم که شادی را از طریق کارهای ارزشمند و معنادار جستجو کنیم. لحظات شاد را با آگاهی کامل تجربه کرده، از آنها لذت ببریم و سپس اجازه دهید به طور طبیعی بگذرند، بدون آنکه با اصرار برای نگه داشتنشان، آنها را از بین ببریم. شادی واقعی در خلق کردن و چشیدن لحظات است، نه در دیوارکوب کردن آنها.
🔺 تحلیل تکاملی
توصیههای هیز، در شکلی که عرضه شده برای فردی که در یک جامعهی مرفه و باثبات زندگی میکند و مشکل اصلیاش «بحران معنا» یا «اضطراب وجودی» ناشی از فراوانی است، بسیار مناسب به نظر میرسد و تبیینهای تکاملیای نیز دارد که در اینجا به آن نمیپردازیم. اما برای فردی که در شرایط سخت زندگی میکند، داستان متفاوت است. در این حالت درد یک احساس درونی صرف نیست، بلکه سیگنالی حیاتی از یک تهدید خارجی واقعی است. درد ناشی از بیعدالتی، فقر، نبود آزادی و تحقیر، نشانهی یک سیستم بیمار است، نه یک ذهن بیمار.
شادی نیز در چنین محیطی یک هدف فردی لوکس نیست، بلکه یک هدف جمعی و انگیزهای برای تغییر است. جستجوی شادی در این زمینه به معنای تلاش برای کسب آزادی، عدالت و کرامت انسانی است.
مغز انسان برای یک هدف اصلی تکامل یافته است: سازگاری با محیط برای بقا و شکوفایی. اما محیط یک مفهوم ثابت نیست. محیط یک دشت آفریقایی با محیط یک جامعهی مدرن صنعتی و محیط یک حکومت تمامیتخواه کاملاً متفاوت است. بنابراین، کارکردهای تکاملی احساسات ما نیز باید متناسب با این محیطها تفسیر شوند.
در یک محیط سرکوبگر، که مورد توجه هیز نیست، خشم و حس بیعدالتی صرفاً احساسات منفی برای پذیرفته شدن نیستند بلکه سیستم ایمنی روانیِ گروهاند. همانطور که درد فیزیکی به ما میگوید دست را از روی آتش برداریم، درد ناشی از بیعدالتی یک سیگنال تکاملی قدرتمند است که به گروه اجتماعی میگوید نظم اجتماعی در خطر است و انسجام ما در حال فروپاشی است؛ برای بقای گروه باید اقدام کرد. سرکوب این خشم، از نظر تکاملی، به معنای نادیده گرفتن یک تهدید مرگبار برای کل جامعه است.
ترس و اضطراب نیز در چنین جامعهای واکنش کاملاً منطقی و انطباقی به تهدیدهای واقعی مانند خشونت یا فقر است. اجداد ما که ترس را برای فرار یا مبارزهی حسابشده به کار میبردند، زنده ماندند. در این زمینه، ترس انرژی لازم برای احتیاط، برنامهریزی و مقاومت هوشمندانه را فراهم میکند، نه فلج شدن.
در جوامع مرفه جستجوی شادی میتواند به لذتگرایی فردی منحرف شود. اما در شرایط سخت، تکامل یک ابزار روانی بسیار قدرتمندتر را در اولویت قرار میدهد: جستجوی معنا و امید. امید، توانایی شناختی برای سرمایهگذاری انرژی در یک نتیجهی بهتر در آینده است، حتی وقتی در زمان حال رنج غالب است، و بنابراین مزیتی تکاملی است.
مغز انسان برای پاداش گرفتن از پیوند اجتماعی تکامل یافته است. در یک محیط سخت اجتماعی، بزرگترین منبع شادی و قدرت، همبستگی و حس تعلق به گروهی است که خواهان بهبود شرایط اجتماعیست. لذت ناشی از اعتماد متقابل، فداکاری برای یک هدف مشترک و حمایت از یکدیگر، پاداش قدرتمندی است که سوخت لازم برای مقاومت طولانیمدت را فراهم میکند. چسبیدن به این نوع شادی مخرب نیست، بلکه حیاتی نیز است. در جوامعی که سطح رفاه عمومی پایین است بحث را باید در سطوح اجتماعی و سیاسی انجام داد نه فردی.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ توصیهی رواندرمانگران اکت را برای اجتناب از گیرافتادن در تلهی شادی چقدر جدی بگیریم؟
✍ دکتر هادی صمدی
🔸 در آخرین نوشتهی استیون هیز، رواندرمانگر نامآشنای اکت، آمده که هدف، دوری از شادی نیست، بلکه جستجوی خردمندانهی آن است. نویسنده به دو تلهی اصلی اشاره میکند که ما را از تجربهی واقعی شادی باز میدارند. در ادامه از منظری تکاملی توصیههای هیز را نقد خواهم کرد.
🔅 تله اول: اجتناب از درد (فرار از احساسات منفی)
تلاش برای سرکوب یا فرار از احساسات ناخوشایند مانند غم و اضطراب، نتیجهی معکوس دارد و آنها را قویتر میکند. نویسنده این کار را به تلاش برای پایین نگه داشتن یک توپ زیر آب تشبیه میکند که در نهایت با شدت بیشتری به سطح آب بازمیگردد.
🔅 تله دوم: وابستگی افراطی به لذت (چسبیدن به احساسات مثبت)
اصرار بر اینکه احساسات خوب باید دائمی باشند، عامل بدزیستی است. این کار مانند آن است که پروانهای را برای نگه داشتنش آنقدر محکم در دست بگیریم که بالهایش را خرد کنیم. احساسات، چه خوب و چه بد، طبیعتاً گذرا هستند و همین ماهیت زودگذر بودن آنهاست که آنها را ارزشمند میکند.
🔸 هیز به پژوهش جدیدی اشاره میکند که نشان میدهد جستجوی شادی از طریق اقدامات معنادار (مانند وقت گذراندن با دوستان) به افزایش خوشحالی کمک میکند اما مطالبهی دائمی احساسات مثبت و چسبیدن به آنها شادی را کاهش میدهد.
هیز نتیجه میگیرد که به جای فرار از درد یا چسبیدن به لذت، باید یاد بگیریم که شادی را از طریق کارهای ارزشمند و معنادار جستجو کنیم. لحظات شاد را با آگاهی کامل تجربه کرده، از آنها لذت ببریم و سپس اجازه دهید به طور طبیعی بگذرند، بدون آنکه با اصرار برای نگه داشتنشان، آنها را از بین ببریم. شادی واقعی در خلق کردن و چشیدن لحظات است، نه در دیوارکوب کردن آنها.
🔺 تحلیل تکاملی
توصیههای هیز، در شکلی که عرضه شده برای فردی که در یک جامعهی مرفه و باثبات زندگی میکند و مشکل اصلیاش «بحران معنا» یا «اضطراب وجودی» ناشی از فراوانی است، بسیار مناسب به نظر میرسد و تبیینهای تکاملیای نیز دارد که در اینجا به آن نمیپردازیم. اما برای فردی که در شرایط سخت زندگی میکند، داستان متفاوت است. در این حالت درد یک احساس درونی صرف نیست، بلکه سیگنالی حیاتی از یک تهدید خارجی واقعی است. درد ناشی از بیعدالتی، فقر، نبود آزادی و تحقیر، نشانهی یک سیستم بیمار است، نه یک ذهن بیمار.
شادی نیز در چنین محیطی یک هدف فردی لوکس نیست، بلکه یک هدف جمعی و انگیزهای برای تغییر است. جستجوی شادی در این زمینه به معنای تلاش برای کسب آزادی، عدالت و کرامت انسانی است.
مغز انسان برای یک هدف اصلی تکامل یافته است: سازگاری با محیط برای بقا و شکوفایی. اما محیط یک مفهوم ثابت نیست. محیط یک دشت آفریقایی با محیط یک جامعهی مدرن صنعتی و محیط یک حکومت تمامیتخواه کاملاً متفاوت است. بنابراین، کارکردهای تکاملی احساسات ما نیز باید متناسب با این محیطها تفسیر شوند.
در یک محیط سرکوبگر، که مورد توجه هیز نیست، خشم و حس بیعدالتی صرفاً احساسات منفی برای پذیرفته شدن نیستند بلکه سیستم ایمنی روانیِ گروهاند. همانطور که درد فیزیکی به ما میگوید دست را از روی آتش برداریم، درد ناشی از بیعدالتی یک سیگنال تکاملی قدرتمند است که به گروه اجتماعی میگوید نظم اجتماعی در خطر است و انسجام ما در حال فروپاشی است؛ برای بقای گروه باید اقدام کرد. سرکوب این خشم، از نظر تکاملی، به معنای نادیده گرفتن یک تهدید مرگبار برای کل جامعه است.
ترس و اضطراب نیز در چنین جامعهای واکنش کاملاً منطقی و انطباقی به تهدیدهای واقعی مانند خشونت یا فقر است. اجداد ما که ترس را برای فرار یا مبارزهی حسابشده به کار میبردند، زنده ماندند. در این زمینه، ترس انرژی لازم برای احتیاط، برنامهریزی و مقاومت هوشمندانه را فراهم میکند، نه فلج شدن.
در جوامع مرفه جستجوی شادی میتواند به لذتگرایی فردی منحرف شود. اما در شرایط سخت، تکامل یک ابزار روانی بسیار قدرتمندتر را در اولویت قرار میدهد: جستجوی معنا و امید. امید، توانایی شناختی برای سرمایهگذاری انرژی در یک نتیجهی بهتر در آینده است، حتی وقتی در زمان حال رنج غالب است، و بنابراین مزیتی تکاملی است.
مغز انسان برای پاداش گرفتن از پیوند اجتماعی تکامل یافته است. در یک محیط سخت اجتماعی، بزرگترین منبع شادی و قدرت، همبستگی و حس تعلق به گروهی است که خواهان بهبود شرایط اجتماعیست. لذت ناشی از اعتماد متقابل، فداکاری برای یک هدف مشترک و حمایت از یکدیگر، پاداش قدرتمندی است که سوخت لازم برای مقاومت طولانیمدت را فراهم میکند. چسبیدن به این نوع شادی مخرب نیست، بلکه حیاتی نیز است. در جوامعی که سطح رفاه عمومی پایین است بحث را باید در سطوح اجتماعی و سیاسی انجام داد و نه در سطح روانشناسی فردی.
564
✅ مرکز مشاوره و سبکزندگی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میکند:
🔶 وبینار آموزشی « خاموشی در هیاهو: کلیدهای رهایی از نشخوار فکری »
🔹 مدرس: جناب آقای امیرحسین همدانی (روانشناس و درمانگر مرکز مشاوره دانشگاه فردوسی/کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی)
⏰ زمان: چهارشنبه ۸ مرداد ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸ الی ۲۰
💢 لینک ثبت نام و ورود:https://mohit.online/event/jgirew
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ مدرنیته و افول تابآوری: نقدی بر عاطفهگرایی نوین
✍️ مصطفی ملکیان
🔸 برخی از اندیشمندانی که در حوزه تاریخ تفکر فعالیت دارند، به نکتهای مهم اشاره کردهاند: بیتردید انسان پیشامدرن، در برابر درد و رنج، بسیار بیدفاعتر از انسان امروزی بود؛ اما هرچه انسانها بهسوی مدرنیته حرکت کردهاند، آستانه تحمل رنج و دردشان نیز کاهش یافته است.
🔸 به بیان دیگر، مثلاً سردردی را که پدر من ممکن بود یک روز تمام تحمل کند، من حتی نیم ساعت هم تاب نمیآورم.
امروزه گاهی حتی با احساس مقدمات درد، بیدرنگ به سراغ قرص و مسکن میرویم. یعنی دیگر توان یا میل تحمل درد و رنجی حتی کوتاهمدت را هم نداریم.
🔸 این وضعیت، نمود روشنی از گرایشیست که من از آن با عنوان "عاطفهگرایی" (sentimentalism) یاد میکنم؛ البته این تعبیر خاص من نیست و در اخلاق نیز بسیار به کار رفته است.
🔸 عاطفهگرایی یعنی توجه افراطی به درد و رنجهای فوری و ناتوانی در تحمل آنها به امید بهرهمندی از لذتهای عمیقتر یا متعالیتر.
🔸 در گذشته چنین نبود. ممکن است بگویید چون مردمِ آن زمان مسکن نداشتند، ناگزیر درد را تحمل میکردند. این درست است، اما فقط بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
🔸 آنان میتوانستند درد را تحمل کنند، چرا که (بهدرستی یا نادرستی) باور داشتند که این رنجها نتایج مثبتی در پی دارد.
در زندگی انسان مدرن، دیگر مفاهیمی چون آزمایش الهی وجود ندارد؛ در گذشته، بسیاری از دردها را با این تلقی تحمل میکردند که در حال آزمایش شدناند.
🔸 مفهوم مکافات نیز دیگر جایگاهی ندارد. در سنت، رنجها گاه مکافات اعمال پیشین تلقی میشدند.
همچنین باور داشتند که گاهی خداوند برای اینکه انسانها قدر نعمتها را بدانند، آنان را به رنجی گرفتار میکند:
"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید."
🔸 یکی دیگر از باورهای رایج این بود که گاهی خداوند با رنج دادن به انسان، میخواهد توجه او را به سوی خویش جلب کند.
🔸 در مجموع، انسان سنتی برای رنجهای خود شش یا هفت توجیه معنایی در اختیار داشت؛ اگر یکی کارساز نبود، دیگری او را آرام میکرد.
اما انسان مدرن از همه این نظامهای معنابخش محروم مانده است — و همین کار را برای او دشوارتر کرده است.
🔸 اگر با خودمان صادق باشیم، وقتی خود را با پدربزرگ و مادربزرگهایمان مقایسه میکنیم، درمییابیم که نوعی حکمت و درک ژرفتر از هستی در آنان بود که ما با همه تحصیلات و کتابخوانیهایمان، فاقد آن هستیم.
🔸 مثلاً آنان در برابر داغ فرزند، چنان آرامش و طمأنینهای از خود نشان میدادند که ما حتی در برابر سرماخوردگی ساده فرزندمان هم نشان نمیدهیم.
آن جزعوفزعها و آشفتگیهای سریع در آنان نبود، زیرا نظامی توجیهی را پذیرفته بودند و با آن زندگی میکردند.
به همین دلیل، عاطفهگرا نبودند.
➖جزوه گریز معنوی
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ احساس تنهایی در اختلال شخصیت مرزی؛ چه عواملی آن را پیشبینی میکنند؟
🔸 اختلال شخصیت مرزی (BPD) یکی از چالشبرانگیزترین اختلالات روانشناختی است که با ناپایداری هیجانی، روابط بینفردی آشفته، و رفتارهای تکانهای شناخته میشود.
🔸 یکی از ویژگیهای کمتر بررسیشده اما بسیار مهم در این اختلال، احساس مزمن تنهایی است؛ احساسی که حتی در حضور دیگران نیز تجربه میشود. اما چه عواملی در شکلگیری این احساس نقش دارند؟
🔸 در پژوهشی که سال ۱۴۰۴ توسط دکتر پیمان دوستی(عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) و دکترنرگس حسینینیا (مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران غرب) انجام شده، تلاش شد تا عوامل روانشناختی مؤثر بر احساس تنهایی در افراد مبتلا به BPD شناسایی شوند.
🔸 پژوهشگران این احساس را با چهار مؤلفه اصلی مورد بررسی قرار دادند:
🔅احساس خصومت
🔅حساسیت به طرد
🔅رفتارهای تکانهای
🔅حالات خلقی (افسرده، آرام، شادکام)
🔺 روش پژوهش:
در این مطالعه توصیفی-همبستگی، از بین ۳۵۷ مراجعهکننده به یک مرکز روانشناسی که بر اساس یک فراخوان به پژوهش دعوت شده بودند، ۸۲ نفر بر اساس معیارهای DSM-5-TR تشخیص BPD گرفتند و از ابزارهایی استاندارد برای سنجش استفاده شد. همچنین تحلیل دادهها با روش رگرسیون چندگانه انجام شد.
🔺 یافتههای کلیدی:
احساس خصومت، حساسیت به طرد، خلق افسرده و خلق آرام توانستند بهطور معنادار احساس تنهایی را در این افراد پیشبینی کنند.
خلق شادکام به صورت معکوس پیشبینیکننده احساس تنهایی بود؛ یعنی هرچه شادکامی بیشتر، احساس تنهایی کمتر.
رفتارهای تکانهای علیرغم ارتباط نظری با مشکلات بینفردی، نقش معناداری در پیشبینی احساس تنهایی نداشتند.
🔺 تفسیر روانشناختی:
به نظر میرسد افرادی با اختلال شخصیت مرزی، حتی در جمع نیز احساس طرد و دیدهنشدن میکنند. نوسانات خلقی (بهویژه خلق افسرده و عدم آرامش هیجانی) و تمایلات خصمانه نسبت به دیگران، احساس «تنهایی درونی» را در آنها تشدید میکند. در مقابل، وقتی فرد تجربه خلق شاد دارد، روابط را مثبتتر تفسیر کرده و کمتر احساس طرد یا انزوا میکند.
🔺 نتیجهگیری بالینی:
این پژوهش، شناخت دقیقتری از تجربه تنهایی در افراد دارای BPD ارائه میدهد و نشان میدهد که احساس تنهایی این افراد لزوماً به کمبودن روابط اجتماعی مربوط نیست، بلکه به تجربه درونی آنها از طرد و ناپایداری هیجانی گره خورده است. این یافتهها میتوانند به طراحی مداخلات رواندرمانی دقیقتر کمک کنند؛ بهویژه با تمرکز بر مدیریت خلق، افزایش تابآوری هیجانی و کاهش حساسیت به طرد.
💢 ارجاع به این مقاله:
دوستی، پیمان.، حسینی نیا، نرگس. (۱۴۰۴) .احساس تنهایی افراد دارای اختلال شخصیت مرزی: پیش بینی بر اساس احساس خصومت، حساسیت به طرد، رفتارهای تکانهای و حالات خلقی. مهارت های روانشناسی تربیتی، ۲(۱۶)، ۱۵-۲۴.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
Repost from مهمات
دسترسی به اینترنت بینالملل، طبق اصل ۹ و ۲۰ قانون اساسی، ماده ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، و ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق مسلم شهروندان است.
اپراتورها وقتی اینترنت میفروشند، باید «شبکهی جهانی» تحویل دهند؛ نه خدماتی ناقص، محدود یا مختل. فروش کالای معیوب، فیلتر خودسرانه و قطع مستمر، مصداق نقض قرارداد، نقض حقوق مصرفکننده و نقض آزادی اطلاعات است.
از همهی حقوقدانها و فعالان اجتماعی و سیاسی میخواهم، پیگیری این حق حیاتی را در رأس مطالبات قرار دهند.
قطع اینترنت، نهتنها نقض حقوق بشر است، بلکه خسارت اقتصادی، فقر اطلاعاتی، و تبعیض دیجیتال علیه میلیونها ایرانی ایجاد میکند.
مستند به قوانین:
۱. قانون اساسی
اصل ۹: هیچ مقامی حق ندارد آزادیهای مشروع را، حتی با وضع قانون، سلب کند.
اصل ۲۰: همهی افراد ملت، از حقوق مساوی برخوردارند و از حمایت قانون برخوردارند.
اصل ۴۴، ۴۶ و ۴۷: مالکیت خصوصی، مشروع و محترم است. اینترنت خریداریشده، یک نوع دارایی است.
۲. قانون تجارت الکترونیکی ایران (۱۳۸۲)
ماده ۲: صحت دادههای الکترونیکی باید تضمین شده باشد.
ماده ۳۳: ارائهدهندگان خدمات موظفاند خدمات قابل اتکا و مشخصشده را تحویل دهند.
ماده ۳۷: مشتری حق دارد هر زمان بخواهد از خدمات منصرف شود یا شکایت کند؛ اختلالات عمدی نقض این حق است.
۳. قانون حمایت از حقوق مصرفکنندگان (مصوب ۱۳۸۸)
ماده ۲: عرضهکننده موظف است کالای سالم و خدمات استاندارد تحویل دهد.
ماده ۶: اطلاعات ناکافی یا ناقص درباره کیفیت یا محدودیت خدمات، مصداق فریب مصرفکننده است.
۴. اسناد بینالمللی و حقوق بشر
ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر انسانی حق دارد آزادانه اطلاعات و افکار را از هر مرز و رسانهای دریافت کند.
ماده ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR): ایران به آن متعهد است؛ و دسترسی به اطلاعات و بیان عقیده را حتی از طریق اینترنت تضمین میکند.
قطعنامه ۲۰۲۱ شورای حقوق بشر سازمان ملل: دسترسی به اینترنت یکی از حقوق بنیادین بشر است و قطع یا فیلتر گستردهی آن بدون مبنا، ناقض حقوق بشر است.
۵. رویههای بینالمللی
بسیاری از کشورها (از جمله هند، آلمان، برزیل) در دادگاههای عالی خود، قطع اینترنت را نقض حقوق شهروندی و آزادی بیان دانستهاند.
دادگاه عالی هند (۲۰۲۰): اعلام کرد قطع اینترنت حتی به دلایل امنیتی، باید محدود، موقت و شفاف باشد؛ نه بیقاعده و مستمر!
با احترام،
کوین زاکاریان...
🔗 @kevinzakarian
564
✅ خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میکند:
🔸 سلسله نشستهای تخصصی
کاوش در چالشهای اخلاق حرفهای مشاوره و رواندرمانی در ایران
🔸 نشست چهارم:
ابهام در تعریف "صلاحیت حرفهای" و چالشهای پرورش مشاور و رواندرمانگر
🔺 سخنران:
#دکتر_شهرام_محمدخانی
🔺 دبیر علمی:
#دکتر_فرشید_مرادیان
🔺 دبیر اجرایی:
#امین_حدادی
⏰ زمان: پنج شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۳۰
🏡 خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن حافظ
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار میگردد.
🔷 ورود برای عموم، آزاد و رایگان است.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ پژوهشگران تفاوتهای ساختاری را در مغز افراد روانآزار شناسایی کردهاند.
🔸 پژوهشگران دریافتهاند افرادی که در آزمونهای روانآزاری (Psychopathy) امتیاز بالایی کسب میکنند، دچار تغییرات ساختاری در مغز هستند. در این افراد، حجم نواحی مغزی که با تنظیم احساسات و کنترل تکانهها ارتباط دارند، کمتر از حد معمول است. این یافتهها درک ما از ویژگیهای شخصیتی و رفتارهای مرتبط با روانآزاری را گسترش میدهد و میتواند به ابداع درمانهای جدید منجر شود.
🔸 برخلاف باور عمومی، «روانآزار» یک تشخیص رسمی در راهنمای اختلالات روانی نیست؛ بلکه به مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری مانند فقدان احساسات، تمایل به دستکاری دیگران، تکانشگری و جذابیت سطحی اشاره دارد. اگرچه روانآزاری شدید مترادف با «شرارت» نیست، اما امتیاز بالا در این ویژگیها میتواند نشانهای از رفتارهای خشونتآمیز مداوم باشد و این افراد بیشتر در معرض ارتکاب جرم و تکرار آن قرار دارند.
در مطالعهای جدید در آمریکا و آلمان، محققان با استفاده از تصویربرداری پیشرفته مغزی، ساختار مغز ۳۹ مرد با ویژگیهای شدید روانآزارانه را بررسی کردند. این افراد با استفاده از «چکلیست بازبینیشده روانآزاری» یا PCL-R انتخاب شدند که آنها را بر اساس دو عامل گسستگی عاطفی و رفتارهای ضداجتماعی ارزیابی میکند. سپس مغز آنها با گروه کنترل مقایسه شد.
🔸 نتایج نشان داد که ارتباط معناداری میان رفتارهای ضداجتماعی (عامل دوم) و کاهش حجم در برخی نواحی مغزی وجود دارد. این کاهش حجم در مناطقی مانند گانگلیونهای پایه (مرتبط با کنترل حرکات و احساسات)، تالاموس (ایستگاه انتقال اطلاعات حسی) و قشر جزیرهای (مرتبط با پردازش هیجانی) مشاهده شد. در مجموع، افراد دارای ویژگیهای روانآزاری شدید، بهطور میانگین ۱.۴۵ درصد حجم کلی مغز کمتری داشتند.
🔸 با وجود این یافتههای ارزشمند، مطالعه با محدودیتهایی مانند حجم نمونه کوچک روبهرو است. نویسندگان مقاله تأکید میکنند که تحقیقات آینده باید مشخص کند این تفاوتهای ساختاری تا چه اندازه منشأ ژنتیکی دارند یا تحت تأثیر عوامل محیطی شکل گرفتهاند.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ چگونه بفهمیم دچار عدم تعادل دوپامین شدهایم و چطور میتوانیم مغزمان را از نو تنظیم کنیم؟
🔸 در دنیایی که با انبوهی از محرکهای لذتبخش احاطه شدهایم، از شبکههای اجتماعی گرفته تا غذاهای فوقفرآوریشده و بازیهای آنلاین، مغز ما ممکن است بهسادگی دچار عدم تعادل شیمیایی شود.
🔸 دکتر آنا لمبکه، استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، هشدار میدهد که این محرکها میتوانند ما را به سمت عدم تعادل دوپامین سوق دهند. حالتی که در آن دیگر هیچ چیز سادهای، لذتبخش بهنظر نمیرسد.
🔺 دوپامین چیست و چه نقشی دارد؟
دوپامین یک ماده شیمیایی در مغز است که نقش مهمی در سیستم پاداش، انگیزه و لذت ایفا میکند. بهگفتهی دکتر لمبکه، در ۷۵ سال گذشته دوپامین به شاخص اصلی برای سنجش اثر تقویتیِ مواد و رفتارهای مختلف تبدیل شده است.
او میگوید: «هرگاه کاری انجام دهیم که برای بقا مفید تلقی شود، دوپامین در مغز ترشح میشود و به ما میگوید این را بیشتر انجام بده.»
اما در دنیای امروز، دوپامین از راههایی بسیار قدرتمندتر از گذشته تحریک میشود؛ رسانههای دیجیتال، غذاهای قندی، مواد مخدر یا حتی تمرینات ورزشی.
🔺 علائم عدم تعادل دوپامین چیست؟
اگر حس میکنید دیگر از سرگرمیها، معاشرت یا حتی فعالیتهای ساده لذت نمیبرید و بیشتر به سمت شبکههای اجتماعی، غذا یا بازیهای دیجیتال کشیده میشوید، ممکن است به وضعیتی دچاره شده باشید که «نقطه تعادل پایین لذت» نامیده میشود.
دکتر لمبکه میگوید: «در چنین حالتی، برای اینکه احساس خوبی داشته باشیم به محرکهای شدیدتر نیاز داریم. نه برای لذت، بلکه فقط برای اینکه حالمان بدتر نشود.»
🔺 چه چیزهایی باعث ایجاد این حالت میشوند؟
از رسانههای اجتماعی و قمار آنلاین گرفته تا غذاهای فوقفرآوریشده، همگی میتوانند دوپامین را در مقادیر بالا و سریع آزاد کنند. بهویژه زمانی که دسترسی به آنها آسان، مداوم و بدون محدودیت باشد، احتمال اعتیاد بیشتر میشود.
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بهطور خاص طوری طراحی شدهاند که با تولید محرکهای تازه و هیجانانگیز، مغز را در چرخهای از پاداش فوری نگه دارند. این همان الگویی است که در مصرف مواد اعتیادآور نیز دیده میشود.
🔺 اما چگونه بفهمیم یک رفتار یا ماده برایمان مشکلساز شده است؟
چهار نشانه اصلی اعتیاد از نظر دکتر لمبکه عبارتاند از: استفاده خارج از کنترل، ولع شدید، استفاده وسواسگونه و درنهایت عدم توانایی خویشتنداری به رغم پیامدهای منفی.
علاوه بر این، نشانههای فیزیولوژیک مانند نیاز به مقدار بیشتر و علائم ترک هنگام قطع مصرف نیز وجود دارند.
🔺 راه بازتنظیم چیست؟
به گفته دکتر لمبکه، بهترین روش آزمایش یک «دوره ۳۰ روزه پرهیز» از ماده یا رفتار مسئلهساز است؛ چیزی که بهاصطلاح «روزه دوپامین» نامیده میشود.
او میگوید: «در هفته اول احساس بدتری خواهید داشت، ولی اگر ۱۰ تا ۱۴ روز اول را پشت سر بگذارید احتمالا احساس بهتری خواهید یافت.»
پس از این دوره، افراد باید با دقت تصمیم بگیرند که چگونه و با چه محدودیتی میخواهند به رفتار قبلی بازگردند، البته اگر اصلا بخواهند.
🔺 چگونه از ورود به چرخه کمبود دوپامین پیشگیری کنیم؟
دکتر لمبکه بر مفهوم «خویشتنداری» تأکید میکند: «اگر غذا مشکلساز است، خوراکیهای قندی و فرآوریشده را از خانه حذف کنید. اگر مشکل از رسانههای دیجیتال است، استفاده خود را از نظر زمان، مکان و هدف محدود کنید. در این میان ارتباط با افرادی که رفتار سالمتری دارند، بهشدت تأثیرگذار است.»
او میافزاید: «هدف، حذف لذت از زندگی نیست؛ بلکه بازتنظیم تعادل است تا دوباره از لذتهای ساده، احساس رضایت کنیم. این نیازمند اراده و برنامهریزی است، زیرا در دنیایی زندگی میکنیم که مدام ما را به مصرف بیشتر تشویق میکند.»
https://amp.cnn.com/cnn/2025/07/05/health/dopamine-fast-wellness
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ راهکاری بسیار ساده و عملی در مقابله با افسردگی
✍ دکتر هادی صمدی
🔸 افسردگی اغلب به صورت احساس پوچی و سنگینی طاقتفرسا بروز میکند؛ و نه اینکه فرد ضرورتا احساس غم سنگینی داشته باشد. این حالت که به «اثر جلیقه سنگین» تشبیه شده، باعث میشود انجام کارهای روزمره بسیار دشوار به نظر برسد. افراد مبتلا معمولاً به دنبال راهحلهای بزرگ و تحولات اساسی هستند، اما این رویکرد به دلیل طاقتفرسا بودن، به فلج شدن اراده و بیعملی کامل میانجامد.
🔸 راهکار پیشنهادی مقالهای جدید، «تقسیم بر دو» نام دارد. این راهحل بر شکستن اهداف بزرگ به قدمهای بسیار کوچک و قابل مدیریت استوار است. به جای تلاش برای انجام یک کار بزرگ (مثلاً رفتن به باشگاه)، فرد آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند (مانند یک پیادهروی کوتاه)، و اگر باز هم سنگین بود آن را کوچکتر میکند (مثلاً رفتن تا جلوی در). هدف، یافتن فعالیتی است که صرفنظر از کوچکی آن، قابل اجرا باشد. موفقیت در غلبه بر افسردگی از طریق تکرار مداوم همین اقدامات کوچک و تدریجی حاصل میشود.
🔸 اما یک مانع مهم پس از برداشتن این گامهای کوچک، شرم یا ندای سرزنشگر درونی است که این دستاوردهای کوچک را بیارزش جلوه میدهد و فرد را به چرخه بیعملی بازمیگرداند.
بنابراین، راه حل نهایی یک فرایند دو مرحلهای است که ابتدا کارهای کوچک و قابل مدیریت (با بهرهگیری از تکنیک تقسیم بر دو) به نحوی مداوم انجام میشود و سپس با به رسمیت شناختن ارزش این قدمهای کوچک و مقابلهی فعال با افکار سرزنشگری که آنها را بیاهمیت میدانند فرد خود را تقویت میکند.
دعوی مقاله آن است که این فرایند بهتدریج به بازیابی انرژی، شکستن چرخهی افسردگی و بازگشت به زندگی فعال کمک میکند.
🌀 ارزیابی راهکار از منظر تکاملی
آیا راهکار نویسنده پشتوانهای تکاملی دارد؟ در یکی از خوانشهای رایج از روانشناسی تکاملی، افسردگی را نه یک «نقص» در سیستم، بلکه یک سازگاریِ احتمالی در نظر میگیرد که در شرایط خاصی برای بقای انسان در محیط اجدادیاش مفید بوده است. یکی از اصلیترین نظریهها این است که افسردگی یک حالت دفاعی برای جلوگیری از هدر دادن انرژی در مواجهه با مشکلات پیچیده و غیرقابل حل است. وقتی تلاشهای فرد برای رسیدن به یک هدف مهم (مانند بهبود جایگاه اجتماعی یا یافتن جفت) مکرراً با شکست مواجه میشود، مغز برای جلوگیری از فرسودگی و هدر رفتن منابع، حالت «کممصرف» را فعال میکند. استعارهی جلیقهی سنگین دقیقاً برای اشاره به همین حالت حفظ انرژی است. علائمی مانند بیحوصلگی، خستگی و انزوای اجتماعی فرد را وادار میکند تا از تلاشهای بیثمر دست بکشد، انرژی خود را حفظ کرده و در فرصتی بهتر استراتژی جدیدی پیدا کند.
تلاش برای ایجاد یک «تغییر بزرگ» در این حالت، از نظر تکاملی یک اشتباه محاسباتی است. مغز که برای ارزیابی هزینه-فایده تکامل یافته، چنین اقدامی را پرهزینه و با احتمال شکست بالا ارزیابی کرده و آن را وتو میکند.
راهکار «تقسیم بر دو» از دیدگاه تکاملی بسیار هوشمندانه است. این روش با کاهش شدید هزینهی اولیه عمل، سیستم ارزیابی مغز را دور میزند.
یک هدف بسیار کوچک، مانند قدم زدن تا جلوی در، انرژی ناچیزی میطلبد و موفقیت در آن تقریباً قطعی است. این موفقیت کوچک، هرچند ناچیز، سیستم پاداش مغز یعنی مدارهای دوپامینی را فعال کرده و سیگنال مثبتی ارسال میکند: «این کار ایمن و مفید بود».
تکرار این فرآیند بهتدریج سیستم مدیریت انرژی مغز را از حالت «حفظ بقا» به حالت «تعامل فعال» تغییر میدهد. در واقع، این روش به مغز ثابت میکند که محیط اجتماعی دیگر خطرناک نیست و میتوان با صرف انرژی کم، به پاداش رسید.
احساس شرم و بیارزشی از انجام فعالیتهای کوچک را میتوان با «نظریه رتبه اجتماعی» مرتبط دانست. افسردگی ممکن است پاسخی به شکست در رقابتهای اجتماعی باشد. ندای سرزنشگر درونی شبیه به مکانیسمی است که فرد را در جایگاه «شکستخورده» یا «رتبه پایین» نگه میدارد تا از چالشهای پرخطر جدید که ممکن است به شکست بزرگتری منجر شود، اجتناب کند. مقابله با این صدا، در واقع به معنای به چالش کشیدن این جایگاه ذهنی و تلاش برای بازیابی احساس عاملیت و ارزش شخصی است.
این راهکار به جای تقابل مستقیم با مکانیسمهای دفاعی و ریشهدار تکاملی مانند حفظ انرژی و اجتناب از ریسک، آنها را به رسمیت شناخته و با آنها همکاری میکند. این روش سیستم عصبی را فریب نمیدهد، بلکه با ارائه دادههای جدید از راه موفقیتهای کوچک و کمهزینه، آن را بهتدریج برای خروج از حالت دفاعی و ورود به حالت تعامل، متقاعد میکند.
در واقع، «تقسیم بر دو» یک استراتژی سازگاری دیگر برای یک وضعیت سازگاری، یعنی افسردگی، است که به فرد کمک میکند تا به شکلی ایمن و کارآمد، از حالت سکون به حرکت بازگردد.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
564
✅ پرتره روانی یک آتشبس
✍️ محمود مقدسی
🔸 این آتشبس، نه فقط یک وضعیت نظامی و سیاسی که نوعی بلاتکلیفی روانشناختی و وجودی است. چیزهایی از دست رفتهاند و چیزهایی بالقوه در خطر از دست رفتناند. امید هم بلاتکلیف است. جایی هستیم که نمیتوانیم همه امکانات روانمان را برای پذیرش از دسترفتهها به کار بگیریم و سوگواری کنیم چون نمیدانیم آنچه هست، باقی میماند یا نه و مجبوریم همزمان حواسجمع و مراقب آنها هم باشیم. همینطور هم نمیتوانیم از امید به بهبود آینده برای هضم آنچه رخداده، کمک بگیریم.
🔸 خلاصه اینکه نمیدانیم باید تسکین پیدا کنیم یا باید آماده فاجعه بعدی باشیم.
درگیرِ فقدانی مبهم، بلاتکلیفیای کشدار و رنجی بیمعنا هستیم. نتیجهاش برای خیلی از ما میشود فرسودگی روانی. به گونهای که حتی ممکن است بخواهیم ویرانی اتفاق بیفتد امّا ما را از این بلاتکلیفی دردناک رها کند. آنوقت شاید سوگواریمان آغاز شد و حتی با درد آرام گرفتیم.
🔸 نتیجه این وضعیت برای بعضی از ما میشود نوعی کرختی هیجانی. انگار فتیله احساسات را پایین میکشیم تا حس نکنیم و بتوانیم این تعلیق را تاب بیاوریم.
🔸 بعضیهایمان به قاطعیتهای بیدلیل میچسبیم: "قطعاً دوباره جنگ میشه" یا "تموم شد. دیگه دلیلی برای جنگ نیست"، "همه چیز به طرز عجیبی خوب میشه".
🔸 بعضیهایمان درگیر خشمهای جابجاشده میشویم و خشمِ ناشی از این بلاتکلیفی و ناامنی را بر سر خودمان یا اطرافیانمان خالی میکنیم.
بعضیهایمان مدام تصمیمات کوچک و بزرگ میگیریم تا شاید خودمان را مصون کنیم امّا گاهی مضطربتر میشویم.
🔸 و بعضیهایمان هم بیاندازه کمطاقت میشویم؛ روانمان در پسزمینه با این وضعیت درگیر است و دیگر رمقی برایش نمیماند و با هر چیزی لبریز میشود.
🔸 خلاصه اینکه جای پیچیدهای ایستادهایم و باید با هم راههای زندگی در این شرایط را یاد بگیریم. بالاخره که میگذرد...
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛
