🙅🏻♂️کانال خاکـســـــــــــــــــــار🙅🏻♂️
Open in Telegram
درویش اگر فنای فی الله شود از اسرار وجود جمله آگاه شود اما نرسد کسی باین رتبه مگر بر وی نظر ز مرشد راه شود
Show more4 182
Subscribers
-224 hours
-227 days
+1 45430 days
Posts Archive
﷽
جهان آنگونه که میبینیم حقیقت مطلق نیست، بلکه پوشیده در خواب و ناآگاهی است. انسان گمان میکند بیدار و آگاه است، اما این بیداری نیز درون دایرهی وهم شکل گرفته است. هر فهم و یقینی که به آن میرسیم، ممکن است لایهای تازه از خیال باشد نه حقیقت نهایی.
در جهان بیانتها، آگاهی امری سیال و ناپایدار است. این حرف به فروتنی در برابر دانستن دعوت میکند و هشدار میدهد که یقین، اغلب توهمی دلنشین است. بیداری راستین زمانی است که انسان به ناآگاهی خود آگاه شود.
تلنگری بود برای اهالی معرفت✨🕊
@khaksarx
﷽
وقتی ما آدمها را همانطور که هستند ببینیم ،
بدون اینکه رفتار و گفتار آنها را ، به خود
بگیریم ، هرگز از آنها آزار نمیبینیم.
حتی اگر دیگران به شما دروغ بگویند ، ایرادی ندارد .
آنها به شما دروغ میگویند ، چون میترسند.
میترسند که متوجه شوید آنها کامل نیستند.
چهره برداشتن از این نقاب اجتماعی ، دشوار
است . شما وقتی قویاً عادت کردید که هیچ
چیز را به خود نگیرید ، از بسیاری از
ناراحتیها در زندگی اجتناب خواهید کرد .
خشم، حسادت و حسرت شما ناپدید خواهد
شد و حتی غم شما ناپدید میشود .
از کتاب #چهار میثاق
#دون میگوئل روئیز
@khaksarx
﷽
هر کس که عشق را تعریف کند آن را نشناخته
وکسی که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم آن را نشناخته
که عشق سرابی است که کسی را سیراب نکند...
#محی_الدین_ابن_عربی
@khaksarx
﷽
در عالم وحدت اثر از غیر خدا نیست
در پرتو او جلوه کنان هر اثری هست
تا چند به زندان "من" و "ما" شدهای بند؟
بشکن قفس "ما" و "من"ات گر هنری هست
#نقش "ما" و "من" به زیر پا نهید
وانگهی در کوی دل ماوا کنید
رستن از "خود" گرچه کاری مشکل است
لیک پایانش سرآغاز دل است
@khaksarx
اگر روشن ضمیر بشویم و به اشراق برسیم، هرگز نمی توانیم از هیچ موجودی نه نفرتی در سینه داشته باشیم و نه خشم خانمان براندازی.
ظلم و ستم فقط از ارواح ضعیف ساخته است. انفاس قدرتمند روش دیگری برای مقابله با ظلم و ستم دارند.
Follow this link to join
my whatsApp group
https://chat.whatsapp.com/IjQACG1te674dETDr0IOSr
﷽
"شاهدی از دکان باده فروش
به رهی می گذشت سر خوش دوش
حلقه بندگی پير مغان
کرده چون درعاشقی در گوش
بسته زنار همچو ترسايان
جام بر دست و طيلسان بر دوش
گفتم ای دستگير مخموران
از کجا می رسی چنين مدهوش
جام گيتی نمای با من داد
گفت از اين باده جرعه ای کن نوش
گفتم اين باده از پياله کيست
لب به دندان گرفت و گفت خموش
گر تو خواهی که تا شوی محرم
در خرابات راز را می پوش
تا که از پير دير پرسيدم
که ز سودای کيست اين همه جوش
هيچ کس ز اين حديث لب نگشود
ناگهان چنگ بر کشيد خروش
که سراسر جهان و هر چه در اوست
عکس يک پرتوی است از رخ دوست"
#شاه_نعمت_الله_ولی
@khaksarx
﷽
مولانا تا پیش از زمانی که
توسط شمس متحول شود در بسیاری از مجامع، در باب موضوع چیستی خدا به ناچار جانب احتیاط را رعایت میکرد و اندیشههای عرفانی خود را که متأثر از بزرگانی چون عطار، سنایی و امام محمد غزالی بود را یا مطرح نمیکرد یا در لفافه میگفت اما پس از دیدار با شمس، شهامت پردهدری یافت و نیز نگاهش را از آسمان برداشت و به درون خود دوخت.
از آن پس پیر بلخ، خدا را در درون خود جست و زیباترینها را دید تا آنجا که میگوید:
دل، آینهی جمال خداوند است و او را آنجا یابی همچنان که نقش خود را در آینه یابی و معهذا، نقش تو در آینه نیست؛ الا چون در آینه نظر کنی، خود را ببینی.
این بدان معناست که آن حاضرِ غایب که در پی یافتن و دیدنش هستیم همینجا روبروی ماست...
@khaksarx
