993
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
993
Repost from A Different Me???
خسته ام، از تکرار مکررات روزمره ی پرتکرار. دوست دارم یکروز بلند شوم و به جای دندان هایم چشم هایم را مسواک بزنم تا به جای به یاد آوردن رویاهای شبانه ام تمامی آن هارا فراموش کنم، مردمک های قهوه ای رنگم به سفیدی مرواریدی بدرخشند و بالاخره چشم هایم یکدست شوند. خسته ام از تکرار، دوست دارم اینبار به جای نوشیدن لیوان قهوه ام در آن غرق شوم تا اینبار مردمک هایم دوباره رنگ بگیرند و من هم همرنگ با آنها به قهوه ای چوب های در حال سوختن در آیم. خسته ام از این اوضاع نخ نما شده ی تهوع آوری که بوی گندیدگی میدهد، دوست دارم این بار به جای قدم زدن و راه رفتن بپرم بر بلندی های آزادی و بال بزنم. خسته ام، از زندگی کردن به شکل انسان ها خسته ام. دوست دارم اینبار به شکل موجوداتی که هنوز شناخته نشده اند زندگی کنم، موجودی جدید باشم. شاید اینطوری خستگی ام در شد. شاید اینطوری تکرار نشدنی باشم.
993
Repost from A Different Me???
همه: نوشتن یه جمله.
من توی مغزم: وقتشه یه متن ادبی فوق طولانی بنویسیم
