Jar of sorrow
Closed channel
"دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر"
Show more186
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
Repost from محافظهکار جوان
چرا پس از آشوویتس باید شعر گفت؟
میتوان زندگی کرد و خون را از یاد نبرد
تئودور آدورنو، فیلسوف مشهور مکتب فرانکفورت، جملهی معروفی دارد: «پس از آشوویتس، شعر گفتن بربریت است». توصیفی که ما پس از این فاجعهی عظیم جمعی، میتوانیم با آن از ته دل موافق باشیم. چطور میتوان پس از این سوگ عظیم ملی، و اگر مثل من با چند نفر از جاویدنامان آشنایی داشته باشید یک سوگ و خشم بزرگِ مضاف بر آن، به مانند قبل شادی را تعقیب نمود، تفریح و تفرج کرد و یا از هنر لذت برد؟ اندوهی به این بزرگی، پردهای بر تمام شئون زندگی میاندازد.
اما ضمن احترام فراوان به این احساسات، آنچه نباید از یاد برد دلیل جوش و خروش عزیزان از دست رفته بود؛ پاسداشتِ «زندگی».
هر روح آزاد و انسانیای باید عزاداری را به رسمیت بشناسد، اما وظیفهی دشوار ما در این شرایط، جلوگیری از تبدیل شدن این غصهی مقدس به خمودگی است. خمودگی و فرسودگی روانیِ ما، تنها و تنها بربرهای زندگیستیزی که این داغ را بر دل ما گذاردند خوشحال میکند. هر چقدر سخت، نباید گذاشت امتداد سوگ، شور زندگی را تماماً از وجود فردی و جمعی ما بزداید. باز پس گرفتن تمامیت زندگی از دست مرگستایان، در پی نفی آن حاصل نمیشود. تنها راه، جدی گرفتن زندگی و شادمانی حتی استوارتر از پیش است. شادمانی ما نه از سر سرخوشی، که از خشمی است که تمام ارزشهای آنها را نفی میکند. زندگی، تنها آرمانی است که ارزش جنگیدن دارد و افسردهحالی، بزرگترین کشندهی میلِ زندگی. میتوان و باید خشم را به هر روشی به جدی گرفتن زندگی تبدیل کرد، که این تنها سنگر ما در مقابل مرگستایی بیحد و حصر روبریمان است.
@Youngconservative
Repost from MEHDI YARRAHI | مهدی یراحی
من از آشوئیتس شب انتقال
من از قتلگاه جوونی میام
من از آخر یادگار امام
من از اول سرنگونی میام
زمستان خونبار ۱۴۰۴
#Auschwitz
#آشوئیتس
#حسین_شنبهزاده
Repost from music mood
هیچ شعر و کلامی را که در قامت این اندوه باشد پیدا نخواهیم کرد. گاه میترسم این سیاهی آنقدر بزرگ باشد که بر زبان راندنش نفرینی همراه خود بیاورد. با سوگ خنجر خشم خود را تیز خواهیم کرد و یاد جاویدنامان را بر قلب و جانمان حک میکنیم تا روز آزادی به نیابت از آنها - و اینبار با خوشحالی - رقص کنیم و ندای آزادی سر دهیم.
