183
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-830 days
Posts Archive
.
برایِ هرکس که
دست در دست از کنارت گذر می کند
آرزویِ ( تا به همیشه ) بودن داشته باش
لبخند بزن و ببخش
ببخش تمامِ کسانی را که
روزی میانِ تنهاییت جایِ پا گذاشتن
خاطره برایت ردیف کردند کنارِ طاقچه خیالت...
ببخش و باور کن خوب بودن
خوب ماندن همان چیزیست که
آن ها به خیالِ خامشان از تو گرفته اند.
🌺💔🥀😔
قدم میزنم
نبودن هایت را
در برگ ریزان پاییز
درکوچه های بی مهری
میجویمت در ردپای فاصله ها
و خیالت را می سپارم
به خزان دلتنگی...
🌺💔🥀😔
باران هم این روزها
زخم زبان می زند
به چتر تنهای من
که سرش را غریبانه
به کنج دیوار تکیه داده
چشم هایش را بسته
و من و تو را به یاد می آورد
در روز های پر از برگ های رنگارنگ
خیابان های شلوغ
و رگبار های بی امان
در پاییز هایی
که خیال تکرار شدن ندارند
🌺💔😔🥀
سکــــــــوت
زیباترین حرفی است
که برای دیدن و ندیدن . . .
خواستن و نخواستن . . .
بودن و نبودن میشه گفت
گفتنی ترین واژه
برای نا گفتنی ترین لحظه ها ...
و آسون ترین کلمه
برای سخت ترین جمله هاست
سکــــــوت
ساده ترین پاسخ
برای دلتنگی های همیشگی است.
دلنوشته.....
🌺💔😔🥀
وقتی دلتنگ ات می شوم
و دلم برای شنیدن ترانه ی صدایت
در سینه ام بال بال می زند
دستم را به سمت گوشی می برم
شماره ها را
لمس می کنم
مکث می کنم
و دستم را مثل یک تردید ، که دلم
را زخمی می کند!
از روی لمس دوست داشتنت برمیگردانم
و به روی نبض دلتنگی می گذارم..
🌺💔🥀😔
.
در این فصل بی تدبیر
پایِ نبودنت ایستاده ام ..
بُغض ی سهمگین
در گلویم گره خورده ..
دستانم که هیچ
قلبم هم یخ زده ..
اما ..
هنوز به عشقِ تو نفس می کشم
مرا دریاب ...
🌺💔🥀😔
می سرایم تو و چشمان تو را ؛
نه سپیدی ...
نه غزل ...
تویی آن شعر دل انگیز و بلند
که پر از مثنوی بارانی ...
منم آن شاعر بیدل
ڪه فقط ؛
برق چشمان تو را می بیند ...
سبک من ؛
عاشقی و قافیه ام دلتنگی ست...
منم آن مست و پریشان نگاهت ...
ڪه دلم
"تو" و " احساس تو " را می خواهد...
💔💔🥀
صدایت را هزاران بار
در بیتابی های سکوتم دوره می کنم
با طنین خنده هایت
عشقی می آفرینی
که تاعمق قلبم روان می شود
با شنیدن آوایت
آنچنان محو در خیال و رویای بودنت می شوم
که هر نفست نفس می شود برایم
و آرامشی می شوی برای
چهارگوشه ی تنهاییِ دلم
شعری می شوی روان
بر رود زلال احساسم و به برکه ی
بی جان قلبم
جانی دوباره می بخشی از عشق
و آنهنگام که غرق
در شور کلامت
چشمانت را به تصویر می کشم
رنگ غم کم رنگ می شود
در هجوم این دلتنگی ها.....
دلنوشته.....
🌺💔😔🥀
.
هر شب تو بی آنکه
شب بخیر بگویی ،میروی
و من شبها
خیالم را به آسمان گره می زنم
آنجا که ستاره نگاه تو می درخشد ،
خودم را به سرزمین شب چشمانت
می رسانم
و به رسم دلدادگی هایِ دل بی تابم
با بوسه بر پلک های بخواب رفته ی تو
شب بخیر هایم را روانه ی
شبهای تو می کنم ...
"شب بخیر عزیز لحظه هایم "
🌺💔💔
.
وقتی دلم برایت تنگ میشود
همچون ویرانه ای درشب
آوار آوار میریزم چشمانم
پر میشود ازمرواریدی به نامِ اشک
که یادت را همچون یاقوتی نایاب
به رخ آسمان میکشد ومن
پنجره های زیرِ آوار را با
سکوتی تلخ به هم میکوبم
و فاصله ها راطوفانی سهمگین میشوم
برای با تو بودن...
#شبتون۰برمدارعشق...
🌺💔💔🥀
.
نمی دانم چرا همیشه آن ها
که می روند عزیزتر می شوند
آن ها که دوستت ندارند
دوست داشتنی ترند
منطق اشتباهی ست اما...
دلت که گیر باشد
لحظه ای بی یاد او سر نمی کنی
حتی اگر دیگر دوستت نداشته باشد
دل فاصله نمی شناسد
دوری نمیداند
کارِ دل چیزی جز
«دوست داشتن نیست»...
#شبتون_بدورازتنهایی
🌺💔💔🥀
.
تمام دقایقم لبریز
از عشقی ست ابدی
مغرورم به دوست داشتن کسی
که خواستنش تمام تار و پود هستی ام شده
آنگاه که خورشید درخشان وجودش
می تابد بر آسمان دلم انعکاس نورش
گرم می کند زمستانه ترین زمستانه های قلبم را
سبز می شود پیچک احساسم
و جوانه می زند
بنفشه های دوست داشتنش در جان من
که تمام مرا در بر میگیرد
و سرشار می شوم از ناب ترین عاشقانه های دنیا.....
دلنوشته...
💔💔🥀
قسم به غریبانه ترین سکوت
سکوت چشمانم
که بر دیواری از دلدادگی تکیه داده ست
و ردّ خیالت را در آن سوی فاصله ها
پی می گیرد و نظاره می کند ،،
قسم به عشق
عشقی که زهر شوکران جداییش را
لب به لب
ساغر به ساغر نوشیده ام،،
قسم به نجابت باران از تو آنچنان برایش گفته ام
که نجیبانه می آید کنج دلم می نشیند و
با شوری عاشقانه از ناودان چشمانم می بارد....
قسم به باور تمام روزها و شبها
که از پی هم می آیند و می روند،،
قسم به تو
به لبخندت که جلوه ی هر زیبایی ست
به نگاهت که روشنی بخش ظلمت دیدگانم ست،،
قسم به بغض قلم که نشسته در شعرم
به بارش چشمانم ،به زلالی اشک
قسم به قلب این تپنده ی عاشق...
قسم به زیباترین قِسم زندگی ام
که نام زیبای توست.....
" دوستت دارم "
سوگند به خودِ دوست داشتن
که ابدی می خواهمت...
دلنوشته....
💔💔🥀😔
دلم که تنگ میشود چشمانم را میبندم..
عمیق نفس میکشم..
حالا امواجی از تو را در دریای خیالم حس میکنم..
عطرت.. نگاهت.. خنده هایت..
چشم هایت..
مهربانی هایت..
حتی اخم هایت..
همه ی باتو بودن ها مانند نوار فیلمی از پشت پلک هایم میگذرد..
و من تورا بارها وبارها بیمارگونه در خاطرم مرور میکنم..
اکنون
حس میکنم قلبم کمی ارام ترشد..
🌺💔😔
*دوست دارم ، تو برایم عشق را معنا کنی*
*خواب دنیا را کنارم غرق در رویا کنی*
*دوست دارم ، دورِ تو پروانه باشم روز و شب*
*شمعِِ من باشی و در من شعله ها بر پا کنی*
*دوست دارم ، از خودم تنهای تنها بگذرم*
*تا تو جایم را بگیری ، در دلم غوغا کنی*
*دوست دارم ، واژه واژه شاعرِ چشمت شوم*
*تا نظر پشت نظر ،شعرِ مرا زیبا کنی*
*دوست دارم ، دل به دریای نگاهت بسپرم*
*قطره قطره اشک ریزم ، تا مرا دریا کنی..*
🌺💔😔
.
از تومیگویم
از تو می نویسم
تا سرِ تمام شعرهایم
روی شانه های اسم تو قرار بگیرد
حتی تمام سطر ها...
بلرزاند اندام تمام واژه هارا....
وقتی عطر تو
آرایه های بیت هایم می شود
احساس پیدا می کند روح شعر....
تازه می فهمم
شعر با تو شعر می شود
درهمین کلماتِ بی احساس
💔😔🥀
من آوازِ نگاهت را دوست دارم
پلک میزنی
باران از گوشه ی خیالم چکه می کند
نبض احساسم تند تر میزند
قطره قطره اشک گونه هایم را نوازش می کند
دیوانه گی ام که گل کند
کم از لیلا ندارد
باید به چشمانت بگویی
دست نگه دارند
تا کمی لبخند ریز ریز کنم برای لبهایت
چند بند شعر با عطر یاس بریزم
در هوایت
که با آواز نگاهت شور انگیزد
در برقِ چشمانم
💔💔🥀
من شعرهایم را
زیر آسمان ابری نوشته ام
من وزن شعرهایم را
از رقص گل های سرخ باغ های شمالی گرفته ام
از ترانه ی کودکی در شالیزار
که با پاهای چند سالگی ام می دوید
🌺💔😔🥀
