en
Feedback
💔دل نوشته های من 💔

💔دل نوشته های من 💔

Open in Telegram
183
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-830 days
Posts Archive
. کاش باران ببارد و پلشتیها را از خاکها بزداید و چند قرن آرامش هبه شود به موجود مفلوکی به نام آدمیزاد . پروژه شکست خورده خلقت ... آخ .کاش بخوابیم ، خواب عشق ببینیم و بیدار که شدیم این همه درد نداشته باشیم . هعی . باز این پرستار نیست که قرصهای مرا بدهد ، نشسته ام به رویا بافتن . رویاهای مرد دیوانه‌ای که جای بدی از تاریخ به دنیا آمده بود ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌🌺💔🥀

بمان در باغِ پاییزیِ احساسم تو اِی گل پونه‌ی دشتِ امید و آرزوهایم بمان با من... که تا بیرون کنم از سینه‌ام اندوهِ تلخِ بی‌کسی‌هایم بخوان با من... سرودِ عاشقی‌هایم که تا با یک بغل احساس و شور و بیقراری در پی‌ِ چشمت به رقص آیم تو اِی جامِ شرابی از خیالت علت و سرچشمه‌ی مستیِ اشعارم تو ای آوازِ نامت در سکوت سردِ این پاییز تکرارم کنارم نیستی و ابر باران می‌شوم اما به یاد چشمهایت عاشقانه عشق می‌بارم دلنوشته...... 🌺💔😔🥀

. پُرم از روزهای تنهایی پرسه می زند دلتنگی در دل بیتابم چشم می دوزم به راهی دور در خیالی آنسوی فاصله ها خیالی که از عشقی ناب سرشارست بوی باران فرا می خواندم به غروبی دلگیر آسمانی که رنگ غم نبودنت را گرفته قدم می گذارم بر دشت شقایق های سرخ دلواپسی ام عاشقانه هایم را برایت می سرایم فریاد می زنم دوست داشتنت را در پشت دیوارهایی از سکوت فریادی که همچون بغضی غمگین در گلوی تبدارم خفه می شود نفسهایم به شماره می افتد در نبض پر تلاطم خواستنت کاش بیای ای عشق که منم عاشقی از جنس انتظار چشم به راه امیدی محال برای ظهور چشمانت که شاید در آنها ببینم دلدادگی ات را.... عشق ابدیم.... دلنوشته... 🌺💔🥀😔

با نگاهت نوشانده ایی شوکرانِ عشق را در جان خسته ام و ریشه دوانده در رگان پر از التهاب احساسم اما پادزهر این عشق سوزان را به لب هایت سپرده ایی؛ بیا ای نوشداروی دردم و از آغوش و اعماق سینه ام بزُدا ریشه های غم را سرمستم کن از نگاه های گرمت جان بیفزا و تداوم ببخش ابدیت بودنت را در شاه نشین قلبم...... دلنوشته... 🌺💔😔🥀

‍ درون من کسی ست به مهربانی تو که هر روز دلتنگ دست تنهایی مرا می گیرد شانه به شانه ی من خستگی هایم را قدم می زند با چشمان زلالش خیره می شود به دو چشم مشتاقم دل به دل غصه هایم می دهد مرا می کشاند در قاب علاقه اش و با یک نگاهِ زیبا لبخندی می بخشد بر لبانم که برای یک عمر زندگی کافیست... حالا تو ای عزیز دلم هر چقدر دوست داری نباش من با رویای تو هم عاشقی می کنم .... دلنوشته..... 🌺💔🥀

. قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپد و قسم به نفسهایی که به شوق تو از سینه بر می آید قسم به  دستان تو که قلم‌میزند از دل و میخوانند مرا به معجزه ایی به نام عـــــــــــــشق... ای سرآغاز همه خوبیها ای بهترین بهانه عاشقانه های من ای زیباترین احساس   دوستت دارم...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌺💔😔

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم... تابخوانی وبفهمی چقدرجایت خالیست تا بدانی نبودنت آزارم می دهد لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان که از قلبم بر قلم و کاغذمی چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار لمس کن لحظه هایم را تویی که می دانی من چگونه "عاشقت هستم"، لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن همیشه عاشقت میمانم "دوستت دارم ای بهترین بهانه ام " دلنوشته.... 💔😔

همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم ... "روزی بیا که برایِ آمدن دیرنشده باشد" می‌نوشتم... "روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم، که هنوز دوستم داشته باشی‌" می‌نوشتم... "در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام ، جز ایمان به بازگشت تو" امروز برای شما می‌‌نویسم... یقینا آمده است... ولی‌ روزی که من از هراس دیوارها خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم ... 💔😔

دوست داشتن زمان داره... ولی اینو یادت نره! آدمها تا یک جایی پای دوست داشتناشون،پای احساساتشون برای یه ادم میمونن... هرچقدرم که عاشق باشن هرچقدرم حس خوب داشته باشن کنارش یجایی کم میارن یجایی کشش ندارن از اینهمه احساس گذاشتن و چیزی ندیدن! یجایی دیگه ناز طرف براشون قشنگ نیست که خریدارش باشن... یجایی احساس خلا میکنن! دوست داشتن زمان داره زمانش که بگذره از دهن میفته! مثه چای سرد شده که حالا هرچقدرم بخوای دوباره گرمش کنی دیگه اون طعم گس دلنشین اولشو نداره! نذار زمانش بگذره.... 🌺💔💔🥀

جدایی بین مان فاصله ایی شد ابدی پلی شد باریکتر از مو دردی شد لاعلاج و زخمی ناسور آتشی شد مهیب و حسرتی شدجانکاه یادت کُند میکند ضربان قلبم را و دم و بازدم نفس را هر روز سخت و سختر مهربانم این جهان که نشد قرار ما،جهان بعدی تا من بلند بلند برایت بمیرم. ‌‌‎‌‎ ‎ 💔💔😔

دیگر حوصله ای برای غصه خوردن و بغض کردن و درد کشیدن ندارم ...وقتی ببینم چیزی یا کسی عذابم می دهد، نمی سوزم ! یا می سازمش، یا رهایش می کنم اسمش منطقی شدن نیست، آدم از یک جایی به بعد، خسته می شود ... همین! 💔😔🥀

از کجا آمدی نمی‌دانم کجا جا خوش کردی را می‌دانم اما... در دلی نشسته‌ای که دیرزمانی در را بسته بود بر هر نو مهمانی که دیگر نه نغمه‌ای تازه سر می‌کند نه دریچه‌ای می‌گشاید به خیابان‌های باران زده در رؤیاهایم. لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست ای خوش نشینِ دل بی سرنشین من...   دلنوشته... 🌺💔🥀😔

از اندازه خواستنت مپرس فقط آگاه باش نبض حضورت قلبم را تنظیم می کند و با اشاره نگاهت ابر چشمم می بارد، توهمونی که‌‌ مهرت دردلم اندازه ندارد و چون لحظه‌ای دور شوی غم در گلویم بغض می کارد و تمام احساسم را تصاحب می دارد.. دلنوشته.... 🌺💔🥀

امشب بازهم با دلی لبریز از دلتنگی با چشمی پوشیده از انتظار تو را آرزو کردم بیا و الفبای عاشقی در واژه واژه‌یِ کلامم باش که بی شک تو سپیدترین واژه در سیاهه‌هایِ دفترِ شعر منی... شبتون_بدور از غم 🌺💔😔🥀

. بسیارمهم است بگذارید بعضی چیزها ازبین بروند خودتان را ازآنان رها سازید ازدستشان خلاص شوید منتظرنباشید تا قدر تلاش‌هایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند درراببندید آهنگ را عوض کنید خانه تکانی کنید گردوغبارهارا بزدایید ازآن چه هستید دست بردارید وبه آن چه واقعاهستیدروی آورید• #شبتون۰برمدارعشق... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌺💔🥀😔

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم در مدت دوستی‌مان، زیبایی‌های کمیابی را با هم شریک شدیم چون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند.. ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم اما بالآخره روزی فرا می‌رسد که دایره می‌چرخد و دوران تمام می شود. هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد.. در جایی که عشق هست، دیر یا زود. جدایی هم هست... #شبتون_بدورازدلتنگی... 🌺💔🥀😔

همدیگر را وداع گفتیم اما تصویرِ تو تا ابد در دلم باقی است مانند شبحی کمرنگ از بهترین سال‌های زندگی‌ام شبحی شادی آفرین ... وفادار مانده‌ام و هیچ عشق تازه‌ای تصویر تو را از دلم نخواهد زدود همچون معبدی استوار که همواره معبد است و همچون معبودی که همیشه خداست... 🌺💔🥀

در‌میان‌تمام غصه‌هایم چشمانم را‌بستم ورویای باتو‌بودن‌‌را‌تجسم کردم یک لحظه‌به‌من‌گوش‌بده‌‌برایت‌بگویم .. فکر‌کن‌‌دست‌در‌دست‌هم تمام کافه‌هارادوره‌کنیم و‌صدا‌ی‌ خنده‌هایمان‌تا‌آسمان‌هفتم برود.. جان‌ِدل‌.. آن‌لحظه‌ایی‌که‌به‌چشمان‌تو‌نگاه‌میکنم دردلم ریشهِ‌اُمیدی‌جوانه‌‌میزند‌که‌ دنیـاهنوز‌دلخوشی‌هایش‌را‌دارد ‌کنار‌تو‌بودن؛چه‌رویای‌شیرینی.. چه‌خوب‌میشد‌تا‌پایان‌زندگی‌ چشمانم بسته‌می ماند‌و‌در رویای‌داشتنت‌جان‌میدادم ... دلنوشته.... 🌺💔💔🥀

دل تنگ ِ چشمانی هستم که هرگز ندیده ام اما ، هر سپیده دمان صبح که از خواب بیدار میشوم و پلک از هم میگشایم در قاب خیالی چشمانم تبسم آمیز مرا نظاره میکنند و چقدر آشنا به نظر می آیند گمان میبرم همان چشمانی هستند که هرشب در رویاهای شبانه ام خموشانه بامن به گفتگو می پردازند  ... دلنوشته... 🌺💔🥀

‍ قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کرد قسم به دفتر عاشقانه ی قلبم که یک به یک واژه ها برای ستایش از تو شعر را اعجاز کرد قسم به سرخی داغ لبانت که زبان شعر مجنون را به غزل ساز کرد قسم به انار و سیب سرخ بهشتی که تصویر عشق را در بوم تن شروع به پرواز کرد قسم به خدای آسمان که تقدیرم را بر روی پلکهای تو شروع به آواز کرد تو را به نهایت واژه های عشق دوست دارم... دلنوشته.... 🌺💔🥀