en
Feedback
اشعار خاردار

اشعار خاردار

Open in Telegram

اشعار زیرخاکی را از ما بخواهید!📖 هزلیات و هجویات خود را به این ربات بفرستید تا در کانال منتشر کنیم: http://t.me/xxaarrddaarrbot

Show more
2 669
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
#خارخار [در خطاب به سطل‌عن‌طلبان، سریده و بر سر آنان ریده] شاخ‌زاده‌ می‌رسد آیا به ایران؟ گه‌نخور! تخت‌وتاجش می‌شود برپا به تهران؟ گه‌نخور! پهلَوَی، در مامِ میهن می‌نهد بار دگر؟ می‌رسد این نوبت از ملا به سلطان؟ گه‌نخور! باز هم از چاله‌ای، در چاه دیگر می‌رویم؟ یا که این دوران رسد دیگر به پایان؟ گه‌نخور! پشت پرده، فکر کردی، بهرت آیا ریده‌اند باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، گه‌خور! مغزِ خر خورده ترامپ آیا که با دستِ خودش کک بیندازد دوباره توی تنبان، گه‌نخور! گر نباشد مام ایران، زیرخواب شیخ و شاخ مشکلش آری شود یک روز آسان، گه‌نخور! #عقرب_الشعرا @xaarda

پیشکُش به #ابن_شیرین بمناسبت بازگشایی رباتش آنچه چندی نداشتی داری حل شده مشکلات تکراری تا نبندند باز راهت را لاش ای کاش باز بگذاری تا ابد راه تو بماند باز که چنان دشت صاف و همواری می‌فرستند دیگران آیا مثل من خاردار اشعاری؟ منتشر می‌کنی و یا سانسور؟ تیغ قدرت به دست چون داری #الف_هزالی @xaarda

#نقیضه‌گایی هرآن‌که جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد #حافظ ✧ به هرچه اصل نظام شما نگه دارد از این به بعد بگو که: خدا نگه دارد! بگو به شخص اسد، زیر چکمه پوتین برای حضرت آقاش، جا نگه دارد .... #عقرب‌الشعرا @xaarda

بالاخره یک خبر خوب! دوستان توانستیم ربات را با یک آیدی جدید متصل کنیم، لطفا اشعار خاردار خود را به این نشانی بفرستید. متوجه باشید که مدتی مدید است آثار شما را دریافت نکرده‌ایم و اگر اثری را قبلا فرستاده اید و در پاسخ آن پیامی نداده‌ایم حتما دوباره برایمان ارسال کنید. نشانی جدید پیامگیر👇 http://t.me/xxaarrddaarrbot #اشعار_خاردار

رویای شیرین عسل گفتید به خوب آخوری افتادید در بشکهٔ از عسل پری افتادید چون وقت حساب و حین پرداخت رسید از خرد و کلان به گه‌خوری افتادید #ابن‌_شیرین @xaarda

نشد یک لحظه از یادت جدا ....* خارداران و خارگذاران دوست‌داشتنی مدتی است مشکل همیشگی ما سر از خشتک خاموشی برآورده و ارتباط شما را با ما قطع کرده است. بر خلاف دفعات پیشین تعمیر ربات پیام‌رسان نیز افاقه نکرده و دواماً در جستجوی راهی جایگزین و امن برای دریافت اشعار پرخار و نظرات خاربار شما هستیم. #اشعار_خاردار در اصل بستر فرو شدن آثار شما نازنینان است و ما زائده‌ای بیش نیستیم لذا در تلاشیم که راهی دقیق و عمیق و ناضیق بیابیم تا مجددا ارتباط نامشروعمان برقرار شود. *معمولا جای خالی را با چه چیزی پر می‌کنید؟ این سه‌نقطه را هم فکر کنید جای خالی خودتان است و از همان استفاده کنید. #روابط_عمومی_خاردار @xaarda

فکاههٔ اسد و ارنب به تضریطِ تپنگوزان منه گوش ز من بشنو حدیث شیر و خرگوش چنین گوید سخن‌سالار دانا -که بادش خامهٔ رقصنده مانا- که روزی موشی و شیری به جنگل نهادند از پی تخدیر، منقل نشستند و زدند از زهرماری به کردارِ مریدانِ نگاری نشستند و کشیدند و کشیدند بدان‌حد کز عروج نشئه ریدند به‌ناگاهان بدیدند آن دو معتاد که خرگوشی دوان چون برق و چون باد چنانچون طالب از بیهوشه‌داری ز مازندر به هندستان فراری پدید آمد مقابلْ‌شان و وا کرد دهانِ گَنده کای هر دو جوانمرد! به افیون عمر خود ضایع مسازید چو من ورزنده باشید و بتازید به ورزش رو کنید اینک خدا را که ورزش منفعت دارد شما را نصیحت‌ها جهید از آن جوانمرد به سان ضرطه از پشت سگ زرد چو عرّ و تیزِ ارنب بیشتر شد به‌ناگه شیرِ افیون‌باره خر شد گرفت و از وسط جر داد او را چو این رندان که پرده‌یْ آبرو را دهانش صاف شد بیچاره خرگوش هراسان گفت با شیرِ دمان موش: «بگو با من بگو با من خدا را چرا کشتی تو این بی‌دست‌وپا را؟ چرا جر دادی او را این‌چنین سخت مگر بد گفت این مفلوک بدبخت؟ من و تو عمر خود بر باد دادیم ز بس افیون زدیم از پا فتادیم» چو دانایی که در نادان کند سیر پس از نقل دو بیت از منطق‌الطیر، بدو اینگونه پاسخ داد ضیغم که ای قوادِ نامت از جهان کم چه می‌دانی تو کاین رجّاله‌زاده که هم جان هم دُبُر بر باد داده چه ساعت‌ها پس از تحریکِ شیشه دوانیده‌ست ما را توی بیشه نفس‌ها سوخت از ما در تکاپو توهم‌های بعد از شیشهٔ او #یاغی @xaarda

#هجوگایی در هجو ملعونی از رفقای خویش گوید و بهبود حال وی جوید: آلوده به اشک، چشم پر خونت باد ماسیده به چهره اشکِ گلگونت باد با بیل، هرآنچه خاک بر فرق سرت با کله، هرآنچه کـ‌یر در کـ‌ونت باد #جامد_میرزا @xaarda

[در باب بی‌حرمتی نابخشودنی به قبر ساعدی و همچنین بیان حرمت‌شکنی‌های خود آن مرحوم به دیگران در زمان حیات] نگویم که کاری درست است این کار که ما نیز خواهیم مردن زمانی که این کار اگر رسم گردد، بریزد همین یک دو جو آبرو در جهانی همین یک دو جو آبرو هم ز سعدی‌ست که گفت از انوشیروان داستانی، که چون مژده دادندش از مرگ دشمن نکرد از پیِ مردنش شادمانی چه دانست کاو نیز روزی بمیرد چرا هست با هر بهاری خزانی همین «ساعدی» را که امروز دیدی گمیزیده بر گور او قلتبانی زمانی به دل داغ این داشت کآخر چرا ماند از پادشه خاندانی چرا آنچنانی که باید نکشتیم چنانی که روسیه شد. آنچنانی! چنان موج خون برنزد تا تو گویی نبوده در این ملک پیشینیانی چرا هرکسی حرفی آورد از ایران نبردیم بالای دارش به آنی زمانی همین «ساعدی» می‌نوشت از بزرگان آن عصر با هر زبانی همان‌ها که دربارۀ او نگفتند ‌مگر با نوازیدن و مهربانی کنون بنگرش! گوشتش خاک گشته نمانده از او هیچ جز استخوانی کنون استخوان همان قلتبان هم شده غرق در شاشۀ قلتبانی همین قلتبان هم بداند که روزی بشاشند بر گورِ او بی‌گمانی #سپیدار @espedaar @xaarda

#اقتراح‌گایی "به ایران سلام و به تهران درود" بر آن تیره شب‌هاش و روزش کبود! به مُلکی که چون کیرِ بر پای بود پس از جلق، لیکن ب
#اقتراح‌گایی "به ایران سلام و به تهران درود" بر آن تیره شب‌هاش و روزش کبود! به مُلکی که چون کیرِ بر پای بود پس از جلق، لیکن به ناگه غنود به تختی که از منبری، کیر خورد به تاجی که عمامه‌دارش ربود به یک مشت بی‌خایه بی‌جنم به یک فوج بی‌عرضه بی‌وجود بر آن تخم لقی که مُلّا شکست و جز تخم جن، هیچ تویش نبود به درزی و هرکس که بیتی دوسه بر این گفته در اقتفایم فزود ... #عقرب_الشعرا @xaarda

ماده تاریخ درگذشت استاد جلال متینی #بداهه باز یک پیر دگر مُرد، به‌هش باش دلا که تو خود نیز کنون رو سوی پیری داری گفت اگر چیزی و حق بود و نه دلخواه تو بود، طاقت آن که سخن را بپذیری داری؟ مانده بر جا ز متینی سخن و دفتر و نقد تو چه از بابت روزی که بمیری داری؟ سال تاریخ وفات‌اش ز خرد پرسیدم داد پاسخ که «چه رسم‌الخط کیری داری» (۱۴۰۳) #درزی_بفشار توضیح: متینی مقالات و نوشته‌های فراوان و مفصل درباره رسم‌الخط دارد. کلا هر متن و نسخه کهنی می‌دید اول به رسم‌الخط آن توجه می‌کرد. @xaarda

«بیت نغز» کون گرچه نمود او فزون است خوش بیرون و بداندرون است ✧ #تکمله "کون گرچه نمودِ او فزون است خوش بیرون و بداندرون است" ک
«بیت نغز» کون گرچه نمود او فزون است خوش بیرون و بداندرون است ✧ #تکمله "کون گرچه نمودِ او فزون است خوش بیرون و بداندرون است" کـ‌س گرچه به جای خویش عالی است پایین‌تر، در قیاسِ کـ‌ون است #سپوخی_تبریزی @xaarda

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم #قیصر_امین‌پور #نقیضه سراپا اگر زخم و لت خورده‌ایم ولی کون خود را به‌در برده‌ایم چو‌ اسپرم جامانده در کاندوم پر از انتظارات سرخورده‌ایم اگر خایهٔ خصم، مالیده‌ایم اگر خاطر دوست، آزرده‌ایم اگر خار جنجال، پرورده‌ایم اگر غنچهٔ مهر، پژمرده‌ایم اگر عذر بی‌وجه، آورده‌ایم اگر آبروی کسان، برده‌ایم اگر کُس قبول است ما گفته‌ایم اگر گُه حساب است ما خورده‌ایم دلی کینه‌توز و سری گنده‌گوز «ازین دست عمری به سر برده‌ایم» چو آمار خواهید اینک جواب: به یک ایل دادیم، نشمرده‌ایم چو‌ بر ما گذشتی بخوان فاتحَه که این زندگی نیست، ما مرده‌ایم! #درزی_بفشار @xaarda

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم #قیصر_امین‌پور سرپا اگر گاه شاشیده‌ایم تمامش به اطراف پاشیده‌ایم اگر نرخ کون است ما داده‌ایم اگر زیر کار است خوابیده‌ایم به هر امر جدی که نیت کنیم یقین کن که آن زیر زاییده‌ایم اگر سرگذشت است بد دیده‌ایم وگر سرنوشت است بد ریده‌ایم پر از خاطرات بگا رفتنیم به نوک بگا فرق ساییده‌ایم شدیم آخرش کارمند کسی که در نوجوانیش گاییده‌ایم #ابن_شیرین @xaarda

#نقیضه‌گایی #نقیضه‌بنگ گل که می‌گرید غمِ عریانی‌اش را می‌خورد پیچ و تاب زخم سرگردانی‌اش را می‌خورد خاک اگر باران نمی‌بیند گناهِ ابر چیست؟ نامسلمان چوب بی‌ایمانی‌اش را می‌خورد #ناصرحامدی ✧✧✧ هر زمان خر، ضربه نادانی‌اش را می‌خورد، چوب خرحمالی مجانی‌اش را می‌خورد بس که خو با گوشت‌خواری کرده کـ‌یر وحشی‌ام پا دهد تا خایه تحتانی‌اش را می‌خورد وامصیبت! تازه سوراخ دعا را یافته شیخ نان پینه پیشانی‌اش را می‌خورد ✧ یک زمان تا گشت پنهان، خلق خواندندش کسوف شب‌به‌شب مه نان این عریانی‌اش را می‌خورد بطری رانی اگر در خود تپاند، ابتدا مه‌لقای اصفهانی رانی‌اش را می‌خورد اهل تبعیض و تمایز نیست «درزی» در ممه خارجی شد شد، نشد ایرانی‌اش را می‌خورد ✧ دختری با ویبراتور می‌کند حال مدرن سنتی هم کیرهٔ کاشانیش را می‌خورد دیده‌ام در فیلم، جانی مال یاری می‌مکد یک نفر هم مال یار جانیش را می‌خورد چون معلم شعر ایرج میرزا را درس داد گفت «او از سینه‌ها، عرفانیش را می‌خورد» ✧ دختری که رفته کردان، پارتی و عشق و حال آخر شب ترکهٔ مهمانی‌اش را می‌خورد واقعاً فرقی ندارد چند سانت و چند اینچ حرفه‌ای، ایرانی و افغانی‌اش را می‌خورد چشم‌ها قرمز، دو لپ پر، مثل خون‌آشام‌ها با علاقه شیرهٔ قربانی‌اش را می‌خورد سفره‌داری کرده و زحمت کشیده داف هم نه نمی‌گوید، سوسیس بانی‌اش را می‌خورد #سپوخی_تبریزی #درزی_بفشار #ابن_شیرین #شاکیر @xaarda

اگر بهشتِ تنت را دری نباشد چه؟ اگر بخوابی و کیر خری نباشد چه؟ سلام دادم و گفتی که با هزار کسم اگر به جز  خودِ تو  انتری نباشد چه؟ تو که شماره تماست "دوصفر به‌لیمو"ست اگر درخت تنت را بری نباشد چه؟ قرار بود بیایی به دفترم یک شب برای کردن تو دفتری نباشد چه؟ دوباره شق شد و گفتی بترس از محشر پدرسگ حشری! محشری نباشد چه؟ #شاخ‌الشعرا @xaarda

#نقیضه‌گایی اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟! وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟! گرفتم اینکه دری هست و کوبه‌ای دارد... در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟! #حسین_جنتی ✧✧ بهشتٔ سهم منِ آذری نباشد چه؟ به فرض رفتم و خب،  بربری نباشد چه؟ به فرض مومنه‌ها را بهشت راه دهند برای آن‌همه حوری، نری نباشد چه؟ کباب و بال نخواهم، در آن بساط مزه کنار کوثر اگر بندری نباشد چه؟ برای من که پسندم به غیر کشمش نیست به جز رحیق، میِ دیگری نباشد چه؟ به جز شراب، چه معلوم تل به دست آید؟ و تازه، جنس بدین محشری نباشد چه؟ بهشت مدرسه، قطعا ندارد و بهتر برای دید زدن دختری نباشد چه؟ ... و هیچ چیز نباشد، و هیچ کس حتی برای درد دلم، مادری نباشد چه؟ #سپوخی_تبریزی @xaarda

#بداهه‌گایی اگرچه دیر از دار فنا رفت پس از صدسال، کارتر هم به گا رفت خودش هم بی‌گمان کرده فراموش چه‌ها کرد و چرا کرد و کجا رف
#بداهه‌گایی اگرچه دیر از دار فنا رفت پس از صدسال، کارتر هم به گا رفت خودش هم بی‌گمان کرده فراموش چه‌ها کرد و چرا کرد و کجا رفت #سپوخی_تبریزی شرح عکس: کارتر در حال رای‌زنی با مارگارت تاچر برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک بحران‌های جهانی و منطقه‌ای (تو روح هر دو بزرگوار) @xaarda

#نقیضه‌گایی #هجوگایی جز مرگْ علاجِ بدخصالی که کند؟ تدبیرِ جنونِ هرزه‌نالی که کند؟ بی قطعِ نَفَس شِکوه‌پرستیم همه از ما دلِ ما پُر است، خالی که کند؟ #بیدل_دهلوی ✧ مثلِ تو رفیق، خایه‌مالی که کند؟ با کسخلِ خویش اتصالی که کند؟ این سان که تو اظهارِ فضایل بکنی از معده خویش، باد خالی که کند؟! #سپوخی_تبریزی @xaarda

#نقیضه‌گایی گر جور شود مکانمان شادانیم گر پر شود استکانمان شادانیم هرچند که کسخلی است این کار ولی در حلقه دوستانمان شادانیم #
#نقیضه‌گایی گر جور شود مکانمان شادانیم گر پر شود استکانمان  شادانیم هرچند که کسخلی است این کار ولی در حلقه دوستانمان شادانیم #سپوخی_تبریزی @xaarda