en
Feedback
اشعار خاردار

اشعار خاردار

Open in Telegram

اشعار زیرخاکی را از ما بخواهید!📖 هزلیات و هجویات خود را به این ربات بفرستید تا در کانال منتشر کنیم: http://t.me/xxaarrddaarrbot

Show more
2 669
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
چندیست که کاشانه ی ما لانه‌ی موش است موشی که سیاهست و سپیدست و چموش است   هر گوشه‌ی این خانه ز دستش به امان نیست گاهی ته انبار و گهی بر سر دوش است این خانه شده انجمن و محفل موشان یک موش پسرخاله و یک موش عموش است آنقدر فضول است پی خوردن و بردن هر جعبه کنی باز بلافاصله توش است هی گاز بگیرد سر و دست و پر و پا را این کار عجب نیست که او جزء وحوش است جرات نکنم درد دلم فاش بگویم دیوار و در خانه‌ی ما صاحب گوش است هر جا که کنی روی پر از فضله آن است هر جای که کنی بوی پر از گندی بوش است جوری شده او صاحب این خانه که ترسم فردا بنویسند به در "خانه فروش است" #وحید_کمال @xaarda

ای که به کون تو خورده باز مسیرم هم تو و هم سبک زندگیت به کیرم سبک تو خوشرقصی است و لقمه‌حرامی فنّ تو رندی و حرفه‌ی تو غلامی ش
ای که به کون تو خورده باز مسیرم هم تو و هم سبک زندگیت به کیرم سبک تو خوشرقصی است و لقمه‌حرامی فنّ تو رندی و حرفه‌ی تو غلامی شغل شریف تو آفتاب‌پرستی کار کثیف تو دستمال‌به‌دستی هیزی و مشّاطگی و جلوه‌فروشی مکتب تمکین و سبک حلقه‌به‌گوشی خوار شد از آفت تو بلبل و گل زار ریخت به دست تو خاک بر سر گلزار نان دیاثت به خون زدن پز دارد؟! کسکشی ای خایه‌مال قمپز دارد؟! فاحشه کم دیده‌ام به جندگی تو کیر مداوم به سبک زندگی تو #سیدحامد_احمدی @xaarda

فضای حادثه امروز تحت کنترل است خبرنگار بدآموز تحت کنترل است و ارّه‌ای که به ماتحت ما فرورفته‌ست ز مکر دشمن مرموز، تحت کنترل است ازین حقیقت عریان که «ریده‌ایم» مگو هنوز - مژده بده - گوز تحت کنترل است #درزی_بفشار @xaarda

#بداهه به بهانه داغ بندرعباس دو کیرست من را سیاهند و سخت یکی لای پا وان دگر توی بخت دو جا می‌روم روزها ناشتا یکی کارخانه یکی
#بداهه به بهانه داغ بندرعباس دو کیرست من را سیاهند و سخت یکی لای پا وان دگر توی بخت دو جا می‌روم روزها ناشتا یکی کارخانه یکی هم بگا بلا هر زمان آید از هر طرف رود توی کونم و یا توی صف اگر خاطرات مرا بنگری ستون حوادث گمانش بری یقینا به روز ازل جمله " لا " خلایق بگفتند و بنده "بلا" فرشته نوشته به پیشانیم بگا می‌روم چون که ایرانیم #ابن_شیرین @xaarda

#مرگ_پاپ گیرم که تو در زندگی‌ات پاپ شدی از جمله کشیشان، تو یکی تاپ شدی از قعر جهنمی که دین ساخته‌است تا اوج بهشت مرگ پرتاپ شدی! #سپوخی_تبریزی @xaarda

شایع شده خودنویس را کِش رفتند بیهوده نپرسید چرا کش رفتند کش رفتنشان نیست که یک‌جا و دو جا من فکر کنم که چند جا کش رفتند! #شروین_سلیمانی @xaarda @ShervinSoleimani

#هجوگایی [در هجو رفیقی با همین اوصاف:] از تو شکم و باسن چاقی مانده یورقان‌دشکی٭ کنج اتاقی مانده از ساقی معتمد شنیدم این را: از تو رمقی به سعی ساقی مانده #سپوخی_تبریزی ✫ به ترکی  لحاف و تشک @xaarda

#نقیضه‌گایی هرگز دلِ من از غمکی خالی نیست واین دیدهٔ من از نَمَکی خالی نیست گفتم که به گوشه‌ای روم، بنشینم آن گوشه زبوالقاسمکی خالی نیست! #ملامحمد_صوفی ✧✧ در خانه من جز تشکی خالی نیست در سفره من جز چورکی* خالی نیست گفتم که به یک گوشه روم لش‌بکنم آن گوشه هم از کسخولکی خالی نیست! #سپوخی_تبریزی *نان @xaarda

یک بار دریدند ، دگر بار دریدند مردان عمل پرده‌ی دلدار دریدند یک بار دریدند به آنها مزه کرد و در عرض یکی روز، دو صدبار دریدند از بس که دریدند گشاد است محلش بی‌پرده دریدند دگر غار دریدند محکوم به اعدام شدند این سری اما مردان عمل پرده سردار دریدند هنگامه‌ی جنگ از هوس خویش بریدند دیدند زیاد است به پیکار دریدند بر لعبت پشمین‌کس خود نوره بدادند اینگونه سپس آن گل بی‌خار دریدند یک عده جقی بوده و گفتیم در این باب: مردان عمل پرده‌ی پندار دریدند #دیرانزال_سمنانی @xaarda

ای بَلیدی* که بییضة الشعرا شد  ز تیغِ پلیدِ تو دَمَرا زیرِ تیغت  به پاسداریِ جان ساخت از کونِ خویشتن سپرا گولِ ابله! به کاهدان زده‌ای نفتادیم هیچ  در  خطرا بیضه - آن بینوایِ زار - فقط تخمِ چپ بود و  زینتِ ذَکَرا آری! آن بیضه‌قاپی‌ات ای رذل نیست اصلا به تخمِ ما شعرا #ناشناس_میرزا * بلید : کودن @xaarda

خِفت‌گیری که بابت گوشی بیضهٔ بیضه را به مشت گرفت قصد اصلیش کون و پول نبود من شنیدم به قصد کشت گرفت داد گوشی ز روبه‌رو بیضه در عوض کیر را ز پشت گرفت صدمهٔ کوچکی بدید اما از خدا هدیه‌ای درشت گرفت #بیشعور @xaarda

گفتند که شاهکار عالی کردند یک دشت درست آن حوالی کردند هر چند که سخت رفت در او، اما  دزدان هم خوب بیضه‌مالی کردند #شاکیر @xaarda

آن بیضه، درآمدش چه عالی شده است افسوس! دچار بی‌خیالی شده است باآنکه به دست خفت‌گیران افتاد، خوشحال شده که دستمالی شده است! #علی_گی‌طور @xaarda

#بداهه‌گایی #اخوانیه [نظر به خبرِ خِفت‌شدن شبانه بیضه‌الشعرا، از سوی زورگیران (زورکیران)، در حوالی میدان قزوین سریده‌شد:] ای بیضه شنیده‌ام که خفتت کردند با آلت خود، چو بیضه، چفتت کردند نقل است که چون جیب تو خالی بوده اشرار به ناگزیر سفتت کردند #سپوخی_تبریزی @xaarda

ما خاطرات خوب همه پاک کرده‌ایم ماتحت زیر بار زمان چاک کرده‌ایم توفیق ما همین که در این دورهٔ بگا ماندیم زنده، پس همه کولاک کرده‌ایم یک، دو، سه‌شغله‌ایم ولی گه ز روی جبر جبران فقر با زدن ساک کرده‌ایم یک عده‌مان به دبهٔ مشروب دلخوشیم یک عده رو به شیرهٔ تریاک کرده‌ایم در بازی بلازدگی حرفه‌ای شدیم دیگر همه مراحلش آنلاک کرده‌ایم یک روز سبز می‌شود و بار می‌دهد این حجم از امید که در خاک کرده‌ایم نومید نیستیم ز #اشعار_خاردار هر چند جای در وسط فاک کرده‌ایم #ابن_شیرین @xaarda

نـومـیـد نـیـسـتـیـم ز احسـان نـوبـهـار هر چند تخم سوخته در خاک کرده‌ایم #صائب نومید نیستیم ز #اشعار_خاردار هر چند جای در وسط فاک کرده‌ایم #ابن_شیرین @xaarda

وطی به شبهه شبی آغاز شد زلزال در آن شب مرد خوش‌اقبال دمر در خانه‌اش خوابید زنی در خواب عریان دید به کارش گشت چون مشغول به‌غای
وطی به شبهه شبی آغاز شد زلزال در آن شب مرد خوش‌اقبال دمر در خانه‌اش خوابید زنی در خواب عریان دید به کارش گشت چون مشغول به‌غایت راست آمد دول ز سوی دیگر دستان زنی در بسترش عریان میان غرفه‌ی زیرین فرو در خواب بس شیرین ترک برداشت آن سازه به‌موقع هم به‌اندازه به زیر افتاد آن مردک چو بودی راستش زردک فرو در چاله شد بیلش میان سرمه‌دان میلش کماکان هر دو اندر خواب به جو جاری نمودند آب به شکلی بی‌نهایت شاذ شد آن لذّاذه این لذّاذ چو اسپرم آمد و تخمک لقاحی داد رخ آنک فقیه شهر چون دید این هم آن بالا، هم این پایین بگفتا ای دهان سرویس به هوشت داد باید دیس ۱ بخوان شکرانه صد سُبحة که کردی وطی بالشبهة به شکر سکس غیرعمد چه باید خواند غیر حمد؟ که هم جستی ز آن زلزال وَ هم دادی به آن زن حال به علم من عمل کردی که اینسان خوش دغل کردی ۱: : 👎 دیسلایک #ابن‌_شیرین @xaarda

#نقیضه‌گایی من احساسِ برخوردِ باران به خاکم منم شوق مستی که در جانِ تاکم٭ #آهنگ_شاه‌خطایی ✧ من احساس برخوردِ جدول به باکم من از حس و احساس رفته به فاکم برای ممه، حاضرم جان سپارم برای ک‌س و کـ‌‌ون هلاکم، هلاکم اگر داف مایل به دادن نباشد هم از روی اجبار، راضی به ساکم نه با ارز و سکه مرا کار و باری که در تنگه‌ها سخت دنبال چاکم نه جایِ لب‌ِ واژن، اندیشه رژ  نه تا لای پا هست، دنبال لاکم چنانم به کـ‌س‌های نچرال معتاد که آسوده از هرچه قرص و دراکم مپندار تا زنده باشد به گیتی سپوخی کند مثل این کارها کم! #سپوخی_تبریزی ٭ از ترانه‌های محلی و فوکلور که به شکل‌های گوناگون اجرا شده و با صدا و به روایت سیما بینا این‌گونه است. @xaarda

پاسخ شعر را شعیر دهید؟ کیرخواران! نشان ز کیر دهید؟ دم زنم، بیش چون دهم پاسخ بانگ بم را که خود ز زیر دهید؟ #ناشناس_میرزا @xaarda

#نقیضه‌گایی بیهوده کوشیدم به پنهان کردنت ای عشق! آن دانه‌ای که کاشتم از خاک بیرون زد #کبری_موسوی_قهفرخی آن شب که در تاریکی آن لوطی شبیخون زد شمشیر کفرش را میان معبد کون زد پهنای کون را چار قسمت کرد و بعد از آن تف کرد و کیرش را میان ربع مسکون زد لنگر کشید و بادبان افراشت نوح‌آسا از کوه پایین آمد آرام و به هامون زد بادی که در آن بادبان افتاد کشتی را برداشت از هامون و در گرداب مأبون زد با اشک اسماعیل را آورد تا مسلخ وان طفل بی‌سر را میان گود در خون زد از طور سینا آمد و با معجزی در مشت نور کلیم الله را در کوه صهیون زد هم رفت و هم آمد سوار ترکمان در کار تا گم شود از پی نشانش نعل وارون زد تیری که او انداخت تا پر در سپر افتاد و آنگاه نوکش از میان ناف بیرون زد #کاوه_خارگا @xaarda