en
Feedback
بنیاد عرفانی صلواتیان

بنیاد عرفانی صلواتیان

Open in Telegram

هو 🍃اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ وَ سَلِّم🍃 نشر معارفِ طریقت عالیهٔ «صلواتیه» و سایر مطالب برجستهٔ عرفانی ✨اَللّهُمَّ ارْزُقْنٰا حُبُّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ✨

Show more
1 051
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+1530 days
Posts Archive
غزلی از عارف نامی حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره با صدای میلادصلواتی

غزلی از عارف نامی حضرت مولانا جامی قدس سره با صدای میلادصلواتی

غزل مولانا عبدالرحمن جامی .mp35.13 MB

دمی باشیخ اشراق:هرگزروی بهشت را نخواهددید آن کسی که به هوای بهشت نیکی می کند،وبارها جهنم را تجربه می کند ،کسی که بخاطر ترس ازجهنم نیکی می کند،چون ترس بی ایمانی محض به رحمت خداوند است.خداوند تنها عشق را می شناسد وباآن معامله می کند. (الواردات) @salavati

در شرح شطحیات شیخ روزبهان بقلی آورده است که وی از استادان بایزید بسطامی است بایزید گوید که: من از ابوعلی علم فناء در توحید می آموختم، و ابوعلی از من الحمد و قل هوالله می آموخت. 🔹- ذکر ابوعلی سندی قدس الله سره العزیز 📚نفحات الانس جامی هروی، ص ۷۶ @salvatia

هو.. خواجۀ خواجگان حضرت خواجه بها الدین نقشبند قدس سره العزیز را پرسیدند ، درویشی چیست؟ فرمودند : برون بی رنگ و درون بی جنگ ... @salvatia 💝💝💝

هو.. خواجه بها الدین نقشبند قدس سره العزیز را پرسیدند ، درویشی چیست؟ فرمودند : برون بی رنگ و درون بی جنگ ... @salvatia 💝💝💝

سحرگاهی شدم سوی خرابات که رندان را کنم دعوت به طامات عصا اندر کف و سجاده بر دوش که هستم زاهدی صاحب کرامات خراباتی مرا گفتا که ای شیخ بگو تا خود چه کار است از مهمات بدو گفتم که کارم توبهٔ توست اگر توبه کنی یابی مراعات مرا گفتا برو ای زاهد خشک که تر گردی ز دُردیّ خرابات اگر یک قطره دُردی بر تو ریزم ز مسجد باز مانی وز مناجات برو مفروش زهد و خودنمائی که نه زهدت خرند اینجا نه طامات کسی را اوفتد بر روی، این رنگ که در کعبه کند بت را مراعات بگفت این و یکی دُردی به من داد خِرِف شد عقلم و رست از خرافات چو من فانی شدم از جان کهنه مرا افتاد با جانان ملاقات چو از فرعون هستی باز رَستم چو موسی می‌شدم هر دم به میقات چو خود را یافتم بالای کونین چو دیدم خویشتن را آن مقامات برآمد آفتابی از وجودم درون من برون شد از سماوات بدو گفتم که ای دانندهٔ راز بگو تا کی رسم در قرب آن ذات مرا گفتا که ای مغرور غافل رسد هرگز کسی هیهات هیهات بسی بازی ببینی از پس و پیش ولی آخر فرومانی به شهمات همه ذرات عالم مست عشقند فرومانده میان نفی و اثبات در آن موضع که تابد نور خورشید نه موجود و نه معدوم است ذرات چه می‌گویی تو ای عطار آخر که داند این رموز و این اشارات حضرت عطار نیشابوری قدس‌سره @salvatia