en
Feedback
𝖬𝖾, 𝖬𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝖺𝗇𝖽 𝖡𝖺𝗇𝗀𝗍𝖺𝗇(Rest)

𝖬𝖾, 𝖬𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝖺𝗇𝖽 𝖡𝖺𝗇𝗀𝗍𝖺𝗇(Rest)

Open in Telegram

― ;🌿 𝐘𝐨𝐮 𝐠𝐚𝐯𝐞 𝐦𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐞𝐬𝐭 𝐨𝐟 𝐦𝐞 •𝑡ℎ𝑒 𝑝𝑙𝑒𝑎𝑠𝑎𝑛𝑡 𝑎𝑛𝑑 𝑒𝑎𝑟𝑡ℎ𝑦 𝑠𝑚𝑒𝑙𝑙 𝑎𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑡ℎ𝑒 𝑟𝑎𝑖𝑛• - 𝖬𝖺𝗂𝗅 𝖡𝗈𝗑: [‌ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-646444-w4I6gnV ]

Show more
418
Subscribers
-124 hours
-47 days
-2230 days
Posts Archive
سلام، اگه به گوش دادن به پادکست‌ها علاقه دارین، چنل کوثر رو داخل برنامه‌ی Cast box می‌تونین سابسکرایب کنین. چنل تازه شروع کارشه پس برای سابسکرایب کردن روی لینک گذاشته شده تپ تپ کنین و منتظر پادکستای قشنگش باشید :”) 🤍

ریشه‌ی شنونده‌؛ برای بیهوده‌ نماندن تمام برخاستن‌هایمان، به رشد ادامه بده و متوقف نشو. برای لبخندِ تو؛ کوثر༄

و تو چه می‌دانی من… برای "یک" بار برخواستن "چند هزار" بار فروریختم…

اگه هی دارن بهت توهین میکنن و سرزنشت میکنن پس برو و بهشون بگو تو لیدی منی ; برو همین رو بهشون بگو ، بذار هر چی که میخوان بگن ، هر چیزی که میخوان بگن ، تو همونطوری که هستی واسه من بهترینی :›

سلام. من قبلا عنوان کردم و پین هم شده که چنل تا خرداد ماه یا عید نوروز توی رسته و فقط گه‌گداری ممکنه پست گذاشته بشه که اون هم برای مناسبت‌هاست. پس لطفا درنظر بگیریدش و به پای فعالیت کم نذاریدش. ممنون می‌شم این شرایط رو در نظر بگیرین و در رفت و آمد نباشید.

«دنیای ایده‌آل، دنیایی است که نیازی به یادگیری تیراندازی نباشد.» —کیم نامجون

پرسیدی: «مادر خوبی هستم؟» همیشه بودی… پاسخی که همیشه در پی آنی با آنکه خودت می‌دانی: تو خود قدرتی. تو همانی که من می‌توانم باشم. تو ارزش «پوزش» را به من آموختی اما تنها زمانی عقب نشستی که می‌خواستی خیز برداری. تو فروتنی در اشک را به من آموختی اما نخواه به خاطر آنچه هستم عذر بخواهم. مرا در پر قو بزرگ نکردی، بلکه از پولاد برساختی و به من آموختی که دختران رؤیا نمی‌پردازند؛ از رؤیا هدف می‌سازند. #𝖡𝗈𝗈𝗄𝖲𝖾𝗇𝗍𝖾𝗇𝖼𝖾𝗌مـادر‌بـرابـرشـما

-𝖠 𝖲𝗈𝗇𝗀 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗄𝗂𝗆 𝖩𝗂𝗇 𝗍𝗈 𝗁𝗂𝗌 𝗆𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋:
اولین باری که دیدمت، همین‌ که دیدمت گریه کردم. بخاطر این بود که خوشحال بودم؟ بخاطر این بود که ناراحت بودم؟ حتی یادم نمیاد… چون هیچی نداشتم که بهت بدم، پس فقط قبولش کردم. اما باز هم نمی‌دونستم چجوری ممنون باشم. بدونِ این که هیچ چیزی بدونم زندگی می‌کردم. "مامان"… چرا حتی فقط با صدا کردن اسمت قلبم اینطوری درد می‌گیره؟ تو هرچیزی که داشتی بهم داده بودی، بیشتر از این نمی‌تونستی که بهم چیزی ببخشی. من به تویی که بخاطرش شرمنده‌ای چی باید بدم؟ مامان…مادر من… چرا اشک‌هام اینطور دارن می‌ریزن؟ با ارزش‌ترین آدم، کسی که از همه‌ و همه زیباتره تویی… تو! مادر من. حالا می‌فهمم که برات سخت بوده. تو بخاطر من خیلی گریه کردی… چرا من قبلا اینطور بودم؟ چرا اینقدر انجامش می‌دادم؟ حتی یادمم نمیاد… لطفا با هدیه‌ی کوچیکم اینقدر ناراحت نشو؛ تو می‌دونی که تو تموم دنیا رو بهم دادی. من کارم رو خوب انجام می‌دم. «با اینکه اولین تصویر تورو یادم نمیاد، اما آخرین تصویرت رو با تموم قلبم، تا وقتی که بمیرم، به خاطر می‌سپرم. دوستت دارم♡»

― "Kim taehyung born to be loved"
حقیقت رو نمی‌شه کتمان کرد. تو زاده شدی که دوست داشته بشی، که آدم‌ها با فقط دیدن چهره‌ا‌ت و حرکات با طمأنینه‌ی مخصوص به خودت تبسم رو تن لب‌هاشون کنن. آخه تو موسمِ لبخندی، تو دلیلِ خوبِ بودنی. تویی که از دیده جدا شدی اما از دل نه. تویی که جات توی سینه قرصه. تویی که وقتی توی یه کوچه‌ی دلگیر، کز کرده توی خودم مچاله بودم پیدام کردی، لباسم رو از خاک تکوندی و در این خونه رو برام باز کردی. تو منو توی این خونه‌ی امن پناه دادی، بهم گفتی «تعلق داشتن» رو امتحان کنم و مطمئن شدی در رو پشت سرت خوب ببندی. تو شبیه به نسیمِ خنکی؛ می‌وزی، نوازش می‌دی، تلطیف می‌کنی و جلا می‌دی روح رو اما ویرونه نمی‌کنی. تو زیبایی به بطن و ظاهر، طوریکه با خودم می‌گم توی یک بی‌نهایت ضرب شدی و هیچ ماشین حساب و عدد و ارقامی توانِ حملِ نجومی بودنش رو نداره. که چشم‌هام هنوز هم به پردازش زیبایی لایتناهیت عادت نکردن. نوشیدنیِ گرمِ توی دست‌های به یخ نشسته به وقتِ سوز زمستونی، تو امانی. من بد عادت شدم به وجود زمستونیِ تو، به اینکه صدات رو مثل پتو بندازی روی شونه‌های روحم. سوز داره زمستونی که خالی از تو باشه. اما تو مردِ با ملاحضه‌ی تو قصه‌هایی که دست‌ها رو «ها» می‌کنه که مبادا از سرما به سرخی برسه، تو گرما بخشِ قلبمی. برای همونم از صدات دریغمون نکردی. آخه گمونم گرمای قلبِ مهربونت رو تو مرغوب‌ترین دستکش‌ها و شومینه‌ها نمی‌شه پیدا کرد. عزیزِ هم قبیله، نه فقط تولد که وجودت، عمقِ چشم‌هات، قلبِ روی لب‌هات، خال‌های روی صورتت که بذر زیباییتن و تماشا کردنت مبارکه.

تو این مدت لطفا به استریم زدن آلبوم‌های سولو و گروهی ادامه بدین. یه ترند جدید هم آرمی‌های توییتر تحت عنوان ری‌کامبک استارت زدن و یه جورایی برگشتیم به ۲۰۱۳ و از اول دبیو قراره آهنگ‌ها رو استریم بزنیم. فرصت خوبیه که اگه نیو آرمی هستین یا خیلی از آهنگ‌ها رو نشنیدین، باهاشون بیشتر آشنا بشین. ضمن اینکه علا‌وه بر پروژه‌های جدیدی که اعضا آماده کردن برامون و قراره منتشر بشن، می‌تونین کلی از برنامه‌ها و ورایتی‌ شوهای قدیمی رو ریواچ کنین تا اولین ممبر، یعنی جین هیونگ، به سلامت برگرده پیشمون. همین؛ خیلی مراقب خودتون باشین و به امید دیدار مجددمون اینجا✨🤍☁️

اومدم تا بهتون اطلاع بدم چنل برای مدتی می‌ره برای رست. احتمالا این وقفه تا عید نوروز یا خرداد ماه و زمان برگشت جین هیونگمون طول بکشه. نیاز دارم مدتی رو برای خودم وقت بذارم و به کارهام سر و سامون بدم. در کنارش، اگه از ممبرهای قدیمی باشین احتمالا بدونین که من هر از چند گاهی نیاز دارم روزه‌ی مجازی بگیرم و کوتاه یا بلند مدت ازش فاصله بگیرم، پس این تصمیم رو گرفتم. البته، اینطور نیست که کلا نباشم، صرفا فعالیتی ندارم و اینکه برای مناسبت‌های بنگتنی (مثل تولد اعضا) حتما سعی می‌کنم بیام و در قالب love letters پست بذارم.

سلام، عصر به خیر. امیدوارم همتون خوب و سلامت باشین. این روزها آنفولانزا و سرماخوردگی همه‌گیر شده، پس خیلی مراقب خودتون باشین. جسمتون رو تقویت کنین و از غذای روحتون (هر چیز که هست، حتی یک انسان!) غافل نشید.

تو جایی هستی که آسمون آبیه و گل‌ها می‌شکفن. اونی که واقعا زیباست تویی. من دورت می‌چرخم، کنارت می‌مونم و روشناییت می‌شم. همه برای تو.

با خودم می‌گم: "گمونم تو بهاری هستی که زاده‌ی مهرگانه". لونا، راستش تو به موقع‌ترین بهاری. وقتی که خزون و سوز سرما با خالی شدنِ این خونه از آدم‌هاش، نمور و بی‌برگ و بار شد، و روحمون رو به زمستون کشوند؛ تو بهار رو به خونه میاری. تو شکوفه‌ی خوش رنگ درخت‌ها، سرسبزیِ باغ، عطر بهارنارنج و آبیِ آسمون صاف و زلالی هستی که آبسالان به زمین هدیه می‌ده. تو اصلا همونی هستی که اندی می‌گفت: «تو ماهِ آسمونی، در شبِ تارم؛ وقتی که شب سیاهه، من تو رو دارم.» شب به شب، درِ گوشِ قلبم زمزمه می‌کنم که تو به زودی میای و شبِ درازمون رو به روز می‌کشونی. برمی‌گردی و نمی‌ذاری چراغای این خونه خیلی خاموش بمونه. تو چهار دیوارِ تاریک قلبم رو روشن می‌کنی. تو رو بابت کیم سوکجین بودنت دوست دارم. مثل روز اولی که دیدمت، می‌گم که «برای تو، من زمینی می‌شم که قوانین طبیعت رو زیر پاش می‌ذاره و دور ماهش می‌گرده. دور ماهی که تویی.» تولدت مبارکمون، ماهسونِ من.♡

پایانِ ثرد Indigo. از کیم نامجون بابت خلق این شاهکار ممنونم. امیدوارم از خوندن و شنیدنشون لذت ببرید و حتما اگر تایم داشتین، لیریک کامل آهنگ‌ها رو سرچ کنید و بخونیدشون. [💙🫐]

―نامـجـون: و آخرین ترک، No.2. فکر می‌کنم با ترک اول ارتباط داره. حس فروتنی به آدم می‌ده. خلاصه بگم، داره می‌گه که «به عقب نگاه نکن، به گذشته نگاه نکن». وقتی داری از دنیای مرده‌ها فرار می‌کنی، اگه به عقب نگاه کنی، پودر می‌شی. من فکر می‌کنم قدیما همیشه این رو می‌دونستن و برای همینه که درباره‌ی این اسطوره و افسانه‌هایی هست. من هم اغلب به گذشته رجوع می‌کنم. «چی می‌شد اگه این راه رو انتخاب نمی‌کردم؟ اگه این راه رو نمیومدم چی؟ اگه به جاش کار دیگه‌ای می‌کردم چی؟» پشیمونی سودی نداره. تو می‌تونی اشتباه کنی، تصمیم‌های اشتباه بگیری، نادونی کنی و وقتی به گذشته نگاه می‌کنی پشیمون باشی. ولی واقعا می‌خوام باور کنم که این بهترین ورژن منه. ―پـارک جـیون: وقتی از اینجا به زندگی اون نگاه می‌کنم، من مطمئنم که اون با کلی احساس پاک و صادقانه بزرگ شده. «ولی زیاد به گذشته فکر نکن و به سمت آینده قدم بردار. تو بهترین خودت رو انجام دادی؛ با زیاد فکر کردن بهش فقط به خودت آسیب می‌زنی.» ―نامـجـون: داشتن یه بزرگتر که بهت بگه «به عقب برنگرد» خیلی تاثیرگذار‌تر از اینه که من بگم. خیلی متقاعد کننده‌تره. اسمش رو گذاشتم NO.2 چون مثل فصل دوم زندگیه. وقتشه که وارد فصل دوم بشیم. بیشترین و مهم‌ترین چیزی که می‌خواستم به خودم بگم. الان من در اواخر دهه‌ی ۲۰ سالگیم هستم. از وقتی ۱۳ سالم بود روی موسیقی کار می‌کردم. به عنوان یه آماتور شروع کردم که عضوی از بی‌ تی اس باشم و تمام این راه رو اومدم. الان وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، بیشترین چیزی که می‌خوام به خودم بگم اینه که «این بهترین کاره. شک نکن. تو بهترین خودت رو انجام دادی، پس به عقب نگاه نکن. هر انتخابی که کردی در اون زمان احتمالا بهترین تصمیم بوده. اگه اولین تصمیمت درست عمل نکرد، برو سراغ تصمیم بعدیت.» این چیزیه که می‌خواستم به خودم و بقیه بگم. فکر می‌کنم "No.2" آهنگ خوبی برای گوش دادنه، وقتی که ناراحتی.