" میدونید بچه ها من اونو توی قلبم دفن کردم و بهش گفتم بخاطرت یه گور دسته جمعی راه میندازم. همین کارم کردم، ببخشید که صدای زیاد بیل هردفعه اذیتتون میکنه. "
اون مرد کم کم دور شد و رفت. فکر کنم داشت با قبر ها صحبت میکرد.
𓏲࣪ venters . #eerie
من قدرتمندتر از خورشیدم، قدرتمندتر از آدمها و بهارم. اما خاطرهای که هر وقت بخواهد میآید و فرار از آن شدنی نیست، قدرتمندتر از من است...
📖 دیگری
✍🏻 ارتور شینتسلر
𓏲࣪ venters . #chapter
کار جدیدم رو میخواستم تو یک عمارت شروع کنم. رفته بودم تا رئیسم رو ببینم و حس میکردم قبلا یکجایی دیدمش. تا اینکه فهمیدم اعلامیه ی مرگش رو تو خیابون های اطراف زدن.
𓏲࣪ venters . #eerie