en
Feedback
اتاق سرد؛

اتاق سرد؛

Open in Telegram
879
Subscribers
-224 hours
-117 days
-4130 days
Posts Archive
چقدر حسین جنتی قشنگ میگه: «چه می‌پرسی ز حالم؟ سنگ می‌بارد، بلورم من»

به این دنیا تعلق نداشت اون زاده رویا بود .

گفت: خانه‌ ها در غیاب ساکنان‌‌شان خواهند مرد و سپس به قلبش اشاره کرد… - محمود درویش

خیال میکردم عاقل و بالغ شده‌ایم درحالی که فقط ترسو شده‌ بودیم.

حق با فروغ بود: چه میشود کرد؟مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی دراورد؟؟ همین است که هست…

بخوان نوشته‌ام را! از زمان دیگری آمده‌ام از سوسنی که لای کتاب بود🤍!

‌ ‌ ‌‌‏دشمنِ دوست نما را نتوان کرد علاج.

و آنان كه وقتشان پايان يافته خواستار مهلت اند و آنان كه مهلت دارند كوتاهي ميورزند.

«می‌دانستم زهر است، و چشیدم.»

شرح حال ما ، رقص رو لبه‌ی تیغ بود.

«به هرحال کتاب‌ها از آدم‌ها مطمئن‌تر بودند.»

دل ز هر چه ترسید، عاقبت همان شد...

من از من رنجیده و هیچ‌کس نیست پا درمیانی کند!

آن گذشت ، این نیز بگذرد.

هر که بیناتر در این هنگامه، حیران بیشتر...

و بـه راهِ آرزوها همه عمر جستجوها..

به کمال عجز گفتم که «به لب رسيد جانم.» ز غرور و ناز گفتی که «مگر هنوز هستی؟!»
بسطامی

روا نبود که در ما غریبه رخنه کند

Måneskin-THE-LONELIEST-320.mp39.66 MB

چه خبرا ؟