3 350
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-14930 days
Posts Archive
3 350
وای گفتی .....
منم خیلی.
از ۱۸ سالگی بخاطر تغیر رفتار آدمای اطرافم متنفرم :)
و دلم همون خلوص ابتدای آشنایی با دوستام رو میخواد.
3 350
مسیح دلم لک زده برای جمع سینما تئاتری ترم یک که داشتیم و اون خامی و بچه بازیامون قبل از افتادن تو گود بزرگسالی :)))
3 350
وحشی بافقی یه ترکیببند داره
"شرح پریشانی"
چون خیلی طولانیه نمیتونم اینجا به اشتراک بزارم.
خیلی خیلی زیاد دوستش دارم :)
3 350
برای خودم هم حتی خیلی ملموس نیست.
انگار بیشتر با ناخواگاهم درگیرم و یکسری اتفاق و شکست توی گذشتهم که خیلی هم دور نیست داره برام تداعی میشه دائمن و شدیدن اذیتم بابتش.
و برای همین خیلی بد اخلاق شدم جدیدن و از همه فراری شدم.
3 350
اما همین کافی بود.
همین که میدانستم تنم درد تنت را دارد
نه میل تنت را.
همین که باتو انگار درچاه فرو میرفتم
و به مرکز زمین میرسیدم.
همین که باتو انگار میمردم
و از شکل میافتادم؛
همین برایم کافی بود.
فروغ
