en
Feedback
Tehran_wikibook

Tehran_wikibook

Open in Telegram

#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم

Show more
991
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
عکس‌ های قدیمی ایران رجال، مناظر، بناها و محیط اجتماعی ▪️تألیف : دکتر قاسم صافی گلپایگانی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍تقدیر محمدرضا کلهر (خوشنویس مشهور) از قلم تراشی‌های کار استاد محمد صادق طهران دوم ذی‌القعده الحرام، ۱۳۰۱ق.( یکشنبه سوم شهریور ۱۲۶۳) #مظاهر_تمدنی_جدید #تبلیغات_و_سلبریتی #مجمع‌الصنایع #مجمع_الصنایع ▪️در این رسیله اقتصار می‌نماید به ذکر استاد محمد صادق چاقوساز اصفهانی الاصل ساکن طهران که با اسباب مختصر صنعت و فن خود را به درجه کمال رسانیده و بنده که به مناسبت خطاطی محتاج به قلم تراش می‌باشم، بعد از امتحان انواع و اقسام چاقوهای ممتاز فرنگ امروز قلم تراشی که به کار می‌برم فقط کار استاد محمد صادق است. شما بدانید و مطالعه کنندگان هم بی‌خبر نباشند کارخانه استاد محمد صادق در #خیابان_الماسیه در #مجمع_الصنایع است و چاقوهای او در خوبی و امتیاز مثل چاقوهای ممتاز انگلیس و کلیه در ساختن آهن آلات قدرت و تصرفی به کمال دارد هر که را باور نیست، استاد مشارالیه حاضر است برود و ببیند و السلام. منبع: روزنامه اطلاع، شماره نود و نه، دوم ذی‌القعده الحرام، ۱۳۰۱ق. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

برای همه چیز پول هست مگر معارف! ▪️برای همه چیز پول هست مگر معارف. بودجهٔ معارف شرم‌انگیز است و قسمت بزرگ آن برای مدارس عالیه و متوسطهٔ طهران صرف می‌شود و یا برای ادارات وزارتی یعنی «میز و صندلی». برای معارف تمام ایران باستثنای طهران صدوهفتاد هزار تومان یعنی کمتر از یک صدم بودجهٔ مملکتی صرف می‌شود آنهم نه تنها برای مدارس بلکه صنایع مستظرفه و ادارات معارف ولایات و مفتشین و غیره نیز در آن جمله داخل است. هیچ چیزی عجیب‌تر از فرق ظاهر و باطن توجه مردم ایران به معارف نیست. در ظاهر بقدری از معارف و لزوم آن حرف زده میشود که تصور میرود تمام مردم مملکت بدرجۀ حقیقی اهمیت این مسئله در ترقی و استقلال و ثروت و تمدن و قدرت مملکت پی‌برده‌اند ولی «باطنش قهر خدا عزوجل» است و ابداٌ چیزی که در پی آن نیستیم معارف یعنی تعلیم عمومی است و بس. (تقی‌زاده، ۱۳۲۲: ۷) مأخذ: تقی‌زاده، حسن. ۱۳۲۲. مقالات حسن تقی‌زاده. از نشریات کتابخانه طهران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

فعالیت نقّاشخانه و کارخانه باسمه پنجشنبه سوم، شهر شوال المکرم، ۱۲۷۸. #تغییرات_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #مظاهر_تمدنی_جدید #وضعیت_اجتماعی_شهر #تاثیرات_غرب ▪️در روزنامه‌های قبل نوشته شده بود که حسب الامر مَقَرّر گردیده است صَنیع الملک نقّاشباشی خاصه، کارخانه‌ی باسمه تصویر و نقّاشخانه دولتی ترتیب داده، در آنجا پرده‌های کار استادان مشهور را با بعضی از باسمه‌های معتبر که از روی عمل استادان معتبر کشیده و طبع نموده‌اند، با سایر اسباب و اوضاع یک مکتب خانه‌ی نقّاشی به طوری که در فرنگستان دیده بوده است و اسباب لازمه‌ی آن را حسب‌الحکم با خود آورده است، ترتیب داده به طوری که هر کس طالب آموختن این صنعت باشد به هیچ‌وجه نقصی در اسباب تحصیلش نباشد بلکه سایر صاحب صنعت‌ها هم در هر طرح و هر کار که محتاج به نمونه و امتیاز سلیقه باشند معطل نباشند و همچنین کارخانه باسمه تصویر را متداول نماید که همه روزه تصاویر مختلفه از کارخانه بیرون آید و این صنایع را رواج کامل بدهد. در این مدت مشغول انجام این خدمت بوده در ارک سلطانی در جنب دیوانخانه‌ی مبارکه نقّاشخانه و کارخانه را ترتیب داده است، به نحوی که در کارخانه‌ی باسمه چهار چرخ در کار است و به علاوه خدمت طبع روزنامجات و احکامات دولتی طبع باسمه تصاویر را چنان ممتاز نموده است که هرکس طالب چاپ نمودن شبیه خود یا مجلسی باشد به فاصله چند روز یک هزار صورت او در کاغذهای ضخیم طبع می‌گردد که نهایت امتیاز داشته باشد و ترتیب نقّاشخانه از این قرار است که چند پرده که خود مشارالیه در سفر ایتالیا از روی عمل استاد مشهور رفائیل کشیده و از صحه جمیع استادان گذرانیده بود در آنجا نصب نموده و از باسمه و صورت‌های گچ و سایر کارهائی که از روی عمل میکائیل و رفائیل و تنتیانه [به احتمال زیاد تیسین] و سایر استادان که اسامی آنها در کتاب آموختن علم نقاشی ذکر شده است کشیده و چاپ نموده‌اند، نصب نموده، از هر قبیل اسباب و آلات کار را در آنجا فراهم آورده، قریب به اتمام است و بعد از اینکه ایام رمضان المبارک منقضی شد ثانیاً اعلان خواهد نمود که جوانان قابل در ایام هفته در آنجا جمع شده و مشغول تحصیل باشند و هفته یک روز هم خود مشارالیه مشغول تعلیم خواهد بود و هفته دو روز هم در آنجا قراری داده خواهد شد که مردم جهت تماشای آنجا مأذون باشند و این اول نقّاشخانه و کارخانه‌ی باسمه تصویر است که در دولت ایران حسب الامر معمول و متداول می‌گردد به طور و طرز فرنگستان. منبع: روزنامه دولت علیه ایران، نمره پانصد و هجده، تاریخ پنجشنبه سوم، شهر شوال المکرم، ۱۲۷۸. پی‌نوشت: ۱۴ فروردین ۱۲۴۱ خورشیدی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

سابقاً در طهران پرده دوزی و مبل سازی منحصر به جوانی ارمنی بود حالا متجاوز از بیست دکان باز شده. ۱۳۱۶ هجری قمری #مظاهر_تمدنی_جدید #تهران_در_گردش_ایام #تغییرات_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری ▪️مهمانی مختصر دوره داریم. ظهیرالدوله هم داخل است. یک شب او دعوت کرد. عمارت اندرونش را بکلی خراب کرده تازه می‌سازد. خوب خواهد شد. فقط یک اطاقش تمام بود بنایی‌ها روز به روز مفصل تر می‌شود. تمام پول‌ها صرف بنایی و اسباب اطاق می‌شود. در جفتی بیست تومان و سی‌تومان به اطاق می‌گذارند. سابقاً در طهران پرده دوزی و مبل سازی منحصر به جوانی ارمنی بود حالا متجاوز از بیست دکان باز شده و در خانه‌ها هم کارخانه هست. هرکس ماهی صدتومان دارد پنجاه تومانش خرج این کارها می شود. ظهير الدوله خوب پیانو می‌زند ویولون هم بلد است. اشعار خودش را هم بسیار خوب می‌خواند آهنگ و اوزان بسیار خوب دارد خودش پیانو می‌زد، دو نفر از نوکرهایش ویولون خیلی بامزه بود. نقاشی‌های پسرش ظهیرالسلطان ایشیک آقاسی‌باشی را در اطاق گذاشته بود بسیار خوب بود و اگر به این طور پیش برود نقاش بی‌بدیلی خواهد شد.(سالور، ۱۳۷۴: ج۲، ۱۲۶۹) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍ محمدناصر صفا، ملقب به ظهیرالسلطان (زاده: ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران، درگذشت: زمستان ۱۳۳۸ خورشیدی در کرمان) از نقاشان توانای ایرا
محمدناصر صفا، ملقب به ظهیرالسلطان (زاده: ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران، درگذشت: زمستان ۱۳۳۸ خورشیدی در کرمان) از نقاشان توانای ایرانی در اواخر عهد قاجاریه تا اواسط عهد پهلوی بود. ▪️فرزند علی خان ظهیرالدوله و فروغ الدوله، در ادامه متنی از خاطرات عین‌السلطنه سالور آمده که مولف در آن به توصیف هنر ظهیرالسلطان پرداخته. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

خیلی از نقاشی خوشم می‌آید انشاء‌الله باید سعی کنم و معلم پیدا کنم تا تکمیل شود ۱۳۱۳ هجری قمری ▪️تا دیروز و امروز صبح معطل مال شدم بلکه از طهران برسد. مشغله زیاد البته مانع شده اسماعیل خان هم گمان نمی‌کنم به این زودی طهران رسیده باشد. البته خود من زودتر خواهم رفت. هر قسم بود مال دانه‌ای هفده هزار کرایه کردیم که انشاء‌الله‌ الرحمن صبح برویم بیش از این هم نمی‌شود ماند. ثمری هم ندارد. شکاری نیست. تماشایی ندارد. حمام رفتم آبش کثیف و سرد بود. آب تازه انداختیم خوب شد مدتی توانستم توقف کرد. خواستم ريش بتراشم تیغ کند [بود] به زحمت زیاد چیزی بدتر از اول شد وقتی قدری از ریش را تراشیدی دیگر نمی‌شود دست کشید. هر قسم هست باید تمام کرد، اگر پوست صورت هم برود چاره ندارد. صبح هوا خوش بود ملایم تر از هر روز. توله استاپ الان جلوی چادر خوابیده در کمال غرور و نزاکت. گلین خانم حمام و داع رفته دو ساعت است بیرون نیامده. زن زیادی برای رخت شویی آمده‌اند. خوب است این زن‌ها با سرچشمه یا به حمام قدیم می‌روند والا کار خیلی سخت می‌شد. من هر وقت بیرون رفتم استاد آشپز را دیدم دمر خوابیده. امروز شکل او را کشیدم. انشاء‌الله دو روز دیگر از دست خوابیدن او خلاص می‌شویم. خیلی از نقاشی خوشم می‌آید انشاء‌الله باید سعی کنم و معلم پیدا کنم تا تکمیل شود. اشکال کتاب ، «دون كيک سست» [شاید منظور کتاب دن کیشوت باشد] بیشتر مرا مایل به نقاشی کرده است. اگرچه موافق شرع انور و فرموده رسول برحق (ص) معصیت دارد و جایز نیست. لیکن میل دارم، این بالای کارهای دیگر هر چه از دستمان آمده کوتاهی نکرده‌ایم. خداوند خودش اصلاح کند سخت در گناه غوطه‌وریم.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱، ۷۸۵) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

[ناصرالدین] شاه بی‌آنکه به معانی و مبانی ترقيات فرنگ ملتفت باشد و کارها را از بنیان و اساسی استحکام دهد به ظاهرسازی مشغول می‌شد. طهران دورهٔ ناصری #مظاهر_تمدنی_جدید #تغییرات_شهر #تغییرات_کاخ #تهران_در_نگاه_دیگری #تهران_در_گردش_ایام #کاخ_گلستان زیبا کردن شهر تهران ▪️شاه در تعمیرات و آبادانی باغ‌ها هوس مخصوص داشت و می‌خواست شهر طهران پاكیزه و نظیف باشد چنانکه فرخ‌خان کوچه‌های ارگ دولتی را به دستور کوچه‌های فرنگستان با سنگ تراشیده مفروش کرد. افسوس که چون از راه غلط بود و سبب لغزش اسب و کالسکه می‌شد، دوباره با خرج و زحمت مجدد سنگ‌ها را از معابر برچیدند. شخصی در معلومات فرخ‌خان به همین کار تمثیل می‌کرد که در فرنگستان چیزی که بیشتر دیده می‌شود کوچه است و این سفیر ایران وقتی که خواست نمونهٔ سنگفرش کوچه‌های فرنگ را که بیش از همه چیز دیده بود بسازد، بقدری غلط ساخت که مجبور شدند به حال اول بگردانند، اما شاه را این امتحانات خسته و آزرده نمی‌کرد، و بی‌اینکه به معانی و مبانی ترقيات فرنگ ملتفت بود و کارها را از بنیان و اساسی استحکام دهد به ظاهرسازی مشغول می‌شد. ناصرالدين شاه ذوق نقاشی داشت و در طراحی به سبک مخصوص دستش قابل بود، لیکن با اثری که این صنعت در تهذیب سلیقه و ملایمت نظر دارد در سه مورد چشم و خیال پادشاه را تعدیل نکرد در ابنیه آنچه ساخته می‌شد با ارادهٔ مباشر عمل بود و اگر شاه تصرفی در طرح و ترتيبه آن می‌فرمود به هیچ سلیقه [ای] مستقیم موافق نمی‌آمد، در لباس سلیقهٔ خوب نداشت و تفنن و هوسی که از شخص همایون در البسه و تزئینات آن می‌شد ذوق سلیم نمی‌پسندید. (امین‌الدوله، ۱۳۷۰: ۱۵) منبع: امین‌الدوله، میرزاعلی‌خان. ۱۳۷۰. خاطرات سیاسی میرزاعلی‌خان امین‌الدوله (چاپ سوم). بکوشش حافظ فرمانفرمائیان. تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook پی‌نوشت: روزی در جلسه‌ای در شهرداری منطقه دوازده یکی از حاضران نقدی به سنگفرش‌های میدان بهارستان و چهارراه سرچشمه داشت، که کل زیروبند ماشین پایین می‌آید و پیاده‌رو در گذر سی تیر با این سنگ‌فرش‌ها جز درد پا چیزی برای رهگذر ندارد. حال آنکه سنگ‌فرش‌های فرانسه و دیگر کشور‌ها اینگونه نیست. دوست ارجمند شهردار پشت میز نشسته در جواب نقدی که شنیده بود گفت با گذر زمان و تردد وسایل نقلیه سنگ‌فرش‌ها ساییده شده و برای حمل و نقل مناسب خواهد شد.

زندگانی ملک المتکلمین ✍️ مهدی ملکزاده ▪️ اردیبهشت ۱۳۲۵ ▪️(نطق ملک المتکلمین در راستای حفظ و نگهداری میراث فرهنگی صفحه ۱۰۱ _۱۰۹) @Tehran_wikiBook

پاسداری از آثار باستان در عصر پهلوی. ▪️کرامت الله افسر و سید احمد موسوی ▪️انتشارات وزارت فرهنگ و هنر اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍کتاب سفری به ایران. ▪️طرح‌های از لویی امیل دوهوسه ۱۲۳۶_ ۱۲۳۸ ▪️از مجموعه منوچهر فرمانفرمائیان. ▪️بنیاد فرهنگ ایران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Teran_WikiBook

✍کارنامه ده‌ساله سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ▪️مولف:محمود مهران؛ ▪️سال نشر:2535 #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم @Tehran_WikiBook

کافه و کتابخانه بلدیه طهران حوالی سال ۱۳۱۲ خورشیدی #مظاهر_تمدنی_جدید #تهران_در_گردش_ایام #تغییرات_شهر #کافه_نشینی #کتابخانه #کافه_بلدیه بلدیه طهران کافه معظمی و باغ قشنگی در انتهای خیابان دائر کرده که واقعاً خیلی عالی و ممتاز است، کتابخانه هم در آنجا ترتیب داده‌ [اند] که کسی چندان به آن اعتنا نمی‌کند. چنانچه از مطلعین و موثقین مکرر شنیدم مردم طهران و خارج سی‌ملیون خرج عمارات کرده اند. متجاوز [از] نصف این مبلغ را هم دولت و بلدیه خرج نموده (پانزده مليون). لکن این عمارات که مردم ساخته‌اند برای صنف ممتازه بوده. آن فقرا و ضعفا که خانه‌هایشان خراب شده محلی برای مسکن خود ندارند. این اغنیا هم که این عمارات را ساخته‌اند فعلاً میان آن درمانده‌اند، زیرا تصور می‌کردند که تمام اغنیا و محترمین به این عمارات جدید مسکن می‌کنند.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱۰، ۷۷۶۶ ) ✍سبک ساختمان اروپائی ولی زندگی ایرانی ▪️در صورتی که این بناهای جدید بطور بی‌قاعده از سبک اروپایی‌ها ساخته شده که درد ایرانی خصوصاً مسلمین هیچ نمی‌خورد مثلاً ایرانی حیاط می‌خواهد، فضا می‌خواهد، زیرزمین می‌خواهد و پشت بام می‌خواهد. در صورتی که این عمارات جدید فاقد همه‌ی آنهاست. پنجاه هزار تومان فلان یهودی یا مسلم یا ارمنی خرج کرده در پانصد ذرع زمین. فلان آدم ذرعی صد تومان مخارج عمارت کرده در حالی که تمام فضای عمارت او هشتصد ذرع است. ایرانی با عدم وسایل آسایش و فقدان چراغ و آب و رخت شوی خانه و غیره و غیره نمی‌تواند در این عمارت‌ها زندگانی کند. این است این عمارات تنزل کرده و متصل ما در جراید می‌خوانیم که اجاره می‌دهند، بیع می‌دهند، رهن می‌دهند.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱۰، ۷۷۶۶ / ۷۷۶۷) ✍گرمی طهران ▪️حالا را که من می‌نویسم این جا یک محل شنزاری است خیابان آن سنگ و سقف‌های عمارات تماماً آهن تمام روز مثل کوره آهنگر گرم است از پاسی از شب گذشته هوا خوب می‌شود. البته اگر چند سالی بگذرد درخت‌های آنجا سایه افکن شود، شن زارهای آنجا باغ و بساتین گردد، آب کوه بیاید هوایش خوب می‌شود.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱۰، ۷۷۶۷) ✍خندق و سیل ▪️اما آنچه من در بعضی کتب سیاحان اروپایی خوانده‌ام شهر طهران اگر در سمت شمال شرقی دامنه قصر قاجار واقع شده بود یا حالا به آن سمت اقبال رو کرده بود، به نظر هوا و صفایش بهتر از این قسمت بود که بکلی تا مسافت زیاد شنزار است و آب هم ندارد، جز همین قسمت که آب کرج را آورده‌اند. خندق شهر را هم از دروازه شمران الی باغ شاه پُر کرده‌اند. خدای نکرده اگر سیلی بیاید شهر و همۀ این عمارت‌ها در معرض خطر است. دور نیست فکری هم برای آن بکنند که هنوز اقدامی نشده است.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱۰،  ۷۷۶۷) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

تغییر وضع طهران ۱۳۱۲ خورشیدی #تغییرات_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_گردش_ایام #مظاهر_تمدنی_جدید ▪️شهر طهران در این چند ساله خیلی قشنگ [شده] و خیابان‌ها و میدان‌های عالی احداث گردیده. اگر یک نفر مسافر غریبی که سابقه به این شهر داشته باشد وارد شود بکلی مبهوت می‌شود. حتی خودمان به واسطه تغییر کوچه‌ها و خانه‌ها که مبدل به خیابان شده اشتباه می‌کنیم. لكن بلديه طهران نسبت به این خیابان‌های غیر از حدود پهلوی چندان اعتنائی ندارد. فعلاً سطح خیابان‌ها دارای نشیب و فراز پیاده‌روها مخروبه، نهرها مملو از لجن است که بوی تعفن آن مسافت‌ها می‌رود و این خیلی مخالف حفظ الصحه است که بلديه متصل اعلان میکند که در نهرها رخت نشوئید، آب جوشیده بخورید، از میوه جات کال اجتناب کنید آب را میان یخ گذاشته سرد شود بخورید، چه و چه حکایتی. در صورتیکه هیچ کس رغبت نمی‌کند در این منجلاب‌های کثیف نگاه کند. شهر را بزرگ کرده‌اند بدون تعمق. مردم به توهم نزول پول و تغییر اسکناس هرچه داشتند زمین خریده عمارت ساخته‌اند. چنانچه خیابان پهلوی که شمال غربی طهران را تشکیل می دهد و آب کرج را وارد کردند کرورها، مليون‌ها خرج عمارات این محل شده که بکلی یک شهر جدید اروپائی تشکیل شده.(سالور، ۱۳۷۴: ج۱۰، ۷۷۶۶ / ۷۷۶۷) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook ▪️پی‌نوشت: بیاد موزه خیابان ولیعصر، موزه‌ای به وسعت یک شهر.

پول سیاه چهل شاهی یک قران باشد. تهران ۱۳۱۶ هجری قمری. #اقتصاد_تهران #اقتصاد_دستوری #هرج_و_مرج_شهری #تهران_در_نگاه_دیگری #تهران_گردش_ایام ▪️دیگر آنکه چند روز بود بواسطه‌ی حکمی که از طهران شده بود که پول سیاه چهل شاهی یک قران باشد، بکلی دادوستد نمی‌شد تا اینکه حکومت قرار گذارد بقدر پنج هزار تومان وجه سفید از خودش و قوام‌الملک و تجار بدهند و در عوض پول سیاه بردارند و تا دو ماه نگاه دارند که فرجی بجهت مردم بشود، حال مبلغ را وجه سفید می‌دهند و پول سیاه می‌گیرند در چهل شاهی یک قران، در این بین قصابی و بعض از کسبه دیگر پول سیاه برنداشته بودند، حکومت فرستادند قصاب را آوردند چوب زیادی زده و گوشش را بریدند. به همین جهت پول سیاه چهل شاهی یک قران رواج گرفته. کسبه‌ها را هم خواستند سیاست نمایند، بیگلربیگی توسط کرده، به مشارالیه بخشیدند. (بی‌نا، ۱۳۸۳: ۵۵۷) منبع: بی‌نا. ۱۳۸۳. وقایع اتفاقیه: مجموعه گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس در ولایت جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲ قمری. به کوشش علی‌اکبر سعیدی سیرجانی. تهران: آسیم. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

Repost from Tehran_wikibook
امان، امان از دست طهران که از طوق لعنت هم بدتر است. طهران سنه ۱۳۰۳ ▪️امشب که شب پنجشنبه ۱۵ شهر ربیع الثانی می‌باشد. در اطاق نارنجستان نشسته‌ام و این روزنامه را می‌خوانم بقدری اوقاتم تلخ شد که به قلم راست نمی‌آید خوشا آن وقت‌ها که شکار می‌رفتم در روزنامه شکایت کرده‌ام که سواری که تا مصلی باشد می‌خواهم آن سواری نباشد. الان سه ماه است که تا خانی آباد هم نرفته‌ایم. در طهران مثل مصلی جائی هم نیست. کاشکی آنجا تا مصلی سوار می‌شدیم. امان امان از دست طهران که از طوق لعنت هم بدتر است، خدا نصیب هیچ کس نکند که پنج ماه در طهران باشد که آدم عاصی می‌شود. انشاءالله به زودی زود از این طهران نجات خواهم یافت چه بنویسم که شکایت به قلم راست نمی آید. همین قدر را نوشتم تا بماند زیاده والسلام. قهرمان قاجار سنه ۱۳۰۳(سالور، ۱۳۷۴: ج۱، ۷۹) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

شهر اندوه‌زای تهران تهران حوالی ۱۸۹۰ میلادی #شبهای_تهران #شب_های_تهران #نور_در_شب #سرگرمی_در_شهر #تفریح_شهری در شهر اندوه‌زای تهران هرگز نشانی از شب نشینی نیست و همه مردم موظفند که پیش از ساعت ۹ شب در خانه خود باشند. در محله های بومیان کسانی که بعد از ساعت ۹ شب در کوچه و خیابان مانده باشند به وسیلهٔ گزمه به نزد داروغه جلب گردیده به مجازات می‌رسند در خیابان‌هایی که سفارتخانه‌های خارجی در آنها قرار دارد معمولاً سختگیری کمتری به عمل می‌آید با این حال چون کوچه ها ناهموار و روشنایی کم است خارجی‌ها نیز کمتر می‌توانند از آمد و رفت شبانه استفاده کنند. گه گاه به وسیلهٔ خارجی‌ها در جایی کنسرتی یا سیرکی بر پا می‌گردد اما تماشاخانه‌ای منظم یا چیزی شبیه به آن که بتواند اروپائیان را سرگرم کند وجود ندارد.(دالمانی، ۱۳۷۸: جلد دوم، ۳۸۷) منبع: دالمانی، هانری رنه. ۱۳۷۸. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. دو جلد. مترجم غلامرضا سمیعی. تهران: نشر طاووس. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook متن حال و هوای تهران سال‌های ۱۸۹۰ میلادی را نشان می‌دهد ویدئو را وحید شهاب برداشته در فروردین ماه ۱۴۰۳ معادل آوریل ۲۰۲۴ میلادی.

در این کوچه تمام خانه‌ها از زنان بدکار تشکیل شده بود. #تغییرات_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_گردش_ایام #هرج_و_مرج_شهری #کوچه_قجرها #شهرنو #قلعه_مرغی #تپه_سیف ▪️کوچه قجرها در شهر داخل خیابان ری کوچه و محله‌ای بود بنام کوچه قجرها. در این کوچه تمام خانه‌ها از زنان بدکار تشکیل شده بود که از سایر نقاط شهر می‌رفتند مخصوصأ شب‌ها که هر شب یکی دو قتل در آن محله و کوچه واقع می‌شد، در اینجا قاجاریه موقع مناسبی برای برچیدن ساکنین کوچه قجرها بنظرشان رسید، چون قبل از این حتی زمان مظفرالدین شاه قاجاریه اقدامات جدی نمودند و در نتیجه عده‌ای زنان بدکار را بردند در نزدیکی قریه قلعه‌مرغی مزرعه و تپه‌ای بود بنام تپه سیف در آنجا مسکن دادند ولی باز هم چیزی نگذشت که مجدداً کوچه مزبور دایر گردید و دیگر قاجاریه نتوانستند دنبالهٔ اقدام خود را بگیرند چون مصادف با آغاز انقلاب [مشروطیت] گردید. در این‌موقع که وضعیت شهرنو کاملاً آباد گردید، شاهزادگان موقع را مناسب دیدند که حرکت دادن ساکنین کوچه قاجار را با طراف شهرنو دنبال نمایند لذا با محمدعلیشاه قصه را بمیان نهادند که چون نظامی‌ها ممکن است اسباب مزاحمت زن‌های شهرنو را فراهم نمایند چنانچه یکی دو فقره پیش آمد نموده است، صلاح در اینست که ساکنین کوچه قاجاریه را که به کارند همه را به شهرنو در یک نقطه انتقال دهند که هم ساکنین محله قجرها راحت شده باشند و همینکه ساکنین شهرنو از تجاوزات نظامیان و سربازان آسوده‌خاطر خواهند بود، این اظهار در نظر محمدعلی‌شاه بسیار پسندیده آمد، لذا حکم کرد در یک روز بوسیلهٔ نقلیه قشونی تمام ساکنین بدکار کوچه را حرکت دادند، و آنروز هم تماشائی بود که مردم از هر محله‌ای جمع شده بودند و تماشا می‌کردند. در شهرنو باغ و کاروانسرای بزرگی بود بنام حاج عبدالمحمود بانکی، تمام را در کاروانسرا مانند گوسفند ریختند که بعداً کم‌کم خانه‌هائی ساخته و تشکیل محله‌ای گردید که بعدها بنام شهرنو نامیده شد که هنوز هم باقی و برقرار و دایر است، و همه ساله اهالی و ساکنین شهرنو شکایت‌های زیادی می‌کردند حتی در زمان پهلوی ولی پهلوی جوابی که داد این بود که: مردم برای مستراح کجا بروند؟ - اخیراً برحسب تقاضای مردم در اطراف خانه‌ها دیواری کشیده شد و یک درب با نگهبان قرار دادند، ولی این هم عملی نشد، برای اینکه خانه‌ها زیاد و آنهایی‌ که از حیث محوطه دیوار آزاد بودند بازارشان از حیث فروش متاع رواج پیدا کرده بود، در هر حال تاکنون که نویسنده مشغول نوشتن این تاریخ می‌باشم اوضاع بهمان حال باقی است که تمام جنایات در آن محل می‌شود، کلیه دزدی‌ها سررشته‌اش چه در اول و چه در آخر کار از آن محل بیرون و بدست می‌آید. (اعظام قُدسی، ۱۳۴۲، ج۱: ۲۰۳) منبع: اعظام قُدسی (اع‍ظام ال‍وزاره‌)، حسن. ۱۳۴۲. کتاب خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. تهران: بی نا. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

تغییرات کاخ گلستان تهران سال ۱۳۳۵ هجری قمری #تهران_در_نگاه_دیگری #تغییرات_شهر #تغییرات_کاخ #کاخ_گلستان جلوخان سابق که اطاق‌های حاجب الدوله‌ کشیکچی‌‌ باشی و صدراعظم بود برداشته و جزو فضا شده عجالتاً حیاط بزرگی است. آن درخت نارون قدیمی به جای خود باقی است. در سابق که آخر این جلوخان واقع بود تغییر داده شده و به یک کنار گذاشته شده دالان و در سابق اطاق‌های جنب آن مبدل به یک ایون بزرگ و چند اطاق مرتبه‌داری شده [است] که وزیر دربار مسکن دارد. رفتیم تو. در آنجا تغییری از باغچه و عمارت داده نشده بود. از پله‌ها بالا رفتیم میان گالری عمارت چند نفر از پیشخدمت‌ها که عده آنها کلیتاً بیست و پنج نفر است و هر پنج نفر یک روز کشیک دارند روی نیمکت نشسته بودند. ما را دیدند برخاستند جا تعارف کردند. صدای شاه از اطاق جنب گالری می‌آمد.(سالور، ۱۳۷۴: ج۶، ۴۸۰۷) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

گردش عصر آنجا از نماز و روزه بر مردم شهر واجب تر است. تهران سال ۱۳۳۵ هجری قمری. #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #اقتصاد_تهران #گردش_در_شهر #تفریح_شهر #اوقات_فراغت #مظاهر_تمدنی_جدید #لاله_زار #کافه ▪️از آنجا على الرسم خیابان #لاله_زار رفتیم که گردش عصر آنجا از نماز و روزه بر مردم شهر واجب تر است. مغازه‌های عالی باز شده عمارت گراند هتل خیلی قشنگ است. من که در این خیابان میروم تا آخر آن به رسم ماشاءالله بیست نفر دنبال من از بچه مچه‌ها می‌افتد و مشغول صحبت می‌شویم. بعضی‌ها هستند که پنج شش مرتبه تا سر چهارراه که میزان تفرج است می‌روند و مراجعت می‌کنند در #کافه لاله زار بستنی خورده به منزل آمدم.(سالور، ۱۳۷۴: ج۶، ۴۸۰۲) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook