991
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
+7
✍برخی از عکسهای آلبوم عبداللهمیرزا قاجار (۱۸۵۰-۱۹۰۹)
#آلبوم_عکس
▪️این آلبوم شامل ۶۱ عکس آلبومی از ایران است که توسط #عبدالله_میرزا_قاجار بین سالهای ۱۸۸۳ و ۱۸۹۶ گرفته شده است. اگرچه چند نما از #تهران و برخی تصاویر از ساختمانهای قاجار وجود دارد، اما عکسها عمدتاً ساختمانهای تخریب شده و یا در حال تخریب در نزدیکی شهرها و روستاها را نشان میدهند. مناطق به تصویر کشیده شده عبارتند از «#کرمان، #خراسان، #قم، #ری، #دامغان، #قزوین و ....» در حالی که بسیاری از عکسها شامل سوارکاران میشوند، تنها در تعدادی از عکسها انسان موضوع اصلی است: یک عکس فروشنده سفال را نشان میدهد که در مغازهاش نشسته است. دیگری ماهیگیرانی را نشان میدهد که در کنار ساحل ایستادهاند و صیدهای خود را نگه میدارند، عکس سوم افرادی را در یک چالهٔآب در حال استحمام نشان میدهد.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍آلبوم عبداللهمیرزا قاجار (۱۸۵۰-۱۹۰۹)
#آلبوم_عکس
▪️این آلبوم شامل ۶۱ عکس آلبومی از ایران است که توسط #عبدالله_میرزا_قاجار بین سالهای ۱۸۸۳ و ۱۸۹۶ گرفته شده است. اگرچه چند نما از #تهران و برخی تصاویر از ساختمانهای قاجار وجود دارد، اما عکسها عمدتاً ساختمانهای تخریب شده و یا در حال تخریب در نزدیکی شهرها و روستاها را نشان میدهند. مناطق به تصویر کشیده شده عبارتند از «#کرمان، #خراسان، #قم، #ری، #دامغان، #قزوین و ....» در حالی که بسیاری از عکسها شامل سوارکاران میشوند، تنها در تعدادی از عکسها انسان موضوع اصلی است: یک عکس فروشنده سفال را نشان میدهد که در مغازهاش نشسته است. دیگری ماهیگیرانی را نشان میدهد که در کنار ساحل ایستادهاند و صیدهای خود را نگه میدارند، عکس سوم افرادی را در یک چالهٔآب در حال استحمام نشان میدهد.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍خطر بزرگ از آب تهران ناشی میشد.
تهران حوالی دههی بیست
#وضعیت_اجتماعی_شهر
#آب_رسانی_در_شهر
#آب_تهران
#تهران_در_نگاه_دیگری
▪️اما خطر بزرگ از آب تهران ناشی میشد، آبی که بسیار گرانبها و پرارزش بود و خرید و فروش آن از وقایع روزانه شهر تهران آن زمان به شمار میرفت. آب آشامیدنی نادر بود و فقط از دو چشمه پایتخت به دست میآمد. آب درون بشکههایی که بر ارابههای اسبی قرار داشت در سراسر شهر توزیع میشد. همانند فروشندگان ،سبزی توزیع کنندگان آب نیز شعر خاص خود را با صدای بلند میخواندند و مردم کوزههایشان را در برابر چند سکه پول پر میکردند.
برای شستشو و مصارف خانگی از آب کوهستان البرز استفاده میشد که از راه جویهای جاری در شهر به خانه میرسید هر محله روز خاصی برای استفاده از آب جاری گلآلود داشت. آب نهرها را توسط سدهای كوچک به سوی خانهها گرداندند و چند ساعتی آب در آب انبارها و حوضهایی که در میان باغچه قرارداشت ذخیره میشد مايک آب انبار و يک حوض داشتیم، به خاطر دارم که با کنجکاوی بسیار به جریان این آب که در سرراه خود پوست هندوانه، برگهای خشک، تهسیگار، قطعات چوب و غیره جمع کرده بود خیره میشدم. پس از یکی دو روز که آب ته نشین میشد و میتوانستیم آن را از طریق تلمبه زدن به منبع آب که در پشت بام قرار داشت منتقل کنیم. برای مصارف آشپزخانه و حمام از این آب استفاده میشد. علیرغم آهکی که به آب اضافه میکردیم، کرمهای كوچک در آب میلولیدند و والدینمان مرتباً تأکید میکردند که از آب شیر نباید بنوشید.(دیبا پهلوی، ۱۳۸۳ : ۳۰/ ۳۱)
منبع: دیبا پهلوی، فرح. ۱۳۸۳. کهن دیارا. فرانسه: بیجا.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍اقدامات شهرداری تهران از اردیبهشت ماه ۱۳۳۷ تا آذر ۱۳۳۸
▪️نویسنده: موسی مهام
▪️تعداد صفحات: ۶۳ صفحه
▪️از متن کتاب:
در تحت توجهات ایزد متعال و هدایت و راهنمایی بندگان اعلی حضرت شاهنشاهی در مدت نوزده ماه که افتخار خدمتگزاری مردم تهران را بعهده داشتم برای اجرای اوامر مبارک شاهانه که همواره معطوف رفاه و آسایش و ترقی و تعالی مردم است، دقیقهای آرامش نداشته و شب و روز بانجام برنامه های وسیع شهرداری تهران مشغول بودم و بهترین شاهد و ناظر مردم زیرک و باهوش تهران و محلات آن می باشند...
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍آبهای شهر طهران از صبح تا ظهر آبی است گُه آلود، از ظهر تا شب گُهی است آب آلود.
طهران ربیعالاول ۱۳۱۴
#آب_تهران
#آب_آشامیدنی
#مظاهر_تمدنی_جدید
#مدرنیته_و_تهران
#شهر_و_مدرنیته
#بهداشت_شهر_تهران
#آب_رسانی_در_شهر
▪️دیگر اسباب ناخوشی آب است. آب شهر همه چیز داخل دارد. از جائی که آفتابی میشود تا وقتی که به گلو داخل میشود کثافت رخت و کهنههای بچه و سگ مرده و گربه مرده و به بول و غایط مملو است و باید تمام این کثافت را در آب انبار کرده نوش جان کرد. نمیدانم کی گفته بود که آبهای شهر طهران از صبح تا ظهر آبی است گُه آلود، از ظهر تا شب گهی است آب آلود هیچ کس در بند نیست که یک فقره از کارهای نیک را جاری کند. این مردم هم روز به روز بی تربیت تر میشوند.(سالور،۱۳۷۴: ج۲، ۱۰۵۶)
منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
درباره کتاب:
در تألیف کتاب " سرگذشت یک خیابان – سیر شکل گیری خیابان سی تیر" سعی بر آن بوده است، خیابانی را که امروزه در دو بخش به نامهای خیابان سیتیر و خیابان میرزاکوچکخان نامیده میشود، به عنوان یک خیابان فعال و زنده معرفی شود. تلاش شده است تغییرات این خیابان 150 ساله، از زمان شکلگیری تا به امروز از لحاظ تاریخی، فرهنگی و ارزش معماری با توجه به اهمیت، عملکرد و هویت آن مورد بررسی و مطالعه قرارگیرد.
محدودۀ خیابان امروزی سیتیر از زمان پیدایش آن به صورت بخشی از محلۀ دولت در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تاکنون همواره محلِ سکونت، پرستش و کسبوکار شماری از پیروان ادیان مختلف همچون زرتشتی، کلیمی، مسیحی و مسلمان بوده است.
شناخت بیشتر تاریخچۀ ارزشمند این محدوده علاوه بر نشان دادن جایگاه فرهنگی محله، میتواند خاطرات آن دسته از شهروندان و هم میهنانی را زنده کند که با وجود تفاوتهای قومی، مذهبی و اقلیتی، خود را ایرانی و در جای خود تهرانی میدانند.
▪️تهیه کتاب: تهران، خ كريمخان، روبروي ايرانشهر شمالی، پ ۹۱، " خانه فرهنگ و هنر گویا".
▪️نویسنده:
https://t.me/MirzaeiMirzaei
Instagarm: @maryamirzaeii
@Tehran_WikiBook
کتاب " سرگذشت یک خیابان – سیر شکل گیری خیابان سی تیر"
با پژوهش و نگارش مریم میرزایی به چاپ دوم رسید.
📚 این کتاب در 1398 توسط سازمان نوسازی شهر تهران به چاپ رسید و خوشبخانه با استقبال خوب پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه قرار گرفت.
هم اکنون چاپ دوم کتاب با تغییراتی اندک در 308 صفحه با قطع رحلی
توسط انتشارات " خانه فرهنگ و هنر گویا" منتشر شده است.
این تغییرات شامل: افزوده شدن حدود 10 عکس و سند تاریخی جدید، همچنین
30 صفحه خلاصه ی انگلیسی در انتهای کتاب جهت استفاده پژوهشگران خارج از کشور است.
...
📍 کتاب را می توانید از فروشگاه ناشر کتاب" خانه فرهنگ و هنر گویا"
به آدرس: تهران، خ كريمخان زند، روبروي ايرانشهر شمالي، پلاك ۹۱ تهیه نمایید.
...
ارتباط با نویسنده:
https://t.me/MirzaeiMirzaei
Instagarm: @maryamirzaeii
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍افراد سرشناس ساکن در خیابان عینالدوله
#اهالی_تهران
#اهالی_محله
#مشاهیر_تهران
#محلات_تاریخی
▪️شخصیتهای معروفی که در #خیابان_عینالدوله و #کوچه_حاج_سقاباشی منزل داشتند عبارت بودند از: شادروان #میرزا_عبدالعظیمخان_قریب استاد معروف ادبیاتفارسی که همه روزه برای تدریس پای پیاده به مدارس نظام و #دارالفنون میرفت. تقریباً مقابل خانه ما مرحوم دکتر #سید_حسن_امامی استاد #دانشگاه_تهران سکونت داشت که بعداً به دستور شاه امام جمعه تهران شد و لباس فرنگی را درآورد و جامه روحانیت پوشید. امام جماعت بودن از زمان قاجاریه در خانواده او موروثی بوده است. #مجید_موقّر مدیر مجله مهر و روزنامه مهر ایران، #ضیاءالملک_فرمند که مدتی وزیر کشاورزی بود #مظفر_اعلم (سردار انتصار) وزیر امورخارجه، مـرحــوم #بحرالعلوم از روحانیون سرشناس، خانواده #ساداتاخوی که مسجدی نیز سر کوچه #حاجسقاباشی به همین نام داشتند، #محمد_نجات نماینده مجلس و روزنامهنویس که از او سلب صلاحیت شد و شایع بود به علت مخالفت با #رضاشاه مسموم گردیدهاست. جنب منزل #امام_جمعه دو برادر بودند به نام رئیس که اتومبیل شخصی داشتند. در انتهای کوچه #وحید_دستگردی، #آیتاللهسیدکاظم_عصار در اراضی باغ #جواهری، #مهندس_غلامعلی_فریور در همان ناحیه. ابتدای #کوچه_رخشانی در خیابان #عین_الدوله، #شیخ_الاسلام_ملایری نماینده مجلس. اواسط همان کوچه #سلطان_حسین_رخشانی از رؤسای عالی رتبه وزارت دارایی و #سعداله_خان_درویش از یاران #میرزا_کوچک_خان برادران و خواهرزادههای #باقر_کاظمی مثل برادران شفا و شاهق در خیابان عین الدوله، مرحوم #صاحب_جمع جنب خانواده #کاظمی از درباریهای زمان احمدشاه که با متانت از خیابانها عبور میکرد و همیشه گماشتهای در دو قدمی او را تعقیب میکرد. خانواده #مشیری در کوچه #معتمدالممالک. در #سه_راه_سرآب #سردار_سرلشکر_اسماعیل_خان_امیر_فضلی، #سرهنگ_پاشاخان_مبشّر از رؤسای شهربانی کل کشور و باجناق #رضا_شاه و در جوار او #على_مبشر خزانه دار کل، #ابراهیم_حکیمی «#حکیم_الملک» که چند بار نخست وزیر و وزیر دربار شد، #امیر_نصرت_اسکندری، نماینده مجلس شیخ خزعل در نبش #خیابان_عینالدوله و #خیابان_ژاله تحت نظر بود و حدود سال ۱۳۱۵ به دست عمال شهربانی به قتل رسید. در نزدیک #سهراه_ژاله و #خیابان_بهارستان #مصطفی_فاتح از رؤسای بانفوذ شرکت نفتانگلیس و ایران و طرف مقابل خیابان #محمود_مشار_سعدیه، #آصف_السلطنه پدر #امیر_هوشنگ_دولو خانه اعیانی در خیابان ژاله داشت، #صدیق_السلطنه_صدری پدر #محسن_صدری سفیر اسبق در اطریش که مدتی وزیر مختار ایران در لندن و برلن بود در کوچهای به همین نام سکونت داشت.
در #سه_راه_امین_حضور #حاج_امین_الضرب رئیس اطاق تجارت و فرزندانش دکتر یحیی و دکتر #اصغر_مهدوی استادان دانشگاه تهران و کمی دورتر #سید_جلال_الدین_تهرانی منزل داشتند. دکتر #حسین_گل_گلاب و #بدیعالزمان_فروزانفر و #روحی نماینده مجلس در #کوچه_روحی و اطراف آن #حاج_سید_نصراله_تقوی دادستان کل کشور و #علی_اصغرخان_حکمت وزیر فرهنگ و #عبدالباقی_میرزا مدیرکل پست و #مجد_السلطان_لطیفی در کوچه های منتهی به پشت #مسجد_سپهسالار ساکن بودند. #نجف_قلی_میرزا (#حسام_الدوله) #محمد_مظاهر «#صدیق_حضرت» استاد دانشکده حقوق و #دکتر_اسماعیل_سنگ نماینده مجلس در سمت غربی خیابان عین الدوله سکونت داشتند. به طوری که ملاحظه میفرمایید کمتر محلهای در تهران آن روز وجود داشت که به این تعداد از زعمای قوم در هر رسته از طبقات اجتماع سکونت کرده باشند.(مهران، ۱۳۸۴: ۳۸/۳۷)
منبع: مهران، مجید. ۱۳۸۴. در کریدورهای وزارت خارجه چه خبر! خاطرات یک دیپلمات قدیمی. تهران: تاریخ ایران.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍کتاب در کریدورهای وزارت امور خارجه چه خبر! خاطرات یک دیپلمات قدیمی
نوشته: مجید مهران
ناشر: تاریخ ایران
تاریخ نشر: مرداد ۱۳۸۴
تعداد صفحه: ۶۹۰
▪️كتاب حاضر شامل خاطرات "مجید مهران" ـ دیپلمات ایرانی ـ است كه به مدت سی سال در وزارت امور خارجه بوده است. او در خاطرات خود، ابتدا به دوران سلطنت رضا شاه و وقایع مهمی كه شخصا ناظر بوده، اشاره كرده و تمامی رویدادهای مهم سیاسی، از شهریور 1320 تا انقلاب اسلامی، را به رشته تحریر درآورده است. وی هم چنین در این كتاب، به شخصیتهای گوناگون سیاسی كه با نویسنده در ارتباط بودهاند اشاره میكند.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍با تجسّس بسیار فهمیدند که در چهارراه وزارتجنگ در خیابان سیتیر (قوامالسلطنه) آب کوره مستراح خانهی شخصی یهودی، قطره قطره از سقف مجرای قنات وارد آب شاه میشود.
#آب_تهران
#آب_آشامیدنی
#لوله_کشی_آب
#مظاهر_تمدنی_جدید
#مدرنیته_و_تهران
#شهر_و_مدرنیته
#بهداشت_شهر_تهران
#آب_رسانی_در_شهر
▪️چنانکه همه میدانیم تا قبل از لولهکشی آب آشامیدنی مردم تهران به قول #ویندلویلکی معاون رئیس جمهور وقت آمریکا که در ایام جنگجهانیدوم از پایتخت ایران دیدن کرده بود، در شمال تهران از آب آلوده به کثافات و در جنوب از کثافات مخلوط به آب میآشامیدند. در آن روزها مقداری از آب مصرفی تهران از نهر آب کرج و بقیه آن از دهها قنات که از دامنههای البرز سرچشمه میگرفت تامین میشد. حدود بیست و پنج قنات کشیده شده بود. قبل از سال ۱۳۳۴ که قسمتی از تهران لوله کشی شد، آب مشروب مردم شهر از همان آب آلودهای که در نهرها جریان داشت، تأمین میشد.
تا زمانی که در باغ حاجسقاباشی سکونت داشتیم علاوه بر آب قنات شاه که به شکل چند سطل در روز میخریدیم آب انبار عمیقی نیز در جوار آشپزخانه ساخته شدهبود واقع در زیرزمین حیاط اندرونی که چندین پله داشت و به آن پاشیر میگفتیم. آن را از آب محل لبریز میکردند و گاهی آنقدر مانده بود که خاکشیر میگذاشت و با بستن پارچه به شیر آبانبار تا حدودی تصفیه میشد به هر حال تعویض آب به هیچ وجه عملی نبود.
بعدها که ازدواج کرده و منزل مستقلی برای خود تهیه کردم در بعضی اوقات، شاید تا نیمههای شب شاهد کشمکش و مرافعه صاحبان منازل با میرآب محل بودم. طبعاً مأمور آب که کارمند شهرداری بود در صورت گرفتن حق و حساب نوبت بقیه را رعایت نمیکرد و همین امر موجب قالومقال و حتی فحاشی و کتک کاری میشد! خوب یادم است در سال ۱۳۲۷ در جاده قدیم شمیران ابتدای #خیابان_خواجه_نصیرطوسی برای این که از شرّ موجرین بیانصاف خلاص شوم پس از فروش چند مغازه و طبقه فوقانی در خیابان لالهزار کوچه رفاهی، از ارثیه پدری خانهای به مساحت یکصدوپنجاه متر مربع به سیوسههزار تومان خریدم. گاه اتفاق میافتاد یک هفته میگذشت و نوبت آب محل ما نمیرسید و تا پاسی از شب مالكين و مستأجرين بعضاً با پیژامه یا ربدشامبر در کوچه قدم میزدند تا حق خود را بگیرند. جای نهایت تأسف بود که برای تهیه آب آلوده، به انواع میکروبها و باکتریها چه منتها و دردسرها باید میکشیدیم تا جناب میرآب سر لطف بیاید و دریچه راه آب را به آب انبار خانه ما باز کند. بنابراین اهالی فعلی تهران که از قطع آب یک روز در هفته آنقدر ناراحت میشوند فراموش نکنند که نسل قبلی آنها با چه مرارت و خوندلی آب مصرفی را تهیه میکردند. و دچار انواع بیماریها میشدند. بالاخره در زمان نخست وزیری #قوام_السلطنه و با کمک مالی شاه، قریب سیصدهزار تومان قراردادی برای تهیه پروژه آب تصفیه شده تهران با مهندسین مشاور انگلیسی به نام #الکساندر_گیب امضاء شد. قبل از لوله کشی آب، مردم مرفه تهران از آب قنات شاه که به وسیله بشکهداران با اسب حمل میشد برای شرب استفاده میکردند. گنجایش هر سطل تقریباً ۱۳/۵ لیتر و بهای هر سطل آب شاه ۱/۵ ریال بود در شمال دیوار بانک سپه پشت شهربانی، پمپی از قنات شاه که از زیر خیابان میگذشت آب میکشید.
بشکه داران به مدد لولههای لاستیکی از دریچههای بالای بشکه آب میگرفتند و مردم تهران، گمان میکردند که آب شاه پاکیزه است. ولی پس از اینکه با مباشرت آقای مهندس علیقلی بیانی، رئیس اداره آب شهرداری، آب این قنات برای آزمایش به انستیتو پاستور فرستاده شد معلوم گردید از آب نهر کرج آلوده تر است. با تجسّس بسیار فهمیدند که در چهارراه وزارتجنگ در #خیابان_سیتیر (#قوامالسلطنه) آب کوره مستراح خانهی شخصی یهودی، قطره قطره از سقف مجرای قنات وارد آب شاه میشود. معذلک بشکه داران در فروش همین آب آلوده هم تقلب میکردند، یعنی هر وقت آب بشکه تمام میشد، از آب هر قنات یا نهری که در دسترس بود بشکه را پر میکردند.
ناگفته نماند برخی سفارت خانهها مانند #سفارت_انگلیس و یا #سفارت_روس قنات مخصوص خودشان را داشتند.(مهران، ۱۳۸۴: ۴۹/۵۰)
منبع: مهران، مجید. ۱۳۸۴. در کریدورهای وزارت خارجه چه خبر! خاطرات یک دیپلمات قدیمی. تهران: تاریخ ایران.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
▫️نسخهی شنیداری نشست هماندیشی خردسرای زروان:
❇️ موضوع: چگونگی خوانش و شرح عکسهای لو رفتهٔ کاخ گلستان
✅ سخنران: محمدرضا طهماسبپور
«پژوهشگر مستقل تاریخ عکاسی ایران»
▫️کلاس تاریــــخ هنر
✅ تاریخ نشست: ۲۵ تیر ماه ۱۴۰۳
#گزارش_شنیداری
#محمدرضا_طهماسبپور
#تاریخ_هنر
#بایگانی_نشستها
@khorshidraga
Repost from موسسهی فرهنگی-هنری خورشید راگا
▫️نسخهی دیداری نشست هماندیشی خردسرای زروان:
❇️ موضوع: چگونگی خوانش و شرح عکسهای لو رفتهٔ کاخ گلستان
✅ سخنران: محمدرضا طهماسبپور
«پژوهشگر مستقل تاریخ عکاسی ایران»
▫️کلاس تاریــــخ هنر
✅ تاریخ نشست: ۲۵ تیرماه ۱۴۰۳
#گزارش_دیداری
#محمدرضا_طهماسبپور
#تاریخ_هنر
#بایگانی_نشستها
@khorshidraga
@Tehran_WikiBook
✍آلبوم مشاهير قاجار
▪️محل نگهداری کتابخانه ملی فرانسه
#مشاهیر_قاجار
#آلبوم_عکس
▪️ عکسهای آلبوم:
ناصرالدين شاه قاجار
مظفرالدين ميرزا وليعهد(مظفرالدين شاه)
کامران ميرزا نايب السلطنه
غلامعلی خان عزيز السلطان(مليجک)
لوگوی آتليه نادار
زن کرد
زن کرد
زن ايرانی با لباس اندرونی
شاهزاده منوچهر ميرزا
مسعودميرزا ظلالسلطان
بدون محتوا
از راست ميرزا علی خان امينالدوله و ميرزا محسن خان مَيرالدوله و ميرزامحسن خان معينالملک
محمد قاسم خان صاحب جمع (وکيل السلطنه-عز السلطنه)
محمد علی خان معين نظام (وکيل الدوله-آقابالا خان سردار افخم)
عزيز خان خواجه
ميرزا نظام الدين خان مهندس الممالک(ميرزا نظام)
يحيیخان معتمدالملک(ميرزا نظام)
ميرزا عبدالله خان يوشی انتظام الدوله(سردار امجد)
محمد حسين خان اعتماد السلطنه(محمد حسن خان صنيع الدوله)
عباسميرزا ملکآرا
بدون محتوا
ميرزا علیاصغرخان امينالسلطان(اتابک اعظم)
شاهزاده منوچهر ميرزا
بدون محتوا
ميرزا اسماعيل خان امين الملک
حاجی محمد ميرزا کاشف السلطنه چایکار
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍ اقامتگاه سفیر فرانسه در ایران: جلوهای از هنر و معماری دوره قاجار
▪️نمایندگیهای سیاسی و اقامتگاههای نمایندگان سیاسی کشورهای قدیمی در کشورهای قدیمی دیگر، معمولاً از نظر معماری و هنر دارای ارزش زیادی است.
یکی از این بناها اقامتگاه سفیر فرانسه در ایران است که قدمتش به دوره قاجار میرسد. در فایل پیوست شده اطلاعات جالبی درباره پیشینه و ابعاد فرهنگی این بنا به دست میآورید.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍سر تقدم و تأخر برای ورود به تکیه بین دو دسته زد و خورد در میگرفت.
#مراسم_مذهبی
#تعزیه
#وضعیت_اجتماعی_شهر
#تهران_در_گردش_ایام
#تهران_در_نگاه_دیگری
#محلات_تاریخی
▪️در شهر طهران يک ماه قبل از محرم و صفر، یعنی از نیمه ذيحجه الحرام مقدمات عزاداری از برپا کردن چادر و لوازمات آن از طرف طبقات مختلف عمومی و رجال و اعیان روز فراهم میگردید، زنجیرزنها، قمهزنها، كتلها، بیرقها، علامتها، کجاوهها، لباسهای سیاه، پیراهن سیاه برای سینهزنها و زنجیرزنها، و تمام اینها از ناحیه مردم بنام نذورات تهیه و تدارک میشد و بسردستههای هر قسمت تحویل میدادند.
هر محله برای خود دسته و عده مخصوصی داشت، که سران دستهها برای فراهم کردن وسائل مانند علم و کتل و غیره و نیز برای تعیین خط سیر دستهها، برای اینکه تصادفی روی ندهد، جلساتی باهم مذاکره و برنامه برای این کار تهیه و تنظیم مینمودند که به موجب برنامه هر دسته خط سیر معینی داشت دسته ایکه از مرکز محله خود حرکت میکرد، به تکیه و محلی که قبلا معین گردیده بود، حرکت میکرد و بمقصد معین میرفت. این دسته از نفرات که بتفاوت کمتر از پانصد نفر نبود، در حدود ساعت نه الی ده صبح حرکت و تا ساعت دو الی سه بعد از ظهر مراجعت بجای خود مینمودند، و برای کارگران این دستهها ، از قبیل علمدار، بیرقدار و غیره، نان و آبگوشتی و در بعضی محلها برنج هم تهیه میگردید، که در مراجعت پس از صرف نهار وقدری استراحت خود را برای حرکت شب به تکایای مورد نظر آماده مینمودند.
دستهها موظف بودند، فقط چند دقیقه در تکیه توقف نموده بعد مراجعت و با همان برنامه بخط سیر خود ادامه دهند با وجود این پیش بینیها باز هم اتفاق میافتاد، که دستههای مختلف در يک موقع به تكيهای میرسیدند و بر سر تقدم و تأخر بین دو دسته زد و خورد در میگرفت و گاهی چند نفر از طرفین زخمی و کشته هم میشد، و این عمل غالباً در روزهای تاسوعا و عاشورا اتفاق ، و روی میداد.
جالب ترین مرام عزاداری تعزیه (شبیه) و یا باصطلاح امروز (نمایش) بود ، و و گاهی برنامه این عزاداری و تعزیه بقدری جالب و باشکوه برگزار میشد که واقعاً دیدنی و جالب بود ، مثلا يک دسته كه از خیابان اسمعیلبزاز یا چالهمیدان حرکت میکرد برای تکیه دولت، تمام صحنه جنگ میدان کربلا را، از اسب و شتر ، و کجاوه ، ونعشها (بنام) حرکت میدادند، البته با لباسهای مخصوص بخود، مردها اسب مشغول خواندن اشعار مناسب با روز، يک دسته از سواران بنام قشون فاتح ابن سعد و شمر دسته دیگر که غالباً زنها وسوار شترهای بدون جهاز بودند بنام اسرای سیدالشهدا. نعشها هم از مردان و اولادان سيد الشهداء حتى طفل شیر خواره بودند .
مردم در مسیر و خط حرکت دستجات از زن و مرد و بچه بقدری ازدحام میکردند که راه عبور و مرور بسته میگردید ، و صدای گریه مخصوصاً از زنها غوغایی برپا میکرد، و واقعاً شقاوت و قساوت وظلم بنیامیه و يزيد را نسبت به سیدالشهدا و اهلبیت ایشان مجسم مینمودند، و این بهترین راه تبلیغ بر حقانیت سيدالشهداء علیهالسلام و آل او بوده.
تنها چیزی که شایسته نبود - قمهزنی باصطلاح شاه حسینی بود _ که با قمه سرشان را مجروح میکردند که خون سرازیر و تمام بدن و پارچه سفید بنام (کفن) را خونی میکرد، و گاهی از حال میرفتند که آنها را به بیمارستان میبردند.(اعظام قُدسی، ۱۳۴۲، ج۱: ۶۴)
منبع: اعظام قُدسی (اعظام الوزاره)، حسن. ۱۳۴۲. کتاب خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. تهران: بی نا.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
▪️در شهر طهران يک ماه قبل از محرم و صفر، یعنی از نیمه ذيحجه الحرام مقدمات عزاداری از برپا کردن چادر و لوازمات آن از طرف طبقات مختلف عمومی و رجال و اعیان روز فراهم میگردید، زنجیرزنها، قمهزنها، كتلها، بیرقها، علامتها، کجاوهها، لباسهای سیاه، پیراهن سیاه برای سینهزنها و زنجیرزنها، و تمام اینها از ناحیه مردم بنام نذورات تهیه و تدارک میشد و بسردستههای هر قسمت تحویل میدادند.(اعظام قُدسی، ۱۳۴۲، ج۱: ۶۴)
منبع: اعظام قُدسی (اعظام الوزاره)، حسن. ۱۳۴۲. کتاب خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. تهران: بی نا.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
✍دستور خراب کردن ساختمانهای شاهان صفوی توسط ناصرالدینشاه
#میراث_فرهنگی
#بناهای_تاریخی
▪️در ایامی که آقا (سیدجمالالدین اسدآبادی) در اصفهان بود از خراب کردن عمارات عالی صفویه و قلع آثار آن دودمان مطلع شد. بسیار بسیار اوقاتش تلخ شد. روزی که ببازدید #رکنالملک و #مشيرالملک کسان #ظلالسلطان میرفت بمن گفت: «در این باب بایشان طعن سخت خواهم کرد» گفتم: «چیزی نفرمائید فایده ندارد» قبول نکرده گفت: «همه این بدیها از سکوت و صبر علماء است که محض خوف با طمع دنیا حق را نمیگویند» پس از اینکه با ایشان ملاقات کرد فرمود: «مگر شما انسان نیستید یا هیچ از عالم خبر ندارید؟ در خارجه خرجهای زیاد میکنند که یک اثر قدیمی را حفظ کنند بلکه سهل است کرورها خرج کرده آثار قدیمهٔ دنیا را میبرند. شما بچه عقل و انصاف این آثار محترم یک دودمان سلطنتی را که کرورها خرج آن شده خراب کردید؟» ایشان گفتند: «ما نوکریم و جز اطاعت چاره نداریم!» فرمود: «اگر آقای شما امر کند بقتل مظلومی شما باید بکنید؟» گفتند: «چه علاج داریم؟ اگر نکنیم جان و آبرو و مال ما در خطر است» فرمود: «اف بر اين نوکری! از کجا معلوم است که شاه باین فضیحت و خرابی راضی بوده؟».
شبی ظلالسلطان، آقا و بنده را بمجلس استماع ذکر مصیبت و صرف شام دعوت کرد. جمعی از علماءِ و طلاب حاضر بودند، حاجی سیدجعفر و شیخ محمدتقی معروف به آقای نجفی هم حضور داشتند. بعد از صرف غذا بهر یک از طلاب يک اشرفی داده روانه کردند. آقا سیدجمالالدين فرمود: «حضرت والا! طالبم مجلسی شما را در خلوت ملاقات کنم» او گفت: «من همه وقت برای ملاقات شما حاضرم». پس فردا کالسکه فرستادند و من ترتیبی دادم که آقا با ظلالسلطان تنها صحبت کنند تا من مجبور نشوم گفتههای ظلالسلطان را تصدیق کنم و بر هر گفتهای صحه بگذارم. آقا را بردند.
آقا #سیدجمالالدین پس از اینکه از ملاقات #ظلالسلطان برگشت گفت:
«من از ظلالسلطان ناامید نشدم زیرا وقتی مرا دید گفت: "برای چه وقت ملاقات خواستيد؟" گفتم: "حقیقت اینکه میخواستم بشما عتاب کنم در خصوص اینکه در اروپا و چین و هند و سایر ممالک آثار قديمه را با کمال دقت حفظ و تعمیر میکنند و برای افتخار بواردین تماشا میدهند. شما را چگونه دل رخصت داد که آثار دودمان محترمی مثل سلاطین صفویه را اینطور بخاک پست کردید؟" آهی کشیده گفت: "افسوس که پسر پادشاهم و آزادی ندارم!" پس بولیخان گفت جعبه اسناد را آورده چندین حکم مؤکد شاه را برای خرابی یادگاران صفویه ارائه کرد. گفتم: "باز شما پسر شاه بودید میتوانستید توسط کنید" پس کاغذهای چند از شاه سراپا فحش بسلاطین صفویه ارائه کرده گفت: "اينها جواب توسط من است! باز این مساجد چون در دست علماء است سالم مانده و این عالیقاپو و میدان را بزور نگاه داشتهام و این سربازها را منظم کردهام، همه خلاف میل پادشاه است. او میخواهد کسان و خادمان همه نادان و خر باشد مثل مليجک پسر میرزامحمد که تمام ممالک اروپا را با شاه دیده و الان اگر از او بپرسد میان انگلیس و فرانسه و آلمان را فرق نمیدهد! نمیدانید شاه چه نیتی دارد؟! این طور کارهای نفرتآور را بمن تکلیف و اجبار میکند و کشتن بعضی اشخاص بزرگ را بمن حکم میکند تا مرا منفور نماید. نمیدانم چه غرضی دارد حتی اینکه نمیخواهد ما برادران با هم خوب باشیم!" بعد گفت: "انشاءالله بطهران رفته عرایض مرا تصدیق خواهید کرد."» (سیاح، ۱۳۵۶: ۲۹۲/۲۹۱)
منبع: سیاح، حمید. ۱۳۵۶. خاطرات حاجسیاح یا دورهٔ خوف و وحشت (چاپ دوم). به تصحیح سیفالله گلکار. تهران: انتشارات امیرکبیر.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
#بناهای_تاریخی_جانی_در_بدن_ندارند.
@Tehran_WikiBook
✍آلبوم عکس بناهای قدیمی اصفهان و شکارهای ظلالسلطان
▪️این آلبوم به شمارهٔ (۱۱۷۷۲) در بخش نسخههای خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود.
#آلبوم_عکس
@Tehran_WikiBook
✍آلبوم عکس بناهای قدیمی اصفهان و شکارهای ظلالسلطان
▪️به قلم محمدرضا طهماسبپور(پژوهشگر مستقل تاریخ عکاسی ایران و کارشناسارشد عکاسی)
▪️در میان گنجینههای ارزشمند کتابخانه مجلس شمار اندکی آلبوم عکس دیده میشود که در ردیف مجموعه عکسهای ارزشمند دوران قاجار و قرن نوزدهم به شمار میرود.
در این میان آلبومی از عکسها و بناهای قدیمی اصفهان و شکارهای ظلالسلطان، پسر ارشد ناصرالدین شاه قاجار و حاکم اصفهان در سالهای سلطنت ناصرالدین شاه موجود است که از جنبههای بسیاری قابل بررسی است. این آلبوم به شمارهٔ (۱۱۷۷۲) در بخش نسخههای خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود.
در این آلبوم، ۴۰ قطعه عکس قرار داده شده که ۱۵ قطعه آن از بناهای قدیمی و تاریخی شهر اصفهان عکس برداری گردیده است شوربختانه برخی از این آثار ارزشمند تاریخی دیگر وجود ندارند و همین موضوع سبب شده تا ارزش تصاویر موجود در این آلبوم از منظر مستندنگاری دو چندان شود گوشههایی از چهرۀ قدیم شهر اصفهان در دوران قاجار در این عکسها نمایان است.
@Tehran_WikiBook
✍چون از مباشرت به نحر شتر اکراه دارد هر سال از این حق شاهانه به یک نفر شبیه خود وامیگذارد.
۱۳۱۰ هجری قمری.
#وضعیت_اجتماعی_شهر
#تهران_در_نگاه_دیگری
#تهران_در_گردش_ایام
#مراسم_مذهبی
▪️با وجود این گرما باید امروز برای حضور در مراسم عید قربان به طهران برویم. عید قربان را مسلمین به یادگار حضرت ابراهیم میگیرد و در این روز هر مسلمان مؤمنی باید لااقل جوجهای را سر ببرد. سلطان عثمانی به دست خود گوسفندی را در اسلامبول قربانی میکند ولی در طهران شاهنشاه امر به کشتن شتری میدهد تا از سلطان عقب نمانده باشد و چون از مباشرت به نحر شتر اکراه دارد هر سال از این حق شاهانه صرف نظر میکند و آن را به یک نفر شبیه به خود که روز عید لباسی فاخر در بر میکند و بر اسبی آراسته مینشیند وامیگذارد. این مرد به قدری به شاه شبیه است که تا مدتی مردم او را به جای شاه میگرفتند.
مراسم نحر شتر قربانی در #میدان_نگارستان صورت میگیرد و شاه با لباس تمام رسمی با همراهان در بالاخانه مینشیند. جمعیت زیاد در کنار منازل اطراف یا روی پشتبامها برای تماشا میایستند.
شتر را که سراپا غرقه در زینت و آرایش است از #خیابان_ظلالسلطان با یک دسته نظامی و شاه یک روزه که نیزهای در دست دارد وارد میدان #نگارستان میکند در حالی که بیچاره شتر قربانی پیش میآید و بیخبرانه سر خود را به طرف چپ و راست بر میگرداند. همینکه حیوان به وسط میدان رسید جل و جهاز لطیفی را که بر او انداخته بودند برمیدارند و با یک نیزه حلقوم او را میشکافند. هنوز حیوان بینوا جان نداده جمعیت با فریاد و تنهزدن به یکدیگر بر سر او میریزند و قطعهقطعه گوشت او را از دست یکدیگر میربایند.
این قبیل مراسم چه به عنوان سوگواری برای ائمه باشد چه به عنوان قربانی منتهی درجه تعصب مردم را ظاهر میکند چه در روز عاشورا عامه آنقدر بر سینه میزنند که خون از آنها جاری میشود و در عید قربان به این عنوان که ثواب دارد گوشت شتر را خام خام میخورند و بر سر بهدستآوردن قطعهای از آن به سر و مغز یکدیگر میکوبند. (فووریه، ۱۳۸۸: ۱۷۴/۱۷۵)
منبع: فووریه، ژوآنس. ۱۳۸۸. سه سال در دربار ایران: خاطرات دکتر فووریه پزشک ویژه ناصرالدین شاه قاجار. ترجمهٔ عباس اقبالآشتیانی. تهران: نوین.
#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم.
@Tehran_WikiBook
