en
Feedback
Tehran_wikibook

Tehran_wikibook

Open in Telegram

#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم

Show more
991
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
Ettelaat.Archive.003.part01.rar2000.00 MB

+9
روزنامه اطلاعات از سال اول ۱۳۰۴ تا ۱۳۶۰ ▪️حجم هرفایل  دو گیگابایت (بخش دوم) #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

+9
روزنامه اطلاعات از سال اول ۱۳۰۴ تا ۱۳۶۰ ▪️حجم هرفایل  دو گیگابایت (بخش اول) #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

«شانزه‌لیزه» طهران! تهران ۱۳۳۰ هجری قمری #لاله_زار #مظاهر_تمدنی_جدید #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #شهر_و_مدرنیته #محلات_تاریخی #امنیت_طهران #تفرج_در_شهر #خیابان_لاله‌زار ▪️عصر گردش رفتیم #خیابان_لاله‌زار که فعلا «شانزه‌لیزه» طهران ماست. جمعیت خیلی بود. زن زیاد بود. مغازه و دکان زیادتر شده بود. اما دیگر چیز تازه و تغییر کلی ندیدم مگر این‌که مردها قدری نظیف و پاک و خوش‌لباس‌تر شده زنها هم با کمال رغبت به گشاده‌روئی باز میل به حجاب دارند، یعنی خیلی میل دارند حجاب نکنند اما برای آن‌که در سایه نقاب و اندکی حجاب بهتر می‌توانند مردها را فریب دهند باز اندکی رو بگیرند به قول حافظ (سعدی): دیدار می‌نمایند و پرهیز می‌کنند / بازار خویش و آتش مردها را تیز می‌کنند (سالور، ۱۳۷۴: ج۵، ۳۸۱۱) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

ایرانیانی که در مسند قدرت بودند به‌علت فساد و تباهی و بی‌کفایتی خودشان و یا به‌نظر من به علت ضعف و حقارت مملکت، به جای آنکه از يک سیاست وطن پرستانه در رابطه با ملل دنیا برمبنای خواسته‌های واقعی ایران پیروی نمایند، از ترس و بی‌شهامتی مشغول رقصیدن به ساز روس و انگلیس بودند. ۱۳۰۵ خورشیدی ▪️یکی از مسائل بسیار جالب توجه سیاست بین‌المللی در ایران، آنست که در این کشور علایق روسیه و انگلیس با هم نسبت معکوس دارند یعنی اگر هیئت سیاسی انگلیس به امری اظهار علاقه نماید، بدون شک هیئت سیاسی روس مخالف آن امر است و بالعکس. یعنی مسائل قابل توجه دو کشور روس و انگلیس در ایران درست بر ضد یکدیگر است، به همان صورت که در دنیای قدیم بین روم و کارتاژ وجود داشت. به نظر بعید می‌رسد که بتوان جواب صریحی بر این پرسش یافت که آیا علل مخالفت‌های دو قدرت بزرگ با یکدیگر در ایران پیوسته حقیقی بوده یا خیر؟ و یا اگر همتی برای برطرف کردن و حل این کشمکش‌ها (اگر واقعاً کشمکشی باشد) مصروف گردد آیا نتیجهٔ آن به نفع استقلال ایران خواهد بود یا نه؟ ایرانیان همیشه خاطرات تلخ بعد از سال ۱۸۹۰ را به خاطر خواهند داشت، سال‌هایی که ایران صحنهٔ جدال‌های سیاسی و اقتصادی این دو دولت بود و روزگار حقارت‌آمیزی که صرف دادن امتیاز به این یکی و پرداخت غرامت به آن دیگری می‌شد، دوران زبونی و آشفتگی و اضمحلال. در آن سال‌ها، ایرانیانی که در مسند قدرت بودند به‌علت فساد و تباهی و بی‌کفایتی خودشان و یا به‌نظر من به علت ضعف و حقارت مملکت، به جای آنکه از يک سیاست وطن پرستانه در رابطه با ملل دنیا برمبنای خواسته‌های واقعی ایران پیروی نمایند، از ترس و بی‌شهامتی مشغول رقصیدن به ساز روس و انگلیس بودند. ولی باید اذعان داشت که کوشش ایران در پیروی از سیاست «درهای باز» در فرصت به‌دست آمده بعد از جنگ جهانی قابل تمجيد است و کشورهای خارجی بایستی در ارزیابی‌های سیاسی مجدد خود (اگر آن‌طور که واقعاً صورت ظاهر آنها نشان می‌دهد) وجود ایران را به‌عنوان یک کشور مستقل از نظر سیاسی و اقتصادی در نظر بگیرند. ایران هم باید علاوه بر استحکام موقعیت بین‌المللی، به فکر اتحاد و اتفاق ملت خویش باشد. (میلسپو، ۱۳۵۶: ۱۱۴) منبع: میلسپو، آرتور چستر. ۱۳۵۶. ماموریت آمریکایی‌ها در ایران. ترجمهٔ حسین ابوترابیان. تهران: انتشارات پیام. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍ آیین رونمایی از کتاب: تجارتخانه صادقی منتخبی از نامه‌ها و اسناد فارسی و روسی خانواده صادقی (۱۹۲۶_۱۹۰۲میلادی) [۲جلدی] نویسند
آیین رونمایی از کتاب: تجارتخانه صادقی منتخبی از نامه‌ها و اسناد فارسی و روسی خانواده صادقی (۱۹۲۶_۱۹۰۲میلادی) [۲جلدی] نویسندگان: منصور اتحادیه، علی صادقی، متین صادقی ناشر: تاریخ معاصر #رونمایی_کتاب ▫️سخنرانان: منصوره اتحادیه سهیلا ترابی فارسانی متین صادقی رقیه اقابالازاده مریم کاشف‌نیا ▫️دبیر نشست: الهام ملک‌زاده ▫️زمان: چهارشنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ ▫️مکان: خیابان استاد نجات‌الهی، بوستان ورشو، خانه اندیشمندان علوم‌انسانی، سالن حافظ ▫️درباره کتاب: تجارتخانه صادقی روایتی است از زندگی پر فراز و فرودِ یک تجارتخانۀ خانوادگی با پیشینه‌ای ۱۷۰ ساله که در آغاز قرن بیستم میلادی و در زمان جنگ جهانی اول، انقلاب بلشویکی و جنگ‌های داخلی روسیه، دارای روابط تجاری گسترده‌ای با آن کشور بوده و با بحران‌هایی چون کشتار جمعی، قحطی، تورم افسار گسیخته، ازهم پاشیدگی صنایع و لغو مالکیت خصوصی روبرو بوده و با صداقت و سربلندی از آنها عبور نموده‌اند. بررسی اسناد تجاری خانوادۀ صادقی در این دوران می‌تواند الگویی آموزنده برای دست اندرکاران این روزهای سخت اقتصادی باشد. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم @Tehran_WikiBook

▫️بخش دوم و پایانی. [...]اما میگن شاه می‌بخشه شیخ‌علی‌خان نمی‌بخشه؛ بعد از اون من یک قبیله دعاگو تو محافل بالای تهرون پیدا کردم و یک مثنوی حرفای عاشقانه پشت سرم. حتی سال‌ها بعد تو آمریکا یک خانمی از آشناهای دور به من گفت به خاطر این موضوع همیشه ازم متنفر بوده. چند روز بعد شاهدخت اشرف خواهر شاه، به من تلفن کرد سر کارم گفتم چه خبر شده ایشون به من اونم سر کارم زنگ میزنه؟ گوشی رو که گرفتم گفت کامران من به شرط بستم! فوراً دوزاریم افتاد گفتم متأسفانه شرطو باختین پرسید از کجا میدونی چی بوده؟ گفتم راجع به مجسمه‌س دیگه. گفت یعنی این کارو کردی؟ گفتم بله مقداری جدی و شوخی و انگار باور نمی‌تونست بکنه گفت یعنی مجسمه‌ی خود تو؟ گفتم اما نه شمشیری در دست داره و نه اسبی سواره، حتی وسط میدونی‌ام نیس، یه رهگذر مفلوک و خسته‌س تو پیاده‌رو بعد دعوتش کردم با همراهاش و اونایی که پشت سرم سیم کشی کرده بودن یا شرطو بهشون باخته بود یه روز بیان موزه هم مجسمه رو ببینن هم چلوکباب بخورن. ایشونم اومد و مقداری شوخی کرد و چلو کباب و قضیه به خیر و خوشی تموم شد. یعنی از لحاظ ترسی که ممکن بود با دستگاه مسأله پیدا کنم تموم شد اما اون سوتفاهما و تعبیر و تفسیرهای دیگرونو دیگه کاریش نمی‌شد کرد. البته خوشبختانه غیر از کارکنان موزه و آدمای آشنای دور و بر کسان زیادی نمی‌دونستن این مجسمه شکل منه اون وقت همین مجسمه تو بحبوحه‌ی انقلاب توسط کمیته‌ی دفتر معماریم توقیف شد و بعدم ناپدید.(دیبا، ۱۳۱۷، ۲۳) منبع: دیبا، کامران. ۱۳۹۳. باغی میان دو خیابان: چهارهزار و یک روز از زندگی کامران دیبا. تهران: بن‌گاه با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

اسم مجسمه رو فکر کرده بودیم بذاریم «مرد رهگذر» یه آدم خسته‌ای که درست توی پیاده‌رو جلوی در ورودی موزه روی نیمکت لمیده و داره خیابونو نگاه می‌کنه، اونوقت تو بحبوحه‌ی انقلاب این مجسمه توقیف و ناپدید شد. تهران سال ۱۳۵۶ #مظاهر_تمدنی_جدید #تهران_در_نگاه_دیگری #مدرنیته_و_تهران #تهران_در_گردش_ایام #موزه‌های_تهران #مجسمه‌های_تهران #پرویز_تناولی ▪️[...] یه مجسمه‌ای بود جلوی موزه. کار «پرویز تناولی» می‌دونی ما با هم خیلی رفیق بودیم تا اون موقع شیش‌تای دیگه مجسمه برام ساخته بود که بعد بهشون می‌رسیم. این یکی رو از طرف موزه بهش سفارش داده بودم درست قبل از افتتاح موزه اسمشم فکر کرده بودیم بذاریم «مرد رهگذر» یه آدم خسته‌ای که درست توی پیاده‌رو جلوی در ورودی موزه روی نیمکت لمیده و داره خیابونو نگاه می‌کنه. می‌خواستم در دسترس عابرین باشه، یه رابطی بین موزه و آدم‌های خیابون به حالتی از قابل دسترس بودن هنر رو نشون بده، متوجه هستی؟ یه جور دعوت و تشویق به داخل شدن و ارتباط و از این حرفا. در واقع، یه‌جور خوش آمدگویی هم به کسایی که ممکن بود مرعوب این ساختمان بزرگ بشن. بعد از اینکه حرفا و مشورتمون رو با #تناولی تمام کردیم، من دنبال کارای موزه و خرید تابلو و بازدید نمایشگاه‌ها رفتم خارج؛ لندن و پاریس و نیویورک یه روز زنم، «هیلری» بهم تلفن کرد که تناولی اومده خونه و می‌خواد یکی از لباسامو قرض بگیره. فکر کردم می‌خواد کت و شلوارمو به عنوان مدل به خیاط نشون بده تا لنگه‌شو براش بدوزه. اون موقع «جُرجُ آرمانی» می‌پوشیدم که خیلی طالب داشت. وقتی از سفر برگشتم، تناولی تلفن کرد برم خونه‌اش. خونه‌ی اونو من طراحی کرده بودم.... و اخیراً قرار بود موزه بشه که به دلایلی نشد. به هر حال، وقتی وارد کارگاه تناولی شدم، دیدم مجسمه شباهت عجیبی به من داره. بی‌اختیار گفتم این کیه؟ ضمناً چشمم افتاد به دور و برم، دیدم عکسام بزرگ و کوچیک اینور و اونور رو دیوار نصب شده و کت و شلوارم آویزونه به جالباسی. این مرد رهگذر، کسی که قرار بود به مردم خوش آمد بگه و دعوتشون بکنه به موزه، صورت منو داشت. به تناولی گفتم: چرا این کار رو کردی؟ آخه مگه تو این مملکت غیر از مجسمه‌ی شاه، مجسمه‌ی دیگه‌ای هم می‌تونه باشه؟ حالا ابن سینا و فردوسی و سعدی و اینا یه چیزی ولی آخه من؟ غیر از این که از لحاظ دستگاه و جو سیاسی برام ایجاد مسأله می‌کرد، مسلم بود دیگرونم فکر می‌کردن من واسه بزرگداشت خودم سفارش یه مجسمه از خودم دادم و یه همچی کاری تو فرهنگی که فروتنی یکی از فضائلشه، کاری حسابی خودنمایانه و از خود متشکرانه است. خب، تناولی از عکس‌العمل من ناراحت شد و یه خورده هم شاید دستپاچه. به هر حال، هنرمند آزاده‌ای بود که به این مصلحت‌اندیشی‌ها و ریزه‌کاری‌های سیاسی توجه نداشت یا اهمیت نمی‌داد. مجسمه‌های قبلی‌رو هم از روی قیافه‌ی نزدیکان و شاگردهای خودش ساخته بود. گفت: بالاخره مجسمه باید شکل یکی باشه، کی بهتر از تو که معمار و مدیر موزه‌ای؟ گفتم: باید فکر دردسرهاشو کرد. گفت: می‌دونی چیه؟ اصلاً این مجسمه‌ی تو نیست، یه رهگذر خسته‌س. گفتم: به هر حال، برای من غیرممکنه این مجسمه رو به نمایش بذارم. از یک طرف بودجه‌ای مصرف شده بود و از طرفی ایده صحیح از آب در نیومده بود. باید یه فکری برای این موضوع می‌کردم. به هیلری گفتم: حالا چه کار کنم؟ گفت: با مادرت مشورت کن. مادرم گفت: چرا مسأله رو با ملکه در میون نمی‌ذاری؟ اون می‌تونه از شاه سؤال کنه. رفتم پیش ملکه و ماجرا رو مو به مو براش گفتم. قرار شد صحبت کنه و خبرشو بهم بده. چند روز بعد تلفن کرد که شاه وقتی داستان رو شنیده لبخندی زده و شونه‌هاشو بالا انداخته. به تناولی گفتم که مسأله‌ی سیاسی‌ش برطرف شد، ولی شک دارم تو این کار، اثر بدی می‌ذاره و غیر از سوتفاهم چیزی بار نمی‌آره. تناولی با قاطعیت تردید منو تکذیب کرد و استدلال آورد که مگه این همه هنرمند از پرترهای اطرافیانشون تو کاراشون استفاده نکردن؟ خب این یه رسمه، وقتی مجسمه ساخته شده و اسمش مرد رهگذره دیگه شباهتش با کسی به حساب نمی‌آد و مطلقاً اهمیت نداره روز افتتاح به سرعت نزدیک می‌شد و من به شدت درگیر کارا بودم رضایت شاه و استدلال‌های تناولی هم خیالمو نسبتاً راحت کرده بود، مجسمه رو گذاشتیم.(دیبا، ۱۳۱۷، ۲۱/۲۳) منبع: دیبا، کامران. ۱۳۹۳. باغی میان دو خیابان: چهارهزار و یک روز از زندگی کامران دیبا. تهران: بن‌گاه با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook ▫️ادامه دارد ...

مستند‌«مجسمه‌های تهران» ▪️کارگردان: بهمن کیارستمی ▪️سال تولید ۱۳۸۶ #مستند #بهمن_کیارستمی ▪️مجسمه‌های تهران کاربرد بناهای تاریخی را در تهران امروز محقق می‌سازد، ابر شهری سوار بر ایدئولوژی پست مدرن، آسیب دیده از فراموشی. این فیلم عمدتاً سرنوشت دو مجسمه عمومی را دنبال می کند. اولین مجسمه کاری پیشرو و مدرن سفارش داده شده توسط خانواده سلطنتی در دهه ۱۹۷۰ میلادی از مجسمه های ساخته بهمن محصص است. دومین مجسمه ادای احترامی است به انقلاب اسلامی( جبهه و انقلاب) که توسط ایرج اسکندری ساخته شده است. به دلیل حراست از انقلاب نخستین مجسمه مورد غفلت و بی مهری قرار گرفت و در انبار به دست فراموشی سپرده شد. مجسمه دوم، نشان اختصاصی و مهم بین هزاران طرحی بود که یاد جنگ ایران و عراق را پاس می‌داشتند؛ اما زمان زیادی نگذشته بود که برنامه‌های حذف این بنای تاریخی به دلیل ساخته شدن یک ایستگاه مترو آغاز گردید. آیا این مجسمه‌ها به شهر باز می‌گردند؟ #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

برنده‌ها هم بازنده‌اند! خاطرات احمد نفیسی شهردار سابق تهران ▪️نویسنده: احمد نفیسی ناشر: نشر علم چاپ اول: ۱۳۷۸ #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

در همان روزها به وسیله انجمن‌های محلی قرار گذاشتیم همه درخت‌های حاشیه خیابان پهلوی از شهر تا تجریش را شماره‌گذاری کرده به خانه‌های مجاور برای نظارت در نگاهداری سپردیم تهران حوالی سال ۱۳۴۰ #مظاهر_تمدنی_جدید #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #تغییرات_شهر #پارک_های_تهران #پارک_ساعی ▪️از مدت‌ها پیش زمین‌های #عباس_آباد که در شمال تهران واقع بود میان افسران تقسیم شده بود. در جنوب آن #بانک_کشاورزی میان #خیابان_پهلوی (ولی عصر) و کورش (شریعتی) زمین‌هایی را مالک بود که بنا بود آن را به شهرداری تهران برای تبدیل به پارک واگذارند. بدبختانه کم‌همتی با مسامحه‌کاری بانک یا شهرداری یا هر دو سال‌ها کار را تأخیر انداخته بود وقتی چرخ‌های زنگ خورده را روغن زدیم و به دنبال زمین رفتیم دیر شده بود و قسمت اعظم زمین که در حدود ۳۵۰,۰۰۰ متر بود به رجال و کارکنان والامقام واگذار شده بود خیابان‌های بخارست و وزراء و کوچه‌های شرقی غربی آنها و خیابان سهروردی و متفرعات آن از دسترس بیرون بود آنچه مانده بود یک قطعه ۱۰۰,۰۰۰ متری محدود به خیابان پهلوی و یک ۵۰۰۰ متری محصور بین کوچه ساعی و بخارست. برای اینکه از تجاوز به باقیمانده جلوگیری شود به بانک ساختمانی و بانک کشاورزی که متولی تقسیم قطعه اراضی بودند مراجعه شد و در همان حال سازمان پارک‌های شهرداری مکلف گردید جهت جلوگیری از دست اندازی بیشتر گرداگرد آنچه مانده بود حصاری بکشند و به یاری شورای عالی فنی شهر که از مهندسان عالی رتبه آن زمان تشکیل شده بود به طراحی و تنظیم برنامه ساختمان جایگاه گل‌خانه‌ها و گل‌کاری و درخت‌کاری پرداختیم به طوری که به فاصله سه چهار ماه آب نماها و ساختمان‌های مورد نیاز و باغچه‌بندی و لوله‌کشی و برق و میدان بازی‌بچه‌ها و گل‌کاری آماده شد و درختکاری هم از پایان فصل پاییز آغاز گردید و برای افتتاح در روز درختکاری در ماه بهمن ۱۳۴۰ از آقای دکتر امینی دعوت شد. پارک بنام شادروان ساعی که در حادثه سقوط هواپیما به سر منزل ابدی شتافته بود نامیده شد و ستون یادبودی در جنوب پارک برپا گردید در همان روزها به وسیله انجمن‌های محلی قرار گذاشتیم همه درخت‌های حاشیه خیابان پهلوی از شهر تا تجریش را شماره‌گذاری کرده به خانه‌های مجاور برای نظارت در نگاهداری سپردیم و چون در آن تاریخ بیشتر زمین‌های دو طرف جاده بایر بود و هنوز شهر توسعه امروزی نیافته بود آبیاری و حفاظت آنها به سازمان پارک‌ها سپرده شد و همین‌کار را در سایر نقاط شهر که درختان کهن داشتند به دست ساکنان مجاور ادامه دادیم. ضمن اینکه گودهای جنوب شهر را نیز در برنامه تبدیل به باغ و پارک گذاشتیم و انتقال کوره‌های آجرپزی که سال‌ها قرار بود به دور از محدوده شهر منتقل شود و قدمی برداشته نشده بود انجام شد و صنف کوره‌پز که حدود چهل هزار نفر کارگر زحمتکش داشت و رئیس آن مرد دانا و دلسوز و طرفدار بهداشت و آبادی بود (آقای کورنگ که اگر زنده است خوش باشد و چنانچه رفته روانش‌ شادباد) نهایت همکاری را بکار برد تا به تدریج کوره‌ها خراب شد و ساکنان محله‌های جنوب شهر از دو دوم آنها رها گردیدند. در پی فرصت تبدیل اراضی کوره‌پزخانه به پارک بودیم که عمر مدیریت من در شهرداری تهران بسر آمد. خوشبختانه پس از مدت‌ها آیندگان خوشبخت تری دنبال کار را گرفتند و توانستند قسمتی از آرزوهای بربادرفته را تجسم دهند دیدن و شاد شدن و سپاس خدای بزرگ را دریافتم! با توسعه درخت‌کاری سازمان پارک‌ها مورد توجه قرار گرفت و یکی از درست‌کارترین و پرکارترین پایه‌وران شهرداری تهران آقای حسن اسماعیلی به مدیریت آن گماشته شد. در جایی که گروه‌های متعدد برای یکدیگر سخن‌چینی می‌کردند و ناهمدلی و جدایی از مختصات کارکنان آنجا بود آن مرد براحتی با همه سازگار بود و وظایف خود را بی‌ریا و خودنمایی انجام می‌داد و هرگز کینه و دشمنی و حسادت آنها را برنمی‌انگیخت. به زودی پارک‌ها و باغ‌های شهرداری خزانه‌گل و درخت شد. از هلند پیاز گل و بذر وارد کردیم و به تکثیر درخت و گل پرداختیم که هم نیاز باغ‌ها را برآوریم و هم با بهای ارزان در دسترس هم شهریان قرار دهیم.(نفیسی، ۱۳۷۸، ۱۹۹/ ۲۰۱) منبع: نفیسی، احمد. ۱۳۷۸. برنده‌ها هم بازنده‌اند: خاطرات احمد نفیسی شهردار پیشین تهران(چاپ اول). تهران: نشر علم #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

آثار تاریخی و ابنیه قدیمی تهران موسسه تحقیقات اجتماعی #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

#فیلم_تاریخی ✍دیدار ۱۲۰۰ تن از کنگره فرهنگیان با محمدرضا شاه پهلوی در #کاخ_سعدآباد. با توجه به اینکه در این فیلم #دکتر_محمود_مهران #وزیر_فرهنگ هستند این دیدار باید در بین سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹ اتفاق افتاده باشد. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

ROYAL PERSIAN PAINTINGS The Qajar Epoch 1785-1925 #هنر_قاجار ✍عنوان فارسی: نقاشی‌های سلطنتی ایرانی عصر قاجار 1785-1925 Edited by: Layla S. Diba, with: Maryam Ekhtiar Essays by B. W. ROBINSON ✦ ABBAS AMANAT LAYLA S. DIBA ✦ MARYAM EKHTIAR ADEL T. ADAMOVA✦ AFSANEH NAJMABADI PETER CHELKOWSKI BROOKLYN MUSEUM OF ART L.B.TAURIS PUBLISHERS #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

تهران حق این لاف را دارد که یازده میل محیط آن است و دارای استحکاماتی اروپائی است. #تهران_در_نگاه_دیگری #وضعیت_اجتماعی_شهر #مظاهر_تمدنی_جدید #تهران_در_گردش_ایام ▪️ناصرالدين شاه علاوه بر موجبات عمدهٔ دیگر حق این ادعا را هم دارد که شهر خود را غیر از نام از جهات دیگر نیز به صورت پایتخت درآورده است. بعد از بیست سال که از دوران فرمانروایی او گذشته از قرار معلوم به فکرش رسید که قبلهٔ عالم در محوطهٔ غیرکافی محصور گردیده از این رو ناگهان تهران بر مدار گسترش افتاد و او درصدد برآمد که حدود سابق آن را خراب کند و محلاتش را وسعت دهد. پس قسمت عمدهٔ برج و باروهای کهنه را خراب و خندق‌ها را صاف و حاشیه‌ای از بیابان اطراف را داخل شهر کردند و در یک میلی گودال سابق خندقی و سنگر جدید از روی طرح وبان (Vauban) ساختند که از نوع استحکامات پاریس پیش از جنگ با آلمان بوده است و مبلغ کلی از وجوهی که برای دستیاری قحطی‌زدگان سال ۱۸۷۱ از انگلستان ارسال شده بود صرف مزد کارگران برای حفر این خندق گردید که از طرف بیرون دیوارهای سخت عمودی دارد و همچنین برای ایجاد سنگرهای بلندی که در آن طرف خندق است. در این اقدامات سنگرسازی مصالح ساختمانی به کار نرفته است و حتی یک توپ هم برای دفاع مهیا نیست پیکره‌ایست هشت ضلعی که محیط آن یازده میل است و گمان می‌کنم که از لحاظ مهندسی نظامی برای منظور دفاعی پاک بی‌ارزش باشد. فایدهٔ عمدهٔ آنها تسهیل کار وصول ماليات نواقل در دروازه‌ها است با وجود این تهران حق این لاف را دارد که یازده میل محیط آن است و دارای استحکاماتی اروپائی است با دوازده دروازه و درون شهر نیز به همین نسبت ترقی کرده است. (کرزن، ۱۳۷۳، ج۱: ۴۰۵) منبع: کرزن، جورج ناتانیل. ۱۳۷۳. ایران وقضیه ایران (چاپ چهارم). ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍بررسی مطبوعات #مطبوعات ▪️مجموعه‌ای از بریده روزنامه‌های اطلاعات سال‌های ۵۸ تا ۶۱ و همچنین کیهان سال ۶۱ (فروردین تا مرداد) است. اخبار آموزش و پرورش و انقلاب فرهنگی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

قرار می‌گذاریم اشخاص جاهل بیکاره را به این نام (وزیر) بخوانیم! ایران ۱۳۲۶ هجری قمری ▪️هیئت وزرای ایران (قرار می‌گذاریم اشخاص جاهل بیکاره را به این نام بخوانیم) عبارت است از ده نفر اعيان درجهٔ اول ایران که دارای هیچگونه معلوماتی نیستند. معلومات آنها عبارت است از خواندن کاغذ و از حفظ داشتن قرآن و اشعار سعدی. یگانه وزیر دانشمندی که فاکولته حقوق اونیورسیتهٔ سن پتربورگ را تمام کرده و به وزارت عدلیه منصوب شده بود چون نمی‌توانست هیچ گونه اقدامی برای بهبودی وضعیت اسف‌آور عدلیه ایران بکند ناچار شد همکاران نالایق خود را ترک گفته استعفا دهد. به مشارالیه نه اعتباری جهت پرداخت حقوق قضات می‌دادند و نه اجازه داشت قوانین جدیدی جهت توسعه قوانین شریعت که برای زندگی واقعی بدرد نمی‌خورد وضع کند و از اقداماتی که در نظر داشت برای جلوگیری از رشوه‌خواری که بی‌اندازه در ایران معمول است اعمال نماید جلوگیری شد... نباید به ایران باچشم اروپایی نگریست. دستوری که برای اروپاییان فوق‌العاده لازم است این است: « تا زمانیکه شخصاً دقت و وارسی کامل نکرده‌اید هیچ کار ایران را جدی نگیرید.» ما خیلی خوش‌باور هستیم. در روزنامه می‌خوانیم که «طهران بانک ایران با ودایع شخصی برای ترویج صنایع‌ملی و تجارت تشکیل شده» و باور می‌کنیم که این واقعاً بانک است نه انتشار عاری از حقیقت و هو. مخبرين جریده «رچ» به روزنامۀ خود تلگراف می کنند که « در تبریز اولین مریضخانه ایرانی تاسیس یافته وسایل مریضخانه را ستارخان بزرگترین مجاهد در راه آزادی ایران داده است.» مخبر روزنامه تویه‌ورمیا با قیافه جدی و حالت خونسرد خود به آنجا می‌رود و دو اطاق متعفن و ملافه‌های سوءظن داری می‌بیند در صورتی که طبیبی در بین نیست و فقط همان تابلو مریضخانه است. این قبیل تابلوها هر چیزی را در یک مملکت خراب و متلاشی شده‌ای مستور می‌سازند. وزارت‌خانه‌ها هم همین طور فقط اسامی بزرگ دارند. وزیر مالیه دیناری پول ندارد، وزیر جنگ عده‌ای برهنه و گرسنه تحت امر دارد. بدیهی است تیپ بریگاد قزاق تحت امر او نیست زیرا چنانچه به او بسپارند نمی‌داند با آنها چه بکند. وزیر عدلیه قوانین و مقررات قضائی ندارد. و [وزیر] معارف بدون مدرسه، وزارت خارجه رابطی است بین وزاری مختار و امیر بهادر آنهم در کارها و چیزهایی کمی اطلاعات کم و تصور مبهمی دارد. وزیر داخله هم فقط از روزنامه اخبار و اطلاعات بلوا و شورش و یاغی‌گری و غارت‌گری طوایف کرد و غیره و نافرمانی و گردن‌کشی را استنساج می‌کند. کلیه امور مربوطه این وزارت‌خانه‌ها در کیف چرمی یک نفری است که رئیس کابینه نامیده می‌شود و با وزیر از خانه به باغ وزارت‌خانه رفته مقابل فواره زیر سایه درختی نشسته ظاهراً نشان می‌دهد که مشغول انجام اوامر اداری است. بقیه درباریان قابل نام بردن نیستند، تمام شغل دولتی آنها عبارتست از رشوه‌خواری و چپاول نواحی است که به آنها سپرده شده. (مامونتُف، ۱۳۶۳: ۳۰۵/۳۰۶) منبع: مامونتُف، ن.پ. ۱۳۶۳. بمباران مجلس شورای ملی در سال ۱۳۲۶ هجری: حکومت تزار و محمد علی شاه. ترجمهٔ شرف‌الدین قهرمانی و به اهتمام همایون شهیدی. تهران: انتشارات اشکان. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

https://youtu.be/e-evHJj7Tl0?si=90J59PlLf-H3XSiQ ✍خانه اشترونک کارگردان: اشکان هدایی ▪️هنرستان صنعتی تهران، یادگار همکاری‌های آموزشی میان آلمان و ایران هنرستان ماندگار صنعتی تهران در سال ۱۲۸۶ با همکاری امپراتوری آلمان راه‌اندازی شد. این هنرستان ابتدا با نام مدرسه ایران-آلمان در خیابان ۳۰ تیر کنونی راه‌اندازی شد و سپس به نام‌های دیگری مانند هنرستان شهید بهشتی تغییر نام یافت. پس از ثبت هنرستان در فهرست مدارس ماندگار به هنرستان ماندگار صنعتی تهران تغییر نام یافت. هاینریش اشترونک اولین رئیس مدرسه صنعتی و دبیر درس شیمی و عبدالحسین میکده ناظم مدرسه شدند، علی اصغر صبا هم مترجم معلمان و کارشناسان آلمانی بود، نیما یوشیج، بزرگ علوی و نظام وفا نیز هریک در دوره‌ای دبیر ادبیات فارسی بودند. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍فریدریش زاره Friedrich Sarre نخستین مدیر موزه هنرهای اسلامی برلین بود. او به همراه ویلهلم فون بوده Wilhelm von Bode جزء پایه‌گذاران اصلی این موزه در آلمان به شمار می‌رود. ▪️فریدریش زاره علاقه زیادی به جمع‌آوری آثار و اشیاء تاریخی ایران داشت و آثار متعددی درباره آنها منتشر کرد. پی‌دی‌اف بارگزاری شده، بخشی از کتاب معروف وی با عنوان "معماری و آثار تاریخی ایران، مطالعه و ثبت تاریخی بناهای آجری اسلامی در خاورمیانه و ایران" است. ▪️عنوان کتاب به آلمانی: Denkmäler persischer Baukunst: geschichtliche Untersuchung und Aufnahme muhammedanischer Backsteinbauten in Vorderasien und Persien. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

ریکاردو بوفیل: لوکوربوزیه همان معماری بود که شهر را کشت. ▪️من همیشه گفته‌ام که لوکوربوزیه همان معماری بود که شهر را کشت. او تاریخ را کاملا نادیده گرفت. او از شهر متنفر بود. او می‌خواست شهر را تقسیم و به قلمروهایی برای زندگی، کار، تجارت و غیره تجزیه کند. او به شهر و بناها همچون ماشین می‌اندیشید. اما دیدگاه من همیشه برعکس او بوده. هر شهر مکانی است بسیار پیچیده‌تر {از آنچه لوکوربوزیه تصور می‌کرد}. شهر جایی متناقص و متضاد و مخدوش است. شهرها را باید تعمیر و درمان کرد، نه این که آنها را بکوبیم و از ابتدا بسازیم. شهرها از ده‌هزارسال پیش ایجاد شدند، اما برای لوکوربوزیه تاریخ وجود خارجی نداشت. بیانیه‌های او فقط رو به آینده داشت. اما این بدیهی است که مردم ترجیح می‌دهند در مراکز تاریخی زندگی کنند، نه شهرهای جدید. من تلاش کردم که برای مدرنیسم ساده‌انگار از طریق بازگرداندن روح شهرهای مدیترانه‌ای جایگزینی پیدا کنم. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily در سال ۲۰۱۶) برگرفته از وب‌سایت: Goftaar.ir #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook