كتابدونى
Open in Telegram
گزيده هايى از كتبى كه ميخوانم را ميگذارم + غيره آيدى من : @seyedi1374
Show more337
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
337
پیالهای که تو را وارهاند از هستی
اگر به هر دو جهان میدهند، ارزان است
.
.
.
درین بساط، چراغی که از نسیم فنا
به جان خویش نلرزد چراغ ایمان است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
آوارهی طلب را خضر است هر سیاهی
کشتیشکستگان را هر موج ناخداییست
تا نور حسن مطلق گوهرفروز خاک است
هر جغد بیپروبال در چشم خود هماییست
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
نیست از بخت سیه دلهای روشن را ملال
دیدهی آیینه شبها ایمن از نادیدنیست
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
دل درون سینهی من همچو پیکان در بدن
مینماید ساکن، اما روز و شب در رفتن است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
گفتگوی پوچ ناصح را نمیدانم که چیست
این قدر دانم که جای پنبه در گوشم تهی است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
هرچه جز گوهر عشق است درین بحر کف است
هر حیاتی که نه در عشق سر آید تلف است
نعل وارون نکند راست روان را گمراه
چه زیان دارد اگر پشت کمان بر هدف است؟
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
حیرت امان نمیدهدم تا نفس کشم
بیچاره طوطیای که در آیینهخانه است
.
.
.
روی شکفته خردهی جان را دهد به باد
کمعمری گل از نفس بیغمانه است
.
.
.
پروانهها فسرده، خموشند شمعها
در محفلی که پای ادب در میانه است
.
.
.
آبی که زندگانی جاوید میدهد
دارد اگر وجود، شراب شبانه است
.
.
.
هرکس به قدر هوش خود آزار میکشد
در بحر پر کنار، خطر بیکرانه است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
وصل، هجران است اگر دلها ز یکدیگر جداست
هجر، باشد وصل اگر دلها به هم پیوسته است
.
.
.
چون الف در مد بسمالله از اقبال بلند
جان ما با آن قد رعنا به هم پیوسته است
خندهی بیجاست برق گریهی بیاختیار
اشک تلخ و قهقه مینا به هم پیوسته است
.
.
.
بر نیاید از زمین شور صائب هیچ تخم
وای بر آن دل که با دنیا به هم پیوسته است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
از تهیمغزیاست امّید گشاد از ماه عید
ناخن تنها برای پشت سر خاریدن است
ما حجابآلودگان را جرأت پرواز نیست
گرد سر گردیدن ما، گرد دل گردیدن است
سرفرازی چشم بد بسیار دارد در کمین
تا بود روشن، مدار شمع بر لرزیدن است
.
.
.
سنگ طفلان میکند خوشوقت مجنون مرا
کار کبک مست در کوه و کمر خندیدن است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
رشتهی آه مرا در پردهی شبهای تار
فکر زلفش چون گره بر یکدگر پیچیده است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
به خوردن دل خود باش قانع از روزی
که نان خلق گلوگیرتر ز سوگند است
.
.
.
تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان
نگاه ما به نگاهی ز دور خرسند است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
آب چشم از دامن پاکان به جایی میرسد
شمع اگر در گوشهی محراب باشد بهتر است
.
.
.
سرو بیحاصل اگر از جا نخیزد گو مخیز
پای چوبین در حنای خواب باشد بهتر است
.
.
.
داغ ما صائب حریف چشم شور خلق نیست
جای می در جام ما خوناب باشد بهتر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
طفلیست راه خانهی خود کرده است گم
هر ناقصی که در صدد عیبجستن است
.
.
.
ما از شکست توبه محابا نمیکنیم
چون زلف، حسن توبهی ما در شکستن است
کفارهی شرابخوریهای بیحساب
هشیار در میانهی مستان نشستن است
.
.
.
درمان ما که سوختهایم از فراق می
چون داغ لاله در دل ساغر نشستن است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
فعل نیکو زشت میگردد ز نافهمیدگی
بخل در جای خود از احسان بیجا بهتر است
.
.
.
نیست جفت ناموافق را علاجی جز طلاق
با تو گر دنیا نسازد، ترک دنیا بهتر است
از بصیرت نیست پوشیدن ز دنیا چشم خود
چشم عبرتبین اگر باشد، تماشا بهتر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
به لب مباد رهش نالهای که بیاثر است
گره شود به گلو گریهای که بیجگر است
.
.
.
شکایت از ستم چرخ ناجوانمردی است
که گوشمال پدر خیرخواهی پسر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
حضور خاطر اگر هست در شکیباییست
دلی که صبر ندارد همیشه در سفر است
.
.
.
شود ز گوشهنشینی فزون رعونت نفس
سگ نشسته ز استاده سرفرازتر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
سعی در تحصیل اسباب جهان بیحاصل است
آنچه نتوان برد با خود، جمع آن بیحاصل است
.
.
.
مینماید هرچه هست آیینه از زیبا و زشت
خودستایی در حضور عارفان بیحاصل است
.
.
.
دانه از خاک فراموشان نمیآید برون
گریهکردن بر مزار رفتگان بیحاصل است
چشم ریزش داشتن از چرخ مینایی خطاست
پیش ابر خشک واکردن دهان بیحاصل است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
بیقراران بیشتر از وصل لذت میبرند
شعله تا بر خویش میجنبد شرر در منزل است
آهوی مشکین به آسانی نمیآید به دام
در کمند آوردن خوبان نوخط مشکل است
.
.
.
بس که دلها از تماشای تو گردیده است آب
از سر کوی تو بیکشتی گذشتن مشکل است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
تا درین دایرهای، خون خور و خاموش نشین
که در آغوش رحم، کار جنین خونخواریست
.
.
.
نسبت فقر به هر بیسروپا نتوان کرد
شالپیچیدن این قوم ز بیدستاریست
#صائب_تبریزی
#دیوان
