كتابدونى
Open in Telegram
گزيده هايى از كتبى كه ميخوانم را ميگذارم + غيره آيدى من : @seyedi1374
Show more337
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
337
این که روزی بیتردد میرسد افسانه است
پنجهی کوشش کلید رزق را دندانه است
.
.
.
هیچکس در پایهی خود نیست کمتر از کسی
گنج دارد زیر پر تا جغد در ویرانه است
.
.
.
حاصلش از رزق غیر از گردش بیهوده نیست
آسیا هرچند مستغرق در آب و دانه است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
نیست پروای اجل فرهاد شیرینکار را
مور شهد افتاده را مرگ از شکر شیرینتر است
از علمداران به قدر ظلم میماند اثر
عاملی کز وی نمیماند اثر عادلتر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
نیست از آب گهر بر جگر تشنهلبان
از لب لعل تو داغی که مرا بر جگر است
.
.
.
شکوه از سنگ ندارد گهر ما صائب
هر شکستی که به گوهر رسد از همگهر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
تلخی از دریای بیگوهر کشیدن مشکل است
گر امید وصل باشد محنت هجران خوش است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
.
.
.
فکر شنبه تلخ دارد جمعهی اطفال را
عشرت امروز بیاندیشهی فردا خوش است
.
.
.
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است
.
.
.
هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند
چهرهی امروز در آیینهی فردا خوش است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خود است
گر نمی در ساغر ما هست از جوی خود است
.
.
.
هیچ فردی در پی اصلاح خوی خویش نیست
هر که را دیدیم در آرایش روی خود است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
کوهکن حیف است فارغبال دارد تیشه را
ناخنی تا هست در کف، سینهپردازی خوش است
.
.
.
خانهسازی، در به روی دل برآوردن بود
از عمارت، در جهان خاک، خودسازی خوش است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
از پیر گوشهگیری و سیر از جوان خوش است
از تیر راستیّ و کجی از کمان خوش است
.
.
.
گر دیگران کنند تمنای دوستی
صائب به ترک دشمنی از دوستان خوش است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
روی تو را به زلف پریشان چه حاجت است؟
آتش چو سرکش است به دامان چه حاجت است؟
.
.
.
ریزش چه کار با دل بیآرزو کند؟
آن را که تخم سوخت به باران چه حاجت است؟
.
.
.
زندان بود به مردم خودبین سواد شهر
از خود رمیده را به بیابان چه حاجت است؟
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
هر که مست است درین میکده هشیارتر است
هر که از بیخبران است خبردارتر است
سوزن از خار چه خونها که ندارد در دل
خون فزون میخورد آن چشم که بیدارتر است
.
.
.
بار بردار ز دلها که درین راه دراز
آن رسد زود به منزل که گرانبارتر است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
میان بادهکشان بیتکلّفی باب است
رعایت ادب اینجا خلاف آداب است
.
.
.
میان صوفی پشمینهپوش پو زاهد خشک
تفاوتیست که در خارپشت و سنجاب است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است
.
.
.
حسن مغرور تو بیپرواست، ورنه آفتاب
در دل هر ذرّه از کوچکدلی گنجیده است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
بیکشش کوشش عاشق به مقامی نرسد
فارغ از سعی بود سالک اگر مجذوب است
دلپذیر است ز نزدیکی گل نشتر خار
هر جفایی که ز محبوب رسد محبوب است
#صائب_تبریزی
#دیوان
337
کاملان از عیب خود بیش از هنر یابند فیض
بهرهی طاووس از پا، بیش از بال خود است
#صائب_تبریزی
#دیوان
