𝗋𝖺𝗂𝗄𝖾𝗅 .
Open in Telegram
📽️ꜝThe story of the death of an author, a bone that is no longer green. It's s dead. "You drew stars around my scars and I suffered more" If there is sorrow, pain, don't kill it, talk to me. Unknown: @ADeadbonebot
Show more819
Subscribers
-624 hours
-267 days
-13330 days
Posts Archive
819
ملکوتی از آسمان نیمه شب بر تن خسته چشمانم جاری میشود، دیگر نمیبینم و سیاهی بر چشمانم چیره میشود.
شب را نمیبینم اما دستان تو را خوب میشناسم، حال تو چشمان منی من را به سمت خودت هدایت میکنی و در آغوش میکشی
گاه بوسه ای بر روی مژه های خیسم میگذاری و من لبخند زیبای روی لب های سرخ و قلمی ات میبینم
مرا از خود نمیرانی و من برایت میمیرم، من در عشق این چنین بودم، برای کسی که مرا در آغوش میکشید میمردم و جانم را به او میسپردم
چشمانم در شب نمیدید اما او را در اتاق سرد و نمورش می یافتم و تن سرما دیده اش را میان بازو هایم میگرفتم، میخندید و جانی به جانم اضافه میکرد
حد و مرزی برای دوست داشتنش قائل نبودم، به اندازهی بودن او دوستش داشتم، به اندازه هر جز کوچک از بدن او به اندازه بوسه های به هنگام غروب و خاموشی چشمانم
819
But if i keep my eyes closed she is a side of you, i will little shaking because i don't want to get hurt anymore
819
She says never be in love with someone else, but she did it first, you know what are you saying? Or it's kinda game that you play with others? Or it's just kinda bullshit that you said to all your lovers?
