The.Notebook 📓
Open in Telegram
491
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
آن نالههای درد
فریاد بیامان شد و پیچیده در زمان
وان اشکهای تلخ
طوفان سهمگین شد و پیچید بر زمین
افکند شعله در قفس، آن آه آتشین
صدها هزار دست در آمد از آستین
آزردگان ظلم پروردگان رنج
لب بستگان کین
چون دشت لاله شد
روی زمین ز خون جوانان نازنین.
-مشیری
«این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است اما مهمترینش یک جوانی بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است ..»
سال بلوا/عباس معروفی
رها کردم
هر آنچه را که به من آویخت
ما در حال سقوطیم
از دیوار کوتاه عمر
هیچ چیز ارزش سخت گرفتن ندارد
جز دستانت...
#شبآهنگ...
𝕌ℕ𝕋𝕆𝕌ℂℍ 🌕
حس میکردم از همهی این مردمی که
میدیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم.
بوف کور / صادق هدایت
و اما عزیزِ صبورم؛
روزی نهچندان دور، درهایی برایت باز میشوند که حتی آنها را نزده بودی.
در پایان من و تنهایی
با هم تنها خواهیم ماند
او آتش سیگارش خاموش خواهد شد
و من هم برای همیشه خواهم خُفت.
-شیرکو بیکس
