en
Feedback
آواز قو 🦢در برکه🦢

آواز قو 🦢در برکه🦢

Open in Telegram

کانال شعر و دکلمه پستهای زیبا موسیقی های منتخب

Show more
527
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
شب فرا می رسید و من غصه هایم را ورق می زدم بعضی ها قابل تحمل بودند برای خیلی ها هم بغض کرده ام اما وقتی به غصه ی زندگی نکرده ام رسیدم سکوت بود و من و حرف های ناگفته ای که باران شدند ... به قلم زیبای جناب محمــدبشیـرے✍ #آوا_پروین 🎤 شبتـــــون درآرامش

. فائقه معتمدی خیلى قشنگ میگه : یک روز رسد غمی به اندازه کوه یک روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه ی زندگی چنین است در سایه ی
. فائقه معتمدی خیلى قشنگ میگه : یک روز رسد غمی به اندازه کوه یک روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه ی زندگی چنین است در سایه ی کوه باید از دشت گذشت.

✍ناشناش 🎤🎤:ساواش دکلماتورخوش اوای کانال ۰۴/۱۱/۱۶

چه زیبا رفت و آمد دارد این عشق به دل احساس زیبا کارد این عشق برای درک احساسی خوشایند درون دل چو شبنم بارد این عشق #علی_حیاتی ✨✨✨✨✨✨✨ - وطن را تازه فهمیدیم ؛ آن‌جا که دریافتیم نامِ دیگرش ، هم‌وطن است . @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻

دیدنی‌های هایی از ایران ✨🌻✨ @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨

وقت باريدن باران اي دوست هر کسي تنهاست توي تنهايي پسري را باران شاعر کرد دختري را گرياند. پشت اين پنجره من مي شنوم ريزش باران تنهايي را مي خواند ريزش باران تنهايي را مي‌گويد. وقت باريدن باران بود که کسي را از مرز باد با خود آورد وقت باريدن باران بود که جواني لاغر ظاهر شد در کوچه و زني نادم شد وقت باريدن باران بود #هوشنگ_چالنگی #شقایق_بافرانی ✨🌻✨ @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨ 🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻

عمري به هر کوي و گذر گشتم که پيدايت کنم  اکنون که پيدا کرده ام ، بنشين تماشايت کنم الماس اشک شوق را تاجي به گيسويت نهم  گل هاي باغ شعر را زيب سراپايت کنم بنشين که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر هر لحظه خود را مست تر ، از روي زيبايت کنم بنشينم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت  وين جان بر لب مانده را مهمان لبهايت کنم بوسم تو را با هر نفس ، اي بخت دور از دسترس  وربانگ برداري که بس ! غمگين تماشايت کنم تا کهکشان ، تا بي نشان ، بازو به بازويت دهم  با همزماني ، همدلي ، جان را هم آوايت کنم اي عطر و نور توامان يک دم اگر يابم امان در شعري از رنگين کمان بانوي رويايت کنم بانوي روياهاي من ، خورشيد دنياهاي من  اميد فرداهاي من ، تا کي تمنايت کنم ؟ #فریدون مشیری آوا : بانوی مشرقی

تا مهر تو در دشت دلم پابرجاست دنیا به نظر مثل بهاری زیباست ای عشق!امیدم شده‌ای باور کن هم‌ جان منی، عمر منی تا دنیاست #به قلم زیبای جناب علی‌خوش‌قامت✍ #آوا_پروین 🎤

در این غروب زیبا براتـون یک دنيا لبخنـد🥰 ولحظاتے سرشاراز آرامش آرزو میڪنم.... غروب زیباتون بخیر ‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌

#فاضل_نظری گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود خوش باش که یک چند در آن راه دویدی... عصرتون دلارام

sticker.webp0.29 KB

به شب رسیده‌ام و ماه در بساطم نیست بگو به آینه‌ها آه در بساطم نیست به چاه زندگی افتادم و طنابی که مرا درآورد از چاه، در بساطم نیست سلاح جنگ ندارم ز من مترس ای زاغ مترسکم! که بجز کاه در بساطم نیست به کیش و ماتیِ خود هرچه مهره داشته‌ام به صفحه چیده‌ام و شاه در بساطم نیست مرا ز شادی خود شاد کن که من چیزی بجز همین غم جانکاه در بساطم نیست اشاره می‌کنی از آن سر جهان به سفر مرا که توشه‌ی این راه در بساطم نیست بگو به آینه‌ها روی برنگردانند بگو به آینه‌ها آه در بساطم نیست... 🖌علی_ارجمند    🎤بانوی مشرقی @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨

زندگی شرشر باران رنج است و شعرهایم کارگاه چترسازی سیاری واژه‌هایم مجانی‌اند جز اشک مهمان دیگری نمی‌خواهند چشم‌هایت؟ 🎤نازنین استادم بانو مهری چراغی موژان 🦋 ✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻✨

#آوای_صائب شاعر :حافظ دکلمه :خانم شیرانی طلوع @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻

🔘شعر و خوانش: مهشیدکاوه 🔹 🔸 خدا کُند که به سوگندِ مُرده برگردی به چشمِ عاشقِ هرچند مُرده، برگردی اگرچه مرده‌ام اما بیا به دیدارم که مثل روح، به لبخندِ مُرده برگردی میانِ ساقه‌ی مغزم تو خونِ تازه شوی شبیهِ آب، به آوندِ مُرده برگردی خزان رسیده به قلبم، بیا جوانه بزن که با بهار، به پیوندِ مُرده برگردی تو بالِ سبز رهایی، که مثلِ هرچه نفَس به این پرنده‌ی دربندِ مُرده برگردی سلاحِ این زنِ غمگین، به‌غیر گریه نبود خدا کُنَد که به ترفندِ مُرده برگردی #مهشیدکاوه @Awazgho ✨🌻✨🌻✨🌻✨🌻

ﮔﻔﺘﯽ ﺑﯿﺎ، ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺠﺎ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﺮﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ می‌خواهم ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻭﺻﻠﺖ می‌دهم ﺟﺎﻡ ﺍﻟﺴﺘﺖ می‌دهم ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ . ﮔﻔﺘﯽ ﭼﻮ ﺭﺳﺘﯽ می‌دهم ﮔﻔﺘﯽ ﭘﯿﺎﻟﻪ ﻧﻮﺵ ﮐﻦ. ﻏﻢ ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﯽ، ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻩ‌ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﻫﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺖ می‌کنم، ﭘﺮ ﺯﺍﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﺖ می‌کنم ﮔﻔﺘﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﻮﺩﺁ مولانای جاااان.

به شب رسیده‌ام و ماه در بساطم نیست بگو به آینه‌ها آه در بساطم نیست به چاه زندگی افتادم و طنابی که مرا درآورد از چاه، در بساطم نیست سلاح جنگ ندارم ز من مترس ای زاغ مترسکم! که بجز کاه در بساطم نیست به کیش و ماتیِ خود هرچه مهره داشته‌ام به صفحه چیده‌ام و شاه در بساطم نیست مرا ز شادی خود شاد کن که من چیزی بجز همین غم جانکاه در بساطم نیست اشاره می‌کنی از آن سر جهان به سفر مرا که توشه‌ی این راه در بساطم نیست بگو به آینه‌ها روی برنگردانند بگو به آینه‌ها آه در بساطم نیست... 🖌علی_ارجمند    🎤بانوی مشرقی

🖌شاعر_قیصر_امین_پور       🎤بانوی مشرقی 💫آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد ، کس به داغ دل باغ ، دل نداد ای وای ، های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست «بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت «آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست💫