7 522
Subscribers
No data24 hours
-207 days
-50730 days
Posts Archive
7 522
برای دوستِ آسیب دیدهاش نوشت:
گرچه زخم روی تن و روح تو بود؛ اما دردش
تا استخوانهای من هم رسید.
7 522
چیزی که اسمش را نمیشود گذاشت عشق!گاهی وقتها، عشق شکلِ خونمُردگی دارد. نمیسوزاند؛ نمیخراشند؛ فقط میماند. با رنگِ بنفش، زیرِ پوست.
7 522
حس میکنم مدتهاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم؛ غرق میشوم و خفه نمیشوم؛ میسوزم و جان نمیدهم.
در پایانِ بی پایان به سر میبرم..
7 522
کسی چه میداند
من امروز چند بار فرو ریختم؛
چند بار دلتنگ شدم؛
از دیدنِ کسی که فقط پیراهنش شبیه تو بود!
