7 522
Subscribers
No data24 hours
-207 days
-50730 days
Posts Archive
7 522
من هر روز خودم را مجبور میکنم که به تو فکر نکنم؛
و تو چه میدانی که سعی برای فراموشی، چقدر دردناکتر از یادآوری است.
7 522
نمیدانم ویکتوریا
تو زندگی مرا به گونهای تباه کردی
که حتی از موسیقی مورد علاقهام هم سیرم..
مگر که بودی؟
7 522
موجودِ عجیب و مضحکی شدهام
شعورم درست کار میکند ولی احساساتم؛
چطور بگویم؟ کنده شده، نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبستهام و نه به کسی علاقهمندم.
آنتونچخوف
7 522
میپنداشتم او با همه فرق دارد نجاتم خواهد داد؛
فرق داشت،
اما نجاتم نداد،
بقیه اگر رهایم کردند او غرقم کرد.
غرق غرق و غرق..
