en
Feedback
‌‌ ئ‌گانه ;

‌‌ ئ‌گانه ;

Open in Telegram
322
Subscribers
-324 hours
-127 days
-2230 days
Posts Archive
فقط با آتیش میشه ترسوند گرگارو-

دل من تنگه ولی خب گله دارم من ی مقداری ازت ...

دستای پاک شده از سیل خون .

غم اومد .

بزرگ شدیم مثل شایعه ای در روستا ..

کبرنا مثل الشاعه فی قریه

تف تو دلی که نمونه راز توش .

مداد مشکیمو بده یکم سیا قلم دارم چندتا چش و ابرو میخام که از زمین ورم دارن بزار یکم قبل رفتنم برات عشق بکشم خط خطی کنم اومد هرچی چیز زشت به چشم ..

در دل من چیزی ست ؛ مثل یک بیشهٔ نور ، مثل خواب دم صبح ؛ و چنان بی تابم ، که دلم می‌خواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه ، دورها آوایی ست ، که مرا می‌خواند .

این روز ها من دیگر دوست داشتنی نیستم!

سپردمت دست خدا که بی خدافظی نری ...

صدایت را که می‌شنوم، خورشید در دلم طلوع می‌کند…

میانِ کتاب‌ها گشتم میانِ روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار، در خاطراتِ خویش در حافظه‌یی که دیگر مدد نمی‌کند خود را جُستم و فردا را

من واست پر بودم از رویا.

آمده بود از دل ِما رد بشود ؛ دل ِما انگار محل ِگذر است .

گرچه او هرگز نمیگیرد ، ز حال ما خبر درد او هرشب ، خبرگیرد ز سرتا پای ما...

دوست دارم که خودم را ز خودم دور کنم . خودِ من با خود من در خود من می‌جنگد ‌.

صدبار گفتم میروم یکبار نشنیدم بمان . یکبار گفتی میروم صد قفل کردم خانه را ...

تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت ‌.

دوست دارم که خودم را ز خودم دور کنم . خودِ من با خود من در خود من می‌جنگد ‌.